The Good, the Bad and the Ugly

The Good, the Bad and the Ugly (Il buono, il brutto, il cattivo)

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

வெளியீட்டு விவரம்

the good the bad and the ugly 1966 international cut 2160p uhd bluray x265 hdr dv flac1 0-pahe
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian Il buono, il brutto, il cattivo 1967 زیرنویس فارسی فیلم

குறிச்சொற்கள்

bluray
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2025-11-22
பதிவிறக்கங்கள்: 105
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

تو... از طرف بِیکِری؟

به بِیکِر بگو هر چی که می‌دونستم قبلاً بهش گفتم

بهش بگو می‌خوام تو آرامش زندگی کنم، می‌فهمی؟

دیگه فایده‌ای نداره منو عذاب بدین!

من هیچی در مورد اون جعبه سکه نمی‌دونم

حالا که اون طلا غیب شده

اما اگه گوش می‌داد، می‌تونستیم از همه اینا جلوگیری کنیم

من رفتم دادگاه نظامی

شاهدی هم نبود

دیگه نمی‌تونستن چیز بیشتری پیدا کنن

نمی‌تونم به بیکر بگم پول چی شد

برگرد و اینو بهش بگو

خب، حرفش پیچیده که یه مهمون داشتی

و بِیکِر هم می‌دونه

اسمشم جکسون

خب، جکسون اینجا بود...

یا اینکه بیکر اشتباه کرده

اشتباه نکرده

شاید بِیکِر دوست داشته باشه بدونه تو و جکسون چی بهم گفتین

درباره اون جعبه پول

حقوق من برای این حرفا نیست

من فقط به این علاقه‌مندم که جکسون الان با چه اسمی داره پنهان میشه

چرا فکر می‌کنی جکسون ممکنه اسم دیگه‌ای استفاده کنه؟

اگه نه، تا الان پیداش کرده بودم

وقتی می‌افتم دنبال یکی، پیداش می‌کنم

برای همینه که بهم پول میدن

بیکر چقدر بهت میده؟

اونا خانواده‌تن؟

آره. خانواده خوبیه

برای کشتن من چقدر بهت میده؟

پانصد دلار

برای گرفتن اسم

اسم...

کارسون... بیل کارسون

الان خودشو با این اسم معرفی می‌کنه

اون پول زیادیه. هزار

هزار دلار؟

و یه مقداری هم طلا

یه مبلغ خوبیه

اما وقتی پول می‌گیرم، کارمو همیشه تا آخر انجام میدم

آخ!

توئی

خب، خبری داری؟

زیاد

حرفای زیادی زد که باید به دردت بخوره

و یکی دو چیز هم بود که خودم بهش علاقه‌مند شدم

مثلاً چی؟

اسمی که جکسون زیرش قایم شده، بیل کارسونه

اینم سهم تو

ادامه بده

یه چیزایی هم در مورد یه... یه جعبه پول گفت

که اتفاقاً غیب شده بود

این سهم منه. دیگه چی؟

برات کافی نیست، آره؟

خب، لازم نیست نگران باشی

اون دیگه هرگز به هیچ‌کس هیچی نمی‌گه

آه، آره، آره. عالیه

بیا. بفرما

بیا. این برای توئه

کار خوبی برام کردی

ارزش پانصد دلارو داشت

آره. تقریباً یادم رفته بود

اون هزارتا بهم داد

فکر کنم منظورش این بود که من تو رو بکشم

اما می‌دونی، حیف اینه که وقتی پول میگیرم

همیشه کارمو تا آخر انجام میدم

خودت اینو می‌دونی

نه! اِنجِل آیز!

نه. اسلحه نه، رفیق. فایده‌ای برات نداره

ما سه نفریم

هی، رفیق

می‌دونی صورتت اونقدر قشنگه که دو هزار دلار می‌ارزه؟

آره

ولی به نظر نمی‌آد تو اون کسی باشی که قراره بگیرتش

چند قدم برو عقب

ممنون

حالا چقدر می‌ارزی؟

چقدر؟

دو هزار دلار

درسته، دو هزار دلار. آره

دو هزار دلار!

تف به ذاتت! حرومزاده!

تاوانشو پس میدی!

ایشالا سر از قبرستون دربیاری!

با وبا و هاری و طاعون!

منو باز کن! باز کن منو، عوضی کثیف!

منو بذار زمین!

ایشالا مادرت سر از فاحشه‌خونه دو دلاری دربیاره!

منو باز کن! باز کن!

هنوزم می‌تونی خودتو نجات بدی

رهام کن، می‌بخشمت

رهام کن

فکر کنم حالم بد شد

خون داره از... از...

خشک شدم، بلوندی

آب!

آب!

ای خوک! ای حرومزاده! رهام کن!

وقتی یه مرد دست‌بسته ست، خیلی شجاعی!

برگرد!

برگرد و بجنگ! تو... حروم‌زاده!

اون مرتیکه دیگه کیه؟

یه عوضی میره تو، یکی دیگه میاد بیرون.

بس کن! بس کن!

من یه کشاورز صادقم! من بی‌گناهم!

آهان، پس تو یه کشاورز صادقی.

این مرد رو می‌شناسی؟

آره، خودتی.

من؟ کی میگه؟ تو که حتی نمی‌تونی بخونی.

آره، لولش کن. لولش کن.

بهت میگم کجا می‌تونی بچپونیش.

گور بابای همه‌تون کلانترها و معاون‌ها، و هرکی که شما رو زاییده!

هی، همه نگاه کنید، نگاه کنید! داره بهش پول کثیف میده.

یهودا. تو پوست منو فروختی.

ولی از اون پول هیچ لذتی نمی‌بری، حتی یه قرونش.

