The Newsreader

The Newsreader

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 3

வெளியீட்டு விவரம்

The Newsreader S03E03 Behind the Front Line 720p iP WEB-DL AAC2 0 H 264-TBN
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 3 قسمت 3 The Newsreader 2022 زیرنویس فارسی سریال

குறிச்சொற்கள்

webdl
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2026-01-31
பதிவிறக்கங்கள்: 15
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

ما نمی‌تونیم همیشه فرض کنیم هرچی ببریم بالا رد می‌شه

منظورم اینه که حداقل باید تلاشمون رو بکنیم

و بیل چی جواب داد؟

فکر کردم مشکلی نداره

یه جلسه با مدیرهای بالا ردیف کرد تا بتونیم این گزارش

در مورد تن‌فروش‌های مبتلا به اچ‌آی‌وی رو ارائه بدیم

که اتفاقاً گزارش فوق‌العاده‌ای هم هست

روزها روش وقت گذاشته بودم

خلاصه رفتیم بالا و یهو وینسنت اومد تو

وینسنت مدیر ارشده

بلافاصله رو کرد به من و گفت:

«خب، بیل بهم می‌گه تو خیلی پیگیر این گزارش بودی.»

پس قبل از اینکه برسی اونجا همه‌چی تموم شده بود

دقیقاً. منظورم اینه که مثلاً قراره یه تیم باشیم، اگه تیم هستیم

پس باید با هم هماهنگ باشیم

اون تهیه‌کننده‌ی منه. وظیفه‌ش همینه

خب... واکنشت چی بود؟

فقط زدم بیرون. بلافاصله؟

نه، گفتم: «اگه من یه کابوس لعنتی‌ام که باید تحملم کنید

پس اصلاً هدف از این‌همه تلاش چیه؟!»

