Adam's Woman

Adam's Woman

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

வெளியீட்டு விவரம்

Adam s Woman 1970
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian Adam's Woman 1970 زیرنویس فارسی فیلم

குறிச்சொற்கள்

other
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2026-02-26
பதிவிறக்கங்கள்: 15
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

راوی: چارلز اتکینز اهل بریستول

دودکش‌پاک‌کن. شکار غیرقانونی

تبعید به استرالیا به مدت ۷ سال

جان دیویس اهل دورچستر

ساله. شاگرد قصاب ۱۲

دزدیدن ران گوسفند از صاحبکار

سال ۷

* ۷ سال

* وقتی برای پیر شدنِ یک پسر *

ناتانیل مورگان اهل لندن. معمار

جرم: جعل اسکناس

سال ۱۴

بارت دایسون اهل لندن. مهتر

سوءقصد به قصد قتل

اعدام

تخفیف به ۲۰ سال حبس

* ۲۰ سال شلاق و عذاب *

* لعنت به این آهن‌های

* زنجیرهای لعنتی

نابی تامپسون اهل لیورپول. دستفروش

جیب‌بری

از تماشاچی‌های مراسم اعدام

سال ۱۴

* اینجا نشستم و پاهام توی کُنده است *

* پیشِ رو چیزی نیست جز شکستنِ *

* سنگ‌ها

هتی گرین اهل هالیفاکس. خیاط

دزدیدن سیب‌زمینی از خونه مسکونی

سال ۷

* پس، لعنت به این زنجیر

* کاش می‌شد دوباره ازت اطاعت کنم *

مارگارت گریوز، منچستر

بدکاره

دزدیدن کیف پول یه آقا

سال ۷

* با مردی خوابید و کیفش رو زد *

* هم دزده و هم هرزه *

* کدومشون بدتره؟

جیمز ویلیامز اهل لندن

کفاش

سرقت خُرد

سال ۷

گمارده شده به عنوان اسطبل‌دار

بازگشت به زندان به خاطر اعتیاد به الکل

جان گری اهل دوبلین، ایرلند

تبعید به تبعیدگاه استرالیا

به جرم شورش

سوءقصد به قصد قتل

موقع تلاش برای فرار

حکم: اعدام با طناب دار

آدام بیچر، محکوم در لیورپول

شغل: نامعلوم

جرم: ضرب و جرح جنایی

سال ۷

به خاطر تلاش برای فرار، ۲۰۰ ضربه شلاق

۳۵ ۳۳، ۳۴،

یانکی لعنتی

مگه نمی‌دونی راه فراری نیست

از این تکه کوچیک بهشتمون؟

بیا. اینو بنوش

تا بفهمی هنوز زنده‌ای

اکسیرِ اوشی

جوری دل و روده‌ت رو می‌سوزونه

که کلاً کمرت رو فراموش کنی

بازم می‌خوای، هان؟

خب، مثل یه مرد شلاق‌هات رو خوردی

حالا می‌خوای خودتو مچاله کنی

جلوی یه ذره عرقِ خونگی؟

ویسکی خالص ایرلندی قاطی با رام تاسمانی

و یکمی هم آب مقدس

تا کوتوله‌های جن‌نما نیان توی گوشت

یه مشت حماقتِ لعنتیِ دیگه درباره فرار زمزمه کنن

دیگه امتحانش نکن

حرکت کنین

اونجا رو پایین نگه دارین

پایین نگهش دارین

هی

نزدیک شو دایسون. حواستو جمع کن

بجنب

ترازش کن

بجنب

ضرب‌آهنگ رو حفظ کنین

حالا

کمک، نگهبان

کمک

عجله کنین، یه نفر زیر موند

یه نفر زیر گیر کرده. کمک

عجله کنین. بیاین

زنجیر پاش همین‌جا گیر کرده به یه شاخه

کجاست؟

سریع، تا غرق نشده

کلیدها رو بده من

کلیدها، زود باش

اون‌ها رو از اونجا بکشین بیرون

سرجوخه

موفق شدیم. ها ها

آه

هیس

هیس، هیس

آروم باش. هیس! کسی نمی‌خواد بهت صدمه بزنه

هیس

دخترِ خوب

تو کی هستی، عزیزم؟

میلی

