முதல் 200 வரிகள்.
زيرنويس از مهدي shine021
بدنم دشمنم شده.
اما اینجام، فقط یه ذرهی دیگه از زمین.
اقیانوس اهمیتی به بیماری نمیده
یا زندگی و مرگ.
به تقلاها و دردهای ما اهمیتی نمیده.
یا اینکه من همهچیزم رو میدادم...
...برای یه تابستون آخر مثل این.
برای یه طلوع آخر...
...با اون.
زيرنويس از مهدي shine021
رای. رای.
رای!
بجنب، بجنب، بجنب!
گرفتمش. باشه.
باشه، نفس بکش.
نفس بکش، رای. باید نفس بکشی عزیزم.
در این مرحله، اورایا، شدیداً توصیه میکنم عمل جراحی کنی.
هنوز این شانس هست که بتونیم همهی تودهها رو برداریم،
و دیگه دچار حملهی تشنجی نشی.
اما به همون اندازه هم ممکنه حافظهم رو از دست بدم.
آدمها، مکانها، راه رفتن، رقصیدن، زندگی کردن.
هر چیزی که منو تبدیل به یه آدم میکنه.
رای، داریم دربارهی زندگی خودت حرف میزنیم.
دقیقاً مامان. زندگی خودمه.
باشه، میتونیم داروت رو بیشتر کنیم،
ولی به احتمال زیاد عوارض جانبیش هم بیشتر میشه.
بهتره زنگ هشدار بذاری که هیچ نوبتی از دارو رو از دست ندی،
وگرنه داروها درست اثر نمیکنن.
میتونی به این کار پایبند بمونی؟
رای. رای.
عزیزم، میدونم باعث میشن حال خیلی بدی داشته باشی.
اصلاح میکنم.
نمیذارن هیچ حسی داشته باشم.
خیلی خب، لنا، حتماً یه راننده رزرو کن که اون رو ببره
-هر جا که میخواد بره. -آره.
ضمناً یه داروخانه دو خیابون اونطرفتر از هتل هست
که میتونی نسخهش رو اونجا بپیچی.
غیر از این، فقط باید حواسمون به چیزهای معمول باشه
که برای صرعش باید رعایت کنیم:
نورهای چشمکزن، خواب کافی،
بدون استرس و بدون الکل.
عالیه. من و راهبهها قراره تابستون حسابی خوش بگذرونیم.
خب، روزهای اول تا چهارم خیلی شلوغن
بهخاطر مدیر لوکیشن و وکیلهای ردویِن.
سعی میکنم یه وقتی برای استراحت جور کنم، ولی...
پس وقت گذروندن با هم چی؟
مامان، قول دادی جایی رو که بزرگ شدی بهم نشون بدی.
نه عزیزم، قراره کلی با هم وقت بگذرونیم.
شش هفتهی کامل وقت داریم.
قراره خوش بگذرونیم. اینجا مایورکاست.
به شرطی که به قولت عمل کنی.
ممنون.
خب، بذار دوباره برنامه رو ببینم.
بله.
سلام.
خوش اومدید.
منتظرتون بودیم، خانم پرا.
-اوه، ایزولدم صدام کنید. سلام. -خوش اومدید.
خیلی ممنون. ممنون.
این دخترم، اوریاست. عزیزم.
-سلام. -یکم از پرواز خستهست.
-سلام. -چرا نمیری وسایلت رو بذاری و جا بیفتی،
منم توی اتاق میام پیشت، باشه؟
یه تماس کاری کوتاه دارم.
تیم خدمات مهمان ما مشتاقه
با شما آشنا بشه.
سلام،
به هتل ما خوش اومدید.
-سلام. -پروازتون چطور بود؟
-خوب بود. -عالیه.
اوه، ببخشید، یه چیزی اینجاست.
آخ!
تو تیکتاک دیدمش. بیست دقیقه طول کشید تا درستش کنم.
راستش رو بهم بگو،
ارزش داره برای چشم دیگه هم اینهمه وقت بذارم؟
با توجه به اینکه وقت شرکته، میگم آره.
هوم. ازت خوشم اومد.
دنبالم بیا. خب، اتاقت رو بهت نشون میدم.
از این طرف.
-راستی، من آمارا هستم. -من رایام.
خب، اینجا لابیه.
هر وقت کاری داشتی، میتونی اینجا پیدام کنی.
خب، چی شما رو به بهشت اسپانیایی ما کشونده؟
-مامانم داره یه معاملهٔ ملکی رو نهایی میکنه. -آهان؟
آره، شرکتش میخواد یه هتل جدید بسازه.
اوه، یه هتل دیگه. چه هیجانانگیز.
مردم محلی عاشقش میشن.
اصلاً جزیره رو میشناسی؟
نه. نه، اولین بارمه.
خیلی از تگزاس بیرون نرفتم.
واو، یه تگزاسی. چه موجود عجیبوغریبی.
خب رای، برای تفریح چه کارهایی دوست داری بکنی؟
اوه، نمیدونم.
شاید برم ساحل یا کنار استخر لم بدم.
