முதல் 200 வரிகள்.
گریسلدا.
باید حرف بزنیم.
پاپو قلمروهای آمیلکار رو از چنگش در آورده.
اون نمیخواد با تو چیزی رو شریک بشه.
اون از قبل با رافا قرار و مدار گذاشته. منم با اون همراه میشم.
بهت که گفتم بود یه روزی یهجوری میذارم در کونت.
من بودم که کلی ساقی واسهت جور کردم.
دیگه چیزی واسه دادن نداری.
چرا پیشنهاد خرید سهام مدیرتی رو قبول نکردی؟
در اون طرفه، جندهخانم.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
حقیقت اینه که...
تو منو بیشتر از اونها میترسونی.
:ترجمه و زیرنویس از Ali_Master
بعضی از قایقها برای همچین مسیری بیش از حد زهوار در رفته هستند.
وزارت امور خارجه به قایقرانها هشدار داده است که
ممکنه دستگیر بشوند و جریمههای سنگینی برای آنها صادر شود.
اما این سفرها تا امروز صبح نیز ادامه داشته ایت.
گروهی از قایقهایی که بین میامی و کوبا رفت و آمد میکنند
تا کوباییهایی رو خارج کنند که
اذعان دارند دیگر نمیتوانند تحت حکومت کمونیستی آنجا زندگی کنند.
برای مدت طویلی، باندهای فروشندگان مواد مخدر شهر ما رو به گروگان گرفتهاند،
به همین دلیله که امروز، میخوام تشکیل
یک واحد جدید سنتک رو با دستور دولت فدرال اعلام کنم.
این گروه عملیاتی شامل ماموران محلی و فدرال هست
و توسط کارآگاه رائول دیاز هدایت خواهد شد.
تبریک میگم.
خیلی ممنونم. جیم حالت چطوره؟
این همون خونهایه که راجع بهش بهت گفتم.
چند روزی تا بعضی چیزها رو راست و ریست کنم اینجا میمونیم.
- چه چیزهایی؟ - چیزها دیگه.
- گمونم اینجا یه تمساح هم دیدم. - تیم حفاظتی جدید جریانش چیه؟
محض احتیاطه دیگه.
این ریگوـه.
اون و پسرعموهاش با همون قایقهایی که از
کوبا میان و تو اخبار دیدیم اومدن، اوزی.
بهمون میگن «ماریلیتوس».
اینها رو بپوش.
ممنونم.
کمک کنید بار ماشین خالی بشه.
باید یه تماسی بگیرم.
ریگو فکر میکنه که مادرت یه قدیسه،
چون که به اون و پسر عموش کار داده.
آقا رو ببین، خودتم که مستی.
یالا دیگه. بیا بریم.
الو.
اوضاع چطوره؟
داریم حسابی همه چیز رو تر تمیز میکنیم.
منظورت اینه که دارید تو حیاط خلوت نعشه میکنید؟
ما هم هر از گاهی «تعطیلات» لازم داریم دیگه.
خب؟
هنوز اتفاق نیافتاده؟
هنوز دستورش رو ندادم.
گوش کن.
قدیم ندیما، وقتی یه مردی باهامون بد اخلاقی میکردش،
تنها کاری که میتونستیم بکنیم این بود که یه زانو شتری بزنیم از تخماش.
ولی تو الان دستات بازترـه.
برای پس گرفتن چیزی که مال خودته عذاب وجدان نگیر.
چه خبره؟
قراره لیلی به لالای کسایی که قلمروش رو دزدیدن بذاره.
جانمیجان، مادرخونده!
وقت کردی یه دستی به سر و ضع خونه بکش، باشه؟
اطاعت، ناخدا.
موفق باشی.
سلام.
ما رسیدیم.
را بیافتید.
این آدما دیگه کیاند؟
یحتما صاحب خونههان.
ریگو. چوچو. داریو تو راهه. شما هم بهتره برید.
کجا میرن؟
هیچجایی. برید وسایلای اتاقتون رو بچینید.
- اون خودشه؟ - اهوم.
قراره خوشبگذره.
هیچکس زنده بیرون نمیادش.
میبینی کاسترو داره چیکار میکنه؟
همین الانش هم به انداره کافی کوبایی تو این شهر ریخته.
شبیه سوسکهای کوفتی هستن.
آبجو میخوای، بابا؟
آره.
بمیر!
بزن بریم.
وهوو!
مامان.
خدایا، اوزی، بد ترسوندیم.
گمونم تمساح رو پیداش کردم.
- حتماً باید بری دنبالش؟ - دوست دارم خوردنش رو نگاه کنم.
چقدر اینجا میمونیم؟
حداکثر یکی دو روز دیگه بر میگردیم خونه، باشه؟
تمومه.
هی. تموم شدش.
- بالاخره تموم شد. - اهوم.
کارت عالی بودش، عشقم.
حمله امروز به یک مرکز خرید لوکس
دو کشته بر جای گذاشت.
مهاجمان چیزی را که پلیس آن را واگن جنگی مینامد از خودشان به جا گذاشتند.
هم اکنون به صورت زنده میریم به صحنه جرم.
دوتا شاتگان، سهتا مسلسل، پنج قبضه کلت کمری
و تعدادی جلیقۀ ضدگلوله داخل وانت بودش.
پلیس بیش از یه ساعت تو این محله برای یافتن
مظنونها تلاش کرد، اما نتونست کسی رو پیدا بکنه.
