Mayor of Kingstown

Mayor of Kingstown

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 4

வெளியீட்டு விவரம்

Mayor of Kingstown S04E02 Promises to Keep 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-playWEB
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 4 قسمت 2 Mayor of Kingstown 2021 زیرنویس فارسی سریال

குறிச்சொற்கள்

webdl
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2025-11-13
பதிவிறக்கங்கள்: 274
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

اینجا هستی چون...

برادرت فردا به ما می‌پیونده

می‌دونم تو و سلف من یه توافقی داشتین

ولی من کریم نیستم

الان اینجا قلعه‌ی منه

کایل به من شلیک کرده، بعد من شدم آدم بده‌ی لعنتی؟

بهشون بگو چرا این کارو کردی

این یه خونه‌ی پوشالی لعنتیه، تریس

و من نمی‌تونم دلیل فروپاشیش باشم

ساویر رو بده به من

چارلی و موریسی رو فراموش می‌کنم

نمی‌تونم کمکت کنم. حیف شد

این قطار لعنتی...

این حرومزاده‌ها رو سر برید. عیسی مسیح!

خب، این... این شیطانیه که نمی‌شناسیم

بوگوتا کوتاه نمیاد

انگار مجبوریم پای قسط قبلی وایسیم

کس‌شر. ما اینجوری نیستیم، ما با هم دعوا می‌کنیم

مایک. یکی به کله‌گنده شلیک کرده

اگه بلایی سر برادرم بیاد...

عواقب بدی در انتظارشه

اگه می‌خوای زنده بمونی...

نرو درمانگاه

همینجا خوب میشی

به عیسی مسیح، پسر یگانه‌اش، پروردگارمان ایمان دارم

که با روح‌القدس آبستن شد

به صلیب کشیده شد، مُرد و به خاک سپرده شد

به جهنم فرود آمد

امروز اون روزه، امروز

نه لعنتی فردا

نه، نه. باید این‌طور باشه

اون حرومزاده‌ها دروغ میگن! همیشه دروغ میگن!

و حیات جاودان. آمین

ای پدر ما که در آسمانی، نام تو مقدس باد

پادشاهی تو بیاید، اراده تو کرده شود

روی زمین، چنانکه در آسمان است.

نان روزانه‌ی ما را امروز به ما عطا فرما

ببخش آنانی را...

که به ما بدی کرده‌اند

ما را از شرارت رهایی ده

جا افتادن خیلی سخته

هیچ‌وقت آسون نیست

زنده‌ای، برادر؟

یه بار بزن یعنی "آره"، دو بار یعنی "نه".

بیش از یه هفته گذشته، لعنتی

من باید مشاورم رو امروز ببینم!

اِم-ر-و-ز، اِم-ر-و-زِ لعنتی!

منو از این قفس در بیارید!

من باید مشاورم رو ببینم!

یه هفته‌ست مشاورم رو ندیدم، باشه؟! لعنتی!

لعنت.

نام تو مقدس باد

بارنز، از میله‌ها دور شو!

مشاورتو فردا می‌بینی، باشه؟

این کس‌شرها رو بس کن. ساکت باش. بیا اینجا!

هی، من تو رو نمی‌شناسم

اوه، خدای من. به من گوش کن

من... اونا دیشب بهت گفتن...

که فردا مشاورتو می‌بینی، قول میدم

از میله‌ها دور شو

دور شو

عوضی. از میله‌ها دور شو. دور شو...

عوضی! همین الان!

به روح‌القدس، پیوند قدیسان، ایمان دارم

آمرزش گناهان، رستاخیز...

جسم و حیات جاودان

وای خدای من!

افسر؟

افسر، درخواست کمک کن!

استفنز، به کمک نیاز دارم

تو بخش انفرادی. به کمک فوری نیاز دارم. یه زندانی افتاده زمین

یه زندانی افتاده زمین. به کمک فوری نیاز دارم

با ۹۱۱ تماس بگیرید!

لعنت به این وضعیت

کاپیتان رو بیارید اینجا

لعنت به دوشنبه‌ها

دارم میام پیشت. دارم میرم تو

قبل از اینکه هابز برسه، باشه؟

مطمئن شو سر در ورودی کس‌شر نیست

باشه. حواسم هست. - کارنی، اگه حواست بود...

هیچ‌کدوم از اینا اتفاق نمی‌افتاد، مگه نه؟

اگه حواست بود، داداشم الان...

یه کیسه بوکس لعنتی نبود. اگه حواست بود...

دارم هر گوهی از دستم برمیاد انجام میدم، بهت قول میدم

سعی می‌کنم. - الان داری غذا می‌خوری؟

آره، دارم لعنتی غذا می‌خورم. صبونه‌ست

یا عیسی مسیح، کارنی. الان وقت تنقلات نیست

از گیت ردت می‌کنم، باشه؟

و حواسم به کایل هست، این... بهترین کاریه که می‌تونم بکنم

این رئیس جدید زندان و معاون کوچیکش، تورِس...

لعنت، اونا منو تو منگنه گذاشتن

من هیچ نفوذی ندارم

کارنی، فکر کنم وقتشه یه لبخند بزنی...

دست بدی، رفیقای جدید پیدا کنی

و یه گوهی بخوری

اون نگهبان تو بخش انفرادی کی بود؟ اون جدیده؟

همونی که ازش خوشت میاد؟ سیندی... استفنز. چرا؟

امشب راسل می‌ریم. وقتی شیفتت تموم شد، اونجا باش.

