முதல் 200 வரிகள்.
توی لندن گیر افتاده بودم، وقتی حس کردم داره شروع میشه
همه چیز دور و برم خراب میشد، با یه صدای پیروزمندانهی بلند
اوه، اوه
اوه، اوه، اوه-اوه-اوه
توی پاریس بودم و نزدیک بود فرار کنم
دو بار دور بلوک چرخیدم، قبل از اینکه تصمیم بگیرم بمونم
این بار، میدونم که دارم میجنگم
این یه بازگشت سیندرلایی به روی یخ برای آدریانا روسوئه
با پارتنر جدیدش، بریدن الیوت
همین حالا هم بهشون میگن جذابترین زوج روی یخ
دوباره برگشتم به خودم، اوه
رقص روی یخ در مقایسه با کار ما خیلی سادهست
بدون پرش؟ شوخی میکنی
آره، ولی دو برابر جذابتره. فقط هم بحث روی یخ نیست
دیدی «بریدریانا» بعد از ساعت کاری چه کارایی میکردن؟
و تمام طول بزرگراه، یه صدای پچپچ ضعیف میاد
اون با این برنامه میره مسابقات جهانی
تو موافق نیستی؟
اون مقاله ممکنه به ضررش تموم بشه
فریزر یه مقالهی تخریبیِ تمامعیار نوشت
فدراسیون اسکیت دوست نداره رختچرکهای کسی روی یخ پهن بشه
و ممکنه فقط به همین خاطر بهشون امتیاز منفی بدن
به خاطر چی؟ چون زورشون میرسه، ویل
تمام این مدت
واقعاً میشه ارتباط بین این دو نفر رو حس کرد
این بار، میدونم که... دوباره برگشتم به خودم
این بار، میدونم که دارم میجنگم
این بار
توی این برنامه حتی یه اشتباه کوچیک هم نداشتن
حتماً برای مسابقات جهانی انتخاب میشن
دیدنش کنار بریدن خیلی عجیبه
همیشه فکر میکردم دوباره با فردی پارتنر میشه
و میدونی، فکر میکردم واقعاً با هم باشن، یعنی جدیجدی
خب، آره، ولی بریدن هم واقعاً کیس فوقالعادهایه
آره، من که رو هوا میزنمش
هیس! بچهها
بریدن بیدلیل بدنام نشده
توی یه شهر مرزی، هر جایی، گمِت کردم
خودم رو پیدا کردم، وقتی به همهجا سر میزدم
این بار، میدونم که دارم میجنگم
این بار، میدونم که دوباره برگشتم به خودم، اوه
اوه
دوباره برگشتم به خودم، اوه
اوه، اوه
آره! ایول
آمادهای؟
فراتر از آماده
فوقالعاده بود
به خوبیِ دیشب بود؟
بفرمایید. ممنون
هی، خانم باکت
داری بهمون یاد میدی چطوری باید انجامش داد. اوه! ممنون، رایلی
بینقص بود. بینقص
واقعاً؟ آره
اسکیت عالیای بود، آدی
معرکه بود، هیولا. اوه
خیلی خوب بود
ممنون، بابا
تردید داشتم ولی هیچوقت روی باختِ کامیل شرط نمیبندم
خوبه
مونرو و اوکانل آماده میشن که بیان روی یخ
خب بچهها، این لحظهی شماست
ممنون. مراقب باشین
بزن بریم
برای آدریانا روسو و بریدن الیوت
امتیاز مجموع ۸۹.۲۷
امتیاز خوبیه
روسو و الیوت در رتبهی دوم، بعد از اسکیتبازهای ولتاژ
صبر کن. اونا مستحق امتیاز خیلی بالاتری بودن
این اصلاً خوب نیست
انگار داورها دارن بهشون یه پیامی میدن
نوبتت رو رعایت کن
یا با مجلهها غیبت نکن
حالا نوبت اسکیتبازهای بعدی، باز هم از پیستِ روسو
رایلی مونرو و فردی اوکانل
هی
رتبهی دوم برای صعود کافیه
فقط اگه اونا بد اسکیت کنن
صد سال منتظر موندم
ولی برای تو، میلیونها سال دیگه هم منتظر میمونم
اونو نگاه کن. آره، من کاملاً طرفدار فردیام
عمراً. فقط بریدن
آره، ولی فقط یه زوج از تیم روسو میتونه بره جهانی
جو بدجوری سنگین شد
وقتی تمرکز میکنی، چطوری لبت رو کج میکنی
باید میفهمیدم
که برای چی دارم زندگی میکنم
مونرو و اوکانل اخیراً مربیشون رو عوض کردن
تا به کامیل سنتدنیس در پیست روسو ملحق بشن
حرکتی که معلومه اینجا توی انتخابی داره جواب میده
ممکنه همتیمیهاشون رو از جایگاه صعود بندازن بیرون
ایول! ایول
ایول! برو، رایلی
آره! ایول
ایول! فردی
ایول
لازم نیست اینقدر هیجانزده باشی
اونا همتیمی و دوستای منن
خانم الاکلنگ داره میترکونه
ممنون
خیلی عالی بود
معرکه بود. خسته نباشی
ممنون. شما فوقالعادهاید
ممنون! بهتون افتخار میکنم
ممنون، کامیل. زیبا بود
خوبی؟ آره، حس خوبیه
برای رایلی مونرو و فردی اوکانل
امتیاز مجموع ۹۰.۵۴
اوه! آره
ممنون. خیلی بهتون افتخار میکنم
