Like Water for Chocolate

Like Water for Chocolate (Como agua para chocolate)

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 2

வெளியீட்டு விவரம்

Like Water for Chocolate S02 HMAX WEB 30nama ARZ 110 SUB Fa
கருத்துரை வழங்கியவர் PersianSUB
سی‌نما تقدیم می‌کند ‫‫ترجمه از «امــیــررضــا» ‫ARZ_110_SUB@

குறிச்சொற்கள்

webdl
hbo_max_synced
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2026-05-20
பதிவிறக்கங்கள்: 36
காது கேளாதோருக்கானது: No
FPS: 23.976

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

‫کانال رسمی تیم ترجمه‌ی ۳۰نما ‫CinamaSub@

‫ترجمه از «امــیــررضــا» ‫ARZ_110_SUB@

‫- چی درست می‌کنی؟ ‫- تست فرانسوی

‫یه‌کم می‌خوای؟

‫قضیه چیه؟

‫من مُردم

‫چنین رویاهایی

‫چندین صفحه از دفتر خاطرات عمه‌ی ‫بزرگ بزرگ خانواده‌مون تیتا رو پر کردن

‫حتی توی رویاهاش هم نمی‌تونسته ‫از واقعیت غم‌انگیزش فرار کنه

‫مرگ روبرتیتو،

‫نفرت عمیقی که باعث شد مادرش ‫اون‌جا زندانیش کنه

‫و خبر تازه‌ی اعدام پدرو

‫بالاخره صداش رو ازش گرفت

‫می‌گن تیتا اون‌قدر گریه کرد

‫که دیگه اشکی توی چشم‌هاش نبود

‫و در ادامه هم اون‌قدر گریه کرد

‫که از درون خشکید

‫در طی اون روزها، ‫چه تصادفی بوده باشه چه نباشه،

‫شهر پیدراس نگراس بدترین ‫خشک‌سالی تاریخش رو تجربه کرد

‫اما تیتا نمی‌دونست که چندین ‫کیلومتر دورتر از زندانش،

‫یه معجزه رخ داده بود

‫بعضی‌ها می‌گن گلوله ‫از ریه‌ها عبور کرد

‫و به قلب نخورد

‫بعضی‌های دیگه می‌گن ‫تفنگ سرباز دچار مشکل شده

‫و فقط ترکش‌های گلوله ‫به سینه‌ش برخورد کردن

‫خودم شخصاً فکر می‌کنم ‫سرنوشت پا در میونی کرد،

‫تا پدرو موزکیز دور از تیتا نمیره

‫« مـثـل آب بـرای شـکـلـات »

‫- آدرس رو گرفتی؟ ‫- آره

‫پس عجله کن!

‫سریع برمی‌گردم

‫اصلاً توی مسیر توقف نکن

‫اگه خانم اِلنا متوجه بشه، ‫ما رو می‌کُشه!

‫- به‌خاطر تیتا د لا گارزا اومدم ‫- چی شده؟

‫به کمک‌تون نیاز داره

‫یه لحظه صبر کن

‫دکتر،

‫چطور می‌تونیم کمک‌تون کنیم؟

‫صبح بخیر، مادر

‫اومدم تیتا د لا گارزا رو ببینم

‫- تیتا؟ ‫- آره

‫یکی از آشناهای خانواگی‌شون هستم. ‫اِلنا ازم خواست بهش سر بزنم

‫خیلی سرش شلوغه

‫می‌خواد مطمئن بشه ‫حال تیتا خوبه

‫می‌شه ببریدم پیشش؟

‫اون بچه اصلاً چیزی نمی‌خوره،

‫پس خوب می‌شه ‫اگه یه دکتر بره دیدنش

‫تیتا

‫- یا خدا! ‫- دیگه نمی‌دونیم باید چیکارش کنیم

‫حتی دهنش رو هم باز نمی‌کنه

‫و اِلنا حتی یه سکه هم برامون نفرستاده

‫پس حقیقتاً نمی‌دونیم چیکار کنیم

‫بدنش کم‌آبه

‫چیکار می‌کنی؟ به رضایت مادرش ‫نیاز داری، دکتر

‫واقعاً فکر می‌کنید می‌تونه ‫بیشتر از این طاقت بیاره؟

‫حق نداری ببریش جای دیگه‌ای

‫اگه تیتا بمیره ‫مسئولیتش گردن شماست!

