Heartstopper Forever

Heartstopper Forever

Farsi/persian வசனம் பதிவிறக்கம்

வெளியீட்டு விவரம்

Heartstopper Forever 2026 fa
கருத்துரை வழங்கியவர் VICTUS
telegram: @senario_in

குறிச்சொற்கள்

other
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2026-07-18
பதிவிறக்கங்கள்: 56
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi/persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

اعتماد به نفس، جذابیت، کشش جنسی.

این‌ها همه چیزایی‌ه که من ارائه می‌دم

اگه به من رای بدید تا رئیس‌دانش‌آموز بشم.

-حالا به عنوان رئیس‌دانش‌آموز چی کار می‌تونم بکنم؟ -چارلی؟

رئیس‌دانش‌آموز سالِ پیش قول داده بود…

-حالت خوبه؟ -نه، ولی دیگه دیر شده که عقب‌نشینی کنم.

سخنرانی عالیه.

بچه‌های راگبی گفتن حتی اگه افتضاح باشی بهت رای می‌دن.

فقط فکر می‌کنم همه بهم می‌خندن.

تو باهوشی. محکمی.

از یه سخنرانی خیلی بدتر رو پشت سر گذاشتی. باشه؟

نفر بعدی،

چارلی اسپرینگ.

برو دیگه.

اِ، سلام به همه.

اسم من چارلیه.

خیلی ازتون احتمالاً از قبل می‌دونید من کیم چون

من یکی از تنها آدم‌های آشکارا همجنس‌گرای این مدرسه‌ام.

قبلاً از این می‌ترسیدم که کسی بفهمه من همجنس‌گرا هستم چون

فکر می‌کردم بقیه پسرا به خاطر این موضوع اذیتم می‌کنن.

و اذیتم هم کردن.

به من فحش‌های جنسی می‌دادن، هل‌م می‌دادن، می‌ترسونیدنش که نیام مدرسه.

بیشتر از همه، به من حس می‌دادن که من مشکل دارم.

اما من مشکل نداشتم.

-از پسش برمیاد. -می‌دونم.

مشکل، فرهنگ زورگویی بود که تو این مدرسه وجود داشت.

پسرا معمولاً با سلامت روانشون مشکل دارن چون احساساتشون رو تو دلشون نگه می‌دارن.

باید همه چیز رو به شوخی بگیریم و وانمود کنیم حالمون خوبه، در حالی که نیست.

وانمود کنیم که مسخره شدن یا خندیدن دیگران

یا لگد و مشت خوردن یا هرچیزی، ترسناک یا ناراحت‌کننده نیست یا…

وانمود کنیم که کلاً افتضاح نیست.

می‌خوام رئیس‌دانش‌آموز بشم تا به فرهنگ زورگویی تو ترهام پایان بدم.

می‌خوام همجنس‌گراهراسی رو که زندگیم رو جهنم کرده بود نابود کنم.

می‌خوام بودن تو این مدرسه رو راحت‌تر و امن‌تر کنم

فرقی نمی‌کنه کی باشی.

پس اگه شما هم این رو می‌خواید، امیدوارم به من رای بدید.

چارلی!

آفرین پسر!

چارلی!

-به چارلی رای بدید. -بلندتر، از صدات استفاده کن.

به چارلی اسپرینگ رای بدید تا زورگویی رو تموم کنه. به چارلی اسپرینگ رای بدید.

به رئیس‌دانش‌آموز رای بدید.

رای می‌دم، رای می‌دم.

-بفرمایید. -میشه اون طرفتر ببریش؟

…همسایه‌های تو خیابونت

تو خیلی باحال‌تری محبوب این هفته‌ای

چون به عشقت نیاز دارم

جونمو نجات بده، پای من باش

جونمو نجات بده، پای من باش

خب، لحظه‌ای که همگی منتظرش بودید.

رئیس‌دانش‌آموز امسال

با ۶۱ درصد آرا،

چارلی اسپرینگ.

آفرین!

