முதல் 200 வரிகள்.
پلیس صربستان بیش از یک ماه پیش از این سرقت باخبر شده بود
شبکه مشکوک یوگسلاوی پشت ماجرای سرقت با هلیکوپتر
عکسها
هی، گوش کن. ظاهراً یکی از دزدها اینجا دستش رو بریده
تیم تشخیص هویت چندین لکه خون میکروسکوپی پیدا کرده
مگه دزدها دستکش دستشون نبود؟
ممکنه مال یکی از آدمهای خودمون باشه؟
نه، روی نردبان و اطراف نورگیرِ شکسته خون هست
حتماً خون از دستکشهاشون نفوذ کرده
اِ، «اسکیال» گفته که دارن به روند کار سرعت میدن
اوکی
اِ، بیا تو تا بتونیم یه گزارش نهایی بدیم
باشه، میام اونجا. فعلاً
یه گزارش دیگه، اِ، راستش از طرف واحد تحقیقات جنایی بخش اومده
اولویتش بالاست
دو تا لهستانی رو توی رستوران ایندین گاردن دیدن
که داشتن فردای روز سرقت درباره پول حرف میزدن
یعنی چی؟ باید بریم سراغشون؟
همین الانش ۲,۰۰۰ تا گزارش داریم و مردم هنوز دارن زنگ میزنن
اصلاً راه نداره بتونیم همهشون رو پیگیری کنیم، حتی با کمک واحد بخش
اوضاع بدتر هم میشه. همین الان با «جیفوراس» حرف زدم
حالا دارن برای هر گزارشی که منجر به دستگیری بشه، جایزه میدن
هفت میلیون کرون. هفت میلیون؟
احمقها. هفت میلیون، هه؟
زیرِ بارِ تماسها غرق میشیم
هر دقیقه یه زنگ داریم. عمراً بتونیم به همهشون برسیم
آره، غیرممکنه. بچهها
نباید غرق در گزارشها و حدس و گمانها بشیم
باید روی چیزهایی تمرکز کنیم که در حال حاضر واقعاً میدونیم
و میدونیم که یه خلبان به اسم اکسل بروبرگ
حداکثر سه هفته قبل از سرقت با زوران پتروویچ ملاقات کرده
هوم
قضیه این بروبرگ چیه؟ تا الان چی ازش داریم؟
سوال خوبیه. چی میدونیم؟ بذار یه نگاه بندازیم
اکسل بروبرگ
سی و شش ساله، ساکن لوسترو. اِ، دو تا بچه داره
وقتی جوون بوده با عشق دوران دبیرستانش بچهدار شده
وانا اندرسون بروبرگ
بوی سوختنی میاد؟
هی. چی؟
بوی سوختنی میاد. چی؟
نه! لعنتی
پارسال از هم جدا شدن، ولی از اون موقع دوباره با هم برگشتن
قبلاً توی تلویزیون کار میکرده. شغل خوبی داشته
بعداً تغییر شغل داده
و الان به عنوان مدیر بازاریابی و شریکِ یه شرکت انرژی بادی کار میکنه
گواهینامه خلبانی هلیکوپترش رو توی وقتهای آزادش گرفته
پس دیگه دنبال یه خلبان صربستانی نیستیم؟
رابطه بین پتروویچ و بروبرگ
در حال حاضر قویترین سرنخ ماست
البته با همه این حرفها
بروبرگ ممکنه هلیکوپتر رو جور کرده باشه بدون اینکه خودش موقع سرقت خلبانش باشه
خب، نمیتونیم این رو رد کنیم، نه
نکته جالب درباره بروبرگ اینه که
پروفایلش اصلاً با یه مجرم سابقهدار و حرفهای جور درنمیاد
طبقه متوسط رو به بالا، شغل ثابت، خانواده، خونه خوب و غیره
با این حال، به نظر میرسه که طبق یه محکومیت قبلی
با اعتیاد به کوکائین دست و پنجه نرم میکرده
همین برای بازداشتش کافیه، نه؟
یه خلبان هلیکوپتر داریم که دیدن درست چند روز قبل از سرقت
با پتروویچ ملاقات کرده و
نه. کافی نیست. بیشتر لازم داریم
فکر نمیکنی بتونیم دهنش رو باز کنیم؟ نه
اگر دزدها چیزی بهش گفته باشن، این بوده که اگه لو بره چه بلایی سرش میاد
آره؟ اون تو داری چه کار میکنی؟
دارم، اِ، دستشویی میکنم. چرا؟
باید دوش بگیرم! باشه عزیزم، بذار کارم تموم بشه
آروم باش عزیزم. الانه که تموم بشه
پس بیا بیرون
باشه، باشه. خدا. خیلی رو مخی. چیه؟
اون تو بوی گند میده؟ نباید اونطوری در بزنی
ای بابا! واسه کنار غذا چی درست کنیم؟
من یه سالاد درست میکنم که باهاش بخوریم
کمین کردن توی مناطق مسکونی تقریباً غیرممکنه
فوری آدم رو شناسایی میکنن
این اتفاقاً خوبه
هر چی بیشتر مضطرب بشه
احتمالش بیشتره که چند تا سوتی بده
هر کدوم از این نقطهها مربوط به چیزیه که ما بهش میگیم گوشیِ مخصوصِ سرقت
هر خطی که میبینید نشوندهنده یه تماس تلفنیه
کلید حل این ماجرا
اون پسره که اپراتور شرکت مخابرات بود، بود
اون تونست از بین این لیستِ انبوهِ شماره تلفنها
تمام گوشیهای جدیدی که داشتن تماس میگرفتن رو شناسایی کنه
این به ما نشون داد کجا رو بگردیم
