முதல் 200 வரிகள்.
عزیزم، کیف پولم رو دیدی؟
ام، روی پاتختی نیست؟
آره
خب، گوش کن. میدونی که یکم دیرمون شده.
میدونم.
چطور به نظر میام؟ عالی.
موهام خوبه؟ حرف نداره.
اصلاً نگاه هم نمیکنی.
خوشگله. تو همیشه خوشگلی.
شماره تلفن و پیجر رو به رُز دادی؟
آره، گذاشتم رو یخچال. بریم، ها؟
خوبه.
باشه. من حاضرم.
اسم پرستار بچه چیه؟ رُز.
باشه رُز، ما داریم میریم.
وای، خانم هارفورد، فوقالعاده شدید.
اوه، ممنون. هلنا، آمادهای بری بخوابی؟
بله، مامان. میتونم بیدار بمونم و کارتون فندقشکن رو ببینم؟
ساعت چند شروع میشه؟ نه شب.
حتماً، میتونی اون رو ببینی. میتونم تا وقتی شما برگردین بیدار بمونم؟
نه عزیزم. برای اون یکم دیره.
خب، شماره تلفن رو یخچاله... باشه؟
و، ام، غذای زیادی اونجاست، پس برای خودت بردار.
ما نباید دیرتر از ساعت ۱ برگردیم خونه.
امشب تاکسیمون رو نگه میدارم تا شما رو برسونه خونه.
ممنون، دکتر هارفورد. دختر خوبی باشی، عزیزم.
شب بخیر. شب بخیر.
فردا صبح میبینمت. خوش بگذره.
ویکتور، ایلونا. آلیس، بیل.
آلیس. کریسمس مبارک. کریسمس مبارک.
کریسمس مبارک. ممنون که اومدین.
چقدر خوبه که هر دوتون رو میبینم. خیلی ممنون که اومدین.
به هیچ قیمتی از دستش نمیدادیم. آلیس، نگاه کن به خودت.
خدای من، تو محشری. اوه، ممنون.
و من این رو به همه زنها نمیگم. میگم؟
چرا، میگه. اوه، میگه؟
هی، اون استئوپاتی که منو پیشش فرستادی، همون که روی بازوم کار کرد؟
باید الان سرویس زدنم رو ببینی. یارو محشره.
اون بهترین آدم تو نیویورکه.
با دیدن قبضش میتونستم بهت بگم.
گوش کن، برو تو، یه نوشیدنی بخور، از مهمونی لذت ببر.
یکم دیگه میبینمت. ممنون.
ممنون که اومدین. ممنون. خداحافظ.
کسی رو اینجا میشناسی؟
حتی یک نفر.
به نظرت زیگلر چرا هر سال ما رو به این جور مهمونیا دعوت میکنه؟
این عواقب ویزیتهای خونگیه.
اون یارو رو پای پیانو میبینی؟
من با اون تو دانشکده پزشکی بودم.
واقعاً؟
برای یه دکتر خیلی خوب میزنه.
اون دکتر نیست. انصراف داد.
خانمها و آقایان، امیدوارم بهتون خوش بگذره.
گروه الان یه استراحت کوتاه میکنه.
و ده دقیقه دیگه برمیگردیم.
ممنون.
بیا بریم بهش سلام کنیم.
عزیزم، من شدیداً باید برم دستشویی.
تو برو و سلام کن و من، ام، کجا میبینمت؟ تو بار؟
خوبه.
نایتینگل.
نیک نایتینگل. اوه، خدای من. بیل.
بیل هارفورد. چطوری رفیق؟
چقدر شد؟ اوه. خدای من، نمیدونم. ده سال؟
و چند سال دیگه. آره.
وقت داری یه نوشیدنی بخوریم؟ حتماً.
اصلاً عوض نشدی.
اوه، ممنون، فکر کنم. خب، چطوری؟
بد نیستم، میدونی. بد نیستم. آره؟
میبینم که پیانیست شدی.
اوه، بله. خب، دوستام اینطوری صدام میکنن.
تو چطور؟ هنوز تو کار دکتری؟
خب، میدونی چی میگن. "یک بار دکتر، همیشه دکتر."
آره، یا در مورد من، هیچوقت دکتر نبودم و هیچوقت هم نخواهم بود.
هیچوقت نفهمیدم چرا ول کردی رفتی.
نه؟ حس خوبیه. من زیاد این کارو میکنم.
به سلامتی.
ببخشید. نیک، یه دقیقه بهت احتیاج دارم.
الان میام پیشت.
گوش کن، باید برم یه کاری انجام بدم. اگه بعداً ندیدمت...
دو هفته تو ویلیج هستم، تو یه جایی به اسم کافه سوناتا.
اگه فرصت کردی یه سر بزن. اونجا خواهم بود.
آره.
عالی بود دیدنت. آره، منم از دیدنت خوشحال شدم، رفیق.
ام، من...
فکر کنم اون لیوان منه.
اوه، من کاملاً مطمئنم.
اسم من ساندور ساواستیه. من مجارستانیام.
اسم من آلیس هارفورده.
من آمریکاییام.
از آشناییت خوشوقتم، آلیس.
