The New Look

The New Look

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 1

வெளியீட்டு விவரம்

The New Look S01E03 XviD-AFG
கருத்துரை வழங்கியவர் Hiz3n

குறிச்சொற்கள்

XviD
web
x264
Web-DL
web-dl
WEB-DL
720p
720
1080
HD
x265
HEVC
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2024-02-14
பதிவிறக்கங்கள்: 106
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

خانم، خوش برگشتید - ممنون -

همون‌طور که می‌دونید به‌زودی پاریس رو ترک می‌کنیم

متفقین به حومه پاریس رسیدن

بله، خبرش رو شنیدم

دلم براتون تنگ می‌شه ولی توی خونه بودن، خوبه

خونه بودن، همیشه خوبه

اسپتز

من رو اونجا ول کردی کجا می‌ری؟

اینجا دیگه برای من امن نیست

متنفقین دارن میان باید پنهان بشم

باید به شلنبرگ بگی وینستون اصلا توی مادرید نبود

باید خودت بهش بگی

مواظب باش - اسپتز، وایسا -

هروه، کاری که خواستی رو انجام دادم

ولی تمام درخواست‌هام برای اطلاعات

رد شدن

امیدی به پیدا کردنش ندارم، کریستین

نتونستیم مسیر قطار رو مختل کنیم ولی یه ایده دارم

چی؟ - پول، رشوه -

قبل از این که برن به یه نازی توی پاریس رشوه بدیم

اما با رشوه دادن ممکنه کاترین بمیره

قضیه توی اردوگاه‌ها فرق داره

فرصت‌های بیشتری هست افراد بیشتری هستن

توی اردوگاه‌ها کسی رو می‌شناسی که بتونه کمک‌مون کنه؟

با دوستان شیک‌پوشت صحبت کن للونگ هنوز مشغوله دیگه، نه؟

مطمئنا نازی‌ها جز خریدن لباس‌های گرون‌قیمت کار دیگه‌ای هم بلدن

چه‌قدر بی‌استعدادی تو؟

اولین بارشه متوجه اهمیت این موضوع هستی؟

برو به خواهرت هشدار بده

فقط یه اسم می‌خوام دوست‌دختر یه نازی بوده

توی این دفتر

می‌تونی بر اساس تاریخ دنبالش بگردی

فکر کنم اوایل ژوئن بود اگر اشتباه نکنم

آره. خیلی‌خب، بریم

کریستین، من باید اون مدارک رو بسوزونم

باید درک کنی که اگه برای نازی‌ها کاری کردیم یا باهاشون همکاری کردیم

برای زنده موندن خودمون بوده

امیدوارم دوست‌پسرش، همون نازیه

یکی رو برای رشوه دادن پیدا کنه

یا یکی که از جای زندانی‌ها با خبر باشه

می‌دونی، فکر کنم کس دیگه‌ای رو بشناسیم

که توی این موضوعات تجربه داشته باشه

کی؟

شانل

شانل کسیه که خیانت ازش برمیاد

آره

خودم می‌دونم

"بیاتریس اشمیت، 28، پلاس د لا ماری"