آفرین چارلی.

توی ذهنم زندگی می‌کنم

و تو نمی‌تونی درستش کنی

مثل پیچ‌وخم labyrinth (هزارتو) می‌مونه

بازم باید تلاش کنم…

همگی، این رئیس‌دانش‌آموز جدیدِ ترهام گرامره!

-باشه. -هی. سلام.

-سلام. -سلام چارلی!

-هی. -هی.

-چطور اینقدر خوش‌تیپ‌تر می‌شه؟ -تو دیگه چه عاشق‌پیش‌هایی.

-خب، من فقط بهش افتخار می‌کنم. -ببخشید رفیق.

حتماً باید درخواست بازشماری آرا بدم.

مگه مگه چیز مهمی گفته؟ که هیچ، حتی راجع به غذاخوری هم حرف نزد.

-ادب داشته باش. -هرچی.

منظورم اینه که فکر کنم من… احتمالاً یه، می‌دونی…

-اما، مثلاً، اگه من دوجنس‌گرا باشم چی؟ -اشکالی نداره.

پیدا کردم.

سحر گفت نمیاد. خونه مونده تا روی یه آهنگ جدید کار کنه.

می‌دونی سالِ پیش رو برای موسیقی‌اش مرخصی می‌گیره. واسه سالِ فاصله‌اش.

مم. شاید منم باید یه سال فاصله بیندازم.

آره؟ دانشگاه چی؟

دانشگاه چی شد؟

واقعاً دلم برات تنگ شده تو بهترین رفیقم بودی…

هی.

بیا برقصیم.

مم-هّم.

همه معنا تو احساساته من بی‌احساسَم

و تو…

مم. حالت خوبه؟

سالِ دیگه بدون تو خیلی عجیب می‌شه.

آره، من… می‌دونم.

شماها چطور همدیگه رو می‌شناسید؟

آره، ما یه گروه از، مثلاً، سه تا گروه دوستیِ مختلف بودیم،

و بعد، آره، اومدیم پاریس و همگی بهترین رفیق شدیم.

خیلی قشنگ بود. بریم تو این یکی؟ وای خدای من، شگفت‌انگیز به نظر میاد.

دلم می‌خواد خونهٔ آینده‌م این‌جوری تزیین بشه.

مگه به خاطر این اذیتت نمی‌کنن؟

آه، آره، بعضی وقتا. ولی انگار برام مهم نیست.

خوشم میاد که برات مهم نیست مردم فکر کنن عجیبی.

«همیشه افکار ناب رو نزدیک نگه دار»

«وقتی به هم ریختی» «و داری برمی‌گردی خونه»

بی‌خیالش، دختر، واقعاً دلم برات تنگ شده تو بهترین رفیقم بودی

توی ساعاتی که فرو می‌ریزه سعی می‌کنم بفهمم

همه معنا تو احساساته من بی‌احساسَم

و تو کنار دریا نشستی به سکس فکر می‌کنی

به… فکر می‌کنی

چه کندی!

آه، من کندم؟

فرار کن!

-هوو! -هوو-هوو!

فرار کن! فرار کن!

دارم!

اوه!

و تو به سکس فکر می‌کنی

من به تو فکر می‌کنم

و تو به سکس فکر می‌کنی

من به تو فکر می‌کنم

و تو به سکس فکر می‌کنی

من به تو فکر می‌کنم

من به تو فکر می‌کنم

وه!

چیکار می‌کنی؟

خیلی نازی.

پشت در رو می‌خاروندن.

بفرما.

بیا اینجا.

بعدش تو مربی راگبیِ بچه‌های دو ساله می‌شی،

و من یه مورخِ مشهور می‌شم، و یه آپارتمانِ کنارِ رودِرداریم.

بهتره کلی کتاب بفروشی

چون فکر نمی‌کنم به عنوان مربیِ بچه‌های نوپا درآمد زیادی داشته باشم.

