The Night Agent

The Night Agent

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 3

வெளியீட்டு விவரம்

The Night Agent S03E08 Truth Be Told 720p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-FLUX
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 3 قسمت 8 The Night Agent 2023 زیرنویس فارسی سریال

குறிச்சொற்கள்

webdl
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2026-02-20
பதிவிறக்கங்கள்: 157
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

خانم هیگن؟

اسلحه داره

چلسی ارینگتون! برایان برادرم بود

عاشق کارش بود. آزارش به یه مورچه هم نمی‌رسید

گوشی برایان موت رو پیدا کردم. اون زن در مورد اینکه موت اسلحه داشته دروغ گفته

دروغ گفته بود که نمی‌شناختش. ماه‌ها بود که با هم ملاقات می‌کردن

دیوید هاتسون، یکی از مؤسس‌های خیریه‌ی "قهرمانان در حال درمان"

خیریه‌ای برای کهنه‌سربازهای مجروح

همونه که داره هزینه‌های رائول زاپاتا رو تأمین می‌کنه

رائول زاپاتا و "ال‌اف‌اس" یه سازمان تروریستی کوچیکن

حالا دوباره برگشتن روی کار

کیف پول دیجیتالی که ال‌اف‌اس ازش استفاده می‌کرد

همین هفته چندین واریزی جدید بهش انجام شده

دارن برای یه نقشه‌ی دیگه برنامه‌ریزی می‌کنن

خب حالا چی؟ فکر کنم باید به پدرت زنگ بزنی

جِی رو بهت می‌دم. جون اون در ازای جون ایزابل

اونم چیزی منتشر نمی‌کنه

الان دیگه این کافی نیست

امشب تمومش کن. خبرنگاره هنوز اولویت اصلیه؟

خبرنگار، افشاگر، مأمور و جیکوب مونرو

در مورد کارت بهم دروغ گفتی

تو یه جاسوسی. آدم‌بدهار رو شکار می‌کنی، منم اینو می‌دونم

من یه جاسوسم

به تمام اطلاعاتی که برای زمین زدن زاپاتا لازم داری دسترسی دارم

کلِ ال‌اف‌اس

و برای متوقف کردن حمله‌ی بعدی‌شون

من تک‌تکِ جاسوس‌ها، مأمورها و سیاستمدارهای کثیفی که زیر دستت داری رو می‌خوام

و وقتی که کل تشکیلاتت رو از هم پاشوندم

بازم تا آخر عمرت می‌ری زندان

پس یه رمزنگاریه

چطوری کار می‌کنه؟

اگه بهت می‌گفتم، دیگه انگیزه‌ای برای محافظت از من نداشتی، داشتی؟

گرفتیش؟ گرفتمش

پیتر کجاست؟

برام مهم نیست. خیلی ریسک داره. دارن تحقیق می‌کنن

نمی‌تونم دست‌خالی پیش اونا برگردم

"اونا"یی در کار نیست. فقط یک نفره

یک نفر که اف‌بی‌آی بهش مشکوکه که داره پول تروریسم رو تأمین می‌کنه

پس نه، بهش بگو دیگه خبری نیست

خواهش می‌کنم. فقط عکس‌ها رو لازم دارم

گفتم نه. دیگه شورش دراومده

بحثِ درمان سرطان بچه‌مه، باشه؟ دارن رسماً ورشکسته‌مون می‌کنن

اگه تا تهش نرم، دیگه هزینه‌ها رو پرداخت نمی‌کنن

متأسفم. واقعاً متأسفم

اگه فقط بحث پوله، من می‌تونم کمک کنم

بیخیال. خودم تنهایی انجامش می‌دم

