All About Eve

All About Eve (이브의 모든것)

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 1

வெளியீட்டு விவரம்

All About Eve S01E17 1080p AMZN WEB-DL DDP2 0 H 264-MrHulk
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 17 All.About.Eve زیرنویس فارسی سریال

குறிச்சொற்கள்

webdl
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2025-11-14
பதிவிறக்கங்கள்: 84
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

همه چیز درباره ایو

از کجا می‌دونستی پرونده گُم شده؟

می‌گی من پاکش کردم؟

یونگ‌می!

فکر می‌کنی من همچین کاری می‌کنم؟

بهتره صداتو بیاری پایین

تو گوینده خبر ساعت ۹ خواهی بود

کیم وو-جین برش داشت

دنبال این می‌گشتی؟

وو-جین، نجاتم بده. اشتباه کردم. منو ببخش

هیونگ‌چول

وایسا، همین الان ماشین رو نگه دار!

هیونگ‌چول

زنگ بزن خونه و بگو امشب نمی‌آی

هیونگ‌چول، داری چیکار می‌کنی؟

این چیه؟

منتظر وو-جین بودم

مگه نمی‌دونی؟

الان می‌رم. اون اینجا نیست

چی؟ نه، حتماً هست!

اون حتماً میاد. اگه نمی‌اومد زنگ می‌زد. مطمئنم میاد

وو-جینی که اینقدر بهش اعتماد داری، نمی‌آد

میاد!

می‌دونی چرا نمی‌تونه بیاد؟

اون با یونگ‌میه

قسمت ۱۷

وو-جین، چرا فقط نمی‌ریم خونه؟

نمی‌خوام جایی برم که تو بهش می‌گی "خونه"

چی می‌خوای؟

پس از من چی می‌خوای؟

از یو جو-هی متنفر بودم

می‌خواستم جای پامو محکم کنم

اونقدر هم اشتباه نیست

وو-جین!

وو-جین!

خواهش می‌کنم، نوار رو بده به من

اشتباه کردم. منظوری نداشتم

وو-جین. من واقعاً دوستت داشتم

به خاطر حرص و طمعم ترکت کردم. خودت می‌دونی

می‌دونی چطور زندگی کردم

و چقدر گرسنه بودم و چقدر سختی کشیدم

به خاطر موفقیت ترکت کردم. می‌دونی که هیچی نداشتم

برای خودم هم ناراحت بودم

من واقعاً دوستت داشتم

اما خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم به خاطر خاطرات گذشته اون نوار رو از بین ببر

"خاطرات گذشته"؟

این توهین به منه

هنوز نفهمیدی؟

من اونقدر هم بد نیستم

پس نوار رو پس می‌خوای؟

نگران نباش، نوار رو به پلیس نمی‌دم

اما اگه یک بار دیگه همچین کاری کنی

اون وقت دیگه نمی‌دونم چیکار می‌کنم

فقط اینو یادت باشه و منم حواسم بهت هست

می‌دونم وو-جین مهم‌ترین آدم زندگیت بود

از اولش می‌دونستم

هیونگ‌چول

اما وقتی اون رو با یونگ‌می زیر بارون دیدم

و تو هنوز زیر اون بارون منتظر بودی

یه چیزی رو در مورد تو فهمیدم

فهمیدم که من هیچی نیستم

اگه کسی رو دوست داشته باشی، یا همه چیزتو بهش میدی یا هیچی

نه، اشتباه می‌کنی

من به خاطر اینکه دوستش دارم منتظرش نموندم

بلکه چون بهش اعتماد داشتم. می‌دونستم اون میاد

اونم به تو اعتماد داره؟

اون هم تو رو به اندازه تو دوست داره و بهت اهمیت میده؟

باشه، می‌رسونمت اونجا

شاید منتظرت باشه

اگه باشه

شاید این بهتر باشه... شاید اینجوری بتونم از تو دل بکنم

بلند شو. می‌رسونمت

هیونگ‌چول

می‌دونی

قضیه اینه که

وو-جین!

سون‌می، متاسفم، دیر کردم

هی، چیکار کردی؟

فیلم "آواز در باران" رو بازی می‌کردی؟

آره، همین کارو کردیم

اگه سرما بخوری چی؟

من خوبم

الان خشک شدی؟ آره

مامان؟ بله؟

میشه یه لحظه تنها باشیم؟

واقعاً؟ باشه

با یونگ‌می رفتی؟

از کجا فهمیدی؟

چون زنگ نزدی، فکر کردم یه مشکلی پیش اومده

بی‌ادبی از من بود

خیلی وقت تنها منتظر موندی؟

چطور هیونگ‌چول رو دیدی؟

همینجوری تصادفی همدیگه رو دیدیم

درباره برنامه‌ی صبحگاهی‌مون حرف زدیم

سون‌می، وو-جین

نباید این روی منو نشون می‌دادم

نمی‌دونم چرا عصبانیتم از یونگ‌می رو سر تو خالی کردم

شاید به خاطر اینه که بهت اعتماد دارم و دوستت داشتم

به خاطر همین من خیلی بدم

چرا این حرفا رو می‌زنی؟

نمی‌خوام عشقتو به خاطر من از دست بدی.

