முதல் 200 வரிகள்.
یادت میاد اولین باری که شوهرت تو رو لخت دید؟
یادت میاد چه حسی داشتی؟
یادت میاد اون چه حسی داشت؟
ریدم تو این زندگی! ای وای من
پشمام! یا خدا
واو
بازم؟ آره لعنتی
آنی: خب، حالا شاید این یکی یکم سختتر باشه
یادت میاد دومین باری که شوهرت تو رو لخت دید؟
بث: آنی، میآی؟
دیرمون میشه. زن: بیدار شو خوابالو
زن ۲: آنی! گندش بزنن
سلام بچهها. من، اوه، کلاً خواب موندم
اوم، باشه. پس همونجا میبینیمت. آنی: باشه، حله
کونتو دیدم. همینطوری اونجا وایستاده بودی
دیدی؟
تا حالا کونتو ندیده بودم
چارهای نداشتم
آنی: ما تصادفی در رو باز گذاشته بودیم
یعنی اصلاً میتونی دنیایی رو تصور کنی
که توش تصادفی در رو باز بذاری؟
عاشق اینم که باهات سکس کنم
بدجور عاشقتم
آنی: واسه من و جی
چند ماهِ بعدی مثل یه خواب و خیال گذشت
پر از سکسهای لخت و عرقکرده و کثیف و فوقالعاده
اوکی، حله
اوه خدا
احتمالاً بعدِ این خیلی گشنهم بشه
خیلی وقته چیزی نخوردم
میتونم برات ساندویچ درست کنم
احتمالاً بتونیم با این آشغالایی که داریم یه بوریتو درست کنیم
باشه
اوه نه
یا مریم مقدسِ
آنی: و بیایم با حقیقت روبرو بشیم. (آه کشیدن)
شق کردنها
اوه خدا. سیخ کردنها رو یادت میاد؟
همه جا سیخ بود
اگه باد میوزید
اگه یه غذاهای خاصی میخورد
اگه هر فیلمی میدید
اگه خوابش میگرفت
اگه بیدار میشد
صبح بخیر
گاهی اوقات قسم میخورم آلتش
زودتر از خودِ جی میفهمید من اون دور و برام
آنی؟
هر جا میرفتیم، هر کاری میکردیم
یه فرصتِ دیگه واسه سکس کردن بود
فکر میکنی باید همینجا این کارو بکنیم؟
عزیزم، وجداناً فکر نمیکنم کسی
بفهمه داره چه اتفاقی میافته
آنی: بحث فقط سکس نبود
ولی میدونستیم که همیشه
یه سکسِ دیگه همین گوشه کنارهها منتظرمونه
بعدش، اون اتفاق افتاد
بابا
مامان
من و جی یه خبر مهم داریم
ما عاشق همیم، من حاملهم و داریم ازدواج میکنیم
چی گفتی؟ عزیزم، صبر کن. چی؟
مطمئنی؟
آره، سه بار تست دادم
نه عزیزم، نه، منظورم اینه که
مطمئنی الان وقت مناسبیه؟
جفتتون خیلی خیلی جوونید
و کی میدونه آینده چی میشه؟
اوم، گرگ؟
اوه، جی
آره. گفتی اهل کجایی؟
آقای و خانم گروونر، اوم
میدونم که تازه با هم آشنا شدیم
ولی همون دفعه اولی که آنی رو دیدم
فهمیدم که اون نیمه گمشدهمه
واسه همین فکر کنم وقتی منو بشناسید
نسبت به این لحظه
حس خیلی بهتری پیدا میکنید
چون من واقعاً دخترتونو دوست دارم
دوستت دارم
ای بابا. (خنده)
خب دیگه، با سکس خداحافظی کنید. (خنده)
بابا! وایستا
چی؟ چی؟
اونا درست نمیگن، مگه نه؟
نه، معلومه که نه
فکر نمیکنم
ما خیلی جوون نیستیم؟
جی: خب جوون که هستیم، میدونی؟
ولی قطعاً همدیگه رو میشناسیم
گرگ، درسته؟
بله، من گرگم
ببین، نظر من اینه
حق با اوناست
ما نمیدونیم آینده چی میشه
ولی اینم فکر میکنم که دنیا هر چی سمتمون پرت کنه
باید باهاش روبرو بشیم، مگه نه؟
آره، میدونی؟
ولی قضیه سکس چی؟
بازم دلت میخواد با من سکس کنی
حتی وقتی گنده و چاق و حاملهم
و بعدش هم که مادرِ یکی شدم؟
آره
آره؟ واقعاً؟
عزیزم، دودولِ من آینده رو میبینه
واسه همینه که بهش میگیم "نوستراداموسِ پایینتنه"
تو چی؟ تو دلت میخواد با من سکس کنی؟
