முதல் 137 வரிகள்.
:آنچه در وولورين و مردان ايکس گذشت
اين چيزيه که من ميخواهم
گردنبند ؟ اون به چه دردت ميخوره ؟
اينکارو ميکنه
اون قدرت جهش يافته ها را متوقف ميکنه
اين گردنبند را مهندسي معکوس کن
اون گردنبند
ميتونه بر عليه جهش يافته ها بکار بره
اسم اون بوليوار تراسکه
هMRD اون مخترع تجهيزات
باورنکردنيه
... به نظر ميرسه جنگ با جهش يافته ها
.داره به نفع ما تغيير ميکنه ...
مردان ايکس , وقتمون کمه
اونها دارند ميان سراغتون
ميان سراغمون ؟ کي ها ؟
اينده
... کمائي که من الان در اون هستم
براي بيست سال باقي مي مونه
و وقتي که من بيدار ميشم
دنيا يک کابوسه
هشدار : دشمن ناشناخته پيدا شد
. اطلاعات خوبيه
... باورش سخته
.كه تو اينهمه خاطرات را از سر من بيرون بياري ...
دسترسي به خاطرات تازه ات سخت نبود ، لوگان
. فقط اