Griselda

Griselda

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 1

வெளியீட்டு விவரம்

Griselda S01E04 WEB h264-RBB
கருத்துரை வழங்கியவர் Ali__Master

குறிச்சொற்கள்

web
webrip
x264
BRip
1080
720p
720
x265
HEVC
2CH
480p
480
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2024-01-25
பதிவிறக்கங்கள்: 88
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

‫ گریسلدا.

‫ باید حرف بزنیم.

‫ پاپو قلمروهای آمیلکار رو ‫ از چنگش در آورده.

‫ اون نمی‌خواد با تو چیزی رو شریک بشه.

‫ اون از قبل با رافا قرار و مدار ‫گذاشته. منم با اون همراه میشم.

‫ بهت که گفتم بود یه روزی ‫ یه‌جوری می‌ذارم در کونت.

‫ من بودم که کلی ساقی واسه‌ت جور کردم.

‫ دیگه چیزی واسه دادن نداری.

‫ چرا پیشنهاد خرید سهام مدیرتی رو قبول نکردی؟

‫ در اون طرفه، جنده‌خانم.

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫@FilmKio

‫ حقیقت اینه که...

‫ تو منو بیشتر ‫از اون‌ها می‌ترسونی.

:ترجمه و زیرنویس از Ali_Master

‫ بعضی از قایق‌ها برای همچین مسیری ‫ بیش از حد زهوار در رفته هستند.

‫ وزارت امور خارجه به ‫ قایق‌ران‌ها هشدار داده است که

‫ ممکنه دستگیر بشوند و جریمه‌های ‫ سنگینی برای آن‌ها صادر شود.

‫ اما این سفرها تا امروز صبح ‫نیز ادامه داشته ایت.

‫ گروهی از قایق‌هایی که ‫بین میامی و کوبا رفت و آمد می‌کنند

‫ تا کوبایی‌هایی رو خارج کنند که

‫ اذعان دارند دیگر نمی‌توانند تحت ‫حکومت کمونیستی آنجا زندگی کنند.

‫برای مدت طویلی، باندهای فروشندگان مواد ‫مخدر شهر ما رو به گروگان گرفته‌اند،

‫به همین دلیله که امروز، می‌خوام تشکیل

‫یک واحد جدید سنتک رو با ‫دستور دولت فدرال اعلام کنم.

‫این گروه عملیاتی شامل ‫ماموران محلی و فدرال هست

‫و توسط کارآگاه رائول دیاز هدایت خواهد شد.

‫تبریک میگم.

‫خیلی ممنونم. ‫جیم حالت چطوره؟

‫این همون خونه‌ایه که راجع بهش بهت گفتم.

‫چند روزی تا بعضی چیزها رو ‫راست و ریست کنم اینجا می‌مونیم.

‫- چه چیزهایی؟ ‫- چیزها دیگه.

‫- گمونم اینجا یه تمساح هم دیدم. ‫- تیم حفاظتی جدید جریانش چیه؟

‫محض احتیاطه دیگه.

‫این ریگو‌ـه.

‫اون و پسرعموهاش ‫با همون قایق‌هایی که از

‫کوبا میان و تو اخبار دیدیم اومدن،‌ اوزی.

‫بهمون میگن «ماریلیتوس‌».

‫این‌ها رو بپوش.

‫ممنونم.

‫کمک کنید بار ماشین خالی بشه.

‫باید یه تماسی بگیرم.

‫ریگو فکر می‌کنه ‫که مادرت یه قدیسه،

‫چون که به اون و پسر ‫عموش کار داده.

‫ آقا رو ببین، خودتم که مستی.

‫ یالا دیگه. ‫بیا بریم.

‫الو.

‫ اوضاع چطوره؟

‫داریم حسابی همه چیز رو تر تمیز می‌کنیم.

‫منظورت اینه که دارید تو ‫ حیاط خلوت نعشه می‌کنید؟

‫ما هم هر از گاهی «تعطیلات» لازم داریم دیگه.

‫خب؟

‫هنوز اتفاق نیافتاده؟

‫هنوز دستورش رو ندادم.

‫گوش کن.

‫قدیم ندیما، وقتی یه مردی باهامون بد اخلاقی می‌کردش،

‫تنها کاری که می‌تونستیم بکنیم این ‫بود که یه زانو شتری بزنیم از تخماش.

‫ولی تو الان دستات باز‌تر‌ـه.

‫برای پس گرفتن چیزی که مال ‫ خودته عذاب وجدان نگیر.

‫ چه خبره؟

‫قراره لیلی به لالای کسایی ‫ که قلمروش رو دزدیدن بذاره.

‫جانمی‌جان، مادرخونده!

‫وقت کردی یه دستی به ‫سر و ضع خونه بکش،‌ باشه؟

‫اطاعت، ناخدا.

‫ موفق باشی.

‫ سلام.

‫ما رسیدیم.

‫را بیافتید.

‫این آدما دیگه کی‌اند؟

‫یحتما صاحب خونه‌هان.

‫ریگو. چوچو. داریو تو راهه. ‫شما هم بهتره برید.

‫کجا میرن؟

‫هیچ‌جایی. برید وسایلای ‫ اتاقتون رو بچینید.

‫- اون خودشه؟ ‫- اهوم.

‫قراره خوشبگذره.

‫هیچکس زنده ‫بیرون نمیادش.

‫می‌بینی کاسترو داره ‫چیکار می‌کنه؟

‫همین الانش هم به انداره کافی ‫کوبایی تو این شهر ریخته.

‫شبیه سوسک‌های کوفتی هستن.

‫آبجو می‌خوای، بابا؟

‫آره.

‫بمیر!

‫بزن بریم.

‫وهوو!

‫مامان.

‫خدایا، اوزی، ‫بد ترسوندیم.

‫گمونم تمساح رو پیداش کردم.

‫- حتماً باید بری دنبالش؟ ‫- دوست دارم خوردنش رو نگاه کنم.

‫چقدر اینجا می‌مونیم؟

‫حداکثر یکی دو روز دیگه بر می‌گردیم خونه، باشه؟

‫تمومه.

‫هی. تموم شدش.

‫- بالاخره تموم شد. ‫- اهوم.

‫کارت عالی بودش، عشقم.

‫ حمله امروز به یک مرکز خرید لوکس

‫ دو کشته بر جای گذاشت.

‫ مهاجمان چیزی را که پلیس آن‌ را ‫واگن جنگی می‌نامد از خودشان به جا گذاشتند.

‫ هم اکنون به صورت ‫زنده میریم به صحنه جرم.

‫ دوتا شاتگان، سه‌تا مسلسل، ‫ پنج قبضه کلت کمری

‫ و تعدادی جلیقۀ ضدگلوله ‫ داخل وانت بودش.

‫ پلیس بیش از یه ساعت ‫تو این محله برای یافتن

‫ مظنون‌ها تلاش کرد، اما ‫نتونست کسی رو پیدا بکنه.

‫ مظنون‌ها همچنان متواری هستن.

‫ پلیس گفته که نمی‌دونن ‫انگیزه پشت این حمله چی بوده...

‫ماهواره کوفتی.

‫خودشه؟

‫گریسلدا؟ همونی ‫که راجع بهش بهم گفتی؟

‫آره.

‫ تا دندون مسلح واسه جنگ از راه رسیدن.

‫ همچنین گزارش شده ‫است که در آن طرف شهر

‫ یک انفجار مهیب خانه این ‫مرد، پاپو مخیا را ویران کرده است.

‫لعنتی، پاپو رو هم کشتن.

‫ هنوز نگفته‌اند که این حمله هم مربوط به مواد ‫مخدر هست یا نه، اما همچنان جز احتمالاته.

‫خار تو چشم شده.

‫ ... یه مشروب فروشی باز کرد،

‫ فرد مرده و قربانیان هنوز ‫داخل هستند...

‫زن خفنیه.

‫ مقامات یکی از قربانیان ‫را شناسایی کرده‌اند.

‫ گرمان پانسو،

‫ یک شهروند کلمبیایی ‫مظنون به قاچاق مواد مخدر.

‫ گفته می‌شود پانسو هدف ‫اصلی افراد مسلح بوده است.

‫آه، در حال حاضر، ما دو ...

‫قبلاً راجع بهش شندیم....

‫بی دلیل اینجا ولش نکردن.

‫آره، یکی داره پیغام می‌فرسته ‫که شوخی سرش نمیشه.

‫قضیه پاپو هم به این وصله.

‫سوال اینه که کی مسئولشه.

‫قربانی ما تامین کننده‌ای از ‫مدلین بودش. اسمش گرمان پانسو‌ـه.

‫گمونم سرنخ اصلی‌مون همینه.

‫اگه بتونمی عاملینش رو اینجا دستگیر کرده و ‫علنیش کنیم، به همه اطمینان خاطر میدیم.

‫برای همین سنتک رو راه انداختیم، جون.

‫همه نگاه‌هاشون به ما ‫دوخته شده.

‫من و تو، این پرونده ‫رو با هم پیش می‌بریم.

‫لازم نبود این ‫همه راه بیایی.

‫بیخیال، گریسلدا.

‫خودت می‌خواستی ‫که این همه راه رو بیایم.

‫اون‌ها همه چیزم رو ازم گرفتند، رافا.

‫و من همه‌شون رو پس می‌خوام.

‫می‌فهممت.

‫هرچند نمی‌تونم بگم که ‫روشت خوشم اومده.

‫سعی کردم حرف بزنم.

‫منظورم اون نیستش.

‫فکر کردی با منفجر کردن ‫خونه یکی، ‌می‌کشی‌شون.

‫بیشتر اوقات، آره.

‫مشکل اینه که، گاهاً، ‫هدفت جایی که می‌خوای نیستش.

‫و وقتی که دیوار فرو می‌ریزن، به جای ‫اینکه لهش کنه، ازش محافظت می‌کنه.

‫بله.

‫پاپو هنوز زنده‌ست.

‫و تا جایی که به من مربوط میشه، ‫اون همچنان رئیس شهر‌ـه.

‫اینجا نیومدم که برات کضشعر تفت بدم.

‫پس راجع به جسد کی حرف میزدن؟

‫هوم. بهترین قسمتش اینجاست.

‫پدر پاپو بودش.

‫خدایا، گریسلدا.

‫زدی دل و روده‌ی اون پیرمرد رو با خاک یکی کردی.

‫برای همین این همه راه اومدم. میفهمی؟

‫عمراً‌اگه فرصت دیدن قیافه‌های الان‌تون رو

‫از دست می‌دادم.

‫این لحظه رو باید تو ذهنم حک کنم.

‫پاپو باهوش‌تر از اون ‫چیزیه که فکرش رو می‌کردم.

‫افرادش قبل از رسیدن ‫پلیس فراریش دادن.

‫و گذاشت فکر کنی که کشتیش.

‫تو کف این پاوپو موندم من، عجب کلکی‌ـه این یارو.

‫و خانم‌ رو باش داره گل‌هاش رو می‌چینه.

‫گمونم همین الانش هم گاردت رو پایین آوردی.

‫ولی نگران نباش. آروم باش.

‫اینجا هیچ اتفاقی برات نمی‌افته. ‫عملاً‌ اینجا رو قرنطینه کردی.

‫پاپو اینجا سراغت نمیادش.

‫اون در این حد کودن نیستش. خوش خیال نباش.

‫هوم؟

‫ولی می‌دونی من بودم چیکار می‌کردم؟

‫سریع اون یکی کارم رو راست و ریست می‌کردم.

‫و گورم رو از این شهر گم می‌کردم.

‫چون اگه پاپو هم تو رو نکشه...

‫هی.

‫با دقت گوش کن.

‫شاید مجبور بشم خودم کلکت رو بکنم.

‫هر دوتون رو.

‫ریگو و ایزا تو یه ‫خونه دیگه‌اند.

‫این دیوونگی‌ـه، ‫روانی‌ها.

‫ سلام، گریسلدا.

‫فکر می‌کردم که تو زندونی.

‫اون‌ها دخل آمیلکار رو در آوردند، ولی ‫من فرار کردم و از شهر رفتم.

‫ خوشحالم که سزای کار اون ‫ احمق‌ها رو گذاشتی کف دستشون..

‫کجایی؟

‫کالیفرنیا.

‫اینجا واسه‌م امن تره.

‫خب که چی، ریوی؟

‫فقط زنگ زدی که بهم باریکلا بگی؟

‫من هر روز تو گرمای سوزان ‫اینجا میرم بیرون

‫ و این غذایی که هندی‌ها می‌خورن، ‫ پیوته رو سفارش میدم.

‫و با خودم میشینم تو این صحرای وسیع به فکر فرو میرم.

‫اما ذهنم...

‫مدام به فکر تو می‌افته، گریسلدا.

‫من؟

‫ مطمئن نیستم چرا.

‫ گمونم به این دلیله که تو هنوز برای ناشناخته‌ای.

‫این راجع به پاپو یا پانسو نیستش.

‫ یحتمل مربوط به آسموناست، اینکه هر روز زندگیت

‫ حواسشون بهت هست.

More Farsi Persian subtitles for Griselda

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left