The CEO Club

The CEO Club

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 1

வெளியீட்டு விவரம்

The CEO Club S01E02 Built for the Fire 720p AMZN WEB-DL DD 5 1 H 264-playWEB
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 2 The CEO Club 2026 زیرنویس فارسی سریال

குறிச்சொற்கள்

webdl
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2026-02-24
பதிவிறக்கங்கள்: 18
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

ما هر کدوم به سهم خودمون، آدم‌های قدرتمند و تاثیرگذاری هستیم

واقعاً افتخار می‌کنم که با چنین گروه فوق‌العاده‌ای از زنان همکاری می‌کنم

تازه دارم به کارها سرعت میدم

ما واقعاً بهترین کانسیلر خودتثبیت‌شونده رو تولید کردیم

من یه ورزشکار خیلی کله‌شق و جدی بودم

اما الان برند زیبایی جدیدم، یعنی «وین بیوتی» رو دارم

موسس بودن خیلی سخته. واقعاً فشار زیادی رو حس می‌کنم

وقت‌هایی که «جی‌آر» تازه فوت کرده بود، تو کنارم بودی

تو داری این شرکت عظیم رو اداره می‌کنی

هفته آینده میرم به یه همایش توی کارولینای شمالی

اوه. شوهرم «جی‌آر» فوت کرد

همین دو سال پیش

همه این‌ها خیلی سخت‌تر از اون چیزیه که مردم فکر می‌کنن

و من هم دربارش حرفی نمی‌زنم

صدای «جی‌آر» رو توی سرم می‌شنوم که میگه: «تو از پسش برمیای.»

ولی خودم نمی‌دونم که می‌تونم یا نه

سلام! کسی غذای چینی سفارش داده بود؟

سلام! (صدای بوسه)

خیلی گرسنه‌مه. می‌دونستم اینجایی، واسه همین

منم خیلی گشنه‌م بود. غذای موردعلاقه‌ت رو آوردم

داری برای مراسم VMA آماده میشی؟

دارم آماده میشم. خیلی هیجان دارم

خیلی استرس دارم. چرا؟ تو که کارت همینه

اجرای یه بخش از برنامه با منه

چند بار لباس عوض می‌کنی؟

خب، یکی برای فرش قرمز، یکی هم برای اون بخش. وای خدا

شاید هم موقع بیرون اومدن. چرا که نه؟

پس شد سه تا. سه تا

می‌دونی که، مثل اکلیل، هر چی بیشتر باشه بهتره. منو که می‌شناسی

می‌دونم، هر چی بیشتر بهتر. من مثل بقیه نیستم که

عاشق وقتیم که میگی شعارت «هر چی کمتر بهتر» نیست

آره، هر چی بیشتر بهتر. واقعاً همینطوره

سال‌هاست که «تالیا» رو می‌شناسم

باورت بشه یا نه، ما توی اینستاگرام با هم دوست شدیم

از طریق دوست‌های مشترک

هی، هی. از پسش برمیای. هی، هی، هی

اون واقعاً انسان فوق‌العاده‌یه

و با اینکه سختی‌های زیادی رو پشت سر گذاشته، همیشه یه ستاره باقی مونده

با این حال، هنوز هم به رشد و پیشرفت و تغییر مسیر ادامه میده

اون هم توی دنیایی که باید یاد بگیری چطوری تغییر مسیر بدی

اون هیچ‌وقت تسلیم نمیشه. همیشه سرسخت و بااراده‌ست

و همیشه دنبال کارهای جدیده. می‌دونی، اون مدام

می‌خواد برای دوستاش سنگ تموم بذاره و من عاشق این اخلاقشم

خب حالا از خودت بگو، چون می‌بینم حسابی مشغول کاری

یه همایش دارم. - جدی؟ نه بابا

آره. کجا هست؟

توی کارولینای شمالیه. و یه جورایی

اولین همایش بزرگیه که بعد از رفتن «جی‌آر» برگزار میشه. برای همین خیلی برام مهمه

سال اولی که «جی‌آر» فوت کرد، دل و دماغ الان رو برای کار نداشتم

نه. «جی‌آر» رهبر فوق‌العاده‌ای بود

اون راهنمای من بود

الان یه «لورن» دیگه متولد شده که خودم هم دارم تازه کشفش می‌کنم

و دلم برای لورن قدیمی تنگ شده. می‌تونی این مرحله گذار رو ببینی

دارم خودم رو وفق میدم

واو، لورن

سوال من اینه. این فرق می‌کنه

بیشتر از همه دلت برای چی... تنگ شده؟

برای زندگیم. نه برای اشیا، برای خودِ «جی‌آر»

