The Americans

The Americans

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 6

வெளியீட்டு விவரம்

The Americans 2013 S06E07 720p HDTV x264-AVS
The Americans 2013 S06E07 480p HDTV x264-AVS
The Americans 2013 S06E07 1080p HDTV x264-AVS
The Americans 2013 S06E07 720p HDTV HEVC x265-RMTeam
The Americans 2013 S06E07 480p HDTV HEVC x265-RMTeam
The Americans 2013 S06E07 1080p HDTV HEVC x265-RMTeam
The Americans 2013 S06E07 720p HDTV 2CH x265 HEVC-PSA
கருத்துரை வழங்கியவர் Ali__Master
► Ali_Master

குறிச்சொற்கள்

HDTV
hdtv
720p
720
x265
HEVC
HD
2CH
x264
480p
480
1080
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2018-05-10
பதிவிறக்கங்கள்: 37
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

...آنچه که در"آمریکایی ها"گذشت

...میخواییم که بفهمی

.همسرت داره چیکار میکنه و بهمون بگی...

...و اگه مجبور شدی .جلوش رو بگیری

. من اون کار رو با "کیمی"نمیکنم

.بهش هشدار دادم که به هیچ کشور کمونیستی ای نره

.دیگه تمومه

.ما یکی رو تو شیکاگو داریم .تازه یه سیگنال اضطراری فرستاده

.اون روی هرچی که تو کار میکردی مشغول بوده

.یعنی این که نباید دستگیر بشه

"اسم کد, "خرمن

.یه معدن طلا بوده برامون

.همه نوع اطلاعاتی از نحوه عملکردش به دستمون رسیده

شروع به استفاده از این اطلاعات . کردیم تا بقیه رو هم ردگیری کنیم

.توهم باید اینجا باشی

یکی از ما ها در شیکاگو . "به مشکل برخورده, "فیلیپ

.یکی که داره کارش رو میکنه

.میرم اونجا که کمکش کنم

اون بیرون آدمایی هستن که از راه و . روش ما برای زندگیمون خوششون نمیاد

...تنها راه رسیدن به صلح

اینه که مقابل اونایی که بد ما . رو میخوان سفت و محکم بایستیم

فقط بین خودمون باشه, ولی احتمال سالم از این جریان بیرون اومدن برامون چقدره؟

.زیاد نیستش

مطمئن نیستم چیزی که براش به اینجا ... اومدم رو بتونم به انجام برسونم

.نه بدون...کمک بیشتر

.محکم بشین .تو راهم

.اوه

.هی, بیا تو .سلام

اگه زود بجنبی, ممکنه از کدو ...تنبلِ یه چیزی گیرت بیاد

.قبل این که هنری تمومش کنه...

آره, فهمیده بودم که با باقی مونده هاش میاد اینجا

...هی,گوش کن

آم, راستش من الان دارم میرم به فرودگاه

.الیزابت"با اون ,آم,مشتری در هیستون به مشکل برخورده"

یارو یه عوضی واقعیه, پس .من مجبورم برم و کمکش کنم

.اوه . آره, میدونم

...بچه بیچاره این همه راه اومده که باهامون باشه

,اول مامانش میره ...و حالا

.آره,اون درک میکنه

.نمیدونم

...خب,ما برای چندین روز غذای باقی مونده داریم

.پس نمیذارم که گشنگی بکشه...

.اون یکشنبه برمیگرده به مدرسه

.ولی, آم, ممنون

.این بهتره از پیتزای یخ زده هستش

آره بابا, مشکلی نیست

.سلام, بابا

.سلام

... هنری", من" ...واقعاً متاسفم, ولی

راجب موضوع کاری که مامان باهاش سر و کله میزنی خبر داری؟

...زیاد خوب پیش نرفته, پس

.پس مجبورم برم اونجا و بهش کمک کنم

.اوه

.خیلی خب

کی برمیگردی؟

...متاسفانه

.بعد اینکه تو رفتی

.بسیارخب ...هی, نگران

.راجبش نگران نباش

, فقط, آه,سفر خوبی داشته باشی .و امیدوارم که همه چی حل شه

.اوه, آه, "استن", آه, عجله کن .داره شروع میشه

.اوه, آره .الان...الان میام اونجا

.خیلی خب

".آکادمی پلیس"

.بسیارخب

.هی

خبری ــه؟

منظورت چیه؟

ببین,میتونم بگم مشکلی هست

...خیلی خب,با این چیزا میونه ی خوبی دارم

کد-کدوم چیزا؟

.وقتی که میفهمم کسی چیزی رو بهم نمیگه

.من دوستتم

...ما مثلا بهترین دوست همیم, باشه؟

.یه چیزیت شده

.راجب این مسئله کاری نگرانم

.خیلی خب

.خیلی خب

.ولی به نظر بیشتر از این میاد

...میدونی,قبلا از خودم میپرسیدم

...چرا این یارو, و همسرش

ساعت سه چهار صبح میان خونه؟

مگه ممکنه چقدر سخت کار کنند؟

...چی محرکشون چی هستش؟

,و حتی حالا ...تو رو میبینم, و موندم که

چه کاسه ی زیر نیم کاسه داره؟

...سطح استرست رو میبینم و

اینو به عنوان دوست بهت میگم, باشه؟

درگیر چیزایی شدی؟

..."استن"

...چون اگه خبری ـه

.میتونی بهم اعتماد کنی

.منتظر بودم که بهت بگم

.کسب و کارم داره از هم میپاشه

.و فکر میکنم ممکنه ورشکست شم

.اوه

.اوه

چند وقته؟

.یه مدتیه

.اوه, مرد

.خیلی متاسفم

.باید بهت میگفتم

.خ...خیلی بده

...و...من...خجالت زده ام

الیزابت داره دیوونه بازی در میاره؟

.یه جورایی .ولی میشناسیش که

.خودشو جمع و جور میکنه

.باید بهم میگفتی

.من پیشتم

.میدونم

...از بابت همه چی

.ممنونم...

