முதல் 200 வரிகள்.
قویتر از همیشه باشید به امید ایرانی آزاد
اسمم نیتن فیلدره و...
با نمرات درخشانی از یکی از بهترین دانشکدههای کانادا...
تو رشته کسب و کار فارغالتحصیل شدم.
الان قصد دارم با دانشم به صاحبان کسب و کارهای کوچیک...
کمک کنم تا توی این دنیای رقابتی کم نیارن.
در این برنامه نیتن در خدمته.
آلن هاریکیان صاحب فروشگاه تلویزیون اسپیرز...
واقع در پاسدانای جنوبیه...
که بیش از شصت ساله...
به اهالی اون محله، خدمترسانی میکنه.
ولی از زمانی که فروشگاه بستبای بزرگ و مجهزی...
با فاصله چند دقیقهای از فروشگاه کوچیکش تاسیس شده،
آلن به هیچ عنوان نمیتونه...
با قیمتهای نجومیشون رقابت کنه.
میزان فروششون واقعا مسخره است.
یعنی به هیچ عنوان نمیتونم باهاشون رقابت کنم.
اگه این شرایط ادامه پیدا کنه...
اسپیرز تیوی در خطر انقراض و نابودی قرار میگیره.
برای همین سری به آلن زدم تا ایده بلندپروازانهام...
برای پیشی گرفتن از بزرگترین رقیبش رو بگم.
تو با استراتژی فروش «تطبیق قیمت» بستبای آشنایی داری؟
آره، واقعا ناجوره.
یعنی واسه کسب و کارهای کوچیک به شدت مضره.
یکی از علل اصلیای...
که آلن به سختی میتونه با بستبای رقابت کنه...
اینه که رویکرد تهاجمی با استراتژی تطبیق قیمت دارن.
که به مشتریان تضمین میده اگر قیمت کمتری...
در فروشگاههای رقیب دیدن، با همون قیمت میفروشه.
اینطوری میزان فروشش از فروشگاههایی مثل اسپیرز بیشتر میشه.
ولی اگه آلن قیمت تلویزیونهاش رو به قدری پایین بیاره...
که عملا رایگان محسوب بشن...
بنا بر سیاست قیمتگذاری بستبای،
مجبورن مطابق اون قیمت تلویزیون بفروشن،
که به آلن فرصتی کوتاه میده...
تا بتونه انبار محصولاتشون رو به قیمت یک دلار بخره...
و اون تلویزیونها رو با هر قیمتی که خواست بفروشه...
تا سود کلانی به جیب بزنه.
نقشه: استفاده معکوس از سیاست تطبیق قیمت بستبای...
برای پر کردن انبار اسپیرز با تلویزیونهای یک دلاری.
اِم...
خیلی فکر خوبیه.
ممکنه کمی زمانبر و طاقتفرسا باشه.
خیلیخب.
الان سرت خیلی شلوغه؟
نه. راستش سرم خلوته.
یعنی تو خونه و زندگیت...
تعهد خاصی نداری؟
با کسی رابطه نداری؟
نه، تو رابطه نیستم.
من هم تو رابطه نیستم. پس...
آها.
میتونیم تماموقت جفتمون براش زمان بذاریم.
باشه. خیلیخب. مشکلی نداره.
بعد از کمی همفکری،
آلن پایه بود تا در ادامه قیمت یکی از...
تلویزیونهای اچدی سامسونگش رو...
به قیمت یک دلار بفروشه.
ولی به محض اینکه چنین تخفیفی علنا اعلام بشه...
ملت از همهجا میان اسپیرز تا تلویزیون یک دلاری رو بخرن.
من هم برای جلوگیری از این افراد سودجو...
که قراره بیان تمام تلویزیونهای یه دلاری آلن رو بخرن،
قانون سفت و سختی برای نوع پوشش تعیین کردم...
و از مشتریان خواستم برای ورود به فروشگاه باید لباس رسمی بپوشن.
بعدش تمام تلویزیونهای یک دلاری رو به محوطهای...