نه. برا... برایان. نه، صبر کن

هی، گوش... نه، راه حل‌های دیگه‌ای هم داریم

برایان. به من گوش کن

گفتم صبر کن! نه، تو هنوز راه داری

دست کسی به تو نمی‌رسه. ولی من چی؟

اگه انجامش ندم، جون خودم و جون بچه‌م در خطره

باشه، ما می‌تونیم ازت محافظت کنیم

"ما" کیه؟ شوهرت نمی‌دونه چقدر تو این قضیه فرو رفتی

ولی اگه انجامش ندی، می‌فهمه. اگه چی‌کار نکنم؟

ببخشید. قرار نیست فقط من تو این هیروویر گیر بیفتم

برو بیرون. فقط برو بیرون

فقط برو کنار، خواهش می‌کنم. برایان

دیگه ازت نمی‌خوام، بارِ آخرمه که می‌گم

برایان، فقط برو

خانم هیگن؟ همه‌چی مرتبه؟

کمک، خواهش می‌کنم

داری چیکار می‌کنی؟ داری چی

نه، بس کن! از اینجا برو بیرون

یکی کمک کنه

اسلحه داره

جنی؟

این واقعاً لازمه؟

می‌دونی، احتمالاً نه

باید با معاون مدیر چک کنم

ببینم خبر جدیدی از محل پیتر دارن یا نه

حواست باشه دست از پا خطا نکنه

حواسم هست

خوبه. می‌تونیم حرف بزنیم؟

الان فقط یه چیز هست که می‌خوام از زبونت بشنوم

پیتر برای نجات تو رفت

تو برگشتی. اون نه. چی شد؟

اون برام وقت خرید تا فرار کنم. چرت نگو

اون می‌خواست تو رو بندازه زندان

اون کجاست؟ چیکار کردی؟ هیچی

نمی‌دونم کجاست. و منم لابد باید باورت کنم؟

اونم بعد از اینکه تمام شب تو روی من نگاه کردی و دروغ گفتی؟

خبر داشتی که قراره وسط حرف زدنمون بهمون حمله بشه؟

معلومه که نه

تنها اولویت من این بود که تو رو صحیح و سالم نگه دارم

پیتر اهمیت این موضوع رو درک کرد

اون داشت بهم کمک می‌کرد

من از "والکات کپیتال" آتو دارم

که می‌تونه باعث بشه قاتل‌شون رو عقب بکشن

داشتم همین کار رو می‌کردم

اونا پشت تمام این ماجراها هستن

بانک؟ به‌خصوص فریا مایرز

روی کاغذ، اون یه مدیر عالی‌رتبه‌ی بی‌خاصیته که زیادی حقوق می‌گیره

اما در واقع، کارش نظارت روی حساب‌های

یه نوع خاص از مشتری‌های خیلی خصوصی و ثروتمنده

منظورت مجرم‌هایی مثل خودته

مجرم‌هایی بدتر از من

آدم‌هایی که به مؤسسه‌ی اون پول‌های کلون می‌دن

تا جزئیات معاملات تجاری‌شون رو مخفی نگه دارن

پس می‌گی اون مایک و سناتور رو کشته

آره

رئیسِ جِی که بهش حمله کرد، بنجامین والاس؟

اون حقوق‌بگیرِ اون زن بود

اون نماینده‌ی شبکه‌ی بانکی داخلیِ رائول زاپاتاست

کارش این بود که اون رو مخفی نگه داره

به خاطر اشتباهاتی که کرد، راز لو رفت

و حالا داره سعی می‌کنه ردِ پاش رو پاک کنه

حالا متوجه شدی؟

وقتی چیزی منتشر کنی، پایِ جون اون در میونه

واسه همینه که می‌خواد تو بمیری

و هر کسِ دیگه‌ای که بتونه کارهاش رو ثابت کنه

امروز صبح رفتم تا یه کتاب خیلی مهم رو بردارم

یه نسخه‌ی چاپیِ خیلی کمیاب و اشتباه از "قصه‌های برادران گریم"

