முதல் 200 வரிகள்.
دخترم جلوی چشمام داشت میمرد
باید دست از دخالت تو کار تیم پزشکی برداری
فقط باید از اونجا بیارمش بیرون
تو رو خدا، این مشروب خوردنت رو کنترل کن
با شارلوت هینمن رابطه داری؟
اگه میخوای فقط وکیل تو باشم
بدون که این کار اعلام جنگ با زندگی مشترکته
احتمالاً اوضاع بدتر میشه
چون هر سه تا بچهتون
الان نشانههایی از بدرفتاری دارن
تاریخچه جستجوی لپتاپ رو چک کن
باید مطمئن بشیم که اگه بیان سراغ جس
حق حضانت این بچهها پیش تو بمونه
دارم میگم این قضیه جدیه
واقعاً مجبوری بری سر کار؟
چاره دیگهای ندارم
حالت خوب میشه. اوه
حالت خوب میشه. نگران نباش
پسرا، ذوق دارین خواهر کوچولوتون رو به بقیه نشون بدین؟
آره
مامان، کره کجاست؟
یه دقیقه صبر کن. دارم میام پایین
نه! نه
بتسی. بتسی
من مادر بدیام
یه مادرِ خیلی خیلی بد
داری میری؟
امیدوارم شیفت آرومی داشته باشی
میرم با بتسی خداحافظی کنم و بهش شببخیر بگم
باشه. میبینمت
کسی هست؟
لعنتی
آخرین بار کی به اتاقها سر زدی؟
ده، یازده دقیقه پیش
بتسی رو تختش بود؟
باید هنوز همونجا باشه
ببین، باید به حراست خبر بدیم
به پلیس زنگ بزن
چرا نه؟
پیش مامانش باشه. جای دوری نرفته
این دیوونگیه. اون نوزاد تحت حفاظت پلیسه
خواهش میکنم شیلا، فقط هر چی میگم انجام بده
خانم کریسفورد رو ندیدی؟
نوزادربایی شده. به حراست خبر بدین
همه پرسنل برن دم درهای خروجی اصلی
منو وصل کن به پلیس
حتماً دوربینهای مداربسته رو چک کنین
جس
جس
جس؟
جس. جس، خواهش میکنم
بیا فقط حرف بزنیم
لطفاً با من حرف بزن
جس
میخواستن ببرنش
میخوام ازش محافظت کنم
آره. میدونم، میدونم منظورت چیه
ولی راهش این نیست. خواهش میکنم
حال بتسی هنوز خیلی وخیمه، جس
وقتی این بیرون باشه نمیتونیم علائمش رو چک کنیم
اگه دوباره تشنج کنه، نمیتونیم... نمیتونیم بهش کمک کنیم
اینجا اکسیژن یا هیچ چیز دیگهای نداریم. خواهش میکنم
جس، میدونم که نمیخوای بهش آسیبی بزنی
فقط... صبر کن. یه لحظه بهم وقت بده
یه دقیقه بهم وقت بده
خواهش میکنم جس، فقط در رو باز کن. بیا حرف بزنیم
قفل در رو باز کن
باشه
باشه
خواهش میکنم، قول میدم، قول میدم مراقبش باشم
هیچوقت بابت این کارت نمیبخشمت
خب، واقعاً حیف شد
متأسفم که اینطوری فکر میکنی جس، چون
من حرفت رو باور دارم
جس، میدونم، میدونم که تو به بتسی آسیب نزدی
خواهش میکنم
میدونم. بیا دیگه
میدونم. بیا. مشکلی نیست
چیزی نیست. دختر خوب
آفرین جس
چیزی نیست عزیزم. چیزی نیست
لطفاً از ماشین پیاده شید
وقت خوابه
همینطوره. بیا عزیزم. شببخیر
خوابهای خوب ببینی
لطفاً بلند شید، خانم کریسفورد
جسیکا کریسفورد، شما رو بازداشت میکنم
به جرم ربودن کودکی که تحت مراقبت بوده
حق داری چیزی نگی، اما اگه چیزی رو الان نگی
و بعداً تو دادگاه بهش استناد کنی
ممکنه به ضرر دفاعیهت تموم بشه
هر چی بگی ممکنه به عنوان مدرک علیهت استفاده بشه
باهاش آروم برخورد کنین
فکر نمیکنم جس حتی میدونست میخواد چیکار کنه
وقتی بتسی رو برد
فکر نمیکنم به اونجای قضیه فکر کرده بود
من
فکر میکنم با خودش گفت تو اون لحظه