‫می‌خواید عذاب وجدان داشته باشید؟

‫این ماجرا رو به خانم اِلنا می‌گم!

‫این‌جاست

‫پشته

‫پدرو…

‫گریس!

‫گریس!

‫لطفاً سرم رو بیار

‫بابایی،

‫اون کیه؟

‫اسمش تیتاست

‫- حالش خوب می‌شه؟ ‫- آره

‫ممنون

‫- چیز دیگه‌ای می‌خوای؟ ‫- نه، ممنون

‫ ‫

‫پدرو؟

‫گرترودیس؟

‫صبح بخیر

‫کجام؟

‫پیش مایی، پدرو

‫- چندین روزه این‌جایی ‫- چندین روز؟

‫فکر می‌کردیم دیگه ‫چشم‌هات رو باز نمی‌کنی

‫خیلی خوش‌شانسی ‫که زنده‌ای، پدرو

‫تمام این مدت اون روبان دستت بوده

‫تیتا. باید…

‫باید تیتا رو پیدا کنم

‫گرترودیس

‫لطفاً ببرم پیشش

‫نمی‌تونیم بریم به لاس پالوماس، پدرو

‫دیگه نمی‌تونیم

‫عموت الان یه ژنرال ‫یا همچین چیزی شده

‫الان اون صاحب مزرعه‌ی پدرته

‫همه‌جا سرباز هست، ‫برای همین مجبور شدیم اردوگاه رو ترک کنیم

‫بابام چی؟

‫اون می‌دونه؟

‫نمی‌دونم

‫یه چیزی بخور

‫اگه غذا نخوری حالت خوب نمی‌شه

‫می‌دونم صدام رو می‌شنوی

‫مشکلی نیست

‫پیش من و گریس در امانی

‫ممنون

‫نمی‌ذارم دیگه هیچ‌وقت ‫بهت آسیب برسونن

‫قسم می‌خورم

‫حالت چطوره؟

‫بهترم

‫چی شده؟

‫من خیلی احمقم

‫نزدیک بود کشته بشم،

‫و برای چی؟

‫حتی نتونستم از مزرعه‌ی بابا ‫محافظت کنم

‫ناامیدتون کردم

‫- هر کاری ازت برمی‌اومد انجام دادی ‫- نه

‫پشت سر هم اشتباه کردم

‫خیلی خودخواه بودم

‫ببین چقدر به بقیه آسیب رسوندم

‫دیگه هیچ‌وقت پسرم رو نمی‌بینم

‫لطفاً

‫کمکم کم تیتا رو پس بگیرم

‫این‌جا رو ببینید

‫از گربه‌ها هم بیشتر جون داری، پسر

‫آره

‫حالا چی؟

‫توی این روزهای آشوب و سردرگمی

‫دعا می‌کنیم

‫برای تمامی کسانی که تلاش می‌کنن

‫آرامش رو به پیدراس نگراس برگردونن

‫همچنین دعا می‌کنیم

‫برای صاحب‌های مزرعه‌هایی

‫که شورشی‌ها بهشون حمله کردن

‫دزدهایی که از وضعیت شرم‌آور ‫کشورمون سوءاستفاده می‌کنن

‫تا غارت کنن و باعث وحشت بشن

‫توی دوران تاریکی هستیم

‫اما همچنان به خدای مقدس‌مون ‫اعتماد داریم

‫همچنین به ارتش‌مون اعتماد داریم،

‫که ژنرال فیلیپه موزکیز رهبریش می‌کنه

‫باشد که نور اون همه‌جا بتابه،

‫و آرامش و صلح رو ‫به کشور عزیز‌مون برگردونه

‫بلند بشید

‫کِی اوضاع مثل سابق می‌شه؟

‫حالا که مادرو دیگه در قدرت نیست،

‫فکرش رو می‌کردیم که گروه‌های ‫شورشی «ویا» عقب‌نشینی کنن

‫فقط تعداد کمی ازشون ‫توی کوهستان پنهان شدن، درسته؟

