முதல் 200 வரிகள்.
و بعد برای شروع بخش دوم نمایش جادوییمون
آماده میشیم
این که چهطور یه گاوصندوق با دیوارهای فولادی به ضخامت ۲۵سانتیمتر رو باز کنیم
و از اون مهمتر چهطور بیسر و صدا این کار رو بکنیم
تا بتونیم با خیال راحت بریم و بیایم
انگار که درب گردان یه هتل لاکچریه
کاری که در خور دیوید کاپرفیلد باشه
کیلا، وقتی کنترل دوربینها رو به دست بگیری چه اتفاقی میافته؟
یه فیلم از اون گاوصندوق و اتاق، وقتی که خالی هستن
رو میذارم روی تکرار و هر وقت لازم باشه پخشـش میکنم
واو. چه بطری شامپاین بزرگی
ببخشید
شامپاین دوست داری، بروس؟
آره، هر روز نمیخورم ولی خب دوست دارم
پس بطری رو بردار و از خودت پذیرایی کن
نه، مرسی باشه برای بعدا
نه
پریدیم وسط حرف کیلا پس بهتره از فرصت استفاده کنیم
بیا دیگه بیشتر از این وقت رو تلف نکنیم
بازش کن
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
«متـــرجم: امیــرحســیـن تـرکـاشــونـد» Hiz3n
نه
نه. نباید عجله کنی
ترکیدن مروارید مرکباتش رو توی دهنت حس میکنی؟
آره. حس میکنم
مرواریدن - بهبه -
نه
بروس، شامپاین یه شراب گازداره
وقتی باز بشه دیگه از دهن میافته
متاسفانه باید خواهش کنم کل بطری رو بخوری
میشه حالا برگردیم سراغ بقیه نقشه؟
یا نوشیدنی میخوای؟ - نه، ممنون -
این رو بخور تا حالت بد نشده
این که شاید اینجا رو با کلاس درس اشتباه بگیرید رو درک میکنم
میتونید بلند بشید و واسه خودتون بچرخید
گچ پرت کنید به هم در یخچال رو باز کنید
دلیل این که شبیه کلاس درسه، اینه که داریم یه نقشه رو مطالعه و بررسی میکنیم
اما یه تفاوت خیلی بزرگ هست
یک چیز خیلی مهم
اگه کسی خراب کنه
اگه کار رو خراب کنید
زنگ نمیزنـن به اولیاتون
میفرستنتون زندان
و با قانون فرانسه شونزده سال براتون میبرُن
پس هر کی طبق نقشه پیش نره جون همهمون رو به خطر میندازه
شیرفهم شد؟
« سرقت پول: برلین »
و به قول یکی از دوستانم که بهم برای طراحی نقشهی سرقتهای دیگه کمک کرده
"سرقت، یک نقشه نیست"
"سرقت، یک دوره تحصیلیه"
چرا دوستتون اینجا پیشمون نیست؟
داره روی سرقت خودش کار میکنه
سرقت شگفتانگیزی هم خواهد بود
راستش، نصف عمرش برای آمادگیش وقت گذاشته
ولی سوال خوبی بود
مطمئنم براتون سوال پیش اومده
که چرا به جای یهسری سارق که بیست سال تجربه دارن
رو استخدام نکردم
دو تا دلیل موجه براش دارم
اولیش اینه که این سرقت باید فقط یه مغز متفکر پشتش باشه
خود دامیان
دومیش هم اینه
سارقین حرفهای، ادعاشون جلوی ذوقشون رو میگیره
اینجا هم فقط یه نفر ادعا داره اون هم منم
ذوقش از شماست
کار کردن با افراد بی ذوق و شوق خیلی خیلی سخته
ولی شما، دوستان جوان من شکلپذیر هستید
میتونید به هر چیزی که بهتون یاد میدم گوش کنید و یاد بگیرید
اون وقته که قویتر میشید
مثلا خود بروس
دیگه عمرا مختل کلاس بشه درسته، بروس؟
بله، قربان
ولی از همه مهمتر برای من این دلیل سومه
اینه که وقتی افراد جوان اطرافت هستن
تو هم احساس نشاط بهت دست میده
درسته، دامیان؟
شور و نشاط
و زیبایی شما
همه اینها به زندگی ارزش میده
برای همینه که نقشههام رو دارم توی اتاق یه هتل لاکچری میچینم
نه یه دخمه یا زیرزمین یه خونه توی حومه شهر
دوست ندارم مثل یه مشت دزد کثیف توی یه لونه موش باشم
و اگه قراره جسد تیربارون شدهمون بیفته کف خیابونهای پاریس
بدنهامون زیبا و با شکوه باشه
حتی خود دامیان
ممنون که ازم تعریف کردی
و حالا، اگه کس دیگهای نمیخواد مختل بشه
کیلا جان، لطفا ادامه بده
وقتی کنترل دوربینهای امنیتی سالن مزایده رو به دست بگیری
چه اتفاقی میافته؟
همونطور که داشتم میگفتم
یه فیلم از اون گاوصندوق و اتاق وقتی که خالی هستن
رو میذارم روی تکرار و هر وقت لازم باشه پخشـش میکنم
ضبط شروع شد
بعدش اون فیلم اتاقهای خالی
رو روی مانیتورهای نگهبانها پخش میکنم
و اگه آقای پولینیاک برای برداشتن جواهرات وارد گاوصندوق بشه، چی؟