اگه عدالتی تو دنیا باشه، اون پولا میره به جیب مرده‌شورها.

تک‌تک قرونش.

می‌دونی کی هستی؟

می‌خوای بدونی پسر کی هستی؟

تو نمی‌دونی، ولی من می‌دونم. همه می‌دونن.

تو پسر هزار تا پدری، همه‌شون عوضی‌هایی مثل خودت.

و مادرت... مادرت!

اون... تو حروم‌زاده!

مادرت... بهتره ازش حرف نزنیم!

من هیچ‌وقت به کسی آسیب نزدم!

"تحت تعقیب در چهارده شهرستان این ایالت،"

"محکوم به جرم قتل مقصر شناخته شده است،"

"سرقت مسلحانه از شهروندان، بانک‌های ایالتی و ادارات پست،"

"سرقت اشیاء مقدس، آتش‌افروزی در زندان ایالتی،"

"شهادت دروغ، دو همسری، ترک زن و فرزندان،"

"تشویق به فحشا، آدم‌ربایی، اخاذی،"

"دریافت اموال مسروقه، فروش اموال مسروقه،"

"استفاده از پول تقلبی و برخلاف قوانین این ایالت،"

"محکوم به استفاده از کارت‌های علامت‌گذاری شده و تاس‌های دست‌کاری شده نیز مقصر شناخته شده است."

"بنابراین، طبق اختیاراتی که به ما واگذار شده است،"

"ما متهم حاضر را،"

"توکو بندیکتو پاسیفیکو خوان ماریا رامیرز..."

معروف به "موش". "...و هر نام مستعار دیگری که ممکن است داشته باشد،"

"...به دار آویخته شود تا زمان مرگ."

"خداوند روحش را بیامرزد." اجرا کنید!

هی!

پنج تا واسه تو.

یک، دو، سه، چهار، پنج تا واسه من.

پنج تا واسه تو.

و پنج تا واسه من.

حالا می‌دونی چقدر ارزش داری؟

نه. چقدر؟

سه هزار دلار.

دو جور آدم تو دنیا هست، رفیق.

اونایی که طناب دور گردنشونه.

و اونایی که کارشون بریدن طنابه.

گوش کن، گردنی که سر اون طنابه مال منه.

من خطرهاشو به جون می‌خرم.

پس دفعه بعد، من بیشتر از نصف می‌خوام.

تو ممکنه خطرهاشو به جون بخری، رفیق، ولی من طناب رو می‌بُرم.

اگه سهم منو کم کنی...

سیگار؟

ممکنه رو هدف‌گیریم تاثیر بذاره.

ولی اگه خطا کنی، بهتره خیلی خوب خطا کنی.

هرکی به من نارو بزنه و منو زنده بذاره،

اون هیچی از توکو نمی‌فهمه.

هیچی.

"...تحت تعقیب در پانزده شهرستان این ایالت،"

"محکوم حاضر در برابر ما ایستاده،" (نشسته در برابر ما)

"توکو بندیکتو پاسیفیکو خوان ماریا رامیرز"

"توسط دادگاه بخش سوم به جرم‌های زیر مقصر شناخته شده است:"

"قتل، حمله به یک قاضی صلح،"

"تجاوز به یک باکره سفیدپوست..." نه!

"...تجاوز قانونی به یک خردسال سیاه‌پوست،"

"از ریل خارج کردن قطار به قصد سرقت از مسافران..."

هی، چشم‌فرشته. "...سرقت بانک، سرقت بزرگراه،"

"...سرقت از تعداد نامعلومی اداره پست، فرار از زندان..."

چی پیدا کردی، کوچولو؟ اگه از من می‌پرسی، شبیه یه کتابه.

یه واحد مسلح که یه صندوقچه پر از سکه‌های طلا رو همراهی می‌کرد، گیر یه کمین یانکی‌ها میفته.

و فقط سه نفرشون نجات پیدا می‌کنن.

استیونز، بیکر و جکسون.

ولی چیزی که نجات پیدا نکرد، اون سکه‌ها بود.

ولی بعدش ارتش البته تصمیم می‌گیره

که باید یه جلسه رسیدگی برگزار بشه و جکسون تبرئه میشه.

اون ناپدید میشه و میشه "بیل کارسون".

من اسمش رو می‌دونم.

ولی تو نمی‌دونی دقیقاً دنبال کی هستی، ولی من می‌دونم.

و وقتی که پیدا بشه، من می‌ترسم که جای اون باشم.

کارسون کجاست؟ تنها چیزی که می‌دونم اینه که کارسون دوباره به ارتش پیوسته.

اون بدبخت یه چشمش کوره.

اون با یه دختر به اسم ماریا زندگی می‌کنه که اون بهت میگه.

اون یه روسپی جوون و تازه‌کار تو اون منطقه است.

اون کجاست؟ حالا، اسم اون شهر چی بود؟

یه جایی نسبتاً نزدیک.

سانتا آنا.

خداحافظ، نیمه‌سرباز.

هی، لوک، یه ویسکی به من بده.

"...و دفتر کلانتر در سونورا،"

"محکوم خودش را به عنوان راهنما برای یک کاروان واگن استخدام کرده بود،"

"پس از دریافت پیش‌پرداخت خود،"

"کاروان واگن را در قلمرو شکار سرخ‌پوستان سیوکس رها کرد."

خوشحالم که گرفتن همچین مردی رو که مقصر تمام اون جرایمه بود.

آدمایی که طناب دور گردنشونه همیشه دار زده نمیشن.

منظورت چیه؟

"محکوم همچنین به جرمِ..."

More Farsi Persian subtitles for The Good, the Bad and the Ugly

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left