முதல் 200 வரிகள்.
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
... هي چه
مراقب باش
بي خيال
مواظب باش عوضي
هي
با اين عجله کجا ميري ؟
هر جا عشقم بکشه حالا دست از سرم بردار
تکون بخور خيلي خوب بابا . آروم باش
دارم ميرم
من جام امنه .. امکان نداره بتونه پيدام کنه
اين فقط توي ذهن تويه تامي اون اينجا نيست
نميتونه اون باشه
باشه دلقک فضول
تو نميتوني بدون مبارزه منو ببري
حرف بزن عوضي يک چيزي بگو
هر چي شد
شکاف را شبيه سازي کنيد
و .. بوم
واي .. اينو ببين
حق با مامور من بود
همينه .. استراحت بزرگ من
اونيکه منو ميبره بازيگر اکشن از ليست سي هست
که منو به سمت بازيگر اکشن ليست الف بودن ميبره
اوه آره اوه ببخشید
شما حتی نمیدونید من کی هستم
بذاريد خودمو معرفي کنم
..اسم من هست
کات
نخير .. اسم من "کات" نيست
ولي ميتوني اين اسمو روي خودت بذاري تو باهوشي
برخلاف جناب کارگردان ، من از اين اصطلاح بي تربيتي خيلي استفاده ميکنم
اون فقط بخاطر اين اينجاست که يک شامپوي خيلي محبوب تبليغاتي
يک جايي توي يوگسلاوي ساخته
حالا با خودتون فکر کنيد يکي مثل اون براي چنين فرصتي چقدر سپاسگزار ميشه
ولي نه
نه اين يارو
و مي دونيد چرا ؟
چون اون يک قلدره
و من از هيچ چيزي روي اين کره خاکي به اندازه يک قلدر بدم نمياد
اون ديگه چي بود ؟
کدوم چي بود ؟ اون
ديالوگ اينه جاذبه يک عوضيه
نه .. شکاف را شبيه سازي کنيد
ما بايد اين خطو بگيريم
يادت باشه اول بايد اينو بگي بعد تا آخر بازي اين مياد
بي خيال ايتان
هردومون خوب مي دونيم که ديالوگ جاذبه يک عوضيه چقدر وحشتناکه
تو اينجا نويسنده رو مي بيني که
دستشو به عنوان اعتراض بالا برده باشه ؟ رفقا .. شما بايد
راستش اگر دستشم بالا برده باشه بازم فقط يک نويسنده است
من هميشه ميتونم يک قوطي بلب را بيرون پنجره پرت کنم
و يکي ديگه را بيارم که براي اينکه بهش فرصت بديم التماس کنه
تا اين چرت و پرتها را بازنويسي کنه
من نيازي به چند تا ستاره اکشن خوشگل ندارم که ديالوگها را بداهه نويسي کنند
من توي محله هاي فقيرنشين تايلند پيدا شدم
اونجا به عنوان يک قاتل کار مي کردم و با انگشت کوچيکم مردها را مي کشتم
پس اگر ميخواي باعث غم و غصه من بشي
پس رفيق ميتونيم همين الان به اين بحث پايان بديم
و اون .. خانومها و آقايون اين چيزيه که ما بهش ميگيم بازيگري
بم
آره، من... یعنی
شکاف را شبيه سازي کن خيلي هم هوشمندانه است
و گذشته از تمام اينها فيلمسازي يعني همکاري مشترک
ميتونيم کاري کنيم که کار کنه راستش ازش خوشم مياد .. فکر عالي و خوبيه
خوشحالم که اومدی حالا ديگه مزاحم نشو
قبل از تعطيلات کريسمس يک روز ديگه براي فيلمبرداري داريم
و ستاره تون به کمي "زمان من" احتياج داره
بندازش دور .. فکر کنم گفتم نارنجي بي نارنجي
رنگش منو ميکشه
تو که نميخواي من بميرم چاک ؟
نه آقاي کيج .. معلومه که نميخوام
من .. من .. جونمم براي شما ميدم قربان
آره . شرط ميبندم ميدي
اين چاکه . دستيارم
تازه از اتوبوس ناکجاآباد اومده
يعني .. اين چيزيه که خودش بهم گفته
اما اطلاعات خسته کننده اي مثل اين هميشه از مغزم ميلغزه بيرون .. مي دونيد که
بچه خوبيه
واقعا يکم جلوتون خجالت ميکشم يعني .. کي خجالت نميکشه
خيلي خوب .. به امضا کردنت ادامه بده
چند تا از اون طرفدارهاي ستايش کننده از ديدن قيافه ام نااميد شدند
جاني ! جاني
اوه پسر .. دهنمون سرويس شد بچه
برایان ون جونز تهيه کننده فوق العاده
پسر خوب
ما چند تا فيلم خارج از کشور ساختيم البته فکر نکنم شما يادتون بياد
ولي اين فيلم به همان اندازه که براي اون مثل استراحت ميمونه براي منم همينطوره
بخاطر بازنويسي اين حرفو ميزني ؟ حالا قبل از اينکه ناراحت بشي
ديالوگو شنيدي ؟
ازش خوشت مياد
وقتي پسره را از قطار پرت ميکنم پايين .. اينطوري ميگم .. شبيه سازي
نه . جاني . جريان جنيفره
اون رفته
جنیفر کیه؟ اوه همبازی من، جنیفر؟
بله همبازي تو .. ستاره فيلم
خوب .. نمي دونستم اون ستاره هم هست
مهمترين صحنه اش فردا فيلمبرداري ميشه
و ما نميتونيم پيداش کنيم
چي ؟ وايستا ببينم
دوباره ميخوان دوربين مخفي راه بندازيد برايان ؟ بي خيال
اي کاش اينطوري بود
تلفنشو جواب نميده دستيارش هم ناپديد شده
و اگر نتونيم فردا بياريمش سر صحنه
اين فيلم تموم نميشه
و اونوقته که بدبخت ميشيم
ما اين فيلمو در تمام دنيا به اسم اون پيش فروش کرديم
خودم يک ميليون دلار از نيجريه گرفتم
نيجريه جاني
ميدوني اين کار از کشوري که فقط سه تا تئاتر داره چقدر سخته ؟
آره، آره، آره اما منظورم اینه که
ميدونيم که نقش اصلي براي اونه .. درسته ؟
آره . اون نقش اصليه
نميدونم چه خاکي بايد توي سرمون بريزم
بدون اون صحنه...
