முதல் 161 வரிகள்.
افسر تخلیه: هنوز کاملاً تخلیه نکردیم
هنوز ۳۰ پالت از پوکههای توپ توی پناهگاه "سی" مونده
مهمات رو ول کن، وقت نداریم. فقط همه رو سوار ترابریها کنین
اوه، نه
درست وسط تخلیه کردن گیرشون انداختیم
من مستقیماً از شخصِ پیشوای عالی، اسنوک، دستور دارم
همینجاست که برای همیشه شعلهی مقاومت رو خاموش میکنیم
به کاپیتان کَنِدی بگین ناو جنگیش رو آماده کنه
پایگاهشون رو به آتیش بکشین، ترابریهاشون رو نابود کنین و کل ناوگانشون رو از بین ببرین
ژنرال، یه سفینهی مقاومت داره نزدیک میشه. توپها و سپرها در حالت تهاجمیان
فقط یه جنگندهی سبک
بیببیبهای شاد بزن رفیق، یالا
ما کارهای دیوانهوارتر از اینم کردیم
لیا: محض اطلاع میگم، فرمانده دمرون
توی این مورد، من با دروید موافقم
پو: ممنون از حمایتتون، ژنرال
بیببیبهای شاد
توجه کنین
من فرمانده پو دمرون از ناوگان جمهوری هستم
یه پیام فوری برای ژنرال "هاگز" دارم
وصلش کنین
من ژنرال هاکس از محفل اول هستم
دیگه خبری از جمهوری نیست
ناوگان شما یه مشت تفالهی شورشی و جنایتکار جنگی هستن
به شاهزادهی عزیزتون بگو هیچ شرطی پذیرفته نیست
تسلیمی در کار نخواهد بود
پو: سلام، منتظرم وصل شم به ژنرال هاگز
هاکس هستم. تو و دوستات کارتون تمومه
ما نجاست شما رو از کهکشان پاک میکنیم
پو: باشه. منتظر میمونم
الو؟
پو: الو؟ آره، هنوز هستم
صدام رو میشنوه؟
پو: هاگز؟ میشنوه
پو: با "ه" شروع میشه. یه آدم لاغر و رنگپریده
صدات رو میشنوم. تو صدای منو میشنوی؟
ببین، نمیتونم تا ابد منتظر بمونم. اگه بهش دسترسی پیدا کردی
بهش بگو لیا یه پیام فوری براش داره
قربان، فکر کنم داره مسخرهتون میکنه
پو: ...در مورد مادرش
آتش
بیبی-۸، گازش رو بگیر
داره میره سمت ناو جنگی
ها
دیوونه شده
ایول! عجب شتابی داشت
خیلی خب، دارم توپها رو از کار میاندازم
تالی، شروع کن به نزدیک شدن
تالی: (پشت بیسیم) مفهومه
کاپیتان کَنِدی، چرا اون سفینهی فسقلی رو نمیزنی؟
اون سفینه خیلی کوچیکه و فاصلهاش هم بیش از حد کمه
باید جنگندههامون رو میفرستادیم
پنج دقیقهی لعنتی پیش
اون هیچوقت نمیتونه به زره ما نفوذ کنه
دنبال نفوذ به زره نیست
داره توپهای روی سطحمون رو نابود میکنه
فقط یه توپ مونده
و حالا بقیه هم از راه رسیدن
آره! آره، دیدمش
نه، نه، نه. لعنت بهش
بیبی-۸، سیستمهای تسلیحاتیام از کار افتادن
باید اون آخرین توپ رو هم بزنیم
وگرنه بمبافکنهامون غزل خداحافظی رو میخونن
جادوت رو نشون بده رفیق
توپهای خودکار آمادهان؟
آماده و مجهز، قربان
منتظر چی هستیم؟
به پایگاه شلیک کنین
گازش رو بگیر
آخرین ترابری بلند شد. تخلیه کامله
دمت گرم پو، انجامش دادی
حالا اسکادرانت رو برگردون تا بتونیم از اینجا بزنیم به چاک
نه، ژنرال
پو: ما میتونیم. فرصتش رو داریم
