முதல் 200 வரிகள்.
مامانت بهترین رسیدگیِ ممکن رو نمیدید
استلا یه جای بهتر پیدا کرد
توی کلیولنده
منظورت اینه که همه چیز رو اینجا ول کنم؟
تو دیگه الان عضو خانوادهای
نمیخوام شبمون رو خراب کنه
ما از سازمان آتشنشانی لیست ماشینهایی رو خواستیم
که قراره برای همیشه از رده خارج بشن
کدوم یکی؟
۵۱ انجین
توی دبیرستان پترسون آتیشسوزی شده بود
منظورم اینه که، نمیتونم اسمی بهت بدم
ولی داشتم این پیامهای تهدیدآمیز رو دریافت میکردم
وایات موقع آتیشسوزی بیرونِ مدرسه بود
اون یه چیزی میدونه
دیشب وایات رو توی مسابقهی بسکتبال پسرا دیدم
با توجه به زمان شروع بازی، اصلاً امکان نداره که وایات
تونسته باشه توی مدرسه باشه
پسر شما آتیش رو راه ننداخته
پس اینجا چیکار میکنی ستوان؟
هر کسی که این کارو کرده، شرط میبندم اونجا پیداش میکنید
ما معتقدیم این حمله عمداً طوری زمانبندی شده بود
که دقیقاً وقتی برسید مدرسه که
تنها باشید
دانشآموزهای... دانشآموزهای من این رو ساختن؟
بله، کار خودشونه
و چند نفر توی این گروهان؟
نفر عضو داره ۸۳
البته که از وجههی خودم خبر داشتم
ولی این حجم از خصومت
امیدواریم بتونید یه نگاهی به پستها بندازید
و ببینید آیا چیزی هست که شبیه به
پیامهای تهدیدآمیزی باشه که گرفتید
اینجا صدها کامنت هست
هر چقدر زمان لازم دارید، بذارید
این غیرقابلقبوله
متأسفم که این خبر رو اینطوری بهتون میدم
ولی نمیخواستم پنهانش کنم
این اصلاً طرز برخورد با یه آتشنشانی نیست که
بیشتر از ۳۰ سال به این سازمان
وفادار بوده
شهرداری این تصمیم رو نگرفته
خودِ سازمان آتشنشانی گرفته
اونا بودن که مکهالند و ماشینش رو انتخاب کردن
باید چند تا زنگ بزنم
صبر کن دام، من این رو بهت گفتم
چون نمیخواستم یهو غافلگیر بشی
دیگه کار از کار گذشته
اگه فکر میکردم یه تماس تلفنی جلوی این کار رو میگیره
تا حالا خودم انجامش داده بودم
بچه که بودم، پدرم رو میپرستیدم
آره، یه... داشت
نشانش رو برای برنامهی "ببین و بگو" به مدرسه میبردم
آخی
توی اتاقم بیسیم پلیس داشتم
آره، از همون اول همیشه میخواستم پلیس بشم
چند وقت توی دانشکدهی افسری بودی؟
یه ماه مونده بود فارغالتحصیل بشم
که اون بازداشت شد
اصلاً نمیشد مخفیش کرد
آره
منظورم اینه که رسانهها عاشق اون پرونده بودن
اوهوم
یهو، فقط توی یک شب
من شدم... من شدم پسرِ یه پلیسِ فاسد
کسی که کل سازمان رو بدنام کرد
لعنتی
متأسفم واسکز
باعث شد بیام سازمان آتشنشانی، مگه نه؟
هوم
جایی که واقعاً بهش تعلق دارم
اوه، لعنت
اونقدری که فکر میکردم حالبههمزن نیست
بهت قول میدم عاشقش میشی
اوم
خب، آمادهای
برای جلسهی فردات با دکتر شریوز؟
اوهوم
داشتم درباره همه چیز تحقیق میکردم
یه عالمه سوال توی دفترم نوشتم
دیگه داری واسه خودت یه دکترِ تمامعیار میشی
تا وقتی که مامانت از کلینیک مرخص بشه
خودت هم اینو میدونی، مگه نه؟
اوه، کلی گفت که میخواد در جریانِ خبرا باشه
بذار یه زنگی بهش بزنم