آره، دلم میخواد باهات سکس کنم
آره؟ آره
میدونی چرا دلم میخواد باهات سکس کنم؟
کونم؟ بخاطر کونِت عزیزم
آنی: به خودمون قول دادیم هیچچی عوض نشه
که نذاریم عوض بشه
و با اینکه گاهی اوقات سخت بود
ولی یه جوری راهش انداختیم
اگه بتونی یه ذره بیشتر بچرخی
آره، به سمت راست
فکر کنم ردیفه
دیگه تهشه... شکمم نمیذاره
میدونی چیه؟ ممه رو میچسبم
آره، فقط مراقب باش، خیلی حساس شدن
اونم نه از راهِ خوبش
حله، خیلی آروم ممه رو میگیرم
باشه، یواش
و حالا نوبتِ ورودِ سالاره. (خنده)
این قراره بشه اسم آلبومم
آنی: ما مصمم بودیم و اغلب هم موفق میشدیم
بعدش "واقعه" رخ داد
لعنتیِ عوضی
عالی داری پیش میری عزیزم، دمت گرم
بهش بگو داره عالی پیش میره
سرش داره معلوم میشه، اگه میخوای ببینی
آره
واو
عجب سوراخِ منعطف و همهکارهایه
تو داری به من میگی
آنی: از اون لحظه به بعد همهچیز کاملاً فرق کرد
هیچ جوره هم نمیشد منکرش شد
اوه، من الان برمیگردم
آنی: نه اینکه تلاش نکرده باشیم
گرفتمش
و اگه یکیش کار رو سخت میکرد
دومی دیگه تقریباً غیرممکنش کرد
عزیزم (صدای خر و پف جی)
بیا آخر هفته دیگه سعی کنیم سکس کنیم
وقتی مامانم برای ناهار میاد اینجا، باشه؟
جوری ترتیبتو میدم که مثلِ یه
آنی: حالا، یادت میاد آخرین باری که
شوهرت تو رو لخت دید کی بود؟
جی. جی: آره
اینجا یکم کمک لازم دارم
اگه الان نرم تو و سریع دوش نگیرم، به کارم دیر میرسم
میشه جابجا شیم؟
آنی: میدونی، اصلاً بیخیال
سوال اصلی اینه که چطوری اون حس و حال رو برگردونی؟
جی: خیلی خب بچهها! بریم که رفتیم
کلایو، اگه میخوای لباس مدرستو بپوشی، باید زود عوض کنی پسر
اه، یه دقیقه، این خیلی مهمه
داری رو چی کار میکنی؟
این ارائه ویدئوی سالنامهمه
واسه فارغالتحصیلی دوشنبه
جی: خیلی خفنه پسر، دمت گرم
کجا یاد گرفتی این کارو بکنی؟ بابا خیلی راحته
هی، اینو با یه اسمِ دیگه
غیر از "ویدئو ۱" واسم ذخیره کن، باشه؟
خوبه، همون ویدئو ۱ـه
هی کلایو، ازت یه چیزی خواستم، درسته؟
واسه من قیافه نگیر
وقت رفتن به مدرسهست، تو ماشین میبینمت
نل، حاضری؟
بعداً
جی: خیلی خب اکیپ! بریم
صبر کن عزیزم، وایستا
من رفتم
منم رفتم
مامان واسم دو جور ساندویچ گذاشته، مربا و کره بادوم زمینی
اوه، آره عزیزم، واو
خداحافظ عزیزم، تو مسابقهت موفق باشی
نل: سر کار موفق باشی! مرسی عزیزم
جی: کلایو، کمربندِ خواهرتو ببند، باشه؟
عزیزم، همه وسیلههاشو برداشتی؟ آره آره، معلومه
یادت نره سر راه بگیری
لامپها، حواسم هست، هی
همه چی عالی پیش میره
خدا، یعنی واقعاً داره اتفاق میافته؟
قراره بلاگم رو بفروشم؟ یعنی واقعاً پول میگیرم؟
مگه میشه؟
اگه بشه عالی میشه، واسه همه چی
کلایو: بابا دوباره نمیتونم دیر برسم
آره! الان میآم بچهها! کلایو: بریم دیگه
آره کلایو! شنیدم
فقط من اینطوری فکر میکنم یا بزرگه داره یکم عوضی میشه؟
اینطوری نگو، جدی میگم عزیزم
نه، فقط دارم میگم داره مثلِ عوضیا رفتار میکنه
اینطوری نگو
هی، باید یه وقتی همین زودیا سکس کنیم
اوه، خیلی دوست دارم، آره منم همینطور
شاید پنجشنبه
عالیه، چون حس میکنم خیلی وقت گذشته
گذشته، مگه نه؟ جی: آره
No comments yet. Be the first to leave one.