کسی که بهت اعتمادبه‌نفس می‌داد

کسی که بهت حس می‌داد بهترین آدم روی زمینی

اون توی این کار نظیر نداشت

درکت می‌کنم، چون مادرم برای من همینطور بود

پر از شور و شوق. مثل مشوقم بود. درست مثل «جی‌آر»

دقیقاً، اون مشوق تو بود. همیشه ازت حمایت می‌کرد

ولی می‌دونی چیه؟ یاد گرفتم که خودم مشوق خودم باشم

آره، منم دقیقاً مجبورم همین کار رو بکنم

سخته. واقعاً چالش‌برانگیزه

اون قدرت درونی تو... جگر می‌خواد

هر روز شجاعت و جسارت می‌خواد. آره

همینطوره. هر روز

«مارکت آمریکا» از صفرِ مطلق شروع شد. واقعاً هیچی نداشتیم

یادمه وقتی می‌رفتیم دفتر، با خودمون حصارِ بازی بچه می‌بردیم

همه نوبتی مراقب دخترم «امبر» می‌موندن

چون پول نداشتیم که پرستار بگیریم

ولی از پسش براومدیم

و تالیا درست می‌گفت

باید طرز فکرت این باشه که «من قرار نیست متوقف بشم»

و باید به خودت ایمان داشته باشی

بیا یه تیم مشوق جدید راه بندازیم

یه تیم بهم بده! تیم

یه حرف «M» بهم بده

«M»! یالله

خب. راستش ایده خیلی خوبیه

بیا انجامش بدیم. آره

فقط کلم بروکلی، «سِب»؟ یا لوبیا سبز هم می‌خوای؟

لوبیا هم می‌خوام، لطفاً

باشه

آه، اینجایی. آره. صبح بخیر

سلام. سلام

برای مدرسه رفتن هیجان داری؟ اوهوم

قراره خوش بگذره

قراره روز اول باشه. اولین روز بازگشت

کلاس هشتم. اهوم

هیجان داری؟ آره

بعد از مدرسه مسابقه دو صحرانوردی داره

مگه نه «سِبی»؟ اوه، پس فعالیت فوق‌برنامه داری

بعد از مدرسه دو صحرانوردی دارم

باشه. و یه جلسه ورزشی

«سِب»، کوله‌پشتیت کاملاً آماده‌ست؟

با همه کتاب‌ها و کامپیوترت و بقیه چیزها؟

آره، آماده‌ست

من و «تامی» ۱۵ ساله که ازدواج کردیم

خوش‌شانسم که رابطه فوق‌العاده‌ای دارم

با مردی که ستایشش می‌کنم و عاشقشم و بهش احترام میذارم

ما «سباستین» رو داریم. اون توی طیف هست

دو تا بچه هم از ازدواج اولم دارم

وقتی دو تای اولی رو بزرگ می‌کردم، خانه‌دار بودم

برای همین، تازه از ۵۰ سالگی به بعد بود که کارم رو شروع کردم

می‌خوام سیر تا پیازش رو برام تعریف کنی، باشه؟

باشه

بعد از مدرسه. آره

برداشتن اون قدم اول واقعاً ترسناک بود

چون ورود به این بیزنس خیلی بی‌رحمانه‌ست

مخصوصاً وقتی یه برند جدید باشی

اما اونقدر خوش‌شانس هستم که چنین سیستم حمایتی‌ای داشته باشم

تا بتونم این حرفه فوق‌العاده و زندگی هیجان‌انگیز رو داشته باشم

پس هیچ‌وقت دیر نیست

فکر کنم باید ببینم چی می‌خوام با خودم ببرم نیویورک

اکثر وسایلم رو توی کاور لباس گذاشتم

این همون چیزیه که می‌خواستم بهت نشون بدم

خب، این همونیه که برای برنامه می‌پوشم

خب، کلاسیکه. یه کار کلاسیک

شبیه اون سری آخری که برام فرستادی نیست

و بهت میاد. آره

هفته دیگه برای هفته مد راهی نیویورک می‌شیم

یه رویداد با برند «وِتیر» دارم

من برندی به اسم «دی اوکلِپو» دارم

که مخصوص کفشه

و همچنین یکی از مالکین و مدیر خلاقیت برند «جودیت لیبر» هستم

یکی از معدود برندهای لوکس و اصیل آمریکایی

چیزی که سعی دارم با برندهام بهش برسم

اینه که بین همه، از پیر تا جوون، شناخته بشم

این‌ها هم کفش‌های برند «دی اوکلپو» هستن

این‌ها هم کلکسیون پاییزی هستن. ولی هنوز ازشون عکاسی نکردم

از اون کفش‌های لوفر خوشم میاد

این بوت‌ها هم قشنگن. آره

اونا سه تا رنگ دارن

می‌دونی، مردم این حرف‌ها رو باور می‌کنن که

