Ringer

Ringer

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 1

வெளியீட்டு விவரம்

Ringer S01E09 HDTV XviD-2HD
கருத்துரை வழங்கியவர் Em@d
www.9movie.co عماد و مهرزاد

குறிச்சொற்கள்

HDTV
hdtv
XviD
HD
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2011-11-16
பதிவிறக்கங்கள்: 27
காது கேளாதோருக்கானது: Yes

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

...اين داستان دو خواهر است

.که کاملاً شبيه هم هستند...

.اسم من بريجيت ـه

.من شاهد يه قتل بودم

فقط برو توي جايگاه وايسا .و به قاضي هرچي رو که ديدي بگو

.ما ازت محافظت ميکنيم - .من ميدونم که جيم هوامو داره -

،فکر کردم جام امنه .ولي معلوم شد که اشتباه مي کردم

،من رفتم پيش خواهرم .شوان، که کمکم کنه

!شوان؟ !شوان؟

،شوان خودشو کشت .و منم از هويتش استفاده کردم

.خيلي راحت بود .يه راه فرار ديدم، و ازش استفاده کردم

.همه فکر ميکنن که من اونم

.شوهرش

.من مي خوام که اين ازدواج به يه جايي برسه

.عاشقش

.زنت درباره ما ميدونه

.بهترين دوستش

چند وقته که داري تظاهر مي کني اوني؟

.تنها کسي که ميتونستم بهش اعتماد کنم

.اين دوستم من مالکوم ـه - .کار خوبي کردين که اومدين اينجا -

.بياين تو

.بهترين دوستم گم شده

.اسمش جما باتلر ـه

هنوز همه فکر مي کنن من بريجيت ـم؟

فقط جما بود که .ترتيبشو داديم

.هيچوقت فرصت اينو پيدا نکرد که به کسي بگه

.پس تعطيلات "واقعي" رو تعريف کن

خب، بعد از همه اتفاقايي

که تو اين چند هفته ،برات افتاده

.من که ميگم جايزه ت يه جاي گرم و خوبه

واسه من، يه ذره ،گلف بازي کردن، براي تو

مطمئنم که سواحل کلاس بالا .بدون حرف زدن قبول ميکني

.فهميدم

اوه، الان ميفهمي؟

.بايد حدس بزني

...آم

لادرادِيل"؟"