تا حالا نوشتههای شاعر لاتین، اووید، رو درباره "هنر عشق" خوندی؟
مگه آخرش تنها نموند؟
و اشک میریخت؟
تو یه جایی با آب و هوای خیلی بد؟
اما اولش کلی خوش گذروند.
خیلی خوش گذروند.
امشب اینجا با کسی هستی، آلیس؟
با شوهرم.
اوه، چه حیف.
ولی خب، مطمئنم اون از اون جور مرداست که اگه برقصیم براش مهم نیست.
آلیس، چیکارهای؟
خب، در حال حاضر...
دنبال کار میگردم.
قبلاً یه گالری هنری تو سوهو رو اداره میکردم.
ولی ورشکست شد.
چه حیف.
من تو کار هنر چند تا دوست دارم.
شاید بتونم کمکی بکنم.
اوه.
ممنونم.
کسی رو میشناسی؟
شوهرم.
فکر نمیکنید یکی از جذابیتهای ازدواج...
اینه که فریب رو برای هر دو طرف ضروری میکنه؟
میتونم بپرسم چرا یه زن زیبا...
که میتونه هر مردی رو تو این اتاق داشته باشه، میخواد ازدواج کنه؟
چرا که نه؟
اینقدر بده؟
همینقدر هم خوبه.
نوآلا ویندسور رو میشناسید؟
نه. نه، و از آشنایی با هر دوی شما خیلی خیلی خوشبختم.
اِ، نوآلا چطور نوشته میشه؟
اِن-یو-اِی-اِل-اِی
منو یادتون نمیاد، نه؟
اِم...
یه بار خیلی بهم لطف کردید.
فقط یه بار؟ اوه، به نظر میاد اشتباه بزرگیه.
داشتم توی راکفلر پلازا یه جلسه عکاسی انجام میدادم...
تو یه روز خیلی بادی، یادتونه؟
و یه چیزی رفت تو چشمتون. تقریباً نصف خیابون فیفت اَوِنیو.
درسته. خیلی جنتلمن بودید.
دستمالتون رو بهم دادید.
که تمیز هم بود.
خب، این اون جور قهرمانیه که گاهی اوقات میتونم باشم.
میدونید چرا زنا قبلاً ازدواج میکردن، نه؟
چرا بهم نمیگید؟
تنها راهی بود که میتونستن بکارتشون رو از دست بدن...
و آزاد باشن با بقیه مردا هر کاری که میخوان بکنن.
اونایی که واقعاً میخواستنشون.
جالبه.
میدونید چی درباره دکترا اینقدر خوبه؟
معمولاً خیلی کمتر از اونی که مردم تصور میکنن.
اونا همیشه اینقدر...
دانا به نظر میان.
اوه، بله، خیلی دانا هستن.
درباره همه جور چیز.
ولی شرط میبندم خیلی سخت کار میکنن.
فقط به همه چیزایی فکر کنید که از دست میدن.
احتمالاً حق با شماست. خب...
خانومها، دقیقاً کجا میریم؟
دقیقاً؟
جایی که رنگینکمان تموم میشه.
جایی که رنگینکمان تموم میشه؟
نمیخوای بری جایی که رنگینکمان تموم میشه؟
خب، حالا، بستگی داره کجاست.
خب، بریم ببینیم.
ببخشید خانومها. دکتر هارفورد، متاسفم بابت قطع کردن حرفتون.
میخواستم ببینم میتونید یه لحظه با من بیاید؟
یه چیزی برای آقای زیگلر.
باشه.
ادامه داره؟
آره.
بیل، ممنون که اومدی.
اِم... یه... یه مشکل کوچیک اینجا داشتیم.
چی شده؟ خب، اون، اِم...
داشت مواد تزریق میکرد و... واکنش بدی نشون داد.
چی مصرف کرده؟
یه اسپیدبال یا اسنوبال یا هرچی که لعنتی اسمش رو میذارن، میدونی.
این... این هروئین و کوکه.
هروئین و کوکائین؟ آره.
اها. چیز دیگه ای؟
یه کم مشروب خوردیم. هیچی، واقعاً.
یه کم شامپاین. همین بود.
چقدره اینطوری شده؟
اِم، شاید پنج دقیقه، شش دقیقه، همچین چیزی.
اسمش چیه؟
اِم... مندی. مندی.
مندی؟
مندی؟
صدای منو میشنوی، مندی؟
صدای منو میشنوی؟
اگه صدای منو میشنوی، فقط سرتو برام تکون بده.
اگه صدای منو میشنوی، فقط سرتو برام تکون بده، مندی.
آها. صدای منو میشنوی.
میتونی چشماتو برام باز کنی؟ مندی، میتونی این کارو بکنی؟
بذار ببینم چشماتو باز میکنی. آها، یالا.
یالا، نگام کن. نگام کن.
نگام کن. نگام کن.
نگام کن. نگام کن، مندی.
خوبه.
خوبه.
من عاشق مجموعه هنری ویکتورم، شما اینطور نیستید؟
بله. عالیه.
تا حالا گالری مجسمههاش رو دیدید؟
نه. ندیدم.
اون یه مجموعه فوقالعاده از برنزهای رنسانس داره.
اون دوره رو دوست دارید؟
اِم. بله.
عاشقشم.
No comments yet. Be the first to leave one.