முதல் 200 வரிகள்.
من دوست دارم فکر کنم که تقدیر یه .دستی توی اتفاقات اون تابستون داشت
.اینکه سرنوشت اون شلوار بود که ما رو پیدا کنه
...از کجا میان و چرا ما رو انتخاب میکنن
.خب، این چیزیه که همیشه یه معما میمونه
.اما شاید این قسمتی از معجزهشون بود
اینکه احساس کردن اون موقع ما .چقدر بهشون نیاز داریم
...اینکه چقدر به یه ذره ایمان احتیاج داشتیم
اونم وقتی که بنظر میرسید به هر چیزی .که اعتقاد داشتیم داشت از بین میرفت
.اما یه لحظه صبر کنید، من دارم زیاده روی میکنم
!لباس قشنگیه .خوشم اومد
.از وقتی که یادمه ما چهارتا با هم بودیم
داریم کجا میریم؟ - .ما داریم میریم اونجا -
،در واقع، ما قبل از اینکه به دنیا بیایم هم .با هم بودیم
و هفت. کسی لگدی احساس میکنه؟
.مادرامون توی کلاس ایروبیک با هم آشنا شدن
...اونا چیز مشترکی با هم نداشتن
.به جز زمان وضع حملشون
.یک، و راحت باشید .خوب بود
.اولین نفری که به دنیا اومد، "بریجت" بود
.خانما، آروم باشید
.بقیهمون توی همون هفته به دنیا اومدیم
.بریجت دوست داشت که مسئول باشه
."آفرین، "لنا
.من ترتیبش رو میدم
و میدونید چیه؟
.بعضی وقتا این به نفع ما بود
.اوه خدای من
...و بین ما همیشه همینطوری بوده
.بده و بستون
.اما اکثرش دادن بود
.لنا، من فکر نمیکنم که این دفعه برگرده
."اشکالی نداره، "کارمن
.من فردا اول وقت میام
.و "تیبی" و بریجت هم میان
فقط تا زمانی که خوابت ببره .با من پای تلفن باش
اونا چه فکری میکردن؟ .برداشت هفتم
...ما پشت هم بودیم
تا چیزایی رو که هیچکسِ دیگه ای توی دنیا .نمیتونست بفهمه رو درک کنیم
اونا چه فکری میکردن، که توی این سن و سال یه بچه دیگه داشته باشن؟
و من چی بودم؟
...فقط یه آزمایش از دوران جوونیشون
و حالا وقتشه که یه خانواده تشکیل بدن؟
.بفرما
.اونا دیوونه شدن
.خیلی مضخرفه
.کاملا - !کات -
لنا، مگه نمیفهمی که این یه تراژدیه؟
نمیتونی یکمی شور شوق بیشتری نشون بدی؟
.یه چیزایی بود که ما هیچ وقت نمیفهمیدیم
.اندوه هیچ وقت تحملش آسون نبود
.و ما توی این شرایط هم پشت هم بودیم
،و در غم از دست دادن این همسر ...مادر و دوست عزیز
.تصمیم غیر قابل باورش برای ما سخته
چه میزان نا امیدی باعث میشه که یه نفر همچین عملی انجام بده؟
ما فقط میتونیم با این حقیقت که الان ...در جای بهتری نسبت به این دنیا
.در کنار ما داشت آرام بشیم
.واقعا متاسفم بریجت
ما برای چیزایی که تحملش رو .نداشتیم پیش هم بودیم
.هی - هی، بی. تو حالت خوبه؟ -
آره. به محض اینکه از شر این کفشای پاشنه بلند .مسخره خلاص بشم راحت میشم
بیا. میتونی واسم نگهشون داری؟
.فکر کنم دیگه برم خونه
یا مواقعی که اصلا دوست نداشتیم .باهاشون مواجه بشیم
در کنار هم، مثل این میموند که یه فرد .کاملی رو تشکیل میدادیم
.بریجت سر به هوا و غیر قابل توقف
.لنای خوشکل و خجالتی
.تیبيِ آشوبگر
.و من، کارمن نویسنده
.از یه عتیقه فروشی نمیشه یه چیز نو خرید
.ما 16 سالمون بود و هرگز از هم جا نشده بودیم .و همهی اینا قرار بود تغییر کنه