قبلاً دیدیش

این نسخه، و فقط همین نسخه

کلید دسترسی به یه پایگاه داده‌ی ابریه

با کلی اسناد که می‌شه باهاشون فریا رو متوقف کرد

چطوری؟

با لو دادنِ همدستیِ اون تو عملیات‌های من

و قرار بود از طریق پیتر، همه‌شون رو تحویل اف‌بی‌آی بدم

اما تنها راهش این بود که من زنده از اونجا بیام بیرون

و پیتر ارزش این کار رو فهمید

واسه همین هر کاری از دستش برمی‌اومد کرد تا بهم کمک کنه

داشتم خودم رو تسلیم می‌کردم

اما بدون اون کتاب، همه‌چی بی‌فایده بود

همه‌چی به خاطر تو بود

تمام چیزی که می‌خواستم یه پدر بود. ایزابل

ولی تو این رو غیرممکن کردی. ایزابل، منریضم

آدم‌های بد هم مریض می‌شن. این حقیقتِ وجودشون رو عوض نمی‌کنه

خبری شد؟

هیچ اثری از پیتر نیست

واحدهای اف‌بی‌آی دارن می‌گردن. پلیس نیویورک هم داره کمک می‌کنه

تا الان که هیچی

خب، حالا چیکار کنیم؟

معاون مدیر ازم می‌خواد تمرکزم روی این باشه که بفهمم

هر چی می‌تونیم در مورد حمله‌ی بعدی ال‌اف‌اس بفهمیم

ولی جِی هنوز زیر عمله. بدون سرنخ‌های اون، هیچی نداریم

منو ببر جلوی دیوید هاتسون. من جزئیات رو از زیر زبونش می‌کشم بیرون

اسمش همینه دیگه، نه؟ همون تأمین‌کننده‌ی مالیِ ال‌اف‌اس که دیروز بازداشتش کردین؟

بذار باهاش حرف بزنم

اف‌بی‌آی با این کار موافقت نمی‌کنه

خب، پس دورشون بزن

مگه کار "نایت اکشن" همین نیست؟

اگه پیتر زنده باشه، برای محافظت از منافع زاپاتا گروگان گرفته شده

اگه قرار باشه حمله‌ی دیگه‌ای انجام بشه

هاتسون اون پول رو به دستور زاپاتا جابه‌جا کرده

هاتسون می‌تونه ما رو به زاپاتا برسونه

متوقفش کنی، ال‌اف‌اس رو متوقف کردی و همکارت رو هم پس می‌گیری

اصلاً چرا برای تو مهمه؟

چون رائول زاپاتا مسئولِ اتفاقیه که برای مادر ایزابل افتاد

اون سوفیا رو از من گرفت

جرئت نکن از اسم مادرم برای توجیه کارهات استفاده کنی

و چی باعث شده انقدر مطمئن باشی که حرف می‌زنه؟

چون وقتی لازم باشه، می‌تونم خیلی متقاعدکننده باشم

گوش کن، یه مقدار پول نقد برای شام بهت می‌دم

می‌تونی سفارش بدی بیارن. پیتزا، برگر، هر چی دوست داری

ولی با آب، نه نوشابه

بازم قراره دیر بیای؟

فکر کردم قراره بازیمون رو ادامه بدیم

متأسفم. این آخر هفته انجامش می‌دیم

ولی امشب هنوز شبِ مدرسه است

پس می‌خوام قبل از بازی‌های ویدئویی، تکالیفت رو انجام بدی

باشه؟ باشه

هی

خوبی؟

تو می‌ری سراغ یه مأموریت جاسوسیِ خفن و من اینجا گیر افتادم و باید مشق بنویسم

جاسوس بودن یه بازی تخیلی یا داستان ساختگی نیست

یه کارِ سخته و صبرِ زیادی می‌خواد

و بیشترِ وقت‌ها واقعاً حوصله‌سربره

خب، شاید اگه بهم می‌گفتی مأموریت چیه، می‌تونستم کمک کنم

فقط یه شبِ دیگه، باشه؟

و بعدش با هم می‌ریم بگردیم، فقط من و تو

باشه

این چیه؟

هویت مخفیِ تو

یکی می‌خواستی، درسته؟

خب، بفرما

اوریون؟

اوریون اسم رمزِ جدیدته. نظرت چیه؟

عاشقشم

خیلی باحاله

مرسی بابا. لیاقتش رو داشتی

هی بابا؟ بله؟

می‌تونم قبل از اینکه بری برم کوله‌پشتی‌م رو از ماشین بردارم؟

زود میام

حتماً

الو؟

جیکوب مونرو پیشِ ماست

منظورت از "پیشِ ماست" چیه؟

منظورم اینه که تو آپارتمانِ پیتر ساترلند، به رادیاتور دست‌بندش زدم

تو بازداشتِ منه

و تا اینجا که همکاری کرده

چی می‌گه؟

می‌خواد با دیوید هاتسون جلسه بذاره

می‌گه هیچ ارتباطی با ال‌اف‌اس نداره

اما اطلاعاتی داره که می‌تونه بهمون کمک کنه حمله‌ی بعدی‌شون رو متوقف کنیم

و تو باورش می‌کنی؟

هنوز مطمئن نیستم

بذار مطمئن بشم که درست متوجه شدم

فقط با حرفِ پیتر ساترلند

More Farsi Persian subtitles for The Night Agent

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left