முதல் 191 வரிகள்.
مرکز فرماندهی "شاش"، لندن، دهه 1960
مامور 22، من هیچ کار خلافی انجام ندادم. هیچ کاری!
داشتی تلاش میکردی کوه "نورست" رو منفجر کنی
احمقانه هست
سعی داشتم صورت خودم رو روی کوه نورست حک کنم
پیشرفت حساب میشد
خب، قربان، همونطور که میتونین ببینین
ماجراجویی های "شاش" غیرقابل پیشبینی ما
داره رو دستمون میلیون ها دلار هزینه میذاره
یه رویداد پُر هرجومرج اتفاق میفته، ما هم با هرجومرج بیشتر جوابش رو میدیم
پس بهجای اینکه صبر کنیم
تا یه شرور دیگه دنیا رو تهدید کنه
چرا ما کنترل دنیا رو بهدست نگیریم
یه لحظه صبر کن
یعنی میگی مثل اون شرور های افتضاح
آدم بده بشیم؟
معلومه که نه، قربان
فقط اون هایی که مخالف ما هستن رو شکست میدیم
هر عامل غیرقابل پیشبینی رو محدود و کنترل میکنیم
و به طور مؤثر دنیا رو از سایه ها
به صورت سختگیرانه اداره میکنیم
درسته
درخواست رد شد
بردفور عزیزم، من فقط برای اینکه به مامان بزرگت لطف کنم
این شغل رو بهت دادم
ولی باید این چیز های عجیب و منفی رو
از اون کله کوچیک دیوونهوارت بندازی بیرون
چیز منفی ای نیست، لودهی کوتهبین. این...
بسیارخب
"شاش" یه سازمان برای نجات دادن دنیا هست
نه دزدی از دنیا
به علاوه، یه حسابدار احمق
دربارهی تسلط بر دنیا چی میدونه؟
خودم به تنهایی
کافی نیست...
به سادگی، دنیا رو از سایه ها به طور جدی و سختگیرانه اداره میکنیم
و بهش میگی...
"اول"، سازمانی برای سرقت جهانی
دنیا رو از دست "شاش" میدزدیم
افسارش رو به دست میگیریم و کلی سود میبریم
نمیدونم
خوب به نظر نمیرسه
اوه، نظرت چیه یه "ف" هم به اسم اضافه کنیم؟
"سازمان شرور برای سرقت جهانی"
برای تب و تاب چندتا ابر شرور
این ابر شرارت بیگانه وار نیست
دستور هست. کنترل
اگه شور و حرارت تو برای فتح جهان
با برنامهریزی استراتژیک فوق سری من متمرکز بشه
محدودیتی وجود نداره
باشه. "ف" رو اضافه میکنم
این شروع یه دوستی خبیثِ قشنگ هست
حالا برو. باهات ارتباط برقرار میکنم
یه مجرم فرار کرده!
انتظار دارم تا آخر روز اون گزارش روی میزم باشه
زمان، پول هست. و من نه زمان به اندازه کافی دارم نه پول
"داکورت"، خلاصهی برنامه های امروزم رو بگو
شنا کردن تو پول و شمردن روزانه رو تو برنامه دارین
بعدش یه سفر کوتاه به "ترالالا"ی رمزآلود داری
تا گیاهانشون که روی تشتک رشد کردن رو ببینین
بعد از اون، نشستی برای آشنا شدن با اشخاص عالی رتبهی "خونآشام"
و روال همیشگیِ بازرسی امنیتی جزیرهی "فالکون"
امروز برنامهی سبکی دارم
راستی، خواهرتون، هورتنس، سر زد
و براتون یه چیزی آورد
دوباره تولدم رو فراموش کردم؟
چی هست؟ یه ژاکت خارشآور دیگه؟
شمع معطر؟
مزاحمت بزرگ؟
این کشنده هست؟ این چطور؟
وای، نه
این به راحتی میشکنه
وای پسر، ایول
صبر کن. فقط یه سکه ده سنتی قدیمی هست
اوه، میتونم به عنوان پیک جدید گیتار ازش استفاده کنم
"اسکروج عزیزم"
"خواهرزاده های فرشته ات،
"دلا و دونالد، رو میفرستم تا پیشت بمونن
"تا وقتی که باباشون از بیمارستان مرخص شه
"یه ترقهی گنده زیر صندلیش منفجر شد
"بچه های دوستداشتنی خیلی بازیگوشن
"امیدوارم ازشون لذت ببری
خواهرت، هورتنس"
من تاجر مولتی میلیاردر هستم نه پرستار بچه
وقت برای این کار ندارم
همون دایی پیرِ بدخلق
امروز قراره خیلی ضدحال باشه
امکان نداره
دایی اسکروج مجسمه ی عظیم الجثه "نایل" رو انداختی روی زمین
گنج "ده آواتار" رو کشف کرد
امروز چه ماجراجویی دیوونهواری تو برنامه داریم؟
من ماجراجویی نمیکنم
این اتاق پُر از طلایی که دارم بهش نگاه میکنم چیز دیگه ای میگن
سفر های اکتشافی من طاقتفرسا و خطرناک بودن
و فقط برای ساختن شرکت و ثروتم مفید بودن
