Back in Action

Back in Action

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

வெளியீட்டு விவரம்

Back in Action 2024 WEBRip
கருத்துரை வழங்கியவர் HosseinTL
🆔 حسین رضایی و عاطفه بدوی | FilmKio.Com 🆔

குறிச்சொற்கள்

webdl
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2025-01-17
பதிவிறக்கங்கள்: 402
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

‫الو؟

‫خیلی‌خب. ام‌آی6 تأیید رو داد

‫هدف تو بازیه

‫- وارد عمل بشید ‫- باشه

‫هی عزیزم. ‫چراغ سبز رو دادن. حاضری؟

‫- دیگه جدی داره دیرمون میشه عزیزم. باید بریم ‫- باشه. الان میام

‫پنج دقیقه پیشم همینو گفتی

‫فقط یه دقیقه

‫دختر، من تو رو می‌شناسم. ‫وقتی بیست دقیقه می‌خوام اینو میگی

‫خیلی‌خب، من میرم ماشین رو سر و ته کنم

‫نه، نه

‫- هوم؟ ‫- مهمونی بچه‌هاست

‫پس شاید بهتره که...

‫- جفتشون ‫- عه؟

‫و این

‫اوه، مت. چه ماشینی

‫متوجه هستی که حساب هزینه‌هاتون

‫محدودیت داره دیگه، نه؟

‫وقتی داری هویت جعلیت رو زندگی می‌کنی، ‫نمی‌تونی کم بذاری چاک

‫- مگه خودت اینو یادمون ندادی؟ ‫- ماکا رو یادته؟

‫دیدم نیم میلیون دلار رو از دست دادی

‫فقط برای اینکه با تثلیثی‌ها ‫اوکی بشی

‫یه پیشنهاد

‫این مأموریت رو انجام بدین، ‫می‌ذارم ماشین رو نگه دارین

‫واقعا؟

‫- نه ‫- می‌دونستم

‫امروز، قراره دلال‌های فرانسوی اسلحه باشین

‫آقا و خانم لمیوی واقعی کسالت دارن

‫تمرکز کنین. برو بریم

‫بالتازار گور، کا.گ.ب سابق، ‫حالا رئیس ولکاست

‫و یکی از خطرناک‌ترین تروریست‌های ‫اروپای شرقیه

‫شاید تولد بچه‌ش باشه، ‫ولی اصلا دست کم نگیرینش

‫باید همرنگ جمعیت بشین. ‫سعی کنین پیداش کنین

‫تو دوربین‌ها نمی‌بینیمشون

‫اینجا رو باش. ‫همه اینا برای یه بچه هشت ساله؟

‫امکان نداره این بچه تهش لاشی نشه

‫نابود کردن یه بچه ‫راه‌های زیادی داره

‫زوم کن. اونجا

‫شوخی‌تون گرفته حتما

‫- چیه؟ ‫- چی شده؟

‫می‌دونستم معرفی کردنتون به همدیگه خطرناکه

‫با هم می‌خوابین، مگه نه؟

‫فقط داریم نقشمون رو برای مأموریت بازی می‌کنیم

‫علامت تجاریه دیگه. بیخیال چاک

‫اگه امروز اسیر بشین، ‫به نفعتونه بهتر از اینا دروغ بگین

‫از پسش برمیایم. خودت می‌شناسی‌مون

‫- گور تو دیدمونه ‫- می‌دونین چیکار کنین. برید جلو

‫مسکال با پوست پرتقال

‫سلام. من میلودی لمیو هستم

‫فقط خواستم بهتون بگم ‫چه خونه زیبایی دارین

‫من گور هستم

‫بالتازار گور. ‫واقعا خوشحالم از دیدارتون

‫من از دیدارتون خوشحالم

‫اوه

‫- خب دیگه، از مهمونی لذت ببرید ‫- ممنون