فکر نمیکنم این کمکی بکنه
چیزی اون تو نیست که نظرت رو جلب کنه؟
بعضیاشون واقعاً آزاردهندهست
خیلی سخته که بفهمیم کدومشون فقط حرفه
و کدومشون یه... یه تهدید واقعیه
هشداردهنده دود
فکر کنم صداش از سمت پلهها میاد
داره حرکت میکنه
پلههای پشتی از این طرفه
اوه
وای خدای من
فایده نداره
گیر افتادیم
از این طرف
چیکار کنیم؟
چطور... چطوری بریم بیرون؟
با طناب میریم پایین
یه حوله بردار، خیسش کن و صورتت رو بپوشون
بدو
از ملافهها استفاده کن
تو جلیقهی نجات رو درست کن
منم طناب رو درست میکنم
این میشه جلیقهی نجاتت
اینو بنداز دورِ خودت. بیا
میخوایم بفرستیمت پایین
یکی یکی میریم
پاهات رو بنداز اون طرفِ لبه، رو به ما باش
نمیذاریم بیفتی
بدو
فکر نکن. فقط برو
گرفتیمت. لبه رو رها کن
گرفتیمت. برو
ونمیتر
بیا سمت پنجره
گرفتمت
ملافه رو بگیر
آقا، شما ماشین دارید؟
آره
میتونید برسونیدش بیمارستان؟
حتماً
ممنون. زود باش
سپردم همسایه "کول" رو ببره بیمارستان
ونمیتر، تو سوختی
چیز مهمی نیست
چرا هست، سوختی
فقط باید نفسم
تام
هی
امدادگر! زود باشین
تام؟ تام
تام
امدادگر، بیا اینجا
فهمیدم. هی
بکبورد رو بیار
بیا، بذارش روی این. یالله
گرفتیش؟ آره
با شماره سه. یک، دو، سه
باید برای استنشاق دود تحت درمان قرار بگیره
سوختگی درجه سه هم داره. تو هم باید معاینه بشی
من خوبم. فقط به اون برسید
باشه
هی، منم
گوش کن، یه اتفاقی افتاده
آره
هی
راستش، کلی توی یه آتیشسوزی بود
حالش خوبه
الان بیمارستانه
چی شده؟
هنوز دقیق نمیدونم
ولی کاپیتان ونمیتر هم آسیب دیده
جفتشون توی بیمارستان "مد" هستن
اوم
باشه، من... وسایلم رو جمع میکنم
باشه
به نظرم ریههات سنگین شده
قبلاً بیشتر از این هم دود رفته تو ریههام
شاید، ولی دلیل نمیشه که جدی نباشه
میخوام از قفسه سینهت عکس بگیرم
اگه علائم اِدِم ریوی داشته باشی
یا سوختگی مجاری تنفسی، باید همین الان بفهمیم
اینجور آسیبها همیشه خودشون رو زود نشون نمیدن
باید منتظر بمونه
ستوان، من آدمهایی رو دیدم که با پای خودشون از اینجا رفتن
و یک ساعت بعد با ایست قلبی برگشتن
من همین پایینِ راهرو میمونم
ستوان سوراید
دکتر آرچر
خوشحالم که تو داری به ونمیتر رسیدگی میکنی
چی میدونیم؟
خب، اون دچار نارسایی حاد تنفسی شده
دود و گرما آسیب شدیدی به ریههاش زده
بهش دارو دادن که بخوابه
به دستگاه ونتیلاتور وصله تا سعی کنیم
سطح اکسیژنش رو بالا ببریم
چند ساعت آینده خیلی حیاتیه
اگه سطح اکسیژنش زود ثابت نشه، اون
ممکنه تا صبح دووم نیاره
چه خبر؟
سوراید حالش خوبه
بازوش دچار سوختگی درجه دو شده
و یه مقدار هم دود استنشاق کرده
و ونمیتر؟
اون بدترین ضربه رو خورده
هی
ممنون که زنگ زدی
دکترا خبر جدیدی نیاوردن؟
نه. هر لحظه ممکنه بیان
هی، کاپیتان جون سالم به در میبره
اون مرد خیلی پوستکلفته
کلی
وای، خدای من
درد داری؟
نه، خوبم
ونمیتر چطوره؟
No comments yet. Be the first to leave one.