و حالا من شدم اون کابوس غیرقابل‌تحمل

و بیل هم قیافه‌ی آدم‌های ضربه‌خورده رو گرفته، و

اصلاً منصفانه نیست چون حق با من بود

حق با من بود

هلن، تو توی موقعیت خیلی سختی بودی

ممنون

ولی فکر کنم مجبوری بی‌خیال این بشی که حق با کی بود

هلن پوزخند می‌زند

پس دفعه‌ی بعد که چنین خشم آنی‌ای بهت دست داد

ازت می‌خوام متوقفش کنی

منظورم اینه که واقعاً جلوی خودت رو بگیری

فقط یه لحظه به اتاقی که توشی دقت کن

به نفس کشیدنت و حسی که توی بدنت داری توجه کن

و فقط این سه تا چیز رو مشاهده کن

تو فقط داری بهم می‌گی خفه شم

داری همینو بهم می‌گی

که فقط دهنم رو ببندم. باشه، درسته، درسته

ولی می‌خوام آگاهانه این مراحل رو طی کنی

حتی قبل از اینکه جواب بدی، توی ذهنت تکرارشون کن

باشه

فقط به عنوان یه امتحان

حتماً. باشه. آره

چرا داری این‌ها رو می‌دی به من؟

خب، مال هردومونه

و یک ساله که دست من بودن

اگه نگرانی می‌تونم برات یه کیسه بیارم. می‌دونم چطوری رانندگی می‌کنی

نه، خوبم. باشه

ببین، واقعاً فقط یه ذره می‌خواد چون بیش از حد بهشون غذا دادی

و در ضمن

داری واسه خودت مهمونی می‌گیری؟

آره، چطور؟

تولدمه

و برگزاری یه دورهمی کار طبیعی‌ایه

کلی آدم هم اونجا می‌شناسی

نولین، دنیس، راب... خدای من، دیل

برنامه‌م داره تعطیل می‌شه. دلم نمی‌خواد برم به یه دورهمی کاری

مخصوصاً با لیندزی. اون دعوت نیست

چرا؟ می‌خوام حساب کار دستش بیاد

اون اصلاً کاره‌ای نیست

خب، میای یه چیزی بزنیم؟

بهش فکر می‌کنم

می‌رم برات یه کیسه بیارم. خیلی خب

مواظب باش! باز همون کارو کرد

چطوری این کارو می‌کنه؟ چطوری تو خواب هم خوشگل‌تر می‌شی؟

خب، اصلاً نخوابیده، واسه همین غیرممکنه

خب معلومه که نخوابیده

کلی جا داره که بره و کلی آدم که ببینه

دخترای من امروز چیکاره‌ان؟

خب، به محض اینکه مامانم برسه، مستقیم می‌رم تو تخت

باشه. شب می‌بینمت. آره

دوستت دارم. دوستت دارم

درسته، حواست به مامان باشه. دختر خوبی باش

صدای زنگ تلفن

آه می‌کشد

بله، بفرمایید؟

سلام. خانم نولین؟

بله، خودم هستم

سلام نولین، تیم هستم. تیم اهرن از

می‌شناسمت تیم. سلام

گوش کن، واقعاً متأسفم که به خونه‌ت زنگ زدم

توی شرایط اضطراری هستم و واقعاً به راهنمایی‌ت نیاز دارم

موضوع چیه؟

خب، من ماه گذشته چین بودم و اعتراضات دانشجویی رو برای

سی‌بی‌سی هنگ‌کنگ پوشش می‌دادم. با یه خبرنگار خیلی فوق‌العاده کار می‌کردم

بماند که دو روز پیش، بدون هیچ هشداری ما رو از اونجا بیرون کشیدن

و دولت چین هم داره سعی می‌کنه بگه

که همه‌چی داره تموم می‌شه

ولی نولین، اوضاع اصلاً آروم نشده

اونجا مثل یه بمب ساعتیه که هر لحظه ممکنه منفجر بشه

ما به یه شبکه‌ی خبری نیاز داریم که هرچه زودتر ما رو برگردونه اونجا

و اولین جایی که به ذهنم رسید "اخبار ساعت ۶" بود. من

اوه. خب، من دیگه اونجا کار نمی‌کنم

با مرخصی‌م موافقت نشد. الان یه مادر خانه‌دارِ تمام‌وقطم

البته

خیلی متـ... متأسفم

می‌تونم شماره‌ی دنیس رو بهت بدم؟

نه، اون رو دارم. موضوع اینه که

نولین، این گزارش سرنوشت‌ساز زندگی منه

و من دیدم که تو چطور گزارش‌های غیرممکن رو به نتیجه می‌رسونی

راهی هست که با من بیای اونجا؟

سروصدا در فیلم

اونجا چه خبره؟

نولین با ... اومده

تیم رو از کانبرا یادت هست؟ با یه خبرنگار

فکر کنم دارن درباره‌ی اعتراضات چین بحث می‌کنن

عالیه

هی! خودش اومد

من نمی‌ترسم... (نامفهوم)

سربازها قبل از اومدن من اینجا

ساله، دانشجوی بیوشیمی، چهار روزه چیزی نخورده ۲۱

اوم. فقط دانشجوها نیستن، کارگرها هم هستن

بعضی از سربازها هم دارن باهاشون همدلی می‌کنن

این

این انقلابی هست که هر لحظه ممکنه اتفاق بیفته

واقعاً همین‌طوره؟ یا فقط یه مشت بچه‌ی گشنه‌ان

که با یه کاسه نودل خوشمزه مشکلشون حل می‌شه؟

جدی می‌گم، من که با نودل حالم خوب می‌شه، عاشق غذای چینی‌ام

خنده‌ی کوتاه

لی ماه‌ها همراه این معترض‌ها بوده

من به نگاهش اعتماد دارم

چینی ماندارین رو روان صحبت می‌کنه و هر دو طرف درگیری رو می‌شناسه

و اون چیزی رو دیده که بقیه‌ی دنیا ازش بی‌خبرن

لیندزی، واقعاً فکر می‌کنم باید استخدامش کنی و بفرستیش

با اولین پرواز برگرده پکن

اوم

ببینید... (صاف کردن گلو)

