முதல் 200 வரிகள்.
سلام نویسنده
اسم من کیم دوکجاست
آخرین قسمتی رو که امروز آپلود کردی، خوندم
رمان وبت، «سه راه برای بقا در آخرالزمان» یا همون TWSA، انتشارش شروع شد
وقتی کلاس سوم راهنمایی بودم
پستانداران شامل انسانها، خرسها
هنوز جمله اولش یادمه
«واگن مترو وسط پل دونگهو توقف کرد.»
خدمات رایگان سیستم سیارهای ۸۶۱۲ به پایان رسید
برای مجازات بشریت سقوطکرده، خدایان مشقتهای غیرقابل تحمل فرستادند
و وقتی دنیا به فروپاشی نزدیک شد
قهرمان یو جونگهیوک و همراهانش بر این مصائب غلبه کردند
اولش، TWSA خیلی محبوب بود
اما هرچی داستان پیش رفت، مردم اونو زیادی افراطی یا غیرواقعی میدونستن
خیلیها دیگه دنبالش نکردن
هوی، این چیه؟
بده
!ببینم. گوشیم رو بده
میخوای بمیری؟
با این حال، تو دوران مدرسهام این داستان همه چیزم بود
با هر به روزرسانی
.دو قسمت آخر رو دوباره میخوندم تا پیوستگی رو حفظ کنم
.آخر هفتهها، تمام قسمتهای هفته رو دوباره میخوندم
.و آره، وقتی بازدیدها به ۱ نفر رسید، من تنها خواننده بودم
چرا باید یه رمان رو ۱۰ سال میخوندم وقتی هیچکس دیگه نمیخوندش؟
یو جونگهیوک
.بهش حسودیم میشد
.یو و رفقاش، دشمنان بیرحم رو به زانو درآوردن
.و هیچوقت در مبارزه با هیولاها عقبنشینی نکردن
!لی هیونسئونگ
...اما وقتی رفقاش یکییکی از پا افتادن
.یو جونگهیوک برای زنده موندن، مصمم شد قویتر بشه
.و اون هم قویتر و قویتر شد
.اما وقتی من رفتم دبیرستان، همونطور موندم
.حالا شما دو تا قراره بجنگید
.بازنده قراره فرش زیر پای ما باشه
.ولی برنده آزادی رو به دست میاره
چیه، دلت نمیاد فقط خودتو نجات بدی؟
.مهم نیست، انجامش نده
!ولی من که بهت گفتم اگه ببری چی میشه
...کاش منم مثل یو جونگهیوک قوی میشدم
اون موقع این آرزوم بود
رفتم یه دانشگاه معمولی، چند تا کار معمولی هم کردم
بعدش اومدم این شرکت
با یه قرارداد موقت
امروز رمان تموم شد و قرارداد منم همینطور
خسته نباشی، دوکجا
اگه این اطراف بودی، زنگ بزن مهمونت کنم
ممنون
ازت ممنونم که این داستان رو انقدر طولانی پیش بردی
...اما با این حال
چرا یو جونگهیوک رو تنها بازمانده آخر داستان کردی؟
پایانی که فقط یه نفر ازش جون سالم به در میبره، چه معنی داره؟
...یو جونگهیوک یه بار گفت
"کاریش نمیشه کرد اگه بقیه قربانی بشن تا من زنده بمونم."
این تم رمانه؟
من نمیتونم این رو قبول کنم
...آقا، رمان شما
افتضاحه
قطار داهوا در حال نزدیک شدنه
.صدای آه کشیدنت رو شنیدم
.سلام، سانگا
روز آخر تو هم هست؟
.میدونستم هیچوقت منو تماموقت استخدام نمیکنن
.جنگیدن برای چیزی که هیچوقت مال تو نمیشه، فایدهای نداره
.فقط باید ادامه بدم و یه کار پیدا کنم که بهم بیاد
.ممنون
الان یه کار جدید پیدا کردی؟
.الان دارم میرم سر یه کار پارهوقت. باید این ماه رو بگذرونم
یادت میاد چطور لباس شخصیتها رو طراحی میکردم؟
.اون کار واقعا بهم میاومد، واسه همین میخوام لباسهای واقعی بدوزم
بعداً برند خودم رو راه میندازم و یه مغازه باز میکنم. خوبه، نه؟
.تو واقعاً فوقالعادهای، سانگا
!سانگا، ببین کی اینجاست
.سلام، آقای هان
.بهت گفتم امشب شام رو مهمون من هستی
.باید یه جا باشم
.خیلی ناراحتم که سانگای ما داره استعفا میده
.اگه به من یه فرصت میدادی، من میجنگیدم تا استخدامت کنن
.اصلاً، مهارتهای من در اون حد نبود
.بیا از این قطار پیاده شیم و بریم شام بخوریم
.یه جای خوب تو آپگوجونگ میشناسم
.کار پارهوقت دارم
.هی، بهانه نیار. ساعتهایی که از دست میدی رو من حساب میکنم
.واقعاً اشکالی نداره
.با یکی دیگه دارم میرم
دوستت؟
.سلام، آقای هان
.من کیم دوجا از بخش توسعه نقشه هستم
پس تمام این مدت بین شما دو تا یه چیزی بوده؟
!ای بابا، چه حیف
.این ایستگاه آپگوجونگ... آپگوجونگ
.درها سمت راست شما باز میشن
.شام خوبی داشته باشین
.باشه سانگا. بازم میبینمت
.چه عوضیایه
.حتی از ترس اینکه اخراج بشم نتونستم گزارش بدمش
.کار خوبی کردی. تحمل کردن یعنی برنده شدن
.این برنده شدن نیست، حماقته
.ولی با اینکه اینو میدونم، نمیتونم یه کلمه هم حرف بزنم
مثل احمقها
میدونی چقدر رو مخه؟
یه لحظه
درها دارن بسته میشن
دوستدخترته؟
نه
پایانی که من میخوام؟
.- یعنی چی؟ ایستگاه بعدی اوکسو
ممنون
ارسالهای خوانندگان ساعت ۷ شب
اما من تنها خوانندهام
یعنی من میتونم پایان رو عوض کنم؟
حالت خوبه؟
.سرویس رایگان منظومه ۸۶۱۲ به پایان رسید
.این آغاز محتوای پولی است
.تکرار میکنم
.سرویس رایگان منظومه ۸۶۱۲ به پایان رسید
.این آغاز محتوای پولی است
یعنی واقعاً ممکنه...؟
«اعلامیهای در هوا طنینانداز میشود.»
«سرویس رایگان منظومه ۸۶۱۲ به پایان رسید.»
«این آغاز محتوای پولی است.»
.این موجود، که من بهش میگم دکابی
چی؟ دکابی؟
لعنتی سرم شلوغه، این مسخرهبازیا چیه؟
کسی داره باهامون شوخی میکنه؟
.این درست مثل شروع رمانیه
سلام؟
.پچ زبان کرهای الان کار میکنه
مردم، صدای منو میشنوید؟
!لعنتی
چه خبره اینجا؟
.بله، متوجهم
.میدونم همتون سرتون شلوغه، اما لطفا یه لحظه گوش کنید
!قطار رو حرکت بدید! این دیگه چه وضعشه
.آروم باشید
.باید به چیزی که میخوام بهتون بگم گوش کنید
.چون یه چیز فوقالعاده مهم میخوام بگم
!خفه شو و راه بیفت تا تیکهتیکهت نکردم
سرم حسابی شلوغه، این احمقا قطار رو نگه داشتن؟
!یه مشت احمق
!گفتم ساکت
.انسانها، میخوام به هر کلمهای که میگم خوب گوش کنید
در بالا، آن موجودات والایی که بسیار فراتر از هر انسان ناچیزی هستند،
.بالاخره به تصمیمی رسیدهاند
اینکه انسانها، پستترین، حریصترین و خودخواهترین نژاد در کائنات،
!باید همگی مجازات شوند
.کانال BI-7623 باز شد. صورتهای فلکی در حال ورود هستند
!خوش آمدید، صورتهای فلکی عزیز
!قراره اتفاقات فوقالعاده جالبی بیفته، پس بیایید و تماشا کنید
.از این لحظه به بعد، به تمام شما انسانها یک سناریو داده میشود
.اینکه چطور این سناریو رو حل کنید، سرنوشتتون رو تعیین میکنه
.اولین سناریوی اصلی در حال آغاز است
.چون اولین بارتونه، خوب توضیحش میدم
.یک یا چند موجود زنده رو در این واگن مترو بکشید
.ظرف ۱۰ دقیقه
.موفق بشید، هر کدوم ۳۰۰ سکه میگیرید. شکست بخورید، مثل اون میشید
ساده است، نه؟
.صورتهای فلکی عزیزمون همه رو تماشا خواهند کرد
.پس به قوانین یا اخلاقیات توجهی نکنید
.فقط به ما نشون بدید
.ماهیت واقعی بشریت
گوشیها کار نمیکنن، نه؟
.نه، کار نمیکنن
تنهایی؟ پدر و مادرت باهاتن؟
میخوای منو بکشی؟
!یا خدا
یو جونگهیوک؟
.باید خودمو جمع و جور کنم
.رمانی که فقط من میشناسمش، به واقعیت پیوسته
.یعنی من آینده رو میدونم
...!صبر کن، پس بعدی
.اول باید این سناریو رو رد کنم
.بذار فکر کنم
.یک یا چند موجود زنده، یک یا چند موجود زنده
.سانگآه
.این رو نگه دار
.من میرم اون آدما رو نجات بدم
کجا میری؟ دیوونه شدی؟
.اگه بری اونجا میمیری
.من اینو میدونم
چی؟
.من میدونم چطور حلش کنم
!یه لحظه گوش کنید
!مردم، یه دقیقه به حرف من گوش کنید
!وایسید
.اولین قتل در این منطقه انجام شد
.قاتل ۳۰۰ سکه دریافت میکند
چی؟ هی تو. چطوری این کارو کردی؟
گفته هر نفر باید یک یا چند موجود زنده رو بکشه، درسته؟
.گفت موجود زنده
.نگفت انسان
!نزدیک نیا
.همهشون رو میکشم
!وایسا! وایسا
.چند تا مورچه داری؟ اول اون رو بهمون بگو
...خب
.به اندازه کافی برای همه نیست
!هی آقا
.اگه کافی نیست، باید میگفتی
No comments yet. Be the first to leave one.