‫صدا و اثر انگشتش رو گرفتیم

‫آفرین. حالا برید سراغ گاوصندوق. ‫طبقه بالا. دفتر گور

‫خیلی‌خب. حالا اثر انگشتش رو منتقل کنین

‫بالتازار گور

‫- دستگاه رو برداشتیم ‫- عالیه

‫- این چیه چاک؟ ‫- تا حالا اسم کلید آی‌سی‌اس به گوشت خورده؟

‫- کلید چی‌چی؟ ‫- سامانه‌های کنترل صنعتی

‫این یه شاه‌کلیده

‫برای یه سری از حیاتی‌ترین زیرساخت‌های دنیا

‫نیروگاه‌ها، سدها، راکتورهای هسته‌ای

‫ممکنه گور ازش برای تکرار چرنوبیل استفاده کنه

‫گرفتیم. اوضاع خیته

‫خروجی راه‌‌پله شرقی، بچه‌ها

‫زودتر

‫آفرین بچه‌ها. ‫حالا برید به محل قرار

‫بارون اندروز از ام‌آی6 اونجا ملاقاتتون می‌کنه

‫و... امیلی، قضیه کلید رو به بارون نگو

‫می‌دونم با هم یه گذشته‌ای دارین، ولی...

‫سر این قضیه به کسی اعتماد نداریم، خب؟

‫- امیلی ‫- بارون

‫خدا رو شکر خوبی. داشتم از نگرانی دق می‌کردم

‫- دق، ها؟ آره، یکم رنگت پریده ‫- مت

‫خب، امیلی، کِی برمی‌گردی انگلیس

‫و به یه آژانس اطلاعاتی درست حسابی ملحق میشی؟

‫هر وقت شروع کنن به استخدام ‫مأمورهای درست حسابی

‫آره، وقتی بحث آژانس مسافرتی باشه

‫شما خیلی کارتون درسته، ها؟

‫بله، ام‌آی6 در اختیارتون گذاشته. ‫سعی کنین روش خش نیفته

‫می‌دونم شما آمریکایی‌ها یکم خشن هستین

‫من که اینو توهین در نظر نمی‌گیرم

‫ببخشید، رفتم رو اعصابت؟ ‫حسودیت شده؟

‫- به چی حسودیم بشه؟ ‫- نمی‌دونم. فقط حسادت رو می‌شناسم

‫- بخاطر لهجه‌مه؟ ‫- نه، بخاطر لهجه نیست

‫بخاطر شخصیتته راستش، ‫ولی لهجه‌ت هم رو مخ‌ترش می‌کنه

‫شما زوج خیلی بامزه‌ای میشین

‫از سفرت لذت ببر امیلی

‫دیدنت همیشه مایه خوشحالیه

‫اینم سوییچت

‫سعی کن روش خش نندازی. بدرود! ‫(تقلید از لهجه انگلیسی)

‫چشم قربان. ببخشید سرکار

‫چه تقلید ضعیفی

‫خوش اومدید. من دیلن هستم. ‫می‌تونم کیف‌هاتون رو بگیرم؟

‫نه مرسی. ولی نوشیدنی. ‫شامپاین دارین؟

‫- البته ‫- عالیه

‫راستش، من نمی‌خوام. مرسی

‫شامپاین نمی‌خوای؟

‫- نه ‫- واقعا؟

‫معمولا بعد از کار یه پیک می‌زنیم

‫آره، ولی خب تو ارتفاع زیادیم، ‫آب بدنم کم شده

‫فقط الان حس شامپاین ندارم، می‌دونی؟

‫خیلی‌خب. الان مطمئن شدم یه خبریه

‫- جدی؟ ‫- جدی

‫نمی‌دونم چیه، ولی می‌دونم ‫تو یه چیزیت هست

‫حامله‌ام

‫چی‌چی شد؟

‫باباشم تویی

‫خب... حدس زدم باباش خودمم، ولی...

‫تو که با کس دیگه‌ای نیستی، هستی؟

‫نه. تو با کس دیگه‌ای هستی؟

‫نه. کس دیگه‌ای نیست، ولی تو...

‫مطمئنی حامله‌ای؟

‫نسبتا مطمئنم

‫عجب. چقدر تست بارداری

‫روی همه‌شون جیش کردم

‫ببین، نمی‌دونم چی تو ذهنته

‫ولی...

