முதல் 200 வரிகள்.
آنچه گذشت
یا خدا، اونجا رو ببین
اوه
!جلو نیا - باید وایسی -
وایسا، وایسا، وایسا
اومدن به این قسمت که آسونه
برگشتنه که مشکله
دیشب، مامانم به بابام گفت که آرلو گفته یه صدایی توی سرشه
بهش گفته یه چیزی در راهه
یه چیزی که همهمون رو میکشه
.آدمکش... کشتار... قتل آدمکش... کشتار
کجا میری؟ - باید باهاش بریم -
باید به حرفِ منادی گوش بدی
.منادی واقعیه، مریل و داره واقعیت رو میگه
باید همین الان بریم
این چیه؟ - زهر -
بد... سم
خب، چی کارش کنیم؟
میخوریمش
کسی اینجا نیست؟
کسی اون پایینه؟
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
«فنجان چای»
«مترجم: علیرضا نورزاده» ::. MrLightborn11 .::
خیلیخب، میشه این رو بگیری؟
آره - خیلیخب -
خیلیخب
خیلیخب
پس، نفری یه قلپ از این میخوریم
و بعدش از خط رد میشیم؟ به همین راحتی؟
به همین راحتی
ولی سمه
آره، سمه
پس اگر مثل این حیوانات ...زیاد بخوریم
میمیریم
اگر کم بخوریم؟
موقع رد شدن از خط میمیریم
...اگر کلا نخوریمش، آدمکش میاد و
میمیریم
...میمیریم، میمیریم و
باز میمیریم
هی، بیاید بریم
یالا
...یعنی میگی تمام اتفاقاتی که افتاده
...برق، خطوط تلفن، موتورها
اون خطه و اتفاقی که بعد از عبور ازش میافته چی؟
تاثیر خطه، رفتار عجیب و پرخاشگرانه حیوانات
.و همینطور بعضی از انسانها.. آره دلیل همهش همینه
وحشتناک و ناگواره ولی غیرقابل توضیح نیست
خب، چه توضیحی داره؟
،قول میدم بهتون بگم ...ولی در درجه اول
اومدم تا همهتون رو در کمال سلامت از اینجا ببرم
...مشخصاً از شنیدنش خوشحالیم، ولی - ولی این دیوانهواره -
یکی یکی، لطفا
حتماً
گفتید 9 نفرید
شما دوتا، دو مرد که رفتن سراغ همسایهها
صحیح، جیمز و روبن هستن
یک مرد مجروح توی کلینیکه و یک زن همراهشه
دونالد و مگی هستن - مگی دام پزشکه -
.یک پزشک حرفهای اینجاست خوب شد گفتید
.سهتا بچه هم هستن کس دیگهای نیست؟
یه مردی هم با ماسک تابلو نشونمون داد
.اون رو کامل میشناسم مهمون ناخونده نداشتید؟
کسی که آسیب دیده یا رفتارش عجیب و سردرگم باشه؟
نه، نه، چنین کسی نیومده
...اوه
تو بایستی مگی باشی
ایشون ستوان اولسن هستن
گیر افتادیم، ولی یه راه خروج داریم
،راه خروج میتونه بکشتمون ولی درصورتی که مواظب نباشیم
چی کار میکنی؟ - ...مادربزرگت گفت وقتی اوضاع خرابه -
مشکل رو بیان میکنه و جلوش یه "ولی" میذاره؟
یه مرد بد داره میاد ولی هنوز نیومده
،پیشونیم آسیب دید ...خونریزی و خیلی درد داشت، اما
دختری که از کلاس دوم تا الان عاشقشم
زخمم رو مداوا و حالم رو بهتر کرد
باید بریم خونه
باشه، خیلیخب
اونجا چی کار میکرده آخه؟
نمیدونم
متاسفانه، من میدونم
واسه همین پرسیدم که مهمون ناخونده داشتید یا نه
منظورت چیه؟
اصلیترین وظیفه من، یافتن
و قرنطینه کردنِ کارمن ناوارو بود
یا خدا، چرا؟ - چرا، چی شد مگه؟ -
اونطور که من میدونم دمدمی مزاج
و سردرگم شده بود
پیاده از ملک ناوارو خارج شد
و از دیروز مفقود شده
چه اتفاقی براش افتاده بود؟
مریض شده بود؟
آره، ولی قضیه فراتر از این حرفهاست
پس اتفاقی که برای کارمن افتاده یه ربطی به اون خط آبی داره، درسته؟