اين ترکوندن بزرگ من بود .. ميدوني ؟
قرمز ؟
تو که مي دونستي قرمز منو ميکشه نمي دونستي ؟
آقاي کيج ميگن نارنجي ها اينطوريند
نه، نارنجی ها خوبند
قرمزها کونتو مي ترکونند و معده ات را آب مي کنند
همه اينو مي دونند
... ميتونم اين کارو بکنم برايان .. آروم باش
اينجا من طرف تويم
حالا چي ميشه يک سر به خونه جنيفر بزنم
و يکم از کاريزماي جاني کيجي را نشونش بدم ؟
مرگ من جاني ؟ اين کارو ميکني ؟
اوه بي خيال مرد اصلا جاي نگراني نيست
جاني کيج راست و ريستش ميکنه
تو پسر خاصی هستی جانی
نقطه اوجش همينجاست همينجا بود که همه چيز قاراشميش شد
اسم منو ببين
جلوي نورافکن ها به شهرت رسيدم
و نور فيلم .. زمان منه
من ارسال هدايا را به دوستان و خانواده تون تمام کردم
عاليه
تقريبا به آخر خط رسيديم چاک
بعد از اينکه جنيفرو براي بازگشت به مجموعه متقاعد کردم
بالاخره میتونیم استراحت کنیم
و منظور من از "ما" "من" ـه
چون من به تو احتياج دارم که تمام تعطيلات را کار کني
واقعا عجيب ترين زمان ساله
راستي قربان
هر چند ، گرفتن جشن براي کريسمس بدون برف عجيبه
برف ؟
ميتوني اونو براي بازنده هاي ساحل شرقي بذاري
من دوست دارم تولد بيبي جي سي را جشن بگيرم
به هر حال، همان حروف اول، درست اینجا
زير آفتاب محلي
آفتاب طلایی آسمان آبی، دختران زیبارو
هنوز زل زده به من ؟ بله
هنوزم ؟ بله
خوبه
شهرت
چقدر من مشهورم
آقای کیج میتونم یه سوال بپرسم؟
آره. موهام واقعیه
نه . من راستش من نميتونم فلزو سوراخ کنم
و بله . چيزهايي که درباره من و دالي مي گفتند حقيقت داشت
اما دوست ندارم درباره اش صحبت کنم
نه، من... من فقط...
فقط میخوام بدونم چطور اینقدر باحال شدی ؟
سوال خوبی بود چاک
و از شانس خوب تو ... ما چند دقيقه اي وقت داريم
تا من به تو درباره ريشه هاي آدونيسي که جلوي خودت مي بيني بگم
منم یه زمانی مثل تو بودم
حقيقت اينه که توي مدرسه خيلي اذيتم مي کردند
اذيتتون مي کردند؟
آره . اذيتم مي کردند
از پاریس تا ژاپن
بذار از اول شروع کنيم
آره . من اونجام
کونمو توي کلاس ورزش گرفتم توي دستم
داری گریه میکنی گوگولي ؟
واي .. گوگولي داره گريه ميکنه
خوب البته من بايد هم گريه مي کردم صورت پيتزايي پدرسوخته
تو يک توپ بسکتبال را کوبوندي توي دماغم
مامانم سعي کرد به مدير و معلمها زنگ بزنه
همشون همينو گفتند
پسرها مرد ميشند همه چيز بهتر ميشه
اما اينطور نشد
بدتر شد
مادرم، قدیسي در میان مقدسین بود
کسی که همیشه می گفت جنگ مال نئاندرتال ها بوده
به اندازه کافي داشتيم
اون منو برد به يک کلاس دوجوي محلي
يکي از اون فروشگاه هاي زنجيره اي که هزار تا ازشون ديدي
ولي از اون پرواز در شب ها نبود کمربند مشکي مشترک براي پول
يک معامله واقعي بود
همون زمان بود که با استاد بويد آشنا شدم
و زندگي من براي هميشه عوض شد
از اراده و عشق خوب تغذيه ميشه
يک اراده پولادين حتي تو رو بالاتر هم ميبره
خاطرات بدي که اسممو فرياد مي زدند
اون سوسو به زودي به شعله اي سوزان بدل شد
برمیگردم تا دوباره بلند شوم
حس مي کنم اين بهترين کار من ميشه
هيچي نمي تونه منو کند کنه
یا مجبورم کنه توقف کنم
چون چيزي نميتونه مانع من بشه
No comments yet. Be the first to leave one.