،ببين اگه نميخواستي حدس بزني

.ميتونستي خيلي راحت بگيا

.بگو ببينم

.ترکيه و کايکو

.ترکيه و کايکو

.بنظر من که خوبه

.به دستيارم ميگم الان رزرو کنه

.اوه، اصلاً به کلي يادم رفته بود

.همين الان از خشکشويي رسيده

،به اندازه کافي براشون وقت گرفته .ولي يه جورايي بازيابيش کردن

،فوق العاده ست

.البته با توجه به کاري که جوليت روش کرده

ميدوني، من که ميگم از نظر تو .يه تسويه حساب محسوب ميشه

اگه ميخواي با قيچي بيفتي به جونِ

.لباساش، من چشامو ميبندم - .خوبه که ميدوني -

خب، اين کجا ميره، اين بالا؟

اوه، ميدوني چيه؟ .بهت ميگم

.من، آم، خودم ميذارمش

.چيزي نيست .متوجه شدم

نه، من ديگه اين لباس رو .امتحان نميکنم

.آم، تو برو برامون يه مقدار قهوه درست کن .من انجامش ميدم

.هرچي تو بگي

چـ..."جيمي"؟

!چراغا رو خاموش کن

!لعنتي، بريجيت

!چيکار داري ميکني؟ !از ترس زهره ترک شدم

.بايد مطمئن ميشدم کسي نگاه نميکنه

.تو جات امن نيست

.من دارم به ماچادو زنگ ميزنم

نه، نزن. ببين، نصف اون اداره .دارن روي کار بوداوي کار ميکنن

،اگه فردا عليهش شهادت بدي .ميميري

.نميتوني به پليسا اعتماد کني

و به تو ميتونم اعتماد کنم؟

.من ازت نميخوام که بهم اعتماد کني .ازت ميخوام فرار کني

.حالا .من جايي ندارم که بخوام برم

تو خونواده اي داري؟

.يه خواهر

.برو پيش اون

.هرجايي از اينجا امن تره

.اينو بگير

.نه، نميخوامش

تو به محافظت نياز داري

.و من بايد توضيح بدم تو چطوري فرار کردي

.اگه فقط اينو ببري کارم راحت تره

.من از اسلحه خوشم نمياد

...بريجيت

!نه

.سلام

.هي. من يه سؤال دارم

.شليک کن

.بامزه بود

آم، چطوري از شرّ يه اسلحه خلاص بشم؟

يه چيزي بهم ميگه اين يه سؤالِ .فرضي نيست

.متأسفانه نه

،اين يه اسلحه ي پليسه .که ميتونه ردش برسه به خواهر من

.نميتونم تو خونه نگهش دارم

،داشتم فکر ميکردم بندازمش تو رودخونه ي شرقي

.ولي اگه شانس منه، روي آب شناور ميمونه

،شوان، اسلحه روي آب نميمونه ...ولي ممکنه که

.آخرش يه جايي پيداش کنن

پس بنابراين بايد

ذوبش کني

،يا اينکه شماره سريالش رو از بين ببري

.شايد اين فکر بدي باشه

ميخواي من ترتيبش رو بدم؟

.نه، من...من نميتونم

.من همين الانشم خيلي بهت زحمت دادم

.تو نميتوني هرکاري من ميگم واسم بکني که

.خودم ترتيبش رو ميدم

.ممنون مالکوم پيشته؟

.نه، اونو تو خونه گذاشتم اومدم

الان تو کتابخونه ي عموميم .بخاطر اينکه کامپيوترم خراب شده

.ضمناً، کيبوردهاي اشتراکي هم خيلي افتضاحن

ولي درباره ي داستانِ جما يه خبر .خوب برات دارم

،يکي از دوستاي پليسم .صورتحساباي بانکش رو گرفته

پس يعني داري پيشرفت ميکني؟

.آره، الان دارم بهشون نگاه ميکنم

يه مقدار طول ميکشه تا بتونم يه چيزاي ،درست و حسابي از توشون پيدا کنم

.ولي نترس، پيداش ميکنم

.عاليه .تو جلسه بازپروري ميبينمت

...خيلي خب، جما

...وقتي اين چسب رو بردارم

...گريه نميکني

...تُف نميکني

.و التماس هم نميکني

.جيکِت هم در نمياد

...خفه ميشي .و ساندويچت رو ميخوري

اين چند هفته ي آخر .با خيلي چيزا دست و پنجه نرم کردم

...بعد از يه سري اتفاقايي که برام افتاد

آسونه که باور کنم .ديگه آدم خوبي وجود نداره

.ولي يه نفر بهم ثابت کرد اشتباه ميکنم

وقتي جايي نداشتم که برم، چارلي بهم .يه جايي داد که بمونم

،منو برگردوند به حال خودم .همونطوري که ميتونين ببينين

.الان 6 روزه که مصرف نکردم

،بدون چارلي .اين ممکن نبود

...چارلي، من واقعاً

.نه، نه، خواهش ميکنم، ديگه تشکر نکن

،با اينحال بايد ازت بپرسم

خواهرت چطوري اسلحه ي يه پليس رو دزديد؟

.اون ندزديد

اين چه کوفتيه؟

همه چي مرتبه؟

.آره .خوبم

.بايد خيلي خسته باشي

اون اتوبوس چند ساعت تو راه بوده، 16 يا 17 ساعت؟

.آره، يه چيزي تو همين مايه ها

.من واقعاً نميتونم تو اتوبوس بخوابم

.خب، برو يه مقدار استراحت کن

.فردا برنامه هاي بزرگي داريم

.نميتونم چطوري اسلحه رو پيدا کرده

.فقط ميدونم که ميخوام از بين بره

."شرکت "مارتين/چارلز صبح بخير. ميتونم کمکتون کنم؟

.ببينم چي کار مي کنيا .يه بچه خوک برام بکش

خب، پس دقيقاً من بايد چيو امضا کنم؟

.اونا دارن فرم هاي سرمايه گذاري دوباره رو سهام گذاري ميکنن

.براتون توضيحات لازم رو ميدم

اُليويا دهن من صاف کرد ،که وادارت کنم اينا رو امضا کني

.ولي ميخواستم بهت زمان بدم

.نميخوام تمرکزتون رو به هم بريزم

.همونجا

!!"اوه، اوه، "بکِت

.يه ثانيه صبر کن، رفيق

.بقدر کافي وسايل بابابي رو شکوندي

.نميخوايم وسايل عمو اندرو رو هم بشکونيم

.نه اشکالي نداره

.اوه، صبح بخير

.سلام - .سلام -

.چه بچه هاي خوشگلي

فکر ميکردم پدر مادر جما چون خودشون .ميخوان بچه ها رو نگه دارن

..."متأسفانه، "تيم .اون خيلي خوب کار انجام نميده

واقعاً؟ اوضاع اينقدر بده؟

آره، دکتر ميگه استرسي که بخاطر جما .بهش وارد ميشه، خوب نيست

،پارسال عمل "بايپس" معده داشت

.و چند ماه پيشم يه دانش آموز جديد

.هيچ کدومش خوب نيست

...ظاهراً، جاودانگي يه چيزيه

.که "تيم آربوگاست" نميتونه بدستش بياره

چيه؟

فقط خوشحالم که ميبينم .دوباره داريم با هم قهوه ميخوريم

اگه عادت 8 ليوان در روز رو انجام ندم .ديگه نميشه اسمشو بازپروري گذاشت که

تو و چارلي درباره ي چي حرف ميزدين؟

درباره ي عوض کردن پرستار بچه بود؟

.بيخيال مالکوم ...هيچکدوم از ماها نميخوايم

.من شکايتي ندارم

.من به اون کمک نياز داشتم

.و واقعاً ممنونم

،راستش، آم .داشتيم درباره ي اسلحه حرف ميزديم

.دادمش به اون که از شرش خلاص بشه

تو واقعاً فکر ميکني اين فکر خوبيه

که تنها وسيله ي حفاظتت رو از دست بدي؟

،اون وسيله ي محافظت نيست .اون يه مدرکه

.ولي اگه پيدا بشه بريجيت مجرمه

آره، و اونا ميان سراغ کي

که ازش سؤال بپرسن؟

فقط يه مقدار زمان کوتاه طول ميکشه

.تا بفهمن که من شوان نيستم

.اول ميتونستي با من حرف بزني

دليل اينکه اينقدر عجله ميکني .الان از بين بره رو نميفهمم

.ديگه نميتونم تو خونه نگهش دارم

اونم نه موقعي که تازه اندرو .شروع کرده بهم اعتماد کنه

.داري وانمود ميکني که زنِ مرده ي اوني

چطور ميتونه تو اين داستان اعتماد شکل بگيره؟

متأسفم، ولي اين رؤياي شيريني که

More Farsi Persian subtitles for Ringer

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left