Séraphin: Heart of Stone

Séraphin: Heart of Stone (Séraphin: Un homme et son péché)

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

வெளியீட்டு விவரம்

séra phin un homme et son péché 2002 720p bluray dts5 1 x264-sbr
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian Séraphin: un homme et son péché 2002 زیرنویس فارسی فیلم

குறிச்சொற்கள்

bluray
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2026-03-04
பதிவிறக்கங்கள்: 16
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

سرافین: سنگدل

این پسرت عجب شیطونیه

بیا

آخرین شنبه‌ی ماه اوت بود

درست یازده سال از روزی که مامان فوت کرده بود می‌گذشت

اوضاع مغازه‌ی بابا هنوز روبه‌راه نبود

روزگار برای ساکنین سرزمین‌های شمالی سخت می‌گذشت

خوشی‌ها کمیاب شده بود

حداقل روزهای جشن و عید بود

هنوز تو رو نمی‌شناختم

منظورم اینه که البته هم رو دیده بودیم، اما فقط همین

اگه خیلی دلت می‌خواد شوهر کنی، برو سراغ لنگه‌دراز

همیشه دور و برت تلپ شده

که بچه‌هام ناقص بشن؟

اونم بچه‌های سالمی مثل هر کس دیگه‌ای نصیبش می‌شه

پس چرا خودت ازش نمی‌پرسی دونالدا؟

آخه باید عاشقش باشم

ته‌ِ تهش شش تا بچه! داشتن خانواده‌ی پرجمعیت وظیفه‌مونه

تو چند تا می‌خوای، سیمون؟

من بچه نمی‌خوام

سیمون

می‌دونی فرانسوی‌ها به ذرت‌های ما چی می‌گن؟

بهش می‌گن دانه‌ی سرخ‌پوستی

اون دو تا تلیسه‌ی جرزی‌ت

اگه تا سه ماه دیگه ۵۰ دلار رو بهم پس بدی، برشون می‌گردونی

جدی نمی‌گید، آقای پودریه

نونِ کره‌ی من به اونا بنده

زنم چی می‌گه؟

تو زندگیِ یه مرد، چیزای بدتری هم هست

بعضی وقتا آدم مجبوره یه چیزایی رو از زنش مخفی کنه

مگه نه، آقای لمان؟

یه فکری براش می‌کنیم

زمستونِ خوبی برای تله‌گذاری‌هات داشتی

حتماً پوست‌های روباه و مینکِ اعلایی داری

بله، اما... من ضمانت می‌خوام

من که بانکِ مردم نیستم

عجله کن مامان، دیرمون می‌شه

تو که هنوز لباس نپوشیدی

اون پیرمردِ پت‌پتی هم اونجا می‌آد؟ پت

بزرگترت رو مسخره نکن. زود باش راه بیفت

داری چیکار می‌کنی؟ هیچی

همه‌اش رو پس می‌دم

چطوری، بیدوی بیچاره؟ تا خرخره توی بدهی فرو رفتیم

آره، سرِ شوهرت داد و بیداد کن

اگه بخوای می‌تونم گورت رو گم کنم

مواظب باش الکسیس! این همه‌ی دار و ندارمه

برو دیگه

آتیشِ کوره‌ت رو بهش نشون بده! به اون؟

زن‌های سنت‌ژروم خاموشش کردن

همینه، الکسیس

جو! جو! جو

منصفانه نیست! دیدم چیکار کرد

داشت زیرجامه‌ش رو نشون می‌داد

شکستش دادی! لبِ مرزی بود

همین‌جا نگه دار

دخل رو خالی کردم تا باخت‌هام رو جبران کنم

بیچاره شدم

و باز هم همه‌اش تقصیر توئه

خیلی رو داری، بیدو لالوژ

شرطت رو عوض کردی

لعنت بهت

وقتِ بازارچه‌ست

نگو که باز هم نقشه‌ی آبادانیِ پدر لابل

الان نمی‌تونیم بریم. تا دو سال دیگه راه‌آهن می‌آد اینجا

ای آدمِ خیال‌باف

فکرش رو بکن، می‌تونستی تو سنت‌ژروم طبابت کنی

اون دهاتی‌ها رو نگاه کن

سلام آقای شهردار

آقای لالوژ

با بهترین لباس‌های یکشنبه‌شون دارن پُز می‌دن! هش

خانم معلم‌مون چه سرزنده است

تو تمام این سال‌ها بیوه بوده

اگه ما هم جای اون بودیم، همین کار رو می‌کردیم

به نظر من زن‌های درشت‌هیکل خیلی جذابن

چقدر پر و پیمون هستن. همیشه شاد و شنگولن

و خوش‌برخورد. تو این‌طور فکر نمی‌کنی؟

شکمِ اون خانم‌ها رو سیر کردن و لباس پوشوندن‌شون باید خیلی خرج داشته باشه

در مورد مجوز ساخت‌وسازتون، می‌بینم چیکار می‌تونم بکنم

ممنونم، آقای شهردار

اوه، پدر روحانی

اومدن‌تون به اینجا یه نعمتِ واقعیه

سَلَفِ شما مرد مقدسی بود، اما روی خودش تسلط نداشت

شنیدم می‌گفتن تا خرخره توی آب مقدس غرق شده بود

آب مقدس؟

باید حواست رو جمع کنی، الکسیس

این جذابیتت ممکنه باعث بشه فکر کنم حرفات از تهِ دله

یادت می‌آد پرسیدی می‌تونی معشوقم باشی؟

تو هشت سالت بود. من نه سال

گفتم «برو با عروسک‌هات بازی کن!»

یادت می‌آد من چی جواب دادم، نیم‌وجبی؟

«یه روزی، خودت می‌بینی

که به دستت می‌آرم!»