پس ما توی لیستها دنبال گوشیهای جدیدی گشتیم که سیگنال فرستاده بودن
یا به دکلِ نزدیکِ انبار «وستبرگا» وصل شده بودن
یه شماره دیگه پیدا کردیم
که شک داریم توسط کسی روی زمین استفاده شده باشه
احتمالاً همون کسی که میخهای سهپر رو ریخته
یا به عنوان دیدهبان عمل کرده
وقتی بریم مرحله بعد
اون دادهها رو برمیداریم
و بقیه گوشیهایی که باهاشون در تماس بودن رو ردیابی میکنیم
و از اونجا یه زنجیره از تماسهای تلفنی میسازیم
هوم
میتونی اون گوشیها رو بگیری
و بعد با موبایل اکسل بروبرگ مقایسهشون کنی؟
خب، اینجا ۲۰,۰۰۰ تا تماس هست
پس یه کم زمان میبره
اوکی. ممنون. اِ، وقتی چیز بیشتری فهمیدی بهم خبر بده
ممنون
باورت میشه که از پسش براومدن؟
آره، برای اینکه این کار جواب بده، یه جور هوش و ذکاوت لازم بوده
فقط سطح برنامهریزیای که برای این کار شده، فوقالعادهست
هر مرحلهاش با حساب و کتاب چیده شده بود. واقعاً حسابشده و تمیز بود
اِ، منظورت چیه؟ چی؟
از چه لحاظ تمیز و حسابشده بود؟
باید قبول کنی که خیلی تمیز انجام شد
حتی یک تیر هم شلیک نشد، هیچکس هم صدمه ندید
هنوز با هیچکدوم از کارمندها حرف زدی؟
نه
تاماس. هوم؟
اِم، مصاحبه با اون زن حامله کی هست؟
همونی که توی گیت امنیتی گیر کرده بود و فکر میکرد داره سقط جنین میکنه؟
مصاحبهاش برای فردا، حدود ساعت ناهار تنظیم شده
هوم. «هید» انجامش میده
ولی من نمیتونم. مراسم تعمید دارم
نه، نداری
عالیه
آره
نمیدونم دیگه چی بگم. اوکی
تا حالا شنیدی
که هیچکدوم از همکارهات درباره مسیر دقیقی که دزدها طی کردن حرفی بزنن؟
از پشتبوم تا پایینِ بالکن؟
نمیدونم
نه؟
فکر کردم
چون شما اصلاً ندیدید که دزدها چه شکلی بودن
این آدم رو میشناسی؟
نه، نمیشناسم
میشه دوباره ببینمش؟ هوم
میشناسیاش؟
نه، نمیشناسم
بیا تو
میشه یه چیزی رو برام روشن کنی؟ چون اصلاً نمیفهمم
کی گفت که میتونیم تیمِ چهرهنگار و روانشناس رو بیاریم؟
کی تاییدش کرد؟
چارهای نداشتم
فکر میکنی چه شکلی به نظر میاد؟
من گفتم نه، ولی تو به هر حال انجامش دادی
و پتروویچ؟ پیداش کردی؟
هوم. اون و اون خلبان، اکسل بروبرگ، تحت نظر ۲۴ ساعته هستن
این رو خوندی؟
پلیس مدام یک قدم عقبه
رئیس پلیس ملیه
وزارت دادگستری داره بهش فشار میاره
اونها بازداشتی میخوان
دیروز
همین الانش یه تحقیقات داخلی علیه تو در جریانه
هر کاری میکنی دو برابر بیشتر زیر ذرهبینه
تو دیگه نمیتونی از پسِ هیچ اشتباهِ دیگهای بربیای، هامسیک
میفهمی چی میگم؟
قضیه اینه که اونها توی ساحل کانان توقف کردن
خب؟
شاهدها میگن هلیکوپتر بهسختی روی زمین نشست
و دوباره بلند شد
هیچکس سوار یا پیاده نشد. اوکی
ببخشید! اون اینجاست
سلام
چطوری؟
خسته
ممکنه همونجایی باشه که پولها رو انداختن؟
خیلی ممنون. خداحافظ
نه. دزدهایی در این سطح
قبل از اینکه پولها رو بشمرن، هیچوقت از جلوی چشمشون دورش نمیکنن
اونها به هیچکس اعتماد ندارن. هوم
پس یعنی فکر میکنی دزدها و پولها رو توی نورسبورگ پیاده کردن؟
آره
ولی این توضیح نمیده که چرا توی ساحل کانان نشست
نه
نه
ممکنه
پس شاید خلبان
ترسیده و فقط فرار کرده؟
اوکی، پس فکر میکنی
که «اسکاولوتن» مقصد نهایی مدنظرشون نبوده؟
هوم
منظورم اینه که
فرض کن تو خلبانی
هوم
میدونی وقتی بشینی یکی منتظرته
تنهائی، و هنوز هم پولت رو نگرفتی
فکر میکنی چه اتفاقی قراره بیفته؟
داری میگی فکر کرده میخوان بکشنش؟
هوم
چی میشه اگه نقشه این بوده که خلبان بره هلیکوپتر رو توی ساحل کانان ول کنه
ولی ترسیده و در رفته؟
هوم
الو؟ الو
این توضیح میده که چرا هلیکوپتر رو آتیش نزدن
سوال اصلی اینه که خلبان چطوری خودش رو از اسکاولوتن کشیده بیرون
آها
تاکسیها، اتوبوسها و دوربینهای جاده رو چک کنید
خب، تعطیلات چطوره؟
خوبه! واسه بینگو آمادهای؟
آره
خیلی خب! بینگو، بینگو، بینگو
بفرمایید قربان، آبجوتون
بچهها! بینگو، بینگو، بینگو! بینگو، بینگو، بینگو
No comments yet. Be the first to leave one.