این یکی چطوره؟ - .عالیه -
اگه میخوای بری به یونان و .شبیه "لورن دِ فازیو" باشی
کی؟ - .بازیگر معروف دههی 70 تلویزیون -
من تنها کسی هستم که از نظر فرهنگی محروم نیستم؟
تیبی فراموش کرده که امروز صبح .قرص شادیش رو بخوره
راستش، من اونا رو گذاشتم واسه ...موقعیای که توی "والمانز" گیر افتادم
.و شما دارید توی ماجراجویی هاتون حال میکنید
.اووو، تیبی .توی همیشه شلوغش میکنی
.من دارم میرم به کارولینای جنوبی .این همش سه تا ایالت اونورتره
.بهرحال این اسمش ترک کردنه .من از همتون متنفرم
تو خودت خواستی که تمام ...تابستون رو اینجا بمونی
.و بشینی روی مستندت کار کنی
.آره، کلی سر و صدا میکنه
تصاویری هیجان انگیز از نحوهی .جمع کردن خوشبو کننده
فکر کنم من ژانر خودم رو بسازم ."و اسمش رو بزارم "مضخرفسند
!لنا، اینو ببین .اوه خدای من
.حرف ندارن - .من نمیتونم بیکینی بپوشم -
مگه نمیدونید که تمام سواحل یونان لختیه؟
چی؟ - .اون داره شوخی میکنه، لنا -
.ای خدا، من بهت حسودیم میشه
.تو میتونی بری به جاهایی که واقعا پسر هست
.من خیال میکردم تو مشتاق دیدن "ال کامپو" هستی
.همینطور هم بود، تا وقتی که فهمید فقط دخترونهست
.پسرا حق ورود ندارن - .در موردش حرف نزن -
.هی، هشدار سوراخ کردن
.ببخشید خانم جوون، دیگه سوراخ بی سوراخ
.همین الان اونا رو در بیار و اینا رو بزن
.ببین. بفرما - .بپوششون -
.برو، برو، برو - .خیلی خب کارمن... کارمن -
!تیبی، جیگری شدی
.تیبی، حرف نداری !دور بزن. نگاش کن
!کارمن - .تو خیلی خوشکل شدی -
.قشنگه - .خیلی بهت میاد. لطفا بخرش -
.پس تو بپوشش - .اما من شلوار جین نمیپوشم -
...آره. بیکینی و دامن کوتاه هم نمیپوشی
.یا هرچیزی که نشون بده یه بدنی داری
.من اینطوری نیستم
.تیبی، این خیلی بهت میاد چرا نمیتونی اینو بپذیری؟
.چون من غرق در دلسوزی برای خودم هستم
!لنا - جدی؟ -
!تو بدنت حرف نداره - .اینو نگاه کن -
!لنا کالیگاریس ادام توپی داره
.بسه! اینطور نیست - کی اینطوری شدی؟ -
.خیلی بهت میاد - .نگاش کن -
!خوشکل شدی .لنا کوچولو
تویی که عاشق شلوار جین هستی، چرا خودت نمیپوشیش؟
.شاید بخاطر اینه که من 8 سانت از تو بلندترم - .منصفانهست -
هی، چطور میشه دقیقا اندازهی تو هم باشه؟ - .این یه ذره عجیبه -
.نمیدونم، ولی واقعا دارم میترسم
.خیلی خب کارمن، نوبت توئه
.کارمن، تو بپوش
اوه بیخیال. جدی میگید؟ - .باید بپوشی -
شما فکر میکنید شلوار جینی که اندازهی همهی شماست، اندازهی این بدن منم میشه؟
.بپوشش. همین الان - .ما کمکت میکنم که رونت بره داخل -
.تیبی! زودباش - .شوخی کردم -
بهم کمک میکنید که درش بیارم؟
.کارمن، همهی ما اونو پوشیدیم .فقط بپوشش
.خیلی خب
.رونام
.شلوارای تنگ
.برید روی این رونا
.خیلی خب، اینم از این
.چیه؟ من که بهتون گفتم ...من میرم اینو در میارم
.و وانمود میکنیم که هرگز همچین اتفاقی نیوفتاده
.نه کارمن، بیا اینجا و خودت رو نگاه کن
.خیلی بهت میاد - .نگاش کن -