در پشت فروشگاه منتقل کردم...
و دیوار کاذبی دور اون محوطه کشیدم...
که تنها راه ورود بهش...
از طریق درب کوچیک و شصت سانتیمتریه.
در نهایت بین این درب و تلویزیون...
تمساح زندهای قرار دادم...
به این امید که مشتریانی که تا اینجا رسیدن...
در مورد تصمیمشون...
برای سو استفاده از این قیمت، تجدید نظر کنن.
با تدارکات پیشگیرانهای که صورت دیدیم،
حالا میتونستم تلویزیونها رو واسه آلن جور کنم.
بنا بر سیاستهای بستبای،
تطبیق قیمت برای هر مشتری، فقط شامل یک محصول میشه،
از این جهت برای بالا بردن شانس آلن توی خرید تلویزیون...
توی کرگزلیست فراخوانی دادم تا گروهی رو جمعآوری کنم...
که تو این خریدها کمکمون کنن...
و در عرض کمتر از یک هفته با کسایی که واسه آگهی...
اقدام کرده بودن دیدار کردم تا ببینم افراد درستی هستن یا نه.
خلاصه این شغل شامل خرید محصولات میشه.
خیلیخب.
کارت تو خرید محصول خوبه؟
اِم، فکر میکنم باشه.
اصلا منظورتون از خرید محصول چیه؟
یعنی بری تو مغازهای و یه محصولی بخری.
آره.
خیلیخب. عالیه.
تمام شش نفری که اقدام کرده بودن واجد شرایط این شغل بودن،
پس بعد از اینکه چند آگهی نصب کردیم...
و توی همون محل منتشر کردیم...
وقتش رسیده بود تا آلن...
تخفیف یک دلاریش رو به دنیا نشون بده.
درست در روز تبلیغ بزرگمون...
افراد سودجو در کمترین زمان جلوی فروشگاه صف کشیدن...
که یعنی باید سریع عمل میکردیم.
بعدش پشت فروشگاه با گروه خریدارانم دیدار کردم...
و به همهشون یه دلار دادم تا تلویزیونی بخرن...
و بعد سوار ون شدن تا به بستبای برن.
در همون حین، خودم تو فروشگاه موندم تا حواسم باشه...
که کسی انبار آلن رو غارت نمیکنه.
- سلام. - سلام.
- چه بهت میاد. - لطف داری.
- همچنین. - مرسی.
به محض اینکه آلن درب فروشگاه رو باز کرد...
کسب و کارمون رسما شروع شده بود.
- چه قشنگ. - کمکی از دستم بر میاد؟
اومدیم...
تلویزیون تخفیفدار رو بخریم.
محض اطلاعتون بگم ما اینجا نوع پوشش خاصی داریم،
اونجا رو دیوار قانونش رو نوشتیم...
عجب. تو تبلیغاتتون هیچ چیزی...
- در مورد پوشش نگفته بودین. - آره.
- آره. - اینطوری...
آخه دقیقا جلوی فروشگاه نصبش کردیم...
- تا همه ببینن... - آره، ولی دلیل نمیشه...
- این که داخله. - جلوی فروشگاهه دیگه.
داخل محسوب میشه. ما اون بیرون منتظر بودیم.
جلوی فروشگاه جاییه که ما توش منتظر بودیم.
مطمئن بودم عدهای ممکنه از این قانون عصبانی بشن...
برای همین فهرستی از...
لباسفروشیهای کرایهای محله تهیه کردم...
تا بهشون نشون بدم که اسپیرز به کسب و کارش اهمیت میده.
راستش به نظرم آدمهای خیلی خوبی هستین...
و میخوام بذارم وارد بشین...
ولی فکر میکنم با این کار دارم در حق مشتریانی...
که به قانون پوشش احترام میذارن، ظلم کردم.
آخه این...
نقشهام تو جبهه اسپیرز داشت جواب میداد.
پس از گذشت سی دقیقه از باز شدن فروشگاه...
دقیقا صفر محصول از تلویزیونهای یک دلاری خریداری شده بود.
