Pegasus

Pegasus (飞驰人生)

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

வெளியீட்டு விவரம்

Pegasus 2019 CHINESE 1080p WEBRip x264-RARBG
Pegasus 2019 CHINESE WEBRip x264-ION10
Pegasus 2019 CHINESE 1080p NF WEBRip DDP2 0 x264-KAMIKAZE
கருத்துரை வழங்கியவர் Dark Passenger
►► زیرنویس اختصاصی فیلیمو

குறிச்சொற்கள்

webrip
web
x264
BRip
1080
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2020-05-05
பதிவிறக்கங்கள்: 31
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

زیرنویس اختصاصی فیلیمو

‫بیست سال قبل،

‫که من هنوز نوجوون بودم.

...‫تلوزیون رنگی‌ای که تازه خانواده‌م خریده بودن رو روشن کردم

.‫و متوجه رالی 555 هنگ کنگ-پکن شدم

.‫و از اینکه میشه با ماشین اینجوری رانندگی کرد، شوکه شدم

...‫خب فکرام رو کردم

‫که منم وقتی که بزرگ شدم یک راننده رالی بشم.

...‫در سال 1999

‫رالی قهرمانی جهان توی چین برگزار میشد.

...‫بدون اینکه به خانواده‌م بگم سوار قطار پکن شدم

‫که برم مسابقه رو ببینم.

،‫وقتی که صدای غرش ماشین‌هایی که از کنارم میگذشتن رو شنیدم

...‫برام مبرا بود که این علاقه منه

‫و باید براش تلاش کنم.

‫در نهایت، من راننده رالی شدم.

‫کلاه ایمنی م رو گذاشتم و کمربندم رو بستم.

...‫به حرف های کمک راننده‌م مثل

‫یک نوزاد گوش میکردم.

...الان بالاخره با بهترین راننده‌های چینی که

.‫توی تلوزیون میدیدمشون رقابت می‌کنم

‫من و کمک راننده‌م هم همینطور بهتر و قوی‌تر میشدیم.

‫باینبلوک...

.‫که ارتفاع 4000 متری از سطح دریا داشت..

...و پر از صخره‌های خطرناک و

.همراه با کوه‌های برفی و جنگل بود ...

...‫بزرگترین افتخار مسابقات چین

‫قهرمان شدن در باینبلوک بود.

‫5 بار پشت سر هم قهرمان شدم.

‫تنها 32 سال سن داشتم.

‫بعد تو دنیا اومدی.

‫و اون سال،

‫من توی اون شرایط نمیتونستم مسابقه بدم.

‫اون اتفاق افتاد و تو دیگه نمیتونستی ‫مسابقه دادن منو ببینی.

...‫ولی به این معنا نیست که بابات بهت دروغ میگه

.‫یا این لباس مسابقه الکی هست

‫- فهمیدی؟ ‫- بله.

‫وقتی این لباس رو میپوشم در موردش چی فکر میکنی؟

‫شبیه پیک موتوری غذا میشی.

‫منظورت از "پیک موتوری غذا" چیه؟

...‫اصلاً این شکلی نمیشم

‫نظرت چیه؟

‫وقتی اون قدیما این لباس رو میپوشیدم،

‫نمیتونستم ببازم.

‫من 5 سال پیاپی قهرمان شدم.

‫پسرم،

‫بابا هنوزم شبیه پیک موتوری غذاس؟

‫اینم غذاتون...

‫این چه طرز رفتاره، داداش؟

....‫به برنامه نیم روزی روی آنتن

.‫111.1 اف ام خوش آمدین

‫راننده مسابقات سابق، ژانگ چی،

‫امروز در جلسه دادگاه یک شرکت ماشین سازی ظاهر میشود.

‫جزئیاتی از حضور ایشون مشخص نشده است.

‫به محض اینکه بتونم در این جلسه شرکت میکنم و گزارش مربوط ‫را به سمع و نظر می‌رسونم.

.خیلی از افراد با این اسم ناآشنا هستند

‫همونطور که خیلی ها میگن «لحظه‌ای لغزش، یک عمر پشیمانی به بار می‌آورد»

‫چرا دارن ازت عکس میگیرن؟

‫بابا سلبرتی هست و تو هم پسر یک سلبرتی هستی.