اون بوسه‌ی یه دختربچه نبود

هزار تا بوسه‌ی دیگه هم بوده

توی خیالم تمرین‌شون کرده بودم

گوش کن

من تو رو بردم کنار اون درختِ لبه‌ی پرتگاه

بارها اونجا رفته بودم، اما اون بار همه چیز فرق می‌کرد

نور و بوی جنگل

با وجودِ اطمینانِ ظاهری‌م

می‌ترسیدم وادارم کنی بگم «بسه»

چون اون کار گناه بود

و نمی‌دونم آیا می‌تونستم در برابرش مقاومت کنم یا نه

قول می‌دم تا سی‌ام تسویه کنم

خانم بروشو، اون ۸ دلاری که از قبل تو حسابتون بود رو فراموش نکنید

منم باید بدهی‌هام رو پرداخت کنم

می‌دانستم که به آقای لالوژ کمک می‌کنید

بفرمایید. نامه داری، آقای شهردار

لعنت بهش، آخه کی واسه من نامه می‌نویسه؟

از آمریکاست

اینجا رو امضا کنید

می‌دونم، دستِ من مثل دستِ تو نرم نیست

همیشه مشغولِ کارِ سختم

می‌دونی، سرافین

کبک نگرانِ مشروباتِ غیرقانونیه

حتی اینجا توی سنت‌ادل

اگه بویی از کارِ خانم مالتر ببرن

شنیدم حتی درخواستِ بازرسی دادن

خیلی سر و زبان‌ها افتاده

نگران نباش، اِف.ایکس

هر چی مردم بیشتر حرف بزنن، واقعیتش کمتره

رسمِ استقبال این نیست

اون لبخندِ قشنگت رو کجا قایم کردی؟

کی ممکنه شکایت کرده باشه؟

خب معلومه که نمی‌گن

کبک از شورا می‌خواد مجوزِ خانم مالتر رو تعلیق کنه

حیف شد که توی جلسه‌ی شورا شرکت نمی‌کنی

چرا نمی‌کنم؟

یه مرد همیشه نمی‌تونه به وظیفه‌ش عمل کنه

من به عنوان منشی، باید درخواستِ کبک رو مطرح کنم

پولیدور، باید زمان بخریم

سیاست یعنی همین

من نمی‌تونم به مردم کلک بزنم

ای لعنتی! تو داری به شهر کمک می‌کنی، نه فقط به من

زودتر، داره می‌آد! منتظرم بمون

نه، همیشه تهش برمی‌گرده به سن و سال

با این حال، بهشون خوش گذشت

و توبه‌ی خالصانه چی؟

اوه، من پشیمونم

اما برای یه زن راحت نیست که تنها بمونه

و... پروردگارِ مهربون من رو این‌جوری آفریده

پُرشور و حال

دستِ خودم نیست، توی خونمه

چی شده، سیمون؟ هیچی

نمی‌خوام حرف بزنم

به هر حال، به نظر می‌آد قضیه جدیه

نکنه باردار شدی؟

نمی‌دونم چیکار کنم

سردفتر بالاخره یه روزی می‌فهمه

من رو بیرون می‌کنه

من

اگه بخوای

شاید بتونم نامِ خودم رو روی بچه بذارم

اگه من رو قبول کنی

اون‌طوری

هیچ‌کس شک نمی‌کنه

و مجبور نیستی برای اون مردکِ نردبون کار کنی

نه، تو نمی‌فهمی

من این بچه رو نمی‌خوام

نمی‌خوامش

این رو نگو، سیمون

این‌طوری نگو

یه شکایتِ لعنتی

یه نفر از همین‌جا

باید فرستاده باشتش کبک. یه نفر که سواد نوشتن داره

توی شهرِ کبک، هر چیزی که به مشروب ربط داشته باشه

مستقیم می‌ره تو اعصاب‌شون

هی، اووید، بیا این‌طرف! آره، آره

اگه می‌تونستم، پولت رو پس می‌دادم

اما همین الانشم بهترین پوست‌های روباهم رو از دست دادم

فکرش رو بکن، بهش رأی دادم

نگرانِ مجوزت هستم

شاید بتونم

سردفتر رو راضی کنم

که شکایت رو توی شورا مطرح نکنه

خداوند پاداشتون رو می‌ده آقای پودریه

امیدوارم نه به این زودی‌ها

در این بین

شاید بتونیم

بابت زحمتی که می‌کشید، چیزی بهتون بدیم

وقتی دختربچه بودم و توی تختم دراز می‌کشیدم

به سایه‌هایی که بالای سرم می‌لرزیدن نگاه می‌کردم

وحشت داشتم که نکنه لولوخورخوره باشه

خودم رو قایم می‌کردم تا پیدام نکنه

اما نمی‌تونستم جلوی خودم رو بگیرم و نگاه نکنم

تو من رو نمی‌ترسونی

دوستت دارم، دونالدا

یادت می‌آد پرسیدی

که آیا دو نفر، یه زوج، می‌تونن آزاد باشن؟

جوابی براش پیدا کردی؟

ما برای مدتِ طولانی دو نفر نمی‌مونیم

اما باید بدونم که تو هم با من هم‌رویا هستی

بچه‌دار شدن آسونه

تو هیچ بچه‌ای نمی‌خوای؟

چرا که نه

اون چیزی که سخته، خوشبخت کردن‌شونه

و جون کندن برای آباد کردنِ این زمین

پس برای تو الکسیس، خوشبختی کجاست؟

می‌خوام پیشِ تو باشه

اما اینجا توی سنت‌ادل نخواهد بود

Séraphin: Heart of Stone subtitles in other languages

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left