بتسی بیشتر از هر چیزی به اون نیاز داره
شارل، نباید اتفاقات جمعه دوباره تکرار بشه
میدونی چیه؟ امشب واقعاً نمیتونی منو بیرون کنی
یادت میاد؟ اون طرح مراقبتی رو
قانوناً باید اینجا باشم. بدشانسی آوردی
فقط به راستین نگو که اینجا میخوابی
همین الانشم مطمئنه که ما با هم رابطه داریم
چی؟ به خاطر اون باره
و اون همه مشروبی که خوردیم
میفهمم چطور به این نتیجه رسیده
ادی
اندرو، اون مرد واقعاً فوقالعادهایه
یعنی، ما حتی با هم دعوا هم نمیکنیم، ولی اون
اون
اون تو نیستی
خب، نمیدونم تو چه حسی داری. باشه؟
ولی برای من، همیشه همین بوده
طاقت ندارم تو رو اینطوری ببینم
واسه همین، میخوام بهت بگم
میخوام بلند بگم و تمومش کنم، باشه؟
آره
من عاشقتم
دوستت دارم، اد
همیشه دوستت داشتم
و
من... آره، حاضرم به خاطر تو اندرو رو ترک کنم
اوه، شارلوت
وای خدای من
من... واقعاً متأسفم
شارلوت
تو دوستِ خیلی خیلی عزیز منی. خیلی برام ارزش داری
اما من عاشقِ جِسم
هر کاری از دستم بربیاد برای محافظت ازش انجام میده
و کنارش میمونم
متأسفم، ولی بین من و تو... این اتفاق نمیتونه بیفته
لیزه. باید جواب بدی
اد؟
جس بازداشت شده. سعی کرده بود بتسی رو با خودش ببره
چی؟
وای خدای من. باشه
جس همین الان سعی کرد بتسی رو بدزده
اد؟
باشه. ممنون. ممنون لیز
الو؟
الو؟
پس خونهای؟
آره. میخوام کانر رو ببینم
عذاب وجدان داری؟
نه
باید در مورد اتفاق امروز ازش بپرسم
چیزی بهت گفته؟
من نمیخوام پسرم یه قلدر باشه
مطمئنی؟ واقعاً؟
آره
از حساب من پول برداشتی؟
امروز کارتم رو قبول نکردن
باید قسط وام رو جور میکردم
ولی بعداً به حسابت پول میریزم
گوشیم کار نمیکنه
خب، یادم رفت قبض رو بپردازم
اوضاع واقعاً اینقدر بده؟
نمیدونم چرا نمیذاری برم سر کار
اوم
دقیقاً چه کاری؟
ببخشید، یادم بنداز تو اصلاً تخصصت تو چیه
کجا داری میری؟ بیا اینجا
خب، بدشانسی آوردی، چون خونه خواهرمه، پس
چی شده، حرفم رو باور نمیکنی؟
اندرو، چه خبره؟ تا کجا پیش رفته
حتی بهم نمیگن چرا بازداشتش کردن
اد، برو خونه
موندنت اینجا به هیچکس کمکی نمیکنه
من از اینجا نمیرم
همین الان با افسر نگهبان حرف زدم و گفت
امشب ازش بازجویی نمیکنن
میخوان... میخوان نگهش دارن؟
میتونن ۲۴ ساعت نگهش دارن
برو پیش پسرات
آره، باشه
مادرِ خیلی بد
زن، در حال زایمان، هفته سی و نهم
چی شده؟
بچه گیر کرده
زور بزن! باید بیاریمش بیرون
اون مرده؟
جفت جدا نمیشه. داره خونریزی میکنه
جس
اوه، خداروشکر
اوه، اندرو
برات یه کم غذا و یه قهوه درست و حسابی آوردم
ممنونم
خب، اگه موافقی که من پروندهت رو دست بگیرم
امروز به عنوان وکیل قانونیت عمل میکنم
ممنونم
وکیلش اومده
خب، این برنامه زمانیه که داریم روش کار میکنیم
جمعه بعد از مدرسه
جس با دو تا بچه کوچیکترش تو خونه تنهاست
ادعا میکنه که پای بتسی لیز خورده و سرش خورده به یخچال
اما مامورای صحنه جرم هیچ مدرک دیانای برای اثبات این حرف پیدا نکردن
پسر بزرگشون، کیت، ساعت ۶:۴۵ از فوتبال میاد خونه
و جیل بیکر، همون مادری که کیت رو رسوند
No comments yet. Be the first to leave one.