‫ژانگ چی، لطفاً چند کلمه صحبت کنید.

...‫پنج سال پیش بخاطر مقالاتی که شما

...‫در مورد من نوشتین دوران سختی رو گذروندم

‫بعضی هاشون حقیقت داشت و بعضی هاشون نداشت ‫اون مقالات برای من آبرو نذاشتن.

‫شماها سعی داشتین مردم من رو فراموش نکنن،

‫که این باعث بیشتر ریخته شدن آبروم شد.

...‫امروز من افتخارات گذشته رو یکی پس از دیگری

‫از آن خودم میکنم.

...‫من ژانگ چی

...‫به محض عبور از گیت

‫برگشتم.

...‫قربان، ایکس ری

‫نمیتونه از روپوش رو عبور کنه ‫لطفاً درش بیارید و دوباره رد بشین.

...بعد از پنجمین قهرمانی راحتتون

‫سرسخت ترین رقیبتون، ون هپینگ، اعلام بازنشستگی کرد.

‫حرفی دارین بهش بزنید؟

‫زیاد رقیب سرسختی نبود.

...‫رقیب سرسخت این‌جوری بود

‫و ما اینجوری بودیم...

...‫بهترین رکوردش دوم شدن بود

‫و یک چند سالی هم سوم و چهارم میشد.

‫- هم ...‫- فکر کنم اون بیشتر شبیه

‫سرپرست‌ها بود.

‫اگر ما دوتا کنار هم وایمیستادیم،

اون بود که چهره‌ش به کسی میومد .که پنج بار قهرمان شده

...‫بعضی از افراد شبیه چهره هاشون زندگی میکنن

‫بعضی هاشون یک چهره دروغین برای خودشون میسازن.

‫ولی من با مهارتم زندگی کردم.

‫به علاوه اون دیگه جوون تر که نمیشد.

...‫شاید روزی اگر هم دیگه رو در شرایطی غیر مسابقه ببینیم

‫اوضاع متفاوت باشه.

...‫شاکی اقای ژانگ چی

‫لطفاً دلیل خودتون رو از شکایت بفرماید.

...چهارم مِی سال ۲۰۱۲

‫من یک دعوت نامه گرفتم.

...‫که چرا تو لیگ های کوچیک

‫وقتی که لیگی بزرگتر هست مسابقه میدی؟

‫فکرکنم تا وقتی که تو اینجای باید کفش‌های مسابقم رو بپوشم.

...‫اگرچه یک ساناتای قدیمی رو میروندم

...‫ولی به مهارتم در سال ها مسابقه تکیه کردم

‫و همه رو شکست دادم.

‫ناگهان، توی تله پلیس گرفتار شدم.

‫مثل یک پرنده سبک بال بودم...

‫و روی دیوارها پرواز میکردم.

‫مثل یک ورزشکار واقعی بودم...

‫چپ و راست جا خالی میدادم.

‫- بعد از کلی حرکت من... ‫- کافیه، کافیه، کافیه.

‫نیازی نیست زیاد اغراق کنی.

‫فقط حقیقت ها رو بگو.

‫باشه.

...این‌جوری بود

‫شما یک راننده حرفه ای مسابقه بودین..

‫که تاحالا هیچ تصادفی نداشتین.

‫چرا این دعوت نامه از ناکجا رو قبول کردین؟

‫چون...

.‫صاحب ساناتای قدیمی بهم گفت..

...‫که اگر مسابقه رو برنده بشم

‫اونا...

...‫از پسرم مواظبت میکنن

‫جای زندگی بهش میدن و مدرسه میفرستنش.

...‫در طول 5 سال محرومیتم

...‫من چیزی بجز یک شهروند قانون مدار نبودم

...‫که هیچ بد رفتاری هم از خودم نشون ندادم

‫تنها چیزی که میخواستم...

‫این بود دوباره مسابقه بدم.

‫شما افتخاراتم رو از من گرفتین که اشکالی نداره.

‫ولی ازتون خواهش میکنم که شانس دوباره مسابقه دادن رو بهم بدین.

...‫میخوام دوباره افتخاراتم رو

‫پس بگیرم.

‫نظم رو رعایت کنید.