.اوه, البته که

.هرموقع بخوای اینجام

.بسیارخب

translated by : Ali_master & Jasmine

translated by : Ali_master & Jasmine :قسمت هفتم فصل آخر "خرمن "

.به نظر متعجب میای

.مطمئن نبودم که واقعاً میای

پروازت چطور بود؟

.خوب

...مجبور ...مجبور نبودی

.مشکلی نیست

...میخوای یه دوش بگیری

...یا...

.همینجوری خوبم

میمونی؟

.بیا بریم یه چیزی بخوریم

.استن"بدجور پاپیچم شده بود"

"یه خبری ـه. تو چیزی رو بهم نمیگی"

چی بهش گفتی؟

.راجب کسب و کار نگران بودم

کارساز بود؟

.آره

.اینجا ارتباط برقرار میکنیم .پنجاه دقیقه از سیسرو فاصله داره

...این خیابونا

.تنگ هستن...

چقدر بهمون فرصت میده؟ سی ثانیه؟

.کم و بیش

,هنک"و"نورم" میرن چپ" .در راکول متوقف میشن

ما با "مرلین" و "هومبولت"نزدیک .پارک دیدار میکنیم

حتی یدونه هام جای بده بستون نداریم؟ .مسیر رو دیدی

.اینجا تنها خیابونیه که میتونیم صحیح و سالم بگیریمشون

پفف

پست های ساکن؟

.از سراسر خونه اش و محل کل کارش جای گذاشته شدن

.شاید تو مسیرش هم منظورم اینه, همه شون رو اون زوم کردن

.من همه جوره اینو سبک و سنگین کردم

.شانس موفقیتمون رو با تو در اینجا بیشتر میدونم

.ای کاش خودم میتونستم تا مدرسه برسونمت

.آره

خب,شاید دفعه ای بعد

.آره

, دوستت, چ... آه باباش چیکار میکنه؟

آقای"گاردنر"؟ .آره

, اوه,اون, آه, سرمایه گذاری میکنه .به گمونم

.نمیدونم. فقط میدونم پول پارو میکنند

.کار خوبیه اگه بتونی بدستش بیاری

.آره

ماشین تجملی؟ .مرسدس

.اوه. ولی, آه, اون ما رو نمیرسونه

.خانوم"گاردنر"میرسونه

.اون یه کادیلاک داره

خانوم"گاردنر"هم کار میکنه؟ ...آه

آره, وقتی "برندون"خونه ست .اونو اینور اونور میبرتش

.این"شغل"اونه

و وقتی "برندون"خونه نیست خانوم"گاردنر"چیکار میکنه؟

خرید میکنه.و اون زیاد غذا ها رو ترکیب میکنه

غذا ترکیب میکنه؟

, آره, اساساً ...تمام روزش رو صرف فهمیدن این میکنه

.که چی رو کی بخوره...

.یکم, گوشت. بعدش میوه .بعدش نون. دوباره گوشت

.ظاهراً,نمیشه دوچیز یکسان رو دریک وعده داشت

خب, چی میشه اگه اون کار رو بکنی؟

.نمیدونم

هرچند, فکرکنم خوب باشه چی؟

.اینکه مادرت رو کاملا در اختیار داشته باشی

اه, احتمالاً بعد یه مدت دل زده شه

.چه بدونم

"کار و بار باید رو چرخ بی افته,"هنری

...آره, ولی مگه"رنه"عید شکرگذاریرو از دست میده

فقط بخاطر اینکه کار داشته؟...

.احتمالاً نه, شرط میبندم

.خب, بابات که اونجا بود

,آره. اون تلاشش رو میکنه ...ولی, منظورم اینه,نگاه کن

...وسط تعطیلاتم قالم میذاره

.و بعد با یه کیف تنهات میذاره...

حتی نمیدونم چرا به خودم زحمت .میدم برا تعطیلات میام خونه

"به قوم و خویشت سخت نگیر,"هنری

اونا سعیشون رو میکنند,اونا .اون بیرون غذا مخلوط نمیکنند

می دونی که, فکرکنم اون فقط به خاطر کار استرس داره

...کسب و کار چطور پیش میره؟

.آه, اوضاع الان چندان خوب پیش نمیره

اون اینو بهت گفته؟

.آره

,به نظر هرچی که پیش اومده .حتماً یهویی بوده

.باید حسابی مهم بوده باشه

.همیشه مهمه

اینجور چیزا همیشه پیش اومده؟

, ببین, منظورم اینه .اول از هرچیزی کسب و کارـه

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left