முதல் 200 வரிகள்.
فرمها آمادهان. کارت شناساییش اینجاست.
منتظر شماره سردفتر هستیم؟
آره.
نندازیش! مواظب باش!
چقدر دیر کردی. - تقصیر من نبود.
نوبت ماست. اینو نگه دار. - ولی...
مغازه تیواری خیلی شلوغ بود. - طبق معمول.
باید دیشب میگرفتیشون. - امروز کهنه میشن.
باید قبل از اینکه بیای اینجا میخریدی.
تو دادگاهیم. حتماً باید دعوا کنیم؟ - ساکت شو.
کجا رفت؟ وانی! - چی شده؟
شماره نوبت ۱۶. باجه پنج.
من، نیدی، با ازدواج با آمیت موافقم
و قول میدم زندگیمو با تو بگذرونم.
تو خوشی و ناخوشی، هیچوقت تنهات نمیذارم.
من، جیشو، تو، سانگیتا، رو به عنوان همسر شرعی و قانونیم انتخاب میکنم.
کلمات برای توصیف عشقمون کافی نیستن تو مال منی، من مال توام
برای تمام روزهای زندگیمون،
تا زمانی که مرگ ما رو از هم جدا کنه.
هر چی که بهم آرامش میده
اون کلمه به امانت گرفته شده حالا دنبال معنی میگرده
دنبال یه ستاره راهنما میگرده
این دل در حسرت اون ستارهست
سایارا یعنی ستارهای که همیشه در حال حرکته.
هیچوقت درخشششو از دست نمیده.
نه حرکتش رو و نه چهرش رو.
آسمون مثل دریا پهن شده
ماه، مثل یه قایق روی آب
وسط طوفان جوونی
دنبال ساحل میگرده
این دل در حسرت اون ستارهست
این دل در حسرت اون ستارهست
شماره نوبت ۲۳. ماهش آیر، وانی باترا.
بفرمایید. سلام.
احترام بذار، پسرم. - سلام.
الو؟ - ونز، گوش کن.
ماهش، کجایی؟ - ونز، گوش کن...
مراسم ثبت داره شروع میشه. پدر و مادرت اینجا هستن.
گوش کن چی میگم.
چقدر راه مونده؟
گوش کن چی میگم. تو هیچوقت گوش نمیدی.
من تو فرودگاهم. پرواز دارم به...
سان فرانسیسکو.
میری سان فرانسیسکو؟
آره.
باید اونجا با چندتا از سرمایهگذارهای خطرپذیر ملاقات کنم. و بعدش...
یعنی ترفیع گرفتی؟
مثل اینکه. هنوز قطعی نشده، ولی...
ماهش، این که...
اگه همه چی خوب پیش بره.
ولی... - عالیه. خیلی برات خوشحالم.
وانی، یه چیزی هست...
باید زودتر بهمون میگفتی. - همه چی لحظه آخری شد...
تاریخ عروسیمونو عوض میکردم.
یه چیز دیگه هم هست...
ولی اشکال نداره. مشکلی نیست. فقط بگو کی برمیگردی،
و من یه تاریخ دیگه میگیرم. بعداً میتونیم تصمیم بگیریم.
من نمیام، وانی.
من نمیخوام ازدواج کنم، وانی. من...
با یکی دیگه آشنا شدم.
خواستم بهت بگم، ولی هیچوقت فرصت نشد.
همه چی خیلی سریع اتفاق افتاد.
میدونم برات خیلی سخته، ولی...
لطفاً از طرف من از پدر و مادرت عذرخواهی کن...
من باید کاری که باید رو انجام بدم.
وانی! عزیزم!
وانی.
همه امروز برای تو خیلی هیجانزدهان.
بابات حسابی آماده است!
زود باش، آماده شو.
نمیخوام برم.
چرا نمیخوای؟
یه سیلی محکم میزنم به این دلت!
شش ماهه داره آزارت میده. چقدر لجبازه.
دلت اینجا کارهای نیست. من اینجا حرف آخرو میزنم. فهمیدی؟
مجبوری حرفمو گوش کنی.
اشکای باارزشتو پای یه احمق حروم نکن.
پارافاتهای من خیلی فلفل دارن،
پس یه کم اشک برای اونا نگه دار.
حالا بلند شو و آماده شو! دختر خوب!
میتونی همه چی رو با یه اپ بخری. شیر، ماست، مرغ، سبزیجات،
و حالا یه همدم.
همهش شده تجارت.
گذاشتیش رو میز. - ببخشید.
غم و غصههاتو فراموش کن، مثل اینکه اغلب چیزا رو فراموش میکنی، عزیزم.
گذشته رو رها کن.
موفق باشی.
خداحافظ، بابا.
وانی باترا.
لیسانس ادبیات هندی؟
ادبیات.
و فوق لیسانس روزنامهنگاری. شاگرد اول کلاس.
حضور تو تو فضای مجازی چطوره؟
چند تا فالوور اینستاگرام داری؟
من چند وقت پیش حساب اینستاگراممو پاک کردم.
باید با سلبریتیها مصاحبه کنی،
بازیگرا، موزیسینها و اینفلوئنسرها.
بیشتر با ایگوهای بزرگ سروکار داری تا استعداد واقعی.
از پسش برمیای؟
خانم، من فقط میخوام بنویسم. همیشه همین رو میخواستم.
فعلاً میتونیم یه دوره کارآموزی آزمایشی بهت پیشنهاد بدیم.