«متـــرجم: امیــرحســیـن تـرکـاشــونـد» Hiz3n

آقای دیور؟ - شرمنده که بی‌خبر مزاحم شدم -

ولی به کمک‌تون نیاز دارم

باید با نازی‌ای که باهاش به مراسم اومده بودید، ملاقات کنم

با فرانز چی کار داری؟ - کاترین رو گرفتن. باید پیداش کنم -

یکی رو می‌خوام که توی نازی نفوذ داشته باشه

کجا بردنش؟

نمی‌دونم

...خواهش می‌کنم. باید یه چیزی

جنگ داره تموم می‌شه. وقتی نازی‌ها شکست بخورن. اسیرها آزاد می‌شن

بهترین کار، صبره - نه. اون دووم نمیاره -

ببخشید

بهتون پول می‌دم

خیلی‌خب، فرانز تاجر بازار سیاهـه

ولی برای رشوه دادن بهش پول زیادی لازم داری

هر چه‌قدر باشه، می‌دم

خیلی‌خب. باهاش حرف می‌زنم ...و دعا می‌کنم که جواب بده ولی

آقای دیور، چیزی که من شنیدم اینه

کسایی که می‌رن به اردوگاه، دیگه برنمی‌گردن

هیچ‌وقت

باید هر چه‌قدر که می‌تونید با خودتون پول بیارید

کوکو، پیئر روردی هستم

دارم نهایت زور خودم رو می‌زنم از مقاومت فرانسه خواهش می‌کنم

که اسمت رو از لیست حذف کنـن

لیست؟

بیا پیشم یه ماشین فرستادم دنبالت

چه وضعیتی

اونجا دارن می‌جنگن

من باید پیئر روردی ملاقات کنم

خدای من. اینجا امن نیست

به من دستور دادن شما رو اینجا نگه‌دارم

چه‌قدر دیگه باید اینجا منتظرش باشم؟ اینجا امن نیست

...من رو آوردی اینجا. می‌گی منتظر باش

نازی‌ها وقتی بعد از ساعت منع رفت و آمد ببینن‌مون، دستگیرمون می‌کنـن

لطفا خفه شو

پیئر؟

خدا رو شکر، تویی

پیئر؟

مقاومت فرانسه یه لیست نوشته

لیست همدستان نازی

اسم تو قراره توش باشه

چی؟ چرا؟

خودت می‌دونی چرا

من کاری نکردم

چه مدرکی دارن؟

مقاومت فرانسه، مدرک نمی‌خواد

وقتی اسمت بره توی این لیست میان سراغت

میان و دستگیرت می‌کنـن ممکنه بکشنت

تنها راه فرارت اینه که خودت رو مفید واقع کنی

چه‌طوری؟

یکی که توی فرماندهی عالی آلمانه رو بهم بده

یه افسر که از استقرار نیروهای نازی با خبر باشه

پیئر، باور کن کسی رو نمی‌شناسم

من الان یه فرمانده توی مقاومت فرانسه‌ام

اگه اون یه نفر رو بهم بدی می‌تونم بهت کمک کنم

برای همین آوردمت اینجا

نمی‌تونم

مجبوری

و به خاطر خودت هم که شده

هر چه زودتر این کار رو بکن

همه‌شون

ممنون - خواهش می‌کنم، خانم -

چیزی جا نذارید

دستور دادن همه چیز رو ببریم

آسانسور رو خراب کردن، خانم

لعنتی

یالا

کوکو؟ خوبی؟ - خدای من -

اون پایین، چه آشوبیه

کجا بودی؟ مردیم از نگرانی

کلی کار داشتم

چیزی نیست که نگرانش باشی، آندره

کار؟ اون هم الان، کوکو؟

متفقین دارن گرد هم میان

قراره توی خیابون‌ها جنگ بشه باید آماده بشیم

من و بارون داریم نهایت سعی‌مون رو می‌کنیم که ما جامون اینجا توی پاریس امن باشه

بذار کمک کنم

آندره، باید استراحت کنی تا سلامتیت رو به‌دست بیاری

شاید لازم باشه به جنوب بریم

چند هفته پیش به زور سرپا بودی

حق با بارونه

دخترت بهت نیاز داره

برو پیش گابریل نذار نگرانی بکشه

بقیه‌ش با ما - قول می‌دم

من خوشم نمیاد پشت سنگر قایم بشم

ولی به شما دو تا اعتماد دارم

با همدیگه درستش می‌کنیم - باشه -

برو

من جونم رو بهت مدیونم - خواهش می‌کنم -

چه سر و وضع وحشتناکی داری

تازه سر و وضعم از حالم بهتره

با اسپتز بودی؟

نه، از وقتی رفته پنهان بشه، ندیدمش

چند روز دیگه متفقین از راه می‌رسن

فکر کنم برای همین پیئر من رو برد تا باهاش ملاقات کنم

روردی؟

گفت مقاومت فرانسه یه لیست از همکاران نازی‌ها تهیه کرده

توی دردسر افتادیم؟

من طرف کی‌ام دقیقا، بارون؟ بهم یادآوردی کن

طرف برنده

باید یه فرد ارزشمند رو پیدا کنم و بهشون بدم تا وفاداریم رو ثابت کنم

اگه این کار رو بکنم اسمـم رو توی لیست نمی‌نویسن

اگه روردی تو رو تهدید کرده

وای به حال من که کارهای بدتری از تو انجام دادم

حالا کی رو ازت خواستن؟

مهم نیست چون کسی رو ندارم بهشون بدم

نمی‌خوام بیشتر از این به‌همت بریزم ولی یه مشکل دیگه هم داریم

شلنبرگ

دستور اومده که می‌خواد تو رو توی برلین ملاقات کنه

شنیدی چی گفتم؟ به من به‌خاطر همکاری با نازی‌ها شک کردن

عمرا بتونم برم برلین

دعوت‌نامه نیست. دستوره

نه. بهش بگو نمی‌تونم برم

بگو نتونستی پیدام کنی

خودت داری توی ریتز زندگی می‌کنی هنوز تحت کنترل نازی‌هاست

...آره ولی فقط برای چند روز دیگه، بعد

شلنبرگ به خواسته‌ش می‌رسه دستگیرت می‌کنه

لعنت به این مرد

...کریستو، شرمنده‌ام ولی

من به پول نیاز دارم

شاید تا یکی دو هفته دیگه بتونم یه‌کم پول دست و پا کنم

نه... دیر می‌شه

عجله دارم - نه، کریستین -

وایسا

باید درست‌حسابی فکر کنی

نمی‌خوام صدمه ببینی

یه دیقه پیش من باشه

می‌تونم این رو بهت بدم

بشین لطفا

این خوراکی کم‌یاب رو یکی از همسایگان بهم داده

برای تولدم بهم دادش

شکلات سوئیسیه

نصف برای تو نصف برای من

به امید خاتمه یافتن رژیم افتضاح نازی و این جنگ ناامیدکننده‌شون

به امید پایانِ پایانِ پایان

به سلامتی زنگ‌ها زنگ‌های کلیسا

تمام زنگ‌های پاریس زنگ روز آزادی‌مون

به سلامتی زنگ‌ها

خدا رو شکر

کاش به‌جز شکلات چیز دیگه‌ای داشتم که بهت بدم

ولی تنها چیزی که مونده یه‌کم پارچه‌ست

متاسفم خیلی دوست داشتم کمکت کنم

شاید بتونم امشب برم و للونگ یه‌کم پارچه بگیرم

می‌تونی بایستی؟

آره - بایست -

تکون بخور - زانوم -

تکون بخورید

تکون بخورید

بله

خانم شانل و بارون وافرلند

بله

خوشحالم دوباره می‌بینم‌تون، خانم

More Farsi Persian subtitles for The New Look

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left