‫می‌دونم مدت زیادی نیست با همیم، پس...

‫پایه‌ام

‫چی؟

‫گفتم پایه‌ام

‫تا تهش

‫آدم موردعلاقه‌م قراره آدم موردعلاقه ‫جدیدم رو درست کنه

‫هستم

‫- همیشه حرف درست رو می‌زنی ‫- چون حقیقت داره

‫اصلا حالا که اینجوری شد، ‫دی، شامپاین بیار!

‫خود بطری رو بیار. ‫قراره جای دو نفر بخورم

‫قراره بچه‌دار شم حاجی

‫به جفتتون تبریک میگم. ‫خبر خیلی خوبیه

‫مطمئنی باهاش مشکلی نداری؟

‫چون تجربه بهم ثابت کرده

‫که حرفه‌ی ما خیلی با بچه‌دار بودن ‫جور نیست

‫خب، منم تجربه بهم ثابت کرده

‫که خانواده نداشتن چه حسی داره

‫همیشه فقط همینو می‌خواستم

‫منم

‫چیه؟

‫چیه؟ دهنم بو میده؟

‫- خوبی؟ ‫- فقط...

‫باید آب بزنم سروصورتم

‫ببخشید. دستشویی خرابه

‫این پرواز یازده ساعته‌ست

‫متأسفم

‫مت، دستشویی خرابه

‫دور شو ازش

‫کلید رو می‌خوایم

‫خیلی‌خب

‫همینجاست. ولش کن

‫ام!

‫- چیکار می‌کنی؟ ‫- فقط یه دونه هست

‫- نه! ‫- ام، وقت نداریم!

‫مراقب این بچه باش

‫ام، چیکار می‌کنی؟

‫ولم نکن!

‫خودت ولم نکن!

‫باشه، نمی‌کنم!

‫اون سطح صاف رو می‌بینی؟

‫- باشه، منو بگیر! ‫- گرفتم!

‫وای خدا، تونستیم. ‫خیلی‌خب، زودباش

‫چیه؟ خوبی؟

‫دو تا دنده‌ام شکسته، ‫ولی به همین ختم نمیشه

‫ببین ام، نمی‌تونیم این کارو ادامه بدیم

‫بخصوص الان که بچه تو راه داریم

‫پس چی؟ ‫بریم غیرنظامی شیم؟

‫می‌دونستن ما تو اون هواپیماییم

‫لو رفتیم

‫خب چیکار کنیم؟ غیب شیم؟

‫خب... همه فکر می‌کنن ‫تو سقوط هواپیما مردیم، نه؟

‫- آره ‫- اینجوری فرصت می‌کنیم ناپدید شیم

‫آره، از نو شروع می‌کنیم

‫باید ارتباطمون رو با همه قطع کنیم

‫من می‌تونم. کلا کسی رو ندارم

‫تو هم مادرت رو داری

‫- باید با اونم قطع ارتباط کنی ‫- آره

‫چیزی رو از دست نمیدم

‫چاک چی؟

‫چاک چی؟ اون دوستمونه. ‫ولی این خانوادمونه

‫درک می‌کنه

‫همه زحمتایی که کشیدیم ‫رو بیخیال بشیم؟

‫حرفه‌مون، زندگی‌مون، ‫هر چی که بلدیم؟

‫درسته. چون همه‌چی الان عوض شد

‫می‌دونی که اگه قدرت داخل رونم ‫فوق‌العاده نبود

‫الان مرده بودی، نه؟

‫داخل رون‌هات نجاتم دادن

‫و نمردیم

‫- پس واقعا قراره این کارو بکنیم؟ ‫- معلومه، میریم تو کارش

‫ببین، نمی‌دونم قراره کجا بریم

‫نمی‌دونم چیکار باید بکنیم، ولی...

‫یه فکری می‌کنیم

‫اگه پایه‌ای منم پایه‌ام

‫من تا تهش پایه‌ام

‫- بهتره از اینجا بریم ‫- بریم

‫« بازگشت به میدان »

‫قشنگم، بهم بگو امروز چه روزیه دختر!

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left