توی یه سن خاص دیگه نمی‌تونی موفق بشی

من امسال ۵۹ ساله میشم

وقت ندارم که با «اگه فلان می‌شد چی» زندگی کنم

بیا بریم و به دستش بیاریم

این مثل آرامش قبل از طوفانه

هفته شلوغی در پیشه

بسیار خب

بیاین شروع کنیم

خب، اینجا چی داریم؟ هیجان‌انگیزه

می‌خوای یه کمی در مورد انتخاب طیف رنگ‌ها حرف بزنیم؟

خب، امروز می‌خوایم عرضه محصولات بهار/تابستان ۲۰۲۵ رو بررسی کنیم

که رژگونه «ویکتوری» ماست

و چیزی که متوجه شدیم، رشدِ ترند جدیدی توی بازاره

مشتری‌ها واقعاً دارن به سمت محصولاتی میرن

که استفاده‌شون توی مسیر و بیرون از خونه راحت باشه

می‌تونم این رو امتحان کنم؟ ببینم روی پوستم چطور میشه

آره، حتماً

فکر می‌کنی این محصول به اندازه کافی تنوع رنگ پوست رو پوشش میده؟

صد در صد. این‌ها رو میشه چند لایه روی هم زد

و جوری تولیدشون کردیم که تیتانیوم دی‌اکسید زیادی نداشته باشن

تا اون ردِ سفیدی روی پوست باقی نمونه

روی پوست‌های تیره‌تر، حالت گچی پیدا نمی‌کنه

ما بعضی از پیشنهادهای تو رو برای اسم‌گذاری لحاظ کردیم

اینکه اسم‌ها حسِ فعالیت و پویایی داشته باشن

لوازم آرایش ما مخصوص تحرک ساخته شده، مگه نه؟

پس فکر می‌کنم این پیامیه که باید بیشتر روش مانور بدیم

چون الان برندهای آرایشی خیلی زیادی توی بازار هست

پس اگه بتونیم راهی برای متمایز کردن خودمون پیدا کنیم

ماندگاریِ ما بالاست

و هر کسی می‌تونه تعریف خاص خودش رو از «فعال بودن» داشته باشه

آره، چون فعال بودن فقط به معنی سه ساعت دویدن روی تردمیل نیست

می‌دونی، من یه ورزشکارم. می‌خوام فعال باشم. من یه مادر پرتحرکم

نیازی ندارم که مدام آرایشم رو تمدید کنم

آره. برای ما خیلی مهمه که

بازاریابی‌مون رو عالی پیش ببریم. محصولات ما هم کاملاً سالم و «کلین» هستن

می‌خوایم روی افرادی تاثیر بذاریم که می‌خوان از ضدآفتاب استفاده کنن

و اونا می‌تونن صبح‌ها از کرمِ رنگی ما استفاده کنن

و اون ضدآفتاب براشون موندگار باشه

از نظر همکاری هم، شرکت «مِتا» به ما پیشنهاد یه ضیافت شام داده

نه. فکر کنم باید یه کار پرتحرک‌تر انجام بدیم

راهی هست که مثلاً یه جلسه تمرینی یا یه همچین چیزی راه بندازیم؟

تا در مورد سبک زندگی سالم‌مون حرف بزنیم

این‌ها چیزهایی هستن که می‌تونن ما رو سالم نگه دارن

واسه همین فکر می‌کنم، بیا ببینیم اونا چی میگن

ما می‌خوایم جایگاه برند «وین بیوتی» رو تغییر بدیم

مخصوصاً اون چیزی که مردم توی فضای مجازی می‌بینن

و باید بفهمیم شریک تجاری‌مون کیه

همونطور که به سمت زیباییِ پویا و فعال حرکت می‌کنیم

من به «متا» فکر می‌کنم چون مخاطب‌های خیلی زیادی دارن

چون ممکنه بهترین محصول دنیا رو داشته باشی

اما اگه کسی ازش خبر نداشته باشه، واضحه که نمی‌تونی بفروشیش

«اسماج» یه

یه لحظه وایسا، بذار دور بزنم

اوه، طفلکیِ من. اوه، اون

اوه، نمی‌تونم... آخی

ببین، دلش برای مامانش تنگ شده

حالا که بچه دارم

روزهام خیلی شلوغ‌تر از قدیما شده

ولی فکر کنم زیباییِ مادر بودن به همین چیزهاست

من عاشق این شلوغی‌ام و دوست دارم کاری رو که بهش علاقه دارم انجام بدم

و همین موضوع باعث میشه ادامه بدم

یه لحظه صبر کن، بذار یه زنگ سریع بزنم و مطمئن بشم

The CEO Club subtitles in other languages

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left