همهش بههم مرتبطه، بله
تا اونجایی که خبر داری، کس دیگهای هم جز تو، کارمن رو دیده؟
دونالد داشت دربارهش صحبت میکرد
دیشب رفته بود جنگل
دونالد همونیه که توی کلینیکه؟ - آره -
میدونی موقعی که دونالد کارمن رو دیده، مُرده بود یا نه؟
نمیدونست کارمن بوده
«چون گفت «جسد
جسد. پس آره، کارمن رو بعد از مرگش دیده بود
خب، راستش این نشونه خوبیه
واقعا؟
،اگر موقعی که کارمن زنده بود کسی باهاش تماسی برقرار میکرد
به بد مشکلی میخوردیم
اوه
منظورت از «بد مشکلی» چیه؟
مگی
...آرلو، دیشب قبل از دونالد
توی جنگل بود
...و آم
...و خب، قطعاً رفتارش عجـ
چون سرش ضربه خورده بود
ضربه مغزی شدهها
...آرلو
پسرمه
میدونی الان آرلو کجاست؟
فکرکنم بچهها طبقه بالان
من رو میبرید پیششون؟ - راستش توی طویلهن -
جدی؟ - آره -
آرلو حالش خیلی بهتر شده بود
و میخواست بره به بزها غذا بده
با خودم گفتم، با توجه به اتفاقاتی که افتاده
.بد نیست یه خرده حواسش پرت بشه میتونم ببرمت اونجا
خوبه
بیا
داره چی کار میکنه؟ - نمیدونم -
یاروئه روی تابلو چی نوشته بود؟ «به کسی اعتماد نکنید»
چرا همچین حرفی زدی؟
کدوم حرف؟
خودت بهتر میدونی
آره، میدونم
خب؟
چون واقعیته
و با وجودِ شرایط الان
...اگر بهت نمیگفتم
ببین
آرلو
منادی
میخوام با برادرم صحبت کنم
همین الان بذار با آرلو صحبت کنم
دیگه شورش رو درآوردی
درست مثل مامان حرف میزنی
خوبه
پس میدونی که شوخی ندارم
من جواب میخوام، باشه؟ جواب درست و حسابی
نیکولاس ازت پرسید که منادی از کجا اومده
و تو به آسمون اشاره کردی
درسته
خب منظورت چیه؟ فضای بیرونی؟
منادی از فضا اومده؟
آره
و آدمکش همونیه
که اون خط وحشتناک رو رسم کرده تا منادی رو گیر بندازه؟
آره
چرا آدمکش میخواد جلوی منادی رو بگیره؟
...منادی اینجاست
منادی، یک ماموریت سرّی داره
ماموریت سرّی یعنی چی؟
ماشینه
خیلیخب، بیا بریم
خب، تو چی هستی؟
چیام؟
پلیسی؟
ستوانم، آره
واسه اداره پلیس برمینگم کار میکنم
برمینگمِ آلاباما؟
ما اصلا به برمینگم نزدیک نیستیم
من عضو یک گروه ضربتم که متشکل از پلیس، ارتش و نیروی دریاییه
از همهجایی نیرو داریم و به همهجا سفر میکنیم
خب، بقیه کجان؟
ما تنها فعالیت میکنیم
تا زمانی که شرایط غیرقابل کنترل میشه
بعد الان غیرقابل کنترل نیست؟
،درکتون میکنم ولی نه، نیست
هنوز نشده
نمیخوای بگی که اینجا واقعا چهخبره؟
چی رو میخوای بدونی؟ - همهچیز رو -
مثلا اون خطه چیه؟
خودِ خط، چیز خاصی نیست
صرفا یه خطه
،بهگمونم کسی که رسمش کرده قصدش کمکه
ولی اطلاعاتش کامل نیست
و ثبات نداره، پس بیشتر داره ضرر میرسونه تا سود
منظورم این نبود - میدونم منظورت چی بود -
اونجور که برای من توضیح دادن
یکنوع ارتعاش بسیار قوی و متمرکزه
و وقتی ارگانیسمهای پیچیده ...باهاش تماس برقرار میکنن
خب، خودت میدونی که چه اتفاقی میافته
عاملش چیه؟
جواب کوتاه اینه که نمیدونیم
ولی میدونیم که میتونه سیگنالها و امواج رو مختل کنه
تاثیر منفیای روی حیوانات
و بعضاً انسانها داره
خب، یکجور مواجهه باهاش رخ داده؟
با کارمن؟
No comments yet. Be the first to leave one.