The Walking Dead

The Walking Dead

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 9

வெளியீட்டு விவரம்

The Walking Dead S09E15 WEBRip x264-ION10
The Walking Dead S09E15 iNTERNAL 720p WEB H264-AMRAP
The Walking Dead S09E15 iNTERNAL 1080p WEB H264-AMRAP
The Walking Dead S09E15 The Calm Before 720p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-CasStudio
The Walking Dead S09E15 The Calm Before 1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-CasStudio
கருத்துரை வழங்கியவர் Sorrow
💢 Sorrow زیرنویس از سمیرا 💢 DibaMoviez.com

குறிச்சொற்கள்

webrip
web
x264
720p
720
BRip
1080
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2019-03-25
பதிவிறக்கங்கள்: 67
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

سالگردمون مبارک

سالگردمون مبارک

پس کادوم کو؟

فکر کنم یه چیزی پیدا کردم که تو خوشت بیاد

اوه، جدی؟

سالگردمون مبارک

پنج سال یعنی به محکمی چوب

اوه. ممنون، عشقم

سالگردمون مبارک

حرف "اچ" واسه "هیلد"ـه یا...؟

نه، نه، واسه اسم خودم نیست

واسه هیل‌تاپه

...یا

خونه

باید واقعاً تعداد بیشتری از اینا درست کنی

جدی میگم

مردم عاشق‌شون میشن - ...مایلز -

این یه نماد امیده

کاملاً مطمئنم که مردم همیشه به بیشتر از اون احتیاج دارن

سالگردمون مبارک، مایلز

سالگردمون مبارک، عشقم

همم

خیلی خوبه که داریم به جشنواره میریم

همگی‌تون می‌تونید اونجا زندگی کنید

البته باید راه بیوفتیم دیگه

همین‌الانش یه روز از بقیه عقبیم

بریم تو کارش

می‌خوام اینا رو با سوغات‌های عالی معاوضه کنم

حالا می‌بینی

لیدیا، اوه لیدیا #

بگو ببینم، لیدیا رو می‌شناسی؟ #

اوه لیدیا، خانم خالکوبی شده #

چشم‌هایی داره که مامان و بابا واسش می‌میرن #

و جثه‌ای که اصلاً حرفش رو نزن #

لیدیا، اوه لیدیا، اون همه‌چی دونه #

اوه لیدیا، ملکه‌ی خالکوبی #

« ارائه‌اي از تيم ترجمه ديباموويز »

