முதல் 200 வரிகள்.
آره، زنته
ببخشید، اسمش یادم رفت. بتسی
سمیرا چطور فهمید که
بتسی همون آلیسون گرانته؟
اون دیگه چیه؟ کنسرو ساردینِ آلیسون؟
ساردین چیه؟ یارو زندهست مرد
برگشته
به خاطر پسرا
راب فکر میکنه شستشوی مغزی شده
سندرم استکهلم کلاسیک، مگه نه؟
گری آلیسون رو میدزده و میبردش یه جای دور
خیلی راحته که کل دنیای اون بشه
یادت باشه تو اینجا نبودی
آخه کی واقعاً همسایههاش رو میشناسه؟
داشتم شما دو تا روانی رو میپاییدم
از پشت پنجره
هر غلطی که دارید میکنید، منم میخوام باشم
تو و اون شاگردِ بار سر چی دعواتون بود؟
چون از وقتی نشستی، اون پسره دیگه اینورا پیداش نشده
چه بلایی سر هنک اومد؟ هنک برادرم بود
اون همونقدر تو هاواییه که الویس
داره تو پیتسبورگ پمپبنزین اداره میکنه
من فرار نکردم. دزدیده شده بودم
اگه آزاد شدی، پس اینجا چیکار میکنی؟
باید یه چیزی رو بهت نشون بدم
وایستا ببینم. یعنی گری آدم خوبیه؟
هی! هی، هی! دنبال دردسر میگردی، هان؟
فکر کردی خیلی لاتی؟ هی، بهتره بیخیال شی
این آشغال میخواست کیف پولم رو بزنه
مستِ مسته. نمیفهمه داره چیکار میکنه
هی، ال. صدات قطع شد
آره. هی، مرتیکهی مستِ لایعقل
هی
میتونی این احمق رو از اینجا ببری بیرون؟
چی؟ داشتم استراحت میکردم
باشه. بریم
باشه
بله، هنک
آره. هی، هی، گوش کن، گوش کن، گوش کن، گوش کن آقای اسپنسر
نمیدونم چند بار باید این رو بهت بگم
برام مهم نیست چقدر پول داری
نمیفروشم
اوه، آره. یه اشتباه بزرگ، نه؟ باشه. حتماً، حتماً
هی، برو به درک
گری گفت الان میاد خونه
مطمئنی ندیدی از بار بیاد بیرون؟
نه. کاملاً مطمئنم داشت تمام تلاشش رو میکرد
که از دست ما فرار کنه. باشه
خب، هنوز زده تحویل داده شده ولی خونده نشده
شاید فهمیده باشه. آره
آلیسون، ما همین الان پیشش بودیم
مطمئنم تو راهِ خونهست
جای دیگهای هست که ممکنه رفته باشه؟
به جز پیلاتس، سرگرمیِ عجیب دیگهای نداره؟
دوچرخهسواری میکنه یا سفالگری؟
نمیدونم چرا مردا عاشق این کاران، مخصوصاً راب
مچمو گرفتی. لوکیشنش نشون میده که
نزدیک هایلند، اون طرفِ وینتره. اونجا چه خبره؟
خبری نیست. یه جورایی حاشیه شهره
باشه. خب، نیم ساعته که آپدیت نشده
یعنی یا گری اونجا لنگر انداخته
داره حال میکنه یا... یه اتفاقی افتاده
اگه یکی دزدیده باشدش چی؟
گری داشت فضولی میکرد و سوال میپرسید
هر کی باشه لابد فهمیده که گری بو برده
باید پیداش کنیم و بیاریمش، باشه؟
باشه. من و نوین میریم
میتونی لوکیشن گوشی گری رو برامون بفرستی؟
آره
میخوای من بمونم؟
آلیسون، ما هوات رو داریم، باشه؟
دارم میام. آروم باش
میدونم زود قضاوت کردن راحته
اما داریم درباره «لین» حرف میزنیم
اون یه دوست مهربونه. یه میزبان دلسوزه
عاشق شرابهای کالیفرنیاییه
و تو کریسمس مراسم آوازخوانی راه میندازه
البته یه قاتل هم هست
که جنازه شوهرش رو تو یخچال نگه میکنه
نمیشنوی چی میگم؟
میگم اون حتماً
یه توضیح منطقی برای این کارش داره
باشه. این کاریه که میکنیم
میریم باهاش حرف میزنیم
رک، پوستکنده و صادقانه
حق داره از خودش دفاع کنه
آره، راست میگی. تا وقتی جرمش ثابت نشده بیگناهه
آره، درسته. قانون هنوز پابرجاست
معلومه که هست، لعنتی
جودیِ کتابدار یکی از مظنونینته؟
فکر میکنی دیوونه شدم؟
مگه من همچین حرفی زدم؟
فقط میخوام بفهمم تو و هنک چطوری به هم ربط دارید
منظورم اینه که ۲۰ سال اختلاف دارن، شرایطشون خیلی فرق میکرد
باشه
به نامه فراری که واسه پدر مادرم فرستادن نگاه کن
«مامان و بابای عزیز، دیگه نمیتونم اینجا رو تحمل کنم
از هینکلی هیلز فرار کردم
تا به آرزوم که رقصنده شدنه برسم
دنبال من نگردید
مثل همیشه، آلیسون.»
