Last Samurai Standing

Last Samurai Standing (イクサガミ)

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 1

வெளியீட்டு விவரம்

Last Samurai Standing S01E01 Kodoku 720p NF WEB-DL DUAL DDP5 1 H 264-FLUX
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 1 Ikusagami 2025 زیرنویس فارسی سریال

குறிச்சொற்கள்

webdl
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2025-11-14
பதிவிறக்கங்கள்: 70
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

۹۵۰ سال از ظهور اولین سامورایی می‌گذرد.

و با یک نبرد از تاریخ محو شدند.

حمله!

حمله کنید!

تموم شد!

فریاد پیروزی سر بدید!

علامت دود رو بفرستید!

اون چی بود؟

چی شده؟

کافیه! تموم شد!

دیگه تموم شد! شلیک نکنید!

وایسا

کافیه!

وایسا!

شینو

بذار من انجام بدم. نمی‌خواستم بیدارت کنم.

تویا، یه دستمال بیار.

باشه.

بفرمایید.

بابا

درد می‌کنه.

رین

خوب میشه. زود خوب میشی.

ببخشید. سعی کردم مریض نشم.

خودت رو سرزنش نکن.

ممنون.

فوچو، کاناگاوا

کافیه! تموم شد!

دیگه تموم شد! آتش‌بس!

ده سال از جنگ بوشین می‌گذرد.

تحت سیاست‌های نوسازی دولت جدید، سامورایی‌ها به «شیزوکو» تبدیل شدند.

و از امتیازات و شغلشان محروم شدند.

در همین حین، شیوع گسترده وبا زندگی‌ها را نابود کرد.

مامان!

آقای ساگا.

هی چیزای بی‌ارزش واسم میاری. من با اینا چیکار کنم؟

منو ببخشید، ولی خواهش می‌کنم...

این کارو با من نکنید.

دو سال از فرمان ممنوعیت شمشیر گذشته.

می‌دونی که دوران شمشیرمداری خیلی وقته تموم شده.

آقای ساگا، کار رو سخت‌تر نکنید.

هر قیمتی که باشه قبول می‌کنم.

وقتی وبا تموم بشه، لطفتون رو جبران می‌کنم. قسم می‌خورم.

پس خواهش می‌کنم، التماستون می‌کنم.

شینو و رین

واقعاً اینقدر وضعش خرابه؟

برو واسش یه کم شکر و نمک بیار.

البته.

من شمشیرت رو نمی‌خوام.

با خودت ببرش.

ممنون.

عجب روزگاریه که توش زندگی می‌کنیم.

چطور شد که کار به اینجا کشید؟

دیروز اینجا نبود.

سمساری

نوشته که تو کیوتوئه.

«فرصت برنده شدن ۱۰۰ هزار ین.»

صد هزار ین؟ چه مزخرفی!

مگه میشه واقعی باشه؟

محاله یه مسابقه هنرهای رزمی صد هزار ین جایزه بده.

با این حال، صد هزار ین؟ این که...

برای ده نسل زندگی مرفه کافیه.

یه مسابقه هنرهای رزمی، هان؟

هی، یکی بده به من. منم می‌خوام.

«به شرکت‌کننده نیازمندیم. در معبد تنریوجی در کیوتو گرد هم آیید.»

«کسانی که در هنرهای رزمی برتری دارند.»

«معبد تنریوجی.»

«صد هزار ین.»

این یه مسابقه هنرهای رزمی معمولی نیست.

نمی‌دونم...

هی!

چه خبره؟

مشکل چیه؟

چیزی برای دیدن نیست. هی، این چیه؟

واقعاً میشه ۱۰۰ هزار ین برد؟

چطوریه؟

به تو ربطی نداره. بده اینجا.

تو هم به همون اندازه گناهکاری که برداشتیش!

رین!

رین!

رین!

رین! رین!

رین!

رین!

بابا

نتونستم مامان و تویا رو محافظت کنم.

ببخشید.

رین!

رین!

رین

رین

منو ببخش.

«در تاریخ ۵ مِی، نیمه شب، در معبد تنریوجی در کیوتو گرد هم آیید.»

شوجیرو؟

شینو

متاسفم، ولی برای مدتی میرم.

یه کاری پیدا کردم که ممکنه پول خوبی توش باشه.

با این پول، می‌تونم تو و همه اهالی روستا رو نجات بدم.

دوباره شمشیرت رو می‌کشی؟

من که این کارو نمی‌کنم.

نگران نباش

مواظب خودت باش

قول می‌دم برگردم

می‌دونم

کیوتو

بله، بفرمایید داخل!

گل، گل دارم!

گل، گل دارم! تا تموم نشده بخرید!

اون خبری که تو روزنامه‌ست، امشبه؟

آره. شنیدم که جزئی از طرح جمع‌آوری شمشیر دولته.

چیه؟ می‌تونیم بریم ببینیم؟

امن نیست. امروز اطراف معبد تنریوجی پیدات نشه.

چرا؟

خوش آمدید.

بفرمایید داخل.

آقا ساگا؟

یاهی، خیلی وقته ندیدمت.

واقعاً خیلی وقته.

فکر نمی‌کنم...

شما هم؟

دیگه چه کسانی مثل من هستن؟

بله.

چند مهمان شبیه شما اینجا بودند.

چیزی اطلاع دارید؟

بازماندگان نیروهای شوگون‌سالاری قدیمی

دارن رفقاشون رو جمع می‌کنن، دنبال انتقام هستن.

اما اینا فقط شایعه‌ست. نمی‌تونم مطمئن باشم.

فهمیدم.

آقای ساگا... اجازه هست؟

بیا تو.

پس داری می‌ری؟

بله.

کیوتو امشب یه جورایی فرق داره.

درست مثل اون روزها.

بوی خون تو هوا پیچیده.

لطفاً مراقب باشید.

معبد تنریوجی

کسی اینجاست.

برای شرکت کردن اومدید؟

دروازه رو باز کن.

می‌تونید وارد بشید.

وای، چه اوضاعی!

پول چشماشون رو کور کرده.

ممکنه قبل از اینکه این مسابقه شروع بشه، دعواشون بشه.

اوه، ببخشید.

وقتی مضطرب میشم، زیاد حرف می‌زنم.

من یه سامورایی سابق از قلمرو کاگا هستم. کوئمون تاچیکاوا.

قلمرو کاگا؟

روزنامه تا کانازاوا هم رسیده؟

امروز در موردش پرس و جو کردم.

انگار در سراسر کشور، از هوکایدو تا ریوکیو توزیع شده.

برای این همه زحمت کشیدن...

شاید بالاخره این صد هزار ین راست باشه.

وقتش رسیده.

حالا شروع می‌کنیم.

اول از همه، از همگی شما بابت جمع شدن اینجا تشکر می‌کنم.

اسم من انژو هست.

شما قراره رقابت کنید.

یا بهتر بگم، یه بازی انجام بدید.

که ذهن، مهارت و بدنتون رو به چالش می‌کشه.

البته،

ممکنه به وعده ثروت زیاد از یه بازی شک داشته باشید.

ممکنه بپرسید آیا واقعاً چنین مبلغ زیادی مثل صد هزار ین وجود داره یا نه.

اون کوزه چیه؟

با این مقدار طلا، می‌تونستید ده سال در رفاه زندگی کنید.

اما مبلغی که شما برنده خواهید شد،

خیلی بیشتر از اینه.

سوال اینه که چطور چنین مبلغی رو به دست میارید؟

اما صبر کنید.

قضیه اینه که

وقتی از راه و روشش باخبر بشید،

تحت هیچ شرایطی نمی‌تونید از بازی کنار بکشید.

منظورت چیه؟

حالا، من از سی می‌شمرم.

اگه دیگه نمی‌خواید شرکت کنید،

لطفاً قبل از اینکه شمارشم تموم بشه، برید.

سی.

بیست و نه.

بیست و هشت.

بیست و هفت.

من حالا که ول نمی‌کنم! بیست و شش.

بیست و پنج.

کافیه.

سر جاتون بمونید.

من آندو هستم از پلیس استان کیوتو، اداره چهارم.

آن‌جینِ بادِ تندرو.

اداره چهارم؟

اما از اونجایی که شما اینجا ایستادید، خودتون هم یه شرکت‌کننده‌اید.

به نظر میاد نمی‌دونید من کی هستم.

البته که می‌شناسمت، آن‌جینِ بادِ تندرو.

اگه زودتر به دنیا اومده بودی،

آدم‌کش‌ها و شینسنگومی هیچ شانسی نداشتن.

یا اینطور که تو با جسارت ادعا می‌کنی.

این حقیقت داره.

شما رو به جرم نقض فرمان لغو شمشیر دستگیر می‌کنم.

اینقدر جدی نباش. فقط یه بازیه.

برگزارکننده کیه؟ کجان؟

نمی‌دونم.

دستاتو بیار جلو. وگرنه از پا درت میارم.

پس شما شرکت نمی‌کنید؟

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left