چیز باحالی دربارشون نیست
این روز ها، تمام سفر هارو گذاشتم کنار
تا روی نوع جدیدی از پیروزی تمرکز کنم
پیروزی شرکتی
نظرتون چیه یه کم به داییتون احترام بذارین؟
ببخشید. این آهنگ دربارهی تو نیست
سر راه نباشین و به چیزی دست نزنین
راستش رو بگم، قبل از اینکه بیای اینجا به این دست زدم
باید توی این حضور داشته باشم
سلام، رئیس 22
ما کشتی "یلو بیک" رو پیدا کردیم
میدونی یعنی چی
"کاغذ نگارش پاپیروس" (اگه روش چیزی نوشته بشه، به واقعیت تبدیل میشه)
قوی ترین عتیقهای که تا حالا کشف شده
بالاخره یه سرنخ معتبر از موقعیتش داریم
ماهواره های ما کشتی رو نزدیک یه "جزیره شبح" شناسایی کردن ( جزیره هایی که مدت ها رو نقشه بودن ولی دیرتر اثبات شد وجود ندارن)
تو "ذوزنقه برمودا" (مجموعه جزایری در اقیانوس اطلس)
یلو بیک؟ ذوزنقه برمودا؟
جزیره شبح؟
همشون اسم های گروه موسیقی خوبی هستن
گروه موسیقیت رو فراموش کن. این ماجراجویی هست
تصور کن واقعا چیزی داشته باشی که دربارش آهنگ بخونی
تجربه زندگی
روح یه هنرمند همینه
22، من مشغولم
تو هم کلی مامور دیگه داری
به اندازه تو بهشون اعتماد ندارم. یه نفوذی داریم
"فاول" به یه طریقی تونسته اطلاعات "شاش" رو بهدست بیاره
اسکروج، این شانس ما برای پیدا کردن "پاپیروس"،
برملا کردن جاسوس و بستن "فاول" برای همیشه هست
انجامش میدیم!
داکورت، برنامه رو تغییر بده
باید یه سفر کاری برم
تنهایی
میدونیم که خونواده نمیخوای
ولی نظرت درباره دوتا دستیار جوون
برای این سفر خطرناک چیه؟
از اون ها بیشتر متنفرم
کارآموز های بدون حقوق چی؟
تنها کار میکنم
نظرت درباره چندتا محافظ شخصی چیه؟
برای پشتیبانی به بزن بهادر نیاز داری
مطمئنم داک ورت میتونه تو خونه از کمک شما استفاده کنه
خوشحال میشم به کوچولو ها کار بدم
مخصوصا چون قراره برای اضافه کاری بهم حقوق بدی
اضافه کاری؟
فکر میکنی من از پول ساخته شدم؟
با این وجود هم لطفا ما رو با خودت ببر
بسیارخب
از اونجایی که توی این موضوع حق اظهار نظر ندارم
نداری - نداری -
فقط بیخیال گیتار شو
نمیتونی من رو ساکت کنی، پیر مرد
تا حالا بازی "دونده 2، شبیهساز پرواز" رو بازی کردین؟
توش "خلبان تکخال" هستم
پس، میدونین، اگه خواستین فرمان هواپیما رو به دست بگیرم، بهم خبر بدین
دونا، دلو، یالا. بیاین جر و بحث رو ادامه ندیم
من دلو هستم یا دونا؟
مهم نیست. پیش به سوی ماجراجویی!
ماجراجویی نیست
به سوی سفر کاری!
جستجوگر های دلیر سفر افسانهای شون رو آغاز میکنن
چیزی که در انتظار ما هست یه معماست
معمایی که به اندازهی...
هی، قراره دقیقا چی رو بگیریم؟
"کاغ نگارش پاپیروس"
عتیقه رمزآلود
وقتی روی پاپیروس چیزی بنویسی، هر چیزی رو که درخواست کنی
تبدیل به واقعیت میشه
هر چیزی؟ - هر چیزی -
برای همین بهتره دقیق باشی
توسط عارف ها تو مصر باستان به عنوان
هدیه برای فرعون ها ساخته شده
"پاپیروس" خیلی قدرتمند از آب در اومد
سر به دست آوردنش طی قرن ها جنگ ها شد
آخرین بار وقتی دیده شد که دزد دریایی معروف،
کاپیتان یلو بیک،
"پاپیروس" رو از ناوگان اسپانیایی دزدید
بلافاصله، یلو بیک و کشتیاش تو ذوزنقه برمودا
ناپدید شدن و دیگه ازشون خبری نشد
مک داک، حواست رو جمع کن
"بلک هرون" همراه با یه خیانتکار دیگه
تو نقطهی عزیمتت دیده شده
22، بیخیال. همیشه اضطراب داری
من نگران هیچی نیستم
باید باشی
بلک هرون!
صبر کن. الان میخوای انجامش بدی؟
از سفرتون لذت ببرین
قراره آخرین سفرتون باشه
صبر کن. کجا میری؟
اه!
پسر، همین الانش هم بهترین سفره
بچه ها، فرمون رو بگیرین
مشکلی نیست
هیچ چیز نمیتونه جلوی دلا داک رو بگیره
No comments yet. Be the first to leave one.