بعد می‌ریم کلوپِ همجنس‌گراها، بعد برمی‌گردیم خونه،

سکس می‌کنیم، و فردا صبح، تو برامون پنکیک درست می‌کنی.

اوه، این برنامه رو دوست دارم.

فکر کنم احتمالاً لیِدز رو به عنوان انتخاب اولم برای دانشگاه بذارم.

شهر عالیه.

می‌دونی، تیم راگبیش رو دیدیم.

نمی‌دونم، واقعاً می‌تونم خودمو اونجا تصور کنم.

ترسیدی این رو بهم بگی؟

خب، آره. اون… اون، مثلاً، دورِ.

پنج ساعت رانندگی یا چیزی.

آره، من رانندگی یاد می‌گیرم یا با قطار می‌رَم.

انگار بچه بودیم.

بودیم.

می‌دونی که من راگبی رو دوست ندارم، نه؟

خب، جزوِ علاقه‌مندی‌هات نیست، ولی…

نیک، من به تیم راگبی پیوستم چون دیوونه‌وار عاشقت شده بودم.

دلت برام تنگ می‌شه؟

یه کم.

مم. مطمئنی نمی‌تونم نظرت رو عوض کنم، چارلی؟

آه، نه، متاسفم.

-سالِ آخر. -آره. سالِ آخر؟

واقعاً قویه. من امروز سه تا می‌رم. تو دو تا برو.

-خوبه، نه؟ -آره، خیلی خوبه.

نگران تکنیک نباش. فقط توپ رو پاس بده.

موهام رو کوتاه کردم همون جوری که تو دوست داری

مگه من اختیاری دارم؟

راهِ دور رو اومدم خونه

تا یه نکته‌ای رو برسونم

حالا دیرم شده، ولی چه هیجان‌انگیزی

سعی کردم همه چیز باشم

اما نمی‌تونم هم تکیه‌گاهت باشم، هم عاشقت، هم مامانت

و تلاش کردم

حالا هیچی نیستم

فقط یه نقاشی‌ام که قراره با دیوار یکی بشه

خسته‌ام اگه من همه چیز تو باشم، پس من کیم؟

ببین، وقتی تو ناراحتی من رو کاملاً درگیر می‌کنه …

لاته برای پاتریک؟

ممنون.

رررر.

اوه، دیوید اینجاست، راستی.

چرا دیوید اینجاست؟

از جس جدا شده، پس برگشته خونه.

به جس تبریک می‌گم، ولی از اینکه دوباره اینجاست بدم میاد.

آره، خوبه.

اما خیلی مضطربت می‌کنه.

کاش فقط می‌رفت از زندگیت بیرون.

نمی‌دونم، این…

پیچیده‌ست.

من برای سکس اینجا نیستم، می‌دونی.

می‌تونم توی مقاله‌ات کمکت کنم.

یا می‌تونیم بریم یه دور ماشین سواری، کنار رود بشینیم.

-یا فقط حرف بزنیم. -نه.

نه، من فقط می‌خوام…

شاید اگه دیوید خونه‌ست، ایدهٔ خوبی نباشه.

می‌تونیم ساکت باشیم.

اوه، خیلی خوشحالم که اومدی.

دوست داری چی…

-می‌تونم… -بذار من.

صبر کن. آه، در رو قفل کردی؟

خب.

هیس.

ببخشید. ببخشید.

اشکالی نداره.

یه روز، خونهٔ خودمون رو خواهیم داشت.

به من نگاه کن.

گرفتیش؟

نه.

آره، حالم خوبه. تو ا…

آره. آره، آره، آره.

من… من… راستش، من با این مشکلی ندارم. من رانندگی می‌کنم.

مگه می‌ذارم تو رانندگی کنی؟

من تو اردوی راگبیِ دوازده سالگی، بهترین بازیکن تیم شدم

و تو چهارده سالگی جایزهٔ جوانمردی رو گرفتم.

نه تنها کاپیتان تیم راگبی‌ام،

بلکه فوق‌العاده خوش‌تیپ هم هستم و یه…

هی…

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left