‫توی کوهستان و این‌جا

‫به مزرعه‌ها حمله می‌کنن ‫و دام‌ها رو می‌دزدن

‫به زودی حساب همه‌ی اون جنایتکارها رو می‌رسیم

‫ژنرال موزکیز، می‌تونم باهاتون صحبت کنم؟

‫خیلی واضح گفتم

‫که حرفی با هم نداریم

‫پس باید صدام رو بلندتر کنم؟

‫فکر نکنم باعث بشه ‫توجه بیشتری بهت بکنن

‫خانواده‌ت توی پیدراس نگراس ‫حسابی جنجال به پا کردن

‫چی می‌خوای؟

‫یه مجوز ویژه برای دخترم «روزاورا» می‌خوام

‫توی مزرعه بهش نیاز دارم

‫بیوه‌ی یه دلال اسلحه؟

‫دخترم هیچ کاری نکرده

‫اگه دخترت برگرده، ‫نمی‌تونم دستگیرش نکنم

‫بذار بهت یادآوری کنم ‫که من برادرزاده‌ت رو تحویل دادم

‫و منم در عوض گذاشتم ‫اون یکی دخترت زنده بمونه،

‫همون شورشی

‫بی‌حسابیم

‫- ببخشید ‫- صبر کن

‫بخشی از زمینم رو بهت می‌دم

‫دارم معامله‌ی خوبی رو پیشنهاد می‌دم

‫حتی اگه بهم هدیه بدیش هم ‫قبولش نمی‌کنم

‫برای این‌که اون‌جا چیزی بکاری ‫باید خیلی هزینه کنی

‫اون زمین…

‫از خود تو هم خشک‌تره

‫یه حیوونی

‫یادت نره که یه زنی

‫و کسی رو هم نداری

‫اگه بخوام،

‫می‌تونم همه‌ی زمین‌هات رو ازت بگیرم

‫فهمیدی؟

‫فیلیپه

‫بله، عزیزم؟

‫ای مریم مقدس، مادر خدا،

‫برای ما گنهکاران اکنون ‫و در هنگام مرگ دعا کن

‫درود بر تو ای مریم، پر از نعمت، ‫خدا با توست

‫میان همه‌ی زنان تو مبارک هستی، ‫

‫و عیسی میوه درون تو مبارک است

‫ای مریم مقدس، مادر خدا،

‫برای ما گنهکاران

‫اکنون و در هنگام مرگ دعا کن

‫اون مال تو نیست، نیکولاس

‫فقط دارم نگاهی بهش می‌اندازم

‫چرا نیکولاس هنوز این‌جاست؟

‫قبول کردیم بفرستیمش بره

‫به نیروهای بیشتری نیاز داریم

‫اون قابل اعتماد نیست

‫اگه خیانت‌کار بود ‫تا الان لومون داده بود

‫کمین موزکیز چی؟ ‫به نظرت اتفاقی بوده؟

‫- قبلاً راجع بهش حرف زدیم، گرترودیس ‫- اما به نتیجه‌ای نرسیدیم

‫می‌دونم دوست نداری حرف بزنی، ‫اما سکوت کردن مسئله رو پاک نمی‌کنه

‫- نمی‌تونیم بذاریم پدرو بره به لاس پالوماس ‫- چرا؟

‫همه‌مون رو توی خطر می‌اندازه، ‫ممکنه تعقیبش کنن

‫چقدر دیگه می‌خوایم پنهان بشیم؟

‫نمی‌دونم. تا وقتی بهمون دستور بدن

‫باید یه کاری بکنیم. مردم‌مون منتظرن ‫و ذخایرمون هم دارن تموم می‌شن

Like Water for Chocolate subtitles in other languages

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left