முதல் 200 வரிகள்.
این دیگه چه کوفتیه؟
باید تاوان کاری که کردی رو پس بدی
مگه من چی کار کردم؟
زندگیم رو وقف ریشهکن کردن شرارت کردم؟
حذف تهدیدها؟ دفاع از این کشور؟
این حرفا رو برو به بقیه مامورات بگو
چی؟ ما رو قربانی میکنی
ما رو دور میندازی
عملیاتهای پنهانی انجام میدی
و هر کسی رو که تهدید بدونی، حتی خودیها رو، از بین میبری
اوه، پس حالا تو شدی فرشته نجات؟
اون مرد و زنها بهت اعتماد دارن
خودت صداتو میشنوی؟
فکر میکنی این چیزا چطور کار میکنه؟
مهرهها حذف میشن. آدمهای خوب میمیرن
این بهای آزادیه، جوجه
ما داریمش
شما دو تا فکر کردین میخواستین چی کار کنین؟
چی، آرشیو رو بدزدین، لو بدین؟
فکر نمیکردین من شما رو خائن خطاب کنم؟
حقیقت مهمه
حقیقت چیزیه که من میگم. ما اینو میدونیم
لازم نیست دنیا رو در مورد حقیقت قانع کنیم
فقط کافیه اونا رو قانع کنیم
بدو، بدو، بدو
حرکت کن! هی
برگردین عقب
بدو، بدو، بدو
هی! خم شو
ژاک، مردان و زنان میهنپرست رو یادت میاد
که برنامه پنهانیت رو تشکیل میدن، مگه نه؟
معلومه که یادت میاد
اونا رو دور دنیا مستقر کردی تا دستوراتت رو اجرا کنن، درسته؟
خب، من باهاشون در تماس بودم
و چیزایی که تو آرشیوت یاد گرفتم رو باهاشون به اشتراک گذاشتم
و اونا میخواستن بیشتر بدونن
پس دعوتشون کردم اینجا تا در مورد اون جزئیات باهات بحث کنن
ببین چی کار کردی
اون کاری رو کرد که ما بهش آموزش دادیم
یک نقشه بچینه، با سختیها کنار بیاد
ما شما رو اینجا کشوندیم تا همه بتونید رو در رو حرف بزنید
ببین، همونطور که میتونی حدس بزنی، مهرههات کلی سوال دارن که بپرسن
در مورد مرگ و میر غیرنظامیها، نبود نظارت
اما مهمتر از همه، اینکه چطور مامورایی مثل خودشون حذف میشن
چطور آدمهای خوب میمیرن
هر چیزی که دوست داشتم، هر چیزی که بهش اعتقاد داشتم
رو ازم گرفتی و نابود کردی
و کشور ما به خاطر این امنتره
شاید. شاید هم نه
اما حقیقت مهمه و قراره فاش بشه
دارم اینو روی دیانآی آپلود میکنم
برنامهات تمومه
واقعاً به این میگی پیروزی؟
نه
غمانگیزه
بهت اعتماد داشتم
هر کاری میگفتی انجام میدادم
هیچ وقت فکر نمیکردم برای سرنگون کردنت مجبور بشم یه هیولا مثل خودت بشم
سیدنی
لازم نبود چیزی بشی
تو همیشه هیولا بودی
جین، شش مایل جنوب ویلو کریک هستیم
متوجه شدم. دیسپچ با گشتها در ارتباطه
الان واحدها رو به سمت شما میفرسته
بپرس اگه دید دارن
یواسجیاس تونست فیدی بگیره؟
نه، اما اِفاِیاِی یه خلبان پیدا کرد که اون اطراف مشغول مسیر پستی بود
اون میتونه تایید کنه که جنوب سد نِنانا فعالیت داریم
حداقل چهار اسیووی، دهها جسد، شاید هم بیشتر
باشه، واحدها رو سریع اعزام کنید
و مخفیانه نزدیک بشین. هیچ سرنخی نداریم که وارد چی میشیم
متوجه شدم
من و تو، هاچ، امروز به این ماجرا خاتمه میدیم، درسته؟
آره لعنتی، انجامش میدیم
بله. بله، من چند تا جون رو فدا کردم تا میلیونها نفر رو نجات بدم
وقتی یه ماموریت اجرا میکنی، هر کاری که لازم باشه انجام نمیدی؟
تا به هدفت برسی؟
تو خط قرمزها رو رد میکنی
قضاوتت نمیکنم. برام مهم نیست تو میدون چی کار میکنی
اما قبل از اینکه وفاداری منو زیر سوال ببری
یه لحظه وایسا و تمام کارهای خوبی رو که با هم انجام دادیم، یادآوری کن
آمریکا به خاطر ماست که آمریکاست
هیچ کاری برای آسیب زدن به این برنامه انجام نمیدم
و مطمئناً هیچ وقت عمداً کاری نمیکنم که به هیچ کدومتون آسیب برسه
اما اگه باید نقش شرور رو بازی کنم
لطفاً، لطفاً
رنگهام رو پررنگ بکشید
لعنتی
یالا