این کارها رو حتماً میتونی بکنی، ولی کلی کار دیگه هم هست.
-غار دوست داری؟ -غار؟
مجردی؟
-آره. -وای، مردم محلی اینجا خیلی جذابن.
یه ترکیب عجیبوغریبن از کارتاژیها و بعد رومیها،
و بعد هم مهاجرهای کاتالان از فرانسه و اسپانیا.
هرچی باب میلته، اینجا انگار بوفهٔ رابطههای یهشبهست.
راستی، اگه بزها رو روی درخت دیدی، تعجب نکن.
-بز روی درخت؟ -آره، بز روی درخت.
خلاصه، حرفم اینه که
تابستونی در پیش داری که تا آخر عمر یادت میمونه.
خب، اتاق مادرت اونطرف راهروئه
و اینم اتاق توئه.
شرکت مادرت جای فوقالعادهای ساخته.
آره.
ببخشید.
میذارم وسایلت رو جابهجا کنی و جا بیفتی.
اگه هر چیزی لازم داشتی، پایین بهمون زنگ بزن.
خداحافظ. بایبای.
ممنون، آمارا.
خب، برنامهٔ فردا چیه؟
من که برنامهم پره.
جلسه پشت جلسه دارم و برنامهریزی مهمونی.
چه مهمونیای؟
یه مراسم خیریه.
آره. علاوه بر اینکه راضیشون کنیم اجازه بدن هتل رو بسازیم
برای نشون دادن حسننیتمون، داریم یه مرکز هنری میسازیم
-برای بچههای مایورکا. -چه خوب.
همهچی خوبه؟
فقط... شرکت.
زنگ زدن ببینن پاییز برمیگردم سر کار یا نه.
ولی برمیگردی، مگه نه؟
فقط لازمه این تابستون استراحت کنی.
بعدش دوباره میافتی رو غلتک.
آره.
امشب همهمون میریم بیرون تا جشن بگیریم
که فصل تموم شده.
کاش اینجا بودی.
چهطوری؟
داروی جدید کمکت میکنه؟
اوه، خب... قطعاً باید بهش عادت کنم.
همهمون خیلی نگران تو بودیم.
اول از همه، این کارو نکن.
دوم اینکه، من خوبم.
مامانم برای فردا یه برنامهٔ کامل چیده.
میخواد جایی رو که بزرگ شده بهم نشون بده.
مامانت واقعاً یه ملکهست.
حرفی رو هم که زدم فراموش کن.
کاش همهمون اونجا پیش شما بودیم.
هوم.
خب، اگه اسپانیایی خوشتیپی دیدی، به من خبر بده.
-باشه؟ -آره، حتماً.
دوستت داریم عزیزم. بهم زنگ بزن!
- میبینمت، رای! -دوستت دارم.
-دوستت دارم. بای. - بای.
هی!
خب، حدود ۱۵۰ تا مهمون داریم.
وای، این خیلی قشنگه.
راستی رای، رنگ پوستتخممرغی رو دوست داری یا جو دوسر؟
چرا اسم همهشون باید از روی غذاها باشه؟
نمیدونم.
عزیزم، تو برو یه کار سرگرمکننده بکن
منم بعداً بهت ملحق میشم.
-میخواستم برم ساحل. -خب، فکر خوبیه.
راننده رو با خودت ببر. راستی!
داروی اضافه هم بردار. آب هم.
ضدآفتاب هم بزن، عزیزم.
-راستی، رای... -مواظب باش؟
خوش بگذره.
خامهٔ نارگیلی حرف نداره.
دیدی؟ وانمود میکنه براش مهم نیست، ولی هست.
هوم.
-سلام. -سلام.
صبح آرومی داشتی؟
چرا؟
چشمات.
-آها. -خط چشمت رو خیلی دوست دارم.
ممنون.
خب، کجا بریم؟
راستی، میخواستم ازت بپرسم ساحل خوبی سراغ داری؟
فکر کنم دقیقاً یه جای مناسب میشناسم.
-یه جای دنج و کشفنشدهست. -وای.
-ممنون. -خوش بگذره.
عالیه.
میتونم کمکتون کنم؟
نه، نه.
خیره شدن کار بیادبانهایه، خانوم.
من که... خیره نشده بودم.
فقط داشتم...
پشت سرتون رو نگاه میکردم.
وای، چه منظرهٔ خوبی.
خب، من دیگه میرم.
-آره، بهتره بری. -ببخشید؟
گفتم بهتره بری.
من کاری کردم؟ مشکلی داری؟
آره، اتفاقاً مشکل دارم.
این ساحل مخصوص محلیهاست.
ما ترجیح میدیم توریستها وقتی داریم آفتاب میگیریم، زل نزنن بهمون.
خیلی معذرت میخوام.
نمیدونستم این ساحل فقط مخصوص محلیهاست.
فقط میخواستم شنا کنم.
فکر کنم استخرِ
هتل مارس اَند مار براتون راحتتر باشه.
شما از کجا...
چرا؟
No comments yet. Be the first to leave one.