،اگه میخواید بهم بگید دیوونه ...اما از نظر علمی غیر ممکنه که
...یه شلوار اندازه من - .و من -
.و من - .و من باشه -
.این دیوونگیه
ببین تیب، امروز یه اتفاقی افتاد که من .نمیتونم توضیح بدم و تو هم نمیتونی
.هرچی که هست، بزار نادیده بگیریمش - .ما نمیتونیم نادیده بگیریمش -
چرا؟ - ...چون این یه علامته، اون شلوارا -
...ساکت باشید، شما - میدونی چیه، تیبی؟ -
.بعضی وقتا خیلی زیادی سخت میگیری - .مواظب باش -
.من مشکلی ندارم، لنا - .اوه خدای من. تو میوفتی -
.کونامون رو قشنگ میکنه .برای من همین کافیه
.درسته، اینشالا - .برو اون بالا. زود باش -
.این خیلی بیشتر از "لایکرا"ست - .اما احتمالا توش لایکرا هست -
خیلی خب بچه ها، آماده اید؟
...به نام خدا، پسر
.بفرما - .کارمن، این که کلیسا نیست -
!بچه ها! اما این بازم یه جای مقدسه
منظورم اینه که، این جاییه که مادرامون با هم آشنا شدن، نه؟
...بهرحال، ببینید، ما امروز اینجا جمع شدیم
تا یه هدیهای که برامون ارسال .شده رو قدر بدونیم
پس چرا باید بابتشون پول بدیم؟ - .تیبز -
.کارمن ادامه بده، چیزی که میخوای بگی رو تموم کن
...امشب، در شب جداییمون
.جادو در غالب شلوار به طرف ما اومد
من میگم که باید اونو بطور ...مساوی به اشتراک بزاریم
...و اینکه توی این تابستون در کنار ما سفر میکنه
...و ما رو از نظر قلبی و روحی بهم وصل میکنه
.حتی با اینکه از هم جدا هستیم
.من فکر میکنم که امشب ما خواهرای این شلواریم
خواهرای شلواری؟ - !آره -
.ما باید قانون داشته باشیم .هر انجمن خواهریای قانون داره
.ممنون .یه بیانیه
.خیلی خب - .نکتهی خوبی بود. خوشم اومد -
...خیلی خب، قانون شماره یک
...هر خواهر شلوار رو به مدتِ
.یک هفته نگه میداره - .یک هفته -
.لنا اولین نفر میشه چون یونان از همه دورتره
.خیلی خب - .تیبی، بعدی تویی -
قانون تو چیه؟ - .من قانونی ندارم -
.چرا داری - .تبیز، زودباش -
.وقتی شلوار رو پوشیدین دست تو بینیتون نکنید
.جدی - ...این که -
.میتونید یه ذره بخارونیدش
.ممنون بابت اجازه - .قانون خوبی بود -
...وقتی شلوار رو میفرستیم، یه نامه مینویسیم
و جزئیات هیجان انگیزترین اتفاقی که موقع .پوشیدن این شلوار برامون افتاده رو یادداشت میکنیم
.این خوبه
.پس هیجان انگیزترین چیزی که براتون اتفاق میوفته
و اگه چیز هیجان انگیزی اتفاق نیوفتاد چی؟
!میوفته. باید بیوفته - .نه، من واقعا شک دارم -
...و وقتی اتفاق بیوفته، و برگردیم پیش هم
.اونا رو روی خود شلوار مینویسیم
.این خوبه - .این قانون شماره شیشه -
...قانون شماره هفت
در آوردن شلوار فقط باید بدست .خودِ کسی باشه که پوشیدتش
.آره، با توئه
!لمس کردن
.اون کار میکنه ها
.پس ممکنه اونقدر وقت نداشته باشه که پیشت باشه
پس اگه احساس تنهایی کردی، برگرد خونه. باشه؟
.مشکلی برام پیش نمیاد، مامان
.ما هیچ وقت و هرگز این شلوار رو نمیشوریم
.کارمن، این کاملا غیر ضروریه چرا نه؟
.چون نباید شلوار رو بشورید
No comments yet. Be the first to leave one.