اون موقع چی میشه؟
میذاریم دوربینها در لحظه، ضبطش کنـن
اگه آقای پولینیاک نبود، چی؟
و یکی از ما بود، اون موقع چی میشه؟
بعدش دوباره فیلم خودمون رو پخش میکنم نگهبانها فقط یه گاوصندوق خالی میبینـن
خیلیخب، پخش شروع شد
از قبل ضبط شده یا پخش زنده؟
فکر میکنی واقعیته اما در حقیقت، گمانی بیش نیست
و توی این مدت، ما میزنیم و جیم میشیم
و خونهخرابشون میکنیم
شبیه شعر شد، نه؟
وقتی وارد اتاق گاوصندوق شدیم دیوار پشتی گاوصندوق
رو با برداشتن لولاهایی که نگهداشتنش میندازیم
یه برش تمیز که یه لایه فولادی هفت تنی رو میبره
چهطور میخوایم همچین فلز باضخامتی رو ببریم؟
با دقیقترین سیستمی که تاحالا اختراع شده
اگه بخوایم از نیزه حرارتی استفاده کنیم ردش به جا میمونه
ولی حالا این رو ببینید
یه سیمبرشی به دقت و ظرافت الماس
و یه موتور الکترومغناطیسی دو قطبی
سرعت برشـش چهل متر بر ثانیهست
برای سیستم برشمون از این استفاده میکنیم
جرثقیل رو به دیوار وصل کنید
بعدش قلابهای مغناطیسی رو به هم جوش میدیم
تا جرثقیلمون بتونه دیوار رو به اندازه پنجاه سانتیمتر بلند کنه
جرثقیلمون قراره کجا باشه؟ - اینجا. درست بالای گاوصندوق -
این ساختار آهنی، دو تا قرقرهای از زیر راهاندازی کردیم رو پنهان میکنه
و بعد با استفاده از یه ریموت از همونجا جرثقیل، دیوار رو بلند میکنه
مثل در گاراژ
و برامون فضای کافی ایجاد میکنه تا رد بشیم
فیلم تکرار دوربینها فعال شد
آره
کیلا، به برلین بگو وارد شدیم
برلین، دامیان گفت بهت خبر بدم که وارد گاوصندوق شدیم
وارد گاوصندوق کوفتی شدیم
کیلا، به دامیان بگو استادیه واسه خودش
اسکار بهترین دزد سال میرسه بهش
دامیان، برلین میگه استادی هستی برای خودت
و اسکار بهترین دزد سال میرسه بهت
و بقیهتون
اسکار بهترین گروه سرقت میرسه بهتون
میگه بقیهمون هم اسکار بهترین گروه سرقت رو میگیرم
تو رو یادمون نره، خرخون
تو یه نابغهای
وضعیت گاوصندوق چهطوره؟
همونطور که انتظار میرفت خالیه
خوبه. وقتی آخرین باز جواهرات برسه نونمون تو روغنه
ولی یه چند روزی طول میکشه
تا اون موقع، بریم از پاریس لذت ببریم
روزت چهطور بود، عشقم؟
بگو ببینم، به من هم فکر کردی یا نه؟
راستش، آره
اتفاقا میخواستم یه کاری بکنم که تاحالا نکردم
میدونی. یه کار دیوانهوار
مثلا؟
مثلا سکس
توی دستشویی رستوران میشلین
شرط میبندم تاحالا کسی توی همچین جایی، این کار رو نکرده
تبدیل میشه به مراثمون
ما اولین کسایی میشیم که انجامش میدن و تا ابد یادمون میمونه
نظرت چیه؟
اوپس
ای وای
حالا که میدونی چیزی تنم نیست میتونی توی چشمهام نگاه کنی
باید اعتراف کنم که شوکهم کردی
توی دستشویی بانوان منتظرتم
خیلی طولش نده
خوشحال شدم
شوهرم
همینالان اومد توی رستوران
چی کار کنم؟
برو بهش سلام بده
بگو من یه دلال آثار هنری و یه آدم تو دل نروئم
و دیگه نمیتونی تحملم کنی و ازش بخواه بهمون ملحق بشه
بگو من هم یه آدم کثیف و بیذات و بیهمهچیزم
به من نگاه کن برو. تو میتونی
آقای مارتینز
میخوام شما رو به همسرم معرفی کنم، آقای پولینیاک
چه تصادفی
توی یه رستوران همدیگه رو دیدیم
خوشوقتم
آقای مارتینز فروشنده آثار هنری هستن
یادت هست؟ گفتم که امروز قرار ناهار داریم
اشکال نداره پیشمون بشینه؟
مشکلی هست؟
من اعصابتون رو به هم ریختم؟
چیز بدی گفتم؟ یا نکنه کار بدتری کردم
شاید شما اونقدر خودشیفتهای که فکر میکنی جنتلمنی مثل من
سعی داره مخت رو بزنه
ببخشید ولی متوجه حرفهاتون نمیشم
منظورتون رو نمیفهمـم - خیلی سادهست -
لازم نبود زنگ بزنی به اسکورت
خودم میرم
من یه فروشنده آثار هنری محترمـم اومده بودم اینجا درباره کار حرف بزنم
نه مخت رو بزنم
هی، یاغی. بسه دیگه
پات رو از گلیمت درازتر کردی
نمیخواد سر و صدا کنی وسط رستورانیم
میفهمی؟
البته
از گفتگوتون لذت ببرید
من چی کار کردم؟
No comments yet. Be the first to leave one.