با این امتیاز، این زوج در رتبهی دوم برای صعود به جهانی قرار میگیرن
بعد از شان و دستینی از تیم ولتاژ
این بدترین اتفاق ممکنه
اونا آدریانا روسو و بریدن الیوت رو شکست دادن
که دیگه به مسابقات جهانی راه پیدا نمیکنن
خیلی خب
اون مقاله امتیازاتمون رو به باد داد
بهت هشدار داده بودم اون مصاحبه رو انجام نده ولی به حرفم گوش نکردی
داری من رو مقصر میدونی؟
خدایا! چرا خانوادهت فقط دهنشون رو نمیبندن؟
داورها از این چیزها متنفرن! پای خانوادهم رو وسط نکش
نه، اونا بیشتر شبیه یه فرقهی شخصیتپرستن
آره، ویل روسوی افسانهای. آره، اون که اصلاً اشتباه نمیکنه. مگه نه؟
اون کسی که اینجا سوابقش خرابه تویی، رفیق. چی؟
«پسر بدِ پاتیناژ». یا شاید فقط یه بازندهی بدبختی؟
قرار بود برای خوشنامیِ من خوب باشی
نه اینکه کل فصلم رو نابود کنی
فصلِ «ما»! اصلاً خبر داری چقدر جون کندم تا به اینجا برسم؟
من گزینههای دیگهای هم داشتم. هه
شاید هنوز هم داشته باشم
ولتاژ داشت به من حق انتخاب هر پارتنری رو میداد
هر چیزی که تا حالا میخواستم
هی! اینطوری همه چیز رو خراب نکن
بریدن، ما با هم ترکیب خوبی هستیم. یادت میاد؟
آره
آره، بودیم
فقط نه اونقدر که کافی باشه
بریدن
بریدن
بریدن
این دیگه چه کوفتیه؟
یه چیزی برای حواسپرتی
تا فکرش از اون مقاله دربیاد. من شرایطم رو خیلی واضح گفته بودم
اگه از قوانین من پیروی نکنی، نمیتونی توی پیست من اسکیت کنی
باشه! اصلاً صعود نکردیم. دیگه تموم شد
درست مثل دودمانِ مضحکت
اوه، عزیزم
فکر میکردم برنده میشیم
میدونم. میدونم
بعضی وقتها داوری اونطوری که ما میخوایم پیش نمیره
ولی دوباره از نو میسازیم، و فصل بعد کلی زمان برای تمرین داری
و با همهی اون کارهایی که بریدن کرده
ویل، چیکار کردی؟
من؟
دیشب تا لنگ ظهر بیرون نگهش داشته بود
توی یه کلوپ داشتن هم رو میبوسیدن، دوربینها هم شکارشون کردن
تو از کجا این رو فهمیدی؟ کل اینترنت پر شده، آدی
«بریدریانا. جذابترین زوج روی یخ.»
بهش چی گفتی؟ فقط قوانین رو بهش یادآوری کردم
اگه میخوای توی پیست روسو تمرین کنی، باید طبق قوانین من پیش بری
تو عمداً کارم رو خراب کردی! چی؟
تو من رو متقاعد کردی که فردی رو ول کنم
و حالا تنها شانس واقعیم برای مدال رو پروندی
این بیانصافیه. نه، نیست
تو هیچوقت باورم نداشتی! نه مثل الیس
و حالا دیگه هیچکس رو ندارم که باهاش اسکیت کنم
خب... خب حالا چی؟ برگردم به مدیریت پیستت؟
همونطور که داری میذاری به سمت ورشکستگی بره؟
خوبه که مامان اینجا نیست
اگه بود بهت بدجوری معترض میشد
هیچوقت اهل رویاپردازی نبودم
تا وقتی که با تو آشنا شدم
من رو به یه باورمند تبدیل کردی
با همهی کارهایی که انجام میدی
چطوری من شدم آدمبدهی داستان؟
تو پدرِ چندتا دختر نوجوونی. این اساساً بخشی از شرح وظایفته
انگار نمیتونم کار درست رو انجام بدم. ولی هر روز دارم اشتباه میکنم
خب، اگه شکست نخوری یعنی تلاش نمیکنی
این جملهی منه، مربی
هرچی بیشتر سعی میکنم بهشون نزدیک بمونم، اونا بیشتر ازم دور میشن
خب، اونا با هر قدمی که برمیدارن دارن ازت مستقل میشن
و میدونی، همونطور که باید باشه
اونا باید به زنهای جوون و مستقلی تبدیل بشن
ولی دخترای تو دارن این کار رو با اسکیت انجام میدن، واسه همین خیلی سریعتر به نظر میاد
درسته
اونا نیاز ندارن مربیشون باشی، ویل
نیاز دارن باباشون باشی
فکر میکنی راست میگه؟
یعنی سارا واقعاً
شرمنده میشد؟
قبل از اینکه سارا از دنیا بره
درست همون اواخر
ازم خواست که توی زندگیتون بمونم
تا مراقب دخترا و تو باشم
و من بهش قول دادم که این کار رو بکنم
و با اینکه روزهایی بوده که عمل به اون قول
چالشهای خودش رو داشته
تنها چیزی که هیچوقت در موردش شک نکردم، ویل
اینه که چقدر عاشق دختراتی
و سارا چقدر بهت افتخار میکرد
No comments yet. Be the first to leave one.