که یه ناو جنگی رو نابود کنیم
پو: اینا ناوگانشکارن
نباید بذاریم فرار کنه
همین الان عملیات رو متوقف کن
لیا: فرمانده. این یه دستوره
اون قیافهی نگران رو از روی صورتت پاک کن، تریپیو
اوه، خب، حتماً تلاشم رو میکنم، ژنرال
نگران؟
بریم، بیبی-۸
یا الان یا هیچوقت
پو: ایول
مسیر بازه! بمبها رو بیارین
کاپیتان
بمبافکنهای مقاومت دارن نزدیک میشن
معلومه که میآن
بمبافکنها، آرایش فشردهتون رو حفظ کنین
جنگندهها، از بمبافکنها محافظت کنین
هر روز پیش نمیآد که بتونیم یه ناو جنگی رو بزنیم
پس بیاین از این فرصت استفاده کنیم
مفهومه، رهبر آبی
بمبافکن ۱: شما ما رو به اونجا برسونین، حسابشون رو میرسیم
خلبان ۱: مفهومه. رفتیم تو کارش. جنگندهها دارن میآن
تیراندازها، هشیار باشین
خلبان ۲: جنگندههای سریع در موقعیت ساعت دو و ده دقیقه
خلبان ۳: دارن میآن! خلبان ۲: به صف شین
همهجا هستن! (فریاد)
خلبان ۴: دارن میآن
خلبان ۵: جنگندهها دارن میآن. آرایش بگیرین
خلبان ۶: با سرعت حمله وارد مسیر بشین
خلبان ۵: بکش بالا! خلبان ۷: از جناح راست
خلبان ۸: وضعیت اضطراری! داریم سقوط میکنیم
توپهای خودکار رو دوباره شارژ کنین
رزمناو رو هدف بگیرین
میبینمش. تالی، اونا ناوگان رو هدف گرفتن
و مراحل آمادهسازی شلیک رو شروع کردن
مفهومه
چیزی نمونده برسیم
بمباندازها، مراحل رهاسازی رو شروع کنین
بمبانداز: هدف رو توی دید دارم
داریم به نقطهی طلایی نزدیک میشیم
بمبانداز: بمبها مسلح شدن
توپهای خودکار نشونهگیری شدن. ۴۰ ثانیه تا شارژ کامل
اون آخرین بمبافکن رو نابود کنین
پیج، جواب بده. روی هدف هستیم
پو: چرا دریچههای بمب باز نیست؟
تو تنها بمبافکن باقیموندهای. همه چیز به تو بستگی داره
نیکس! پو: پیج
بمبها رو همین حالا رها کن
مواظب باش
نه
بمبها رها شدن
برخورد مستقیم! ناو جنگی ساقط شد
مانیتور: ژنرال، پیشوای عالی اسنوک
دارن از سفینهشون تماس میگیرن
عالیه
توی اتاق خودم جواب میدم
ژنرال هاکس
آه، خوبه. پیشوای عا
اسنوک: ناامیدیِ من
از عملکرد تو، قابل توصیف نیست
اونا نمیتونن فرار کنن، پیشوای عالی
مثل موش به تله انداختیمشون
ری
دمت گرم رفیق
"فینِ لخت توی کیسهی سوراخ"؟ چی؟ مدارت سوخته؟
فین! فین، رفیق
خیلی خوبه که میبینمت
چی؟ بیا
باید برات لباس پیدا کنیم. بیا
حتماً هزار تا سوال داری
ری کجاست؟
ری: استاد اسکایواکر؟
استاد اسکایواکر؟
من از طرف مقاومتم
خواهرتون لیا منو فرستاده. به کمکتون نیاز داریم
سلام؟
برو پی کارت
چویی، تو اینجا چیکار میکنی؟
اون گفت که تو با ما برمیگردی
چطوری پیدام کردین؟
داستانش مفصله. توی "فالکون" برات میگیم
فالکون؟
لوک: صبر کن
هان کجاست؟
واقعاً مثل موش توی تلهان ژنرال هاکس. آفرین
مقاومت بهزودی توی چنگ ما خواهد بود
ممنونم، پیشوای عالی
No comments yet. Be the first to leave one.