مظنونها همچنان متواری هستن.
پلیس گفته که نمیدونن انگیزه پشت این حمله چی بوده...
ماهواره کوفتی.
خودشه؟
گریسلدا؟ همونی که راجع بهش بهم گفتی؟
آره.
تا دندون مسلح واسه جنگ از راه رسیدن.
همچنین گزارش شده است که در آن طرف شهر
یک انفجار مهیب خانه این مرد، پاپو مخیا را ویران کرده است.
لعنتی، پاپو رو هم کشتن.
هنوز نگفتهاند که این حمله هم مربوط به مواد مخدر هست یا نه، اما همچنان جز احتمالاته.
خار تو چشم شده.
... یه مشروب فروشی باز کرد،
فرد مرده و قربانیان هنوز داخل هستند...
زن خفنیه.
مقامات یکی از قربانیان را شناسایی کردهاند.
گرمان پانسو،
یک شهروند کلمبیایی مظنون به قاچاق مواد مخدر.
گفته میشود پانسو هدف اصلی افراد مسلح بوده است.
آه، در حال حاضر، ما دو ...
قبلاً راجع بهش شندیم....
بی دلیل اینجا ولش نکردن.
آره، یکی داره پیغام میفرسته که شوخی سرش نمیشه.
قضیه پاپو هم به این وصله.
سوال اینه که کی مسئولشه.
قربانی ما تامین کنندهای از مدلین بودش. اسمش گرمان پانسوـه.
گمونم سرنخ اصلیمون همینه.
اگه بتونمی عاملینش رو اینجا دستگیر کرده و علنیش کنیم، به همه اطمینان خاطر میدیم.
برای همین سنتک رو راه انداختیم، جون.
همه نگاههاشون به ما دوخته شده.
من و تو، این پرونده رو با هم پیش میبریم.
لازم نبود این همه راه بیایی.
بیخیال، گریسلدا.
خودت میخواستی که این همه راه رو بیایم.
اونها همه چیزم رو ازم گرفتند، رافا.
و من همهشون رو پس میخوام.
میفهممت.
هرچند نمیتونم بگم که روشت خوشم اومده.
سعی کردم حرف بزنم.
منظورم اون نیستش.
فکر کردی با منفجر کردن خونه یکی، میکشیشون.
بیشتر اوقات، آره.
مشکل اینه که، گاهاً، هدفت جایی که میخوای نیستش.
و وقتی که دیوار فرو میریزن، به جای اینکه لهش کنه، ازش محافظت میکنه.
بله.
پاپو هنوز زندهست.
و تا جایی که به من مربوط میشه، اون همچنان رئیس شهرـه.
اینجا نیومدم که برات کضشعر تفت بدم.
پس راجع به جسد کی حرف میزدن؟
هوم. بهترین قسمتش اینجاست.
پدر پاپو بودش.
خدایا، گریسلدا.
زدی دل و رودهی اون پیرمرد رو با خاک یکی کردی.
برای همین این همه راه اومدم. میفهمی؟
عمراًاگه فرصت دیدن قیافههای الانتون رو
از دست میدادم.
این لحظه رو باید تو ذهنم حک کنم.
پاپو باهوشتر از اون چیزیه که فکرش رو میکردم.
افرادش قبل از رسیدن پلیس فراریش دادن.
و گذاشت فکر کنی که کشتیش.
تو کف این پاوپو موندم من، عجب کلکیـه این یارو.
و خانم رو باش داره گلهاش رو میچینه.
گمونم همین الانش هم گاردت رو پایین آوردی.
ولی نگران نباش. آروم باش.
اینجا هیچ اتفاقی برات نمیافته. عملاً اینجا رو قرنطینه کردی.
پاپو اینجا سراغت نمیادش.
اون در این حد کودن نیستش. خوش خیال نباش.
هوم؟
ولی میدونی من بودم چیکار میکردم؟
سریع اون یکی کارم رو راست و ریست میکردم.
و گورم رو از این شهر گم میکردم.
چون اگه پاپو هم تو رو نکشه...
هی.
با دقت گوش کن.
شاید مجبور بشم خودم کلکت رو بکنم.
هر دوتون رو.
ریگو و ایزا تو یه خونه دیگهاند.
این دیوونگیـه، روانیها.
سلام، گریسلدا.
فکر میکردم که تو زندونی.
اونها دخل آمیلکار رو در آوردند، ولی من فرار کردم و از شهر رفتم.
خوشحالم که سزای کار اون احمقها رو گذاشتی کف دستشون..
کجایی؟
کالیفرنیا.
اینجا واسهم امن تره.
خب که چی، ریوی؟
فقط زنگ زدی که بهم باریکلا بگی؟
من هر روز تو گرمای سوزان اینجا میرم بیرون
و این غذایی که هندیها میخورن، پیوته رو سفارش میدم.
و با خودم میشینم تو این صحرای وسیع به فکر فرو میرم.
اما ذهنم...
مدام به فکر تو میافته، گریسلدا.
من؟
مطمئن نیستم چرا.
گمونم به این دلیله که تو هنوز برای ناشناختهای.
این راجع به پاپو یا پانسو نیستش.
یحتمل مربوط به آسموناست، اینکه هر روز زندگیت
حواسشون بهت هست.
No comments yet. Be the first to leave one.