امروز، در شروع فردایی تازه

جلوی روتون ایستادم

فردایی که با

فداکاری‌های بسیاری، در طی سال‌ها محقق شده

در این بین، یه فرد مأموریتش ساختن جامعه

و نیرو بخشیدن به اتحاد بین ما بود

فردی که مجبور شد برای نجات جون‌مون تنها چیزی که ما رو

به هم مرتبط می‌کرد، نابود کنه

خیلی طول کشید تا وعده‌ی اون چیزی که

ریک گرایمز و پسرش کارل داده بودن رو برآورده کنیم

همون وعده‌ای که اون همه سال قبل وقتی ،پاول رویا که همگی به اسم مسیح می‌شناختیمش

همگی‌مون رو به اینجا آورد

بهش ایمان داشت

همیشه بهم وابسته بودیم

همیشه خواهیم بود

شده با جنگ پیش هم برمی‌گردیم

ما رشد کردیم

ممکنه عبور از رودخونه از دست رفته باشه

ولی به‌هرحال یه پُل رو بازسازی کردیم

،امروز اثبات می‌کنه که می‌تونیم متحد شیم

،نه در مقابل یه دشمن مشترک

بلکه برای منافع مشترک

...پس بخورید، بیاشامید، مبادله کنید و شاید باشید

چون زمان زیادی رو واسه اینکار از دست دادیم

اجازه بدید اولین جشنواره‌ی سالیانه‌ی اتحاد مجدد بین جامعه‌ای رو آغاز کنیم

جری. تغییرش دادیم که

جدی؟ همین که الان گفتم رو؟

خیلی طولانیه... ولش کن

اجازه بدید جشنواره‌ی شروع تازه رو آغاز کنیم

هی

اون بالا کارت حرف نداشت

باید باهات بیام

وظیفمه که باهات بیام. من پدرشم

آره، شاه هم هستی

اینکه خودم دارم میرم به ‌اندازه‌ی کافی بد هست

اگه تو هم راه بیوفتی، همه می‌خوان دلیلش رو بدونن

واسه این جشنواره ماه‌ها زحمت کشیدیم

کینگ‌دام به تو اینجا احتیاج داره

راه می‌افتیم یا چی؟

!دروازه رو باز کنید - خواهرم یه جایی اون بیرونه -

نه، نیست

!هی! آره

آره

دیگه حق نداری اونجوری فرار کنی

هیچوقت

باشه، نمی‌کنم

قول میدم

آره

و تو

...میشون

...همین اطراف بودم، واسه همین

جودیث؟

ما رو یادت میاد؟

از وقتی کوچولو بودم تصویر شما رو می‌کشیدم

شما کارول هستید و شما هم شاه

موهاتون حسابی بلند شده

آره

نقشه این بود که هنری رو برگردونی

فقط هنری

تمام رهبران رو جمع کنید

راجع به خیلی چیزها باید صحبت کنیم

می‌دونم با همه‌ی آدم‌های توی این اتاق

اکثر اوقات روبرو نمی‌شدم

ولی هیچوقت دست از نگرانی در مورد هیچکدوم‌تون نکشیدم

فقط داشتم سعی می‌کردم از خانواده‌ام محافظت کنم

و واسه مردمم کار درست رو انجام بدم

آینده‌ی الکساندریا اینجاست

با هم، با شما

و واسه یه مدتی این رو گم کرده بودیم

...ولی

من الان اینجام

همگی‌مون الان اینجائیم

من یه رأی‌گیری غیر رسمی

،با باقی اعضای شورای حاضر در جشنواره کردم

و همگی موافق هستیم

الکساندریا تمایل داره به لیدیا امتیاز پناهندگی بده

اون حالا یکی از ماست

امیدواریم الباقی شما هم بتونید واسه انجام اینکار بهمون ملحق شید

ممنون

من هرکاری بتونم واسه پشیمون نکردن‌تون

و جبران کارتون انجام میدم - ،اگه مادرش بخواد تلافی کنه -

سراغ هیل‌تاپ میاد، نه الکساندریا

باید کار درست رو واسه مردمم انجام بدم

خیال می‌کردم اتفاق نظر داریم

همینطوره

،و ببین، وقتی جلوی دروازه‌های من اومد

ازش خواستم فرار کنه

و وقتی اینکارو نکرد، عصبانی بودم

پس می‌دونی چرا با این قضیه مشکل دارم

آره

اینم می‌دونم که چرا وقتی جلوی

دروازه‌های زندان پیدام شد، ریک بهم اعتماد نکرد

و چطور مردم بعد از دیدنت

اونطرف خط آتش و همراه با فرماندار

بهت اعتماد نکردن

می‌خواستم همون‌موقعی که

آب تو رو به سواحل‌مون آورده بود، بکشم

خیلی‌خب، خیلی‌خب. منصفانه‌ست

،لیدیا جایی که ازش اومده رو انتخاب نکرده

ولی جایی که می‌خواد بره رو انتخاب کرده

درست مثل تمام آدم‌های این اتاق

،من چندتا از بهترین مبارزینم رو توی هیل‌تاپ گذاشتم

ولی اگه در مورد تعداد این نقاب‌زن‌ها ،حق با دریل باشه

اون تعداد کفایت نمی‌کنه

باید واسه محافظت از هیل‌تاپ ،یه گروه به اونجا ببریم

محض احتیاط

فکر خوبیه

چند نفر رو از کینگ‌دام می‌بریم

اوشن‌ساید می‌تونه چندتا مبارز در اختیارتون قرار بده

الکساندریا هم همینطور

پس صبح راه می‌افتیم؟

.نه، اگه صبر کنیم ممکنه از این زمان استفاده کنن همین امروز باید راه بیوفتیم

موافقم. ولی فرستادن افراد بیشتر فقط یه راه‌حل کوتاه‌مدته

،واسه مقابله با این تهدید

چهار جامعه باید یه جبهه‌ی متحد ارائه بدن

که به‌همین خاطر پیشنهاد یه معاهده‌ی حفاظتی متقابل رو میدم

حمله به یک جامعه

حمله به همگی‌مونه

باهم، می‌تونیم کاری کنیم که این آدم‌ها

،قبل از انجام هرکاری در مقابل هیل‌تاپ تجدیدنظر کنن

رهبران کینگ‌دام

خیلی پذیرای این ایده هستن

اوشن‌ساید هم هست

خیلی‌خب. پس، چطوری معتبرش کنیم؟

،کف دست‌مون تف بندازیم و دست بدیم یا با خون عهد ببندیم؟

چی؟

من یه چیزی دارم

چی؟

...چطور

خب، اون شعبده‌بازه

مشخصه

ممکنه موقعی که الکساندریا رو ترک کردم یه چیزایی رو با خودم برداشته باشم

کاری که خیال می‌کردم درسته انجام دادم

متأسفم که اینطوری شد

منم همینطور

و ممنون

حق با تو بود

تو هم همینطور

می‌دونستم این روز فرا می‌رسه

هیچوقت یه لحظه هم بهش شک نکردم

جان هنکوک، گور بابات

باید رئیس شورا امضاءش کنه

مهم نیست با چی روبرو میشید

باید آرنج‌هاتون رو بدون حرکت نگه دارید

و شونه‌هاتون روی قفسه‌ی سینه‌ باشه

فشار صدتایی در دقیقه رو شروع می‌کنیم

...حالا، باید مطمئن شید که قفسه‌ی سینه

...تبر چوب‌بری رو باهات مبادله می‌کنم، ولی

تو همیشه بدون یه تبر

که قراره بوده یه اسلحه باشه، بهتری

می‌بینی قالب اون تیغه

چقدر با تیغه‌ی چوب‌بری فرق می‌کنه؟

و آتش...

از قرار معلوم قراره یه مدتی خیس نشم

یه آدم معلول هم از تو بهتر پرتاب می‌کنه

...حتی نمی‌تونی یه دونات رو خیس کنی، بیخیال

!اوه

!اوه

قراره با اون همه وسیله چیکار کنن؟

چطور اصلاً واسه همه‌چی جا دارن؟

نمی‌دونم. یه کاریش می‌کنن

اینطوری خودشون رو بروز میدن، می‌دونی؟

از چیزی خوشت نیومده؟

More Farsi Persian subtitles for The Walking Dead

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left