ریتفیک، نمیخوای چند تا مصاحبه براش ترتیب بدی؟
حله. - باشه. آره. ممنون.
خیلی ممنونم.
یا خدا!
بگو دیگه! - نه، نمیخوای بدونی.
پایین جا گذاشتیش.
وانی باترا.
ممنون.
و شما؟
به زودی میفهمی.
بله؟
ریتفیک روی؟ - خودمم.
چرا داری میزنیم؟ - چه خبره؟
برو، اینو به اشتراک بذار. - این خل شده مگه چی؟
پستش کن!
تو کی هستی؟ بچهها، جلوشو بگیرین!
کار شما اینه که هنرمندای واقعی رو نقد کنین،
ولی شما مشغول نقد ظاهر سلبریتیهای الکی تو فرودگاه و باشگاهید.
وقتی بچهپولدارای تیک آبی گند میزنن، شما میگین "بهبه!"
ولی وقتی هنرمندایی رو نقد میکنین که جونشونو میذارن کف دستشون چی؟
یکی کمک کنه. بچهها، پلیس خبر کنین. - کجا داری میری؟
بچهها، جلوشو بگیرین! - هی تو! بیا اینجا.
تو کی هستی؟
من کیم؟ - الان حراستو بفرستین.
منم. جاش. گروه موسیقی.
خواننده اصلی گروه، و رئیس شما!
چی نوشتی؟ "کلیو متیوز،
پسر گری متیوز، باید رهبری این گروه موسیقی رو به عهده میگرفت."
بقیه اعضای گروه مهم نیستن؟ پس کلیو با استعداده و ما بیعرضهایم؟
کریش کاپور.
این اسم رو فراموش نکن.
اسم رو بگو! - آره. اسم تو رو میدونم. کریش کاپور.
کریش کاپور.
و تو.
خیلی خوب مینویسی.
وایستا! وایستا!
حال میده رفیق، این کارو گرفتیم. - کریش هم اینجاست.
یالا بچهها، یالا!
آفرین یجات! از باشگاه میای؟
از تو یاد میگیریم، کیوی.
این دیگه چه وضعیه، برادر! اون داره چیکار میکنه؟
برادر! داری چیکار میکنی؟ این پوستر ماست.
دارم اسمشو پاک میکنم، همونطور که اون اسمای ما رو پاک میکنه.
مشکلت چیه مگه، رفیق؟
من آهنگسازی میکنم، میخونم، من لید میزنم.
و نقدها فقط اسم اونو میگن؟
نه، نه.
پدرت چقدر برای این نقد پول داد؟
برادر! گوش کن! - کریش.
دیوونه شدی؟ چی شده، برادر؟ - وایستا!
پول؟ داری چی میگی؟ تو که بابای منو میشناسی، کریش.
اون از ریتفیک یه لطفی خواست.
اصلا برنامهای برای کنار گذاشتن هیچکدوم از شما نبود.
من به ریتفیک میگم نقد رو دوباره بنویسه. لازم نیست دیوونه بشی.
لازم نیست. - تاوان داد
...برای یه حسادت بین افراد... - ببین.
...بین اعضای گروه.
ارزش نداره که استعداد جدید رو معرفی کنیم!
هشتگ استعداد بیش از حد بزرگنمایی شده.
فکر میکنی من به کلیو حسودیم میشه؟
من اونجام، کل گروه هم هست.
بدون من، تمومه! - کلا تمومه.
فقط به خاطر اسم خودت، آبروی گروه رو بردی.
بچهها! - چی شده، کیوی؟
آقا! بله؟
نمایش تا پنج دقیقه دیگه شروع میشه. - همه چی اوکیه، آقا. مشکلی نیست.
فقط داریم گرم میکنیم.
بچه آقازاده مشکل سازه! - خانواده منو قاطی این ماجرا نکن.
خب چیکار میکنی؟ - کریش!
یالا بچهها!
ما یه نمایش داریم که اجرا کنیم. ما یه گروهیم، رفیق!
نمایش رو لغو کن، کیوی! من با این اجرا نمیکنم.
تصمیم عالیه! اگه مرد حرفت هستی،
پای تصمیمت وایستا!
فقط یه معذرت خواهی کن، کریش. - برو بچسب به دامن بابات!
کلیو! - "بابا، اعتبارم."
بابا، شلوارم خیس شده! - برادر! داری چیکار میکنی، کریش؟
بریم، بچهها. من دیگه با این کار ندارم.
هر چی! من به شماها احتیاجی ندارم. - کجا میری کلیو؟
اون یه ستاره بزرگه، نه؟ ببینیم چطور تنها از پسش برمیاد.
میتونی تنهایی از پسش بربیای؟
هرگز شهرتی نداشتم
و مرد ثروت زیادی هم نیستم
شاید جیبهایم خالی باشد
اما گوش کن به آنچه دارم
برای دزدیدن قلبت
تمام چیزی که دارم این آهنگ است
تا محبوبم را مال خودم کنم
تمام چیزی که دارم این آهنگ است
این آهنگ
وقتی باران ببارد
تو را در قلبم پناه خواهم داد
هیچ چیز کم نخواهی داشت
آنقدر دوستت خواهم داشت
نمیتوانم ماه و ستارهها را برایت بچینم
آنها خارج از دسترس من هستند
اما قول میدهم، سوگند میخورم
همیشه کنارت خواهم بود
همیشه کنارت خواهم بود
No comments yet. Be the first to leave one.