می‌خوام ببینمش. ممنون. خداحافظ.

سلام. تریسی هستم. لطفاً... لعنتی. گندش بزنه!

پیام بذارید. باهاتون تماس می‌گیرم.

هرچه زودتر

هی تریس، منم.

ببین، قبل از اینکه بری سراغ کایل

لطفاً اول به من زنگ بزن. مهمه.

ممنون

لعنتی!

بیا دوباره امتحان کنیم.

اسم لعنتیت چیه؟ -¿Cómo se llama?

وکیل

کی بهت گفت بانی واشنگتن رو بکشی؟

وکیل. باشه، گور باباش.

یه کلمه قلمبه سلمبه اینجا میگم، عوضی. "معامله به مثل".

می‌دونی یعنی چی؟ یعنی تو یه چیزی بهم می‌دی

منم یه چیزی در عوض بهت می‌دم. حالا تو بگو کی دستور قتل رو داده.

یه وکیل کوفتی برات می‌گیرم، گورتو از اینجا گم می‌کنی و میری.

وکیل

یا حضرت عباس، لعنتی، انگلیسی حرف بزن، لطفاً.

آوُگادو. «آوُ...»

هیچ‌کس کاری به آووکادوهای تو نداره. فهمیدی؟

هیچ‌کی به چپشم نیست.

می‌فهمم چی می‌گی. «من وکیل می‌خوام.»

تو کارت شناسایی نداری، عوضی. تو اصلاً وجود خارجی نداری.

پس ببین چی فکر می‌کنم. شاید بندازیمت...

پایین، تو یه سلول کوفتی. ها؟

¿کُمپِرِنده، آمیگو؟

و یه لطفی به خودت بکن، عوضی. یه چیزی بهم بده...

به زبان مادری خودم. می‌دونم لعنتی که بلدی.

هابلو انگلیسی. یالا، پابلو.

هابلو انگلیسی. هابلو.

هابلو انگلیسی؟

هابلو انگلیسی؟

بهت گفتم! پنج دلار بهم بدهکاری. ممنونم، آقا.

حرومزاده. ممنون، رئیس بزرگ.

شنیدم دیروز یه سری دردسر داشتی.

مزاحمت.

بوگوتا دنبال روس‌ها می‌ره، اونا هم سراغ من میان.

به زودی خدمتشون می‌رسم.

آره؟ آره.

کلمبیایی‌ها نبودن که برایتون بیچ رو از بین بردن.

کار تو بود؟

یه هدیه به برادر جوان و جاه‌طلبم.

تا قصدم رو بهت نشون بدم.

در عوض چی انتظار داری؟

همکاری. چون زیر نظرت داشتم، دورین.

هر چی به دست آوردی، با خون دل بوده.

تو به یه هم‌پیمان نیاز داری. من قبلاً هیچ‌وقت نداشتم.

خب، حرکتت علیه مسکو، یه سری مناطق استراتژیک رو آزاد کرد.

روس‌ها اون خط لوله مرزی رو در اختیار داشتن.

برای سال‌ها، و حالا یه خلاء ایجاد شده.

و اونا برمی‌گردن و پرش می‌کنن، یا مکزیکی‌ها، یا آریان‌ها.

یعنی، کارتل همین الان سعی کرد تو رو از سر راه برداره.

خب، من کاری می‌کنم

که چیزی رو که به دست آوردی نگه داری، دورین.

فقط خونواده‌ام اینجوری صدام می‌کنن، فرانک.

اَه لعنتی.

خرگوش چیزیه که باید دنبالش کنن، مگه نه؟

یه موجود ترسو.

حالا تو همونایی، پسر؟ ترسویی؟

از هیچیِ لعنتی نمی‌ترسم.

خب، بابت این هدیه ممنونم.

در عوض چی می‌خوای؟

یه آینده.

میای بالا یا نه؟

باشه.

هی، جیک. اینو خصوصی انجام میدیم.

من یه آدم محافظت‌شده‌ام، دی.

یه آدم مشروع.

من برون‌سپاری می‌کنم، فرانشیز می‌دم، واگذار می‌کنم.

من صاحب این حیاطی هستم که الان توش نشستیم.

و ازش برای جابجایی جنس استفاده می‌کنم.

و چیزی که بهت پیشنهاد میدم، حمل و نقل فرا مرزیه.

امنیت. برای سی درصد.

ده بهتره.

بیست، پس. وسطشو بگیریم.

باشه. پس انجامش میدیم.

ولی با احترام، من آوازه‌تو شنیدم.

اما کارم این نیست که همینجوری حرف کسی رو برای هیچ و پوچ قبول کنم.

متوجه‌ام.

قراره با تک‌تک بازیکن‌ها ملاقات کنم.

تک‌تک عوامل این تشکیلات.

غیر از این هم انتظاری ندارم.

قراره ملاقات کنی.

تک‌تک افراد شبکه رو.

ببین، دی، کارم اینه که دردسرو جلو بندازم.

جدی.

ولی منم یه درخواستی دارم.

قبلش اشتباه گفتی.

تو یه شریک داری.

وقتشه شهردارو ملاقات کنم.

مایک. هابز.

اگه می‌دونستم اینجایی،...

واسه دو نفر از بیرون سفارش دادم

خب، می‌خوای بهم بگی

چه گندی شد؟

آخه تازه در موردش حرف زدیم

ولی بیست و چهار ساعت نگذشته

داداشم توی زندان تو له و لورده می‌شه

می‌خوای اینو توضیح بدی؟

برادرت کایل؟

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left