در همون حین، روند کار خریدارانم به درستی داشت پیش میرفت...
و الان به فروشگاه بستبای رسیده بودن...
ولی بعدش در کمال تعجب، یکی از مشتریان واقعا برگشت...
و لباسی پوشیده بود که با قانون پوشش ما مطابقت داشت.
- این رو کرایه کردی؟ - آره.
در واقع از اینکه یک نفر اینقدر مصرانه...
یخواد وارد فروشگاه بشه، جا نخوردم،
ولی امیدوار بودم که موانع بعدیمون...
بتونه مشتری رو وادار به صرف نظر کنه.
خب، اینجا بخش تلویزیونهای یک دلاریه.
- خیلیخب. - اِم...
- بخش تلویزیونهای ویژه است. - آره.
- درش اینه؟ - آره.
این تلویزیونهامون گرونتره...
خیلیخب.
واسه همین تو اتاق جدا نگهدارشون میکنیم.
پس باید اون داخل برم. خیلیخب.
آره.
عجب. باشه.
دیگه قشنگ نیست. اِم...
آره.
شاید مشتریهامون مصر بوده باشن،
ولی به محض رویاروییشون با تمساحمون...
کاملا صرف نظر میکردن.
معذرت میخوام. خودم هم حس بدی دارم...
چون ما هم اینطوری یه دلار ضرر میکنیم. متوجهی؟
نقشهام موفقیتآمیز اجرا شد.
اون آقا تصمیم گرفت تلویزیون یک دلاری رو نخره.
هر مشتری دیگهای که بعدش مطابق قانون پوششمون اومد...
به محض دیدن هربرت، جا زد.
هربرت؟ هربرت چیه؟
ببخشید. مگه تلویزیون رو نمیخواستین؟
نه، خوشم نمیاد جایی برم که توش تمساح باشه.
به نظر میاومد همهچی داره مطابق نقشه پیش میره...
ولی بعدش به گوشم رسید که تو فروشگاه بستبای...
اوضاع اونقدر خوب پیش نمیرفت.
بعدش از نشون دادن آگهی تخفیف به فروشندگان اونجا...
به خریدارانم گفتن...
که شرکتشون قادر به تطابق قیمت در این میزان نیست.
ما با قیمت فروش واقعی فروشگاهها تطبیق میدیم. نه صرفا آگهی.
این هم فروشگاهه دیگه. قیمتش رو نشونتون دادم.
آره، ولی اینطور نیست.
متوجه نبودم علت این اتفاق چیه...
واسه همین از اسپیرز رفتم و عازم بستبای شدم...
تا ببینم خودم فرصت بهتری دارم یا نه.
راستش میخواستم بنا بر قانون تطابق قیمتتون، این تلویزیون رو یک دلار بخرم.
با اسپیرز تیوی تطابق قیمت نداریم.
چرا ندارین؟
چون از فروشگاههای رقیب این اطراف نیستن.
چرا دیگه. تو محدوده چهل کیلومتری اینجا واقع شده.
نه، نمی...
نمیتونیم با اونها تطابق قیمت بدیم.
فرقی نداره به کدوم فروشگاه زنجیرهای برین، هیچجا با این قیمت تلویزیون نمیدن.
حتی با وجود اعتماد به نفس و استعداد چونهزدن من...
خودم هم مشمول تطابق قیمت نشدم.
تا سه میشمارم،
اگر طی این مدت تلویزیونم رو بهم ندین...
از اینجا میرم، خب؟
یک، دو، سه.
از این خبرها نیست.
باورم نمیشد.
چطور ممکنه بستبای، یکی از شرکتهای مورد علاقهام،
به سیاست قیمتگذاریای پشت کنن...
که من رو مشتری خودشون کرده بود؟
کاشف به عمل اومد که کلاهبرداریای بیش نبوده.
ولی یه مسئلهای که ازش مطمئن بودم، این بود که وقتی شرکتهای بزرگ...
No comments yet. Be the first to leave one.