یالا، مارکس! بریم
به سمت پناهگاه پیشروی کنید. ارتباطات رو واضح نگه دارین
دنبال من! حواستون به اطراف باشه
باشه، مارکس تو پوشش من رو میدی. آمادهای؟
کجا میری؟ دنبال هاولاک، اوکی؟ آمادهای؟
آره. باشه، الان
برو
بازی تمومه، سیدنی
وقتشه این گندکاری رو پشت سر بذاریم
سیدنی؟
رابرت اجازه داد قوانین مانع کارای بزرگش بشن
اما من و تو، عزیزم
میفهمیم که دلسوزی یه تجمله
که به هیچ وجه نمیتونیم داشته باشیمش
لعنتی
عوضی
اوه خدای من
چی شد؟
سیدنی، حرف بزن. زخمی شدی. این چی بود؟
چی شد؟ ها؟ چاقو خورد
آه، یا خدا. چقدر عمیقه؟
عمیقه
تا تهش رفته. عمیقه
باشه، بیاین. بلندش کنیم. بیاین
بیاین
مارکس
مارکس! برگرد به کامیون. کمک
خالی کنین! خالی کنین
باشه. اوه، لعنتی
خونریزی، خیلی بده. کبدمه
باید رگ باشه. باید بازش کنیم
باید ببینیم چیا آسیب دیده. باید خونریزی رو متوقف کنیم
میتونی آب بیاری؟ مایعات بیارین! بیاین! داریم میاریمش
نگاه کن. به من نگاه کن
کاپر ریور بیش از یه ساعت راهه
مارکس. هیلی هم لعنتی نزدیکتر نیست
به فیربنکس بیسیم بزن. ببین چقدر طول میکشه تا یه بالگرد امداد بفرستن اینجا
به کاپر ریور زنگ میزنیم، یه آمبولانس بفرستن و مطمئن شو اتاق عمل آماده باشه
آره
برو
نه. هرگز ترکت نمیکنم
از وضعیت سواستفاده کن
سختی رو بپذیر
باشه، بچهها، باید ببریمش. باشه؟ باید ببریمش، باشه؟
باشه، باید حرکت کنیم. بیاین. من گرفتمت. بیاین
بیاین. پتو. پتو
آره، چند تا پتو بیارین
دوستت دارم
دوستت دارم. برام چند تا پتو بیارین
فرانک، فرانک، فرانک. فرانک. باشه، آره. آره
من و تو هر دو میدونیم که اون به کاپر ریور نمیرسه
بالاتر رودخونه، سالت کریک، یه دهکده دنه هست
وسایل پزشکی دارن، یه دکتر
باشه، کاری کن که بشه. باشه
هاچ بهت میگه کجا بری، باشه؟
بریم. فرانک
گفتی منو میگیری
فکر نکنم این اتفاق بیفته
هنوز منو کنار نذار
باشه. راه بیفت
اوه، تو عوضی... هی
لعنت بهش
لعنت
لعنتی
لعنت بهش
لوی! تکون نخور! تکون
اوه، لعنتی
خشک شو
چی کار میخوای بکنی، فرانک؟
میخوای بهم شلیک کنی؟ ها؟ میخوای منو بکشی؟
تکون نخور
من اینجا آدم بده نیستم، فرانک. خودت میدونی
بهت گفتم دنیا رو عوض میکنیم، فرانک
عوض کردیم. بردفورد رو رسوا کردیم
کل شبکه فاسدش قراره فرو بپاشه
و حالا من دارم تو رو هم درگیر میکنم
کی میدونه دیگه چه نقشههایی داشت، فرانک؟
چند نفر قرار بود کشته بشن؟
ما جلوش رو گرفتیم. ما نجاتشون دادیم، فرانک
این کار رو کردیم. باید بذاری برم
نمیتونم این کار رو بکنم. من یه مارشالم و تو یه فراری هستی
هدف وسیله رو توجیه نمیکنه، لوی
مردم مردن. باید پاسخگو باشی
بیا پایین رو زمین. پاسخگو باشم؟
تو پاسخگو بودی، فرانک؟
تو رازی داری؟
اون اسلحهای که تو خونهت پیدا کردم چی؟
اون اسلحهای که برای محافظت ازت پنهانش کردم؟
طبق قانون؟
اگه میخوای میتونی اینو باور کنی
میتونی وانمود کنی که درسته ولی تو یه انتخاب داری، فرانک
باید بین درست و غلط تصمیم بگیری
میتونی سیدنی رو نجات بدی یا میتونی منو بگیری
انتخاب با توئه
لعنتی
لعنتی
لعنتی
هی
اینجا، پایینتر، و به چپش
آه، لعنتی
باشه، یه ثانیه وقت بده
باشه
نمیتونم گیرهش کنم. باید اونو به سمتم بچرخونی
سریع. سریع. یه ثانیه وقت بده. باشه. بلندش کنم؟
باشه، آره. سریع. باشه
اون تو رو میبینی، استاگ؟
باشه. باشه، امیدواریم که نگه داره
به نظر پایدار میاد. نذار حرکت کنه. بیحرکت نگهش دار
گرفتمش
باشه
ضدعفونیش کن، یه سرم دیگه بهش بزن
No comments yet. Be the first to leave one.