‫اون میتونه هر کاری که قانون منع نکرده انجام بده.

‫و نتییجه دادگاه،

‫ما نباید کاری بکنیم مگر انکه قانون منع کرده باشه.

...‫پس تا زمانی که اون شرایط مسابقه رو میتونه رعایت کنه

،‫و آزمون های پزشکی رو قبول بشه ‫میتونه دوباره مسابقه بده

‫خیلی خب، ختم جلسه.

‫ایشون یک انسان فروتن و منصف هستن.

‫- صداشون بزن دایی ‫- خان دایی

‫- پسرت رو خوب تربیت کردی. ‫- اقای ون...

.اون موقع من خیلی باد زیر گلوم افتاده بود

‫اشکالی نداره.

‫ولی دارم بهت میگم،

‫به محض این که گواهینامه رانندگی ت رو پس بگیری،

گواهینامه‌ی مسابقه‌ت هم به خودی خود .دوباره فعال میشه

...‫راننده های الان خیلی سریع تر از زمان ما هستن.

.‫لین ژندانگ چندین ساله داره برنده میشه

‫- باید سخت تلاش کنی. ‫- ممنونم.

.‫در هر حال، این دفعه میفهمی که باختن چه حسی داره

‫خداحافظ بابابزرگ.

‫این ماشین مسابقه جدید لن ژندانگ هست.

‫بابا امسال برمیگرده و لین ژندانگ رو نابود میکنه.

.‫و "چشمات رو باز" میکنه

.‫اینم یک اصطلاح جدید

‫یالا، اصطلاح جدید رو برای بابا تکرار کن.

‫لین ژندانگُ نابود میکنه.

‫باید بزنمت.

.‫اصطلاحات معمولاً 3 کلمه هستن

‫خب، حالا گاهی اوقات 4 تا هم میشن.

.یالا برو اونجا

‫اصطلاح جدید رو 20 بار بنویس.

‫لین ژندانگُ نابود میکنه.

‫بابا چرا اسمم رو ژنگ فی گذاشتی ؟

‫تمام همکلاسی هام مسخرم میکنن.

‫کجای اسمت مصخره هست؟

‫اسم بابام ژنگ یانگ بود.

با این معیار زندگی می‌کرد که اسمش خیلی .گردن‌فرازانه باشه و بابتش رنج کشید

اون می‌خواست مهار زندگی بابات .دست خودش باشه

‫برای همین اسم بابات رو ژنگ چی کجاست.

‫و من در نهایت به درجات عالی رسیدم.

‫راننده مسابقات و قهرمان شدم.

‫چیزی که برای تو میخوام ‫اینه که مثل بابات به درجات عالی برسی.

‫و با هم، تیم فی-چی رو تشکیل بدیم.

‫برای همین اسمت ژنگ فی هست، مشکلیه؟

‫لوی بی یا گان یو گفتن زشته؟

‫پدر یکی از همکلاسی هام هم راننده هست.

‫میخواد باهات مسابقه بده.

‫ما دیگه نمیتونیم با ماشین های الکی مسابقه بدیم.

،‫بعد از اینکه بابا مسابقه امسال رو برنده شد ‫میرم میبنمش.

سلام، یوچانگ هستم، بفرمایید؟

‫داداش، نیازی نیست.

.من پنج ساله که منتظر تماستم

‫فردا بیا تو شهربازی ببینم.

‫یک دایناسور سبز هستم.

...سال‌های سال

.روم نمی‌شد بیام دیدنت

‫چون بهترین کمک راننده دنیا رو از خودم رونده بودم.

...‫یوچانگ

...‫با من بیا

‫به زمین جنگ برگرد،

‫به اون روزهای باشکوه برگرد.

‫نظرت چیه؟

‫ژانگ چی، زنم رو ول کن.

‫دادا...

‫دادا، من تمام احساساتم رو به زنت نشون دادم.

‫هیچ دیگه نمونده.

‫شاید زنت بتونه بهت بگه که چی گفتم.

‫نیازی نیست، فهمیدم.

‫میدونم چرا نتونستی بیخیال بشی.

‫ولی برگشتن یا برنگشتم به مسابقه،

‫به زنم، سو سو بستگی داره

‫میتونی برگردی، فقط مراقب باش.

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left