منظورم اینه که واقعاً همچین حسهایی داشتم
ولی اون نامه رو من ننوشتم
اینم نامهایه که گری از برادرش، هنک، گرفت
«گری عزیز، سلام از مائوئی
بالاخره تو جای رویاهام بازنشسته شدم
همونطور که تو دنیای نمایش میگن، بهم زنگ نزن
من خودم بهت زنگ میزنم. مثل همیشه، هنک.»
«مثل همیشه»؟ آره
این شبیه حرفهای کسیه که سالها داشته شاش
و استفراغ از کفِ بار جمع میکرده؟
و ما تنها کسایی نبودیم که گم شدیم
خب، یه معلم مطالعات اجتماعی بود
که یهو استعفانامهاش رو فرستاد
و گفت میخواد تو سوئیس مربی اسکی بشه
یه پسره هم بود که کیفدستی میفروخت
از پشت صندوق ماشینش
یه روز، یه یادداشت خودکشی گذاشت
ولی اون آدم خیلی شادی بود
بعدش ماشینش رو پیدا کردن
کنار رودخونه، با همهی کیفها و وسایلش
باشه. امنترین شهر آمریکا
کلی آدم داره که برای رفتن از اینجا له له میزنن
آره، تازه داری میفهمی. ولی چرا؟
میدونی که چقدر التماس گری کردم که آفتابی نشه
بهش گفتم «جلب توجه نکن،»
ولی اون هی میرفت به بار
خیلی ریسک کرد
سمیرا، هر کی پشت این قضایاست
نباید بذاریم قسر در بره
ممکنه دوباره این کار رو بکنن
اما تو میگی خانوادههای بقیه
جوابت رو نمیدن
ولی کس دیگهای هست که جواب سوالات رو داشته باشه؟
تو از کجا شروع میکنی؟
فکر کنم از حیاط جلوییِ خودم
صبر کن، صبر کن. کسی اون توئه؟
برادرمه
باشه. امم، هیچکس نباید بفهمه من اینجام
خیالت راحت. من به لنگستون مثل جونم و بچهام اعتماد دارم
خواهش میکنم، سمیرا
هر چی آدمهای بیشتری بفهمن من اینجام
امنیت همهمون کمتر میشه
اون دهنش قرصه
مگر اینکه یکی از دوستدخترهای سابقش باشی
خواهش میکنم
فقط بدون که دارم فک و فامیلم رو
و پرستار بچهی رایگانم رو به خاطر تو میفرستم برن
یادت باشه. مرسی
اوه، اوه. آنیز درئون
جدی جدی اسم مادربزرگ بیانسه رو
به عنوان تکیهکلام استفاده کردی؟
اون مادرِ قدیسه رو؟ آره، درست مثل تو
بسه دیگه. مایلز کجاست؟ اوه، مردِ کوچک حالش عالیه
خیلی هم خوشتیپ شده. اوه
جوجو واسه خودش تو گهوارهاش لم داده
اومدم پایین یه کم تمیزکاری کنم
اه. تو یه رویایی
دختر، این بچه داره یه کودکیِ ایدهآل رو تجربه میکنه
اینجا خیلی سالم، آروم و تمیزه
دختر، حتی ماشین آشغالیتون هم
یکشنبهها میاد کارش رو انجام میده
اونم روز یکشنبه! ایول بابا
خدمات عمومی با بودجهی خوب و مرتب
حرف نداره
آره. آره. معرکهست
یه حسی دارم انگار اومدم به اون آمریکایی
که آدمهای بیتجربه میگفتن نمیخوان بهش برگردن
همون که اصلاً وجود نداشت؛ دقیقاً همچین حسی دارم
آره. واسه همینه که با کمال تأسف باید بهت بگم
که باید برگردی به شهر
نمیتونی اینجوری من رو از خونه بیرون کنی
از اون موقعی که تو و کاپیتان تیم بسکتبال وانمود میکردید
که فقط واسه انجام دادن «تکالیف» میاد اینجا
اینطور نیست که نخوام بمونی، میدونی؟
هوم. ولی فقط میدونم
اگه اینجا پلک بزنی چی میشه
برام کوکتل درست میکنی
و با ماجراجوییهای مسخرهات سرگرمم میکنی
از تموم چیزایی که دلت واسشون تنگ شده. دقیقاً
و الان اصلاً آمادگیِ شنیدن این حرفها رو ندارم
درکت میکنم
رفتی تو فازِ حوصلهسربر بودن، اشکالی نداره
فقط چون نگرانت بودم اومدم
ولی خوشحالم که آدمهای خودت رو اینجا پیدا کردی، آبجی
اونا هم عجیبغریبن. اینم اوکیه
به عجیبیِ اون رقصی که همین الان داشتی میکردی؟
دختر، اون عجیب نبود. باکلاس بود
اینجوری مخشون رو میزنی؟ آره؟
من که باور نمیکنم. سه تای آخری رو همینجوری تور کردم
بذار یه کم دیگه ببینم
بیا دیگه. سه تای آخری رو همینجوری تور کردم
ای! وو! وو! سه تای آخری رو همینجوری تور کردم
میدونم درسته! سه تای آخری رو همینجوری تور کردم
چیکار میخوای بکنی؟ میتونی اینجوری بهشون حال بدی
من نمیتونم، چون مثل تو باسن ندارم
حالا دیگه رفع زحمت کن. عاشقتم
دوستت دارم. برادرزادهام رو ببوس
مرسی
کجاست؟ اونجا
No comments yet. Be the first to leave one.