کاملاً مشخصه که شما سه تا

خب، خیلی بیشتر از بقیه‌ی مردم استرالیا

به این چیزها علاقه دارید

خب. متوجهیم که این چقدر مهمه

خیلی... خیلی مهمه

فقط موضوع اینه که هفته‌هاست همه‌چی تکراریه

می‌دونی، فقط نگرانیم که حوصله‌ی بیننده‌هامون سر بره

من موافق نیستم

فکر می‌کنم سقوط کمونیسم در حال حاضر بزرگترین خبر دنیاست

در حال حاضر تو کل دنیا

چی می‌تونه جذاب‌تر از این باشه؟

لباس جدید پرنسس دایانا؟

لیندزی می‌خندد

خیلی خب، اوم

خیلی خب. درسته. این کاریه که انجام می‌دم

می‌رم یه دو دو تا چهار تا می‌کنم

بعد این گزارش رو می‌برم بالا

و تمام تلاشم رو می‌کنم تا موافقتشون رو بگیرم

و دوشنبه اول وقت بهتون خبر می‌دم

حله؟ عالی شد. آره

اِ، دیل؟

دیل؟

دیل

مشکلی نیست. من پیگیر این گزارش می‌شم

می‌ریم بالا و فشار می‌اریم

خیلی ممنون که اومدید

واقعاً... واقعاً ممنونم

باید برم سر یه جلسه

خدایا، دلم واسه این‌جا تنگ شده بود. (می‌خندد)

موسیقی پرانرژی در پس‌زمینه

پچ‌پچ‌های نامفهوم

کارتون تمومه

ممنون

چطوری رفیق؟ خوبی؟ چی؟

خوبم. نه، نه، واقعاً خوبم. چین بودم

می‌دونی چیه؟ هی، می‌تونم یه لحظه...؟ آره، ردیفه مرد

باید این‌ها رو جمع کنم. هی، دیل. سلام. هی، هی

فقط می‌خواستم بابت... بابت حمایتت اون تو تشکر کنم

فیلم‌ها خودشون گویا بودن

آره، همه‌ش کار "لی" بود. واقعاً کارش درسته. اوم، اوم

یک دقیقه! به نظر می‌رسه غریزه‌ی خوبی داره

می‌دونی که اون دوست‌پسرمه؟

البته. آره

این... این... آره

می‌خندد

هنوز به بچه‌ها نگفتم

دلم می‌خواد بگم، ولی خب... هنوز نگفتم

درک می‌کنم. آره

آره

توی چین با هم آشنا شدید؟

نه، نه، ملبورن. آهان

شریل. سلام. هی! تبریک می‌گم

همه‌چی رو شنیدم

ثانیه! می‌تونم ببینم؟ چقدر نازه! ببینش ۳۰

ادامه‌ی گفتگو به صورت نامفهوم

ده ثانیه

دیل گلویش را صاف می‌کند

و شش

پنج، چهار

عصر بخیر. دیل جنینگ هستم با تازه‌ترین اخبار

پرزیدنت جورج بوش برای پایان جنگ سرد پافشاری می‌کند

در حالی که مارگارت تاچر، نخست‌وزیر بریتانیا

پیشنهادات او را خوش‌بینانه می‌خواند و رد می‌کند

ببخشید، می‌شه بخش روان‌پزشکی رو به من نشون بدید؟

دنبال اون بخش می‌گردم

دنبال مجله‌هایی می‌گردم که درباره‌ی

رفتاردرمانی داشته باشید

بله، دنبال من بیایید. عالیه

صدای تشویق در فیلم

اوم

از کجا می‌دونی که این وضعیت هفته‌ها یا ماه‌ها طول نمی‌کشه

یا کلاً خودبه‌خود تموم نمی‌شه؟

من از هر دو طرف خانواده دارم

همه‌شون می‌گن دیگه خیلی پیش رفتن و نمی‌تونن عقب‌نشینی کنن

The Newsreader subtitles in other languages

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left