یه دختر خوشگل مثل تو اینجا چیکار می‌کنه

وسط این سبزی‌ها؟

از دست یه چوپان فرار می‌کنم

ها ها! یه فاحشه است

من فاحشه خیابونی نیستم، کثافتِ حبسی

من برای «دوشس» کار می‌کنم

دوشس؟ اوم-هوم

خودِ مادامِ صخره‌ها

خب، همون جاییه که می‌خوایم بریم

اگه می‌خوایم دزدکی سوار کشتی بشیم

آه. دوشس، هان؟

چقدر می‌تونی مایه بدی؟

اوه، قیمت رو خودت بگو

بابای این صاحب نصفِ بوستونه

کی از تو پرسید؟

هیچ‌کس

یه غاز هم کفِ دست هیچ‌کدومتون نیست

اما یه صورتِ صادق و یه قلبِ پاک دارین

دیگه چی می‌خوای؟

پول

و تو ارزش تک‌تکِ اون سکه‌ها رو داری

اسمت چیه یانکی؟

آدام بیچر

پسرِ یه بانکدارِ بوستونی

بانوی من

تو تقریباً به اندازه من دروغگوی خوبی هستی

منم بودم باور نمی‌کردم

ولی این حقیقتِ محضه‌

و لابد وقتی رسیدی خونه

یه مبلغ قلمبه توسط کاپیتان یانکی‌م برام می‌فرستی

چه عالی

این دیگه به خودتون بستگی داره بانوی من

کمکم کنین

یا بدین اعدامم کنن

همین‌جا منتظر بمون

به نظرم بهتره از اینجا بزنیم به چاک

قبل از اینکه ما رو واسه جایزه‌ش بفروشه

کاپیتانِ کشتی سریع‌السیر طبقه پایینه و حسابی مسته

خدمتکار داره میاد دنبالش

نیمه‌شب لنگر می‌کشن

دزدکی می‌فرستمتون روی عرشه

درست قبل از اینکه راه بیفته

پس وقت زیادی ندارین

تو... برو بیرون

بیا دیگه، پسرِ خوش‌تیپ

ها ها ها

هی! انقدر خشن نباش، ای حبسیِ بی‌چشم‌ورو

باعثِ افتخاره

مواظبِ دکمه‌ها باش عزیزم

مخملِ اصلن

آه

آه

و یانکیِ لعنتی‌م رو کجا دیگه می‌تونستم پیدا کنم، هان؟

ها ها ها ها

اومدن، بارت

زن: آه

دایسون

گروهبان

رابی مرده

گمشین بیرون

یه آدم کشته شد

در نتیجه تلاشِ شما برای فرار

بنابراین شما هم به اندازه همدستتون مقصرید

قربان... بنابراین، حکمِ دادگاه این است

ممکنه قبل از صدور حکم با دادگاه صحبت کنم؟

حتی یه قاتلِ محکوم هم این حق رو داره

صحبت کن، مرد

من قاتل نیستم قربان. من بی‌گناهم

برای کارهای تجاریِ پدرم در انگستان بودم

که غافلگیر شدم و دزدها بهم حمله کردن

صبح روز بعد توی زندان بیدار شدم

و دیدم متهم به جرمی شدم که هیچی ازش نمی‌دونستم

تا چشم به هم زدم، توی یه کشتیِ محکومین به مقصد استرالیا بودم

اینجا هم سعی کردم بهشون بگم قربان، اما کسی گوش نداد

کنسولِ آمریکا می‌تونه تأیید کنه

کنسولِ آمریکایی در کار نیست

پس می‌خوام فرماندار رو ببینم

آدام بیچر

حکمِ این دادگاه

این است که از گردن آویخته شوی تا زمانی که بمیری

خداوند به روحت رحم کنه

لعنتی، من بی‌گناهم

پرونده بعدی

فرمودید این رو ببینید، قربان

دو تا حکمِ اعدام، قربان

و یه درخواست فوری برای نیروی بیشتر در پاراماتا

کمکم کن اینو بپوشم

این ابزارِ جهنمی، الکس

اما قربان، شما

ده‌ها قرارِ ملاقات دارین

بیرون صف کشیدن

اون همه آدم رو بیرون ندیدی، گروهبان؟

مسئله مرگ و زندگیه، قربان

گروهبان، اوم

اوشی هستم قربان. توی هند زیر دستِ شما خدمت می‌کردم قربان

اوش... آخ

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left