می‌دونم، چون مثل یه خواهر کوچیکتر هواتو دارم.

می‌دونم عاشقشی.

می‌دونی، اگه با من باشی فقط داری منو کوچیک می‌کنی.

برو پیش هیونگ‌چول.

تو چی؟

من؟

شاید نتونم ببخشمش یا ازش متنفر باشم.

سخت می‌شه، نه؟

شاید اون منتظرت باشه.

اگه باشه... پس شاید...

شاید اون موقع بتونم بذارم بری.

ویژه برنامه ازدواج ما چطور بود؟

خب، ما اینجا کارمند متاهل نداریم، مگه نه جین‌سو؟

آره، من آقای تنهام.

آره، این بخش خیلی تازه به نظر می‌رسه، در حالی که...

اوه، نمی‌خوام در موردش حرف بزنم.

منظورم تو بودی، شین کی‌جونگ.

چی؟ ما؟

آره.

تو هیچ‌وقت کسی رو از روی ظاهرش قضاوت نمی‌کنی.

فکر کنم بهتره همین سمت بمونم.

مجری هو یانگ‌می.

چرا حرفای دلسرد کننده می‌زنی؟

به هر حال، ویژه برنامه ازدواج امروز حتماً فراهم کرده...

اطلاعات باارزشی برای زوج‌ها.

با این، ما برنامه "صبح ایو" رو زودتر به پایان می‌رسونیم. روز خوبی داشته باشید!

خداحافظ.

حالت خوبه، سون‌می؟

سون‌می.

چطور شده امروز اصلا لبخند نزدی؟

مگه همین‌قدر هم ازت برنمی‌اومد؟

چطوره؟

فکر می‌کنی قبول کنه؟

لوس.

آره، خیلی لوس.

انگشتر روی چتر نجات؟

فکر می‌کنی پیشنهاد ازدواج یه جور شوخی‌ئه؟

و اون قضیه عروسک‌ها... چی؟ اینجوری انجامش بدی؟

اینقدر بدن؟

لوس. خیلی زیاد، واقعاً.

بهتره شما رو تنها بذارم.

خیلی بچگانه‌ست.

ممنون. ممنون از نظراتتون.

خدا رو شکر گفتی. ممکن بود فاجعه بشه.

آره، باید برم یه جایی.

تو چی، سان‌دال؟ منم سرم شلوغه.

جین‌سو، ایده‌های بیشتری بده.

ایده‌هات یه کم لوسن، ولی خیلی خلاقانه هستن.

از اون ایده‌ها استفاده نکن. اوه، باشه.

تو فقط ادامه بده به تلاش، باشه؟

نه، نمی‌خوام یه مرد لوس باشم.

من گوینده شین کی‌جونگ هستم و...

می‌تونم یه چیزی قرض بگیرم؟

خب، صبر کن. یه دقیقه دیگه بهت زنگ می‌زنم، باشه؟

گفتی سرت شلوغه.

هستم. می‌بینمت، باشه.

چی؟ سرت شلوغ نیست؟ آره!

گفتم که، سرم شلوغه.

وای، این چقدر قشنگه!

ممنون، جین‌سو.

مراسم دیگه ای نیست؟

چی؟

مثلاً یه کم گل یا یه چیزی که خیلی خاص‌ترش کنه.

وقتی بقیه انگشتر می‌دن، کلی کارای خاص دیگه می‌کنن.

خواستگاری فقط یک‌بار توی زندگی اتفاق می‌افته.

پس می‌خوای مال خودت رو اینقدر معمولی کنی؟

همه‌شون آدمای لوسین.

خواستگاری یعنی انگشتر.

باید جدی باشی، اینه که واقعاً باحاله.

یه نفر رو می‌شناسم.

وای! این کار لوس رو کرد که انگشتر رو روی چتر نجات گذاشت.

وای، چتر نجات!

این واقعاً باحاله!

کیونگ‌هوی!

هی، من به این میگم یه خواستگاری باحال!

شین کی‌جونگ! خائن!

بهت خیانت شد؟ ولش کن. تمومش کن.

واقعاً ناامیدم.

اصلا می‌دونی چقدر برای این منتظر بودم؟

نه، اون ایده من بود. می‌تونی یه کم رمانتیک‌تر باشی؟

بهت گفتم.

دیگه بسه بهانه‌هات!

خواهش می‌کنم، باید باورم کنی.

بهانه پشت به بهانه! کافیه!

خب، از انگشتر واقعاً خوشم اومد.

چو-جه، چو-جه.

چو-جه.

ای کله گنده!

چرا تو جلسه اضطراری نیستی؟ - کیونگ‌هوی

من انتقام می‌گیرم.

سون‌می، چی شده؟

چرا همیشه اینقدر حواسش پرته؟

باید وظیفه‌اش رو انجام بده.

کسی اینجا هست که سرش شلوغ نباشه؟

قبلاً اینجوری نبود، مگه نه؟

نویسنده گفت که اون حتی برای بخش خودش هم آماده نیست.

خب، بخش خیلی مهمی نیست.

نه، اشتباه می‌کنی.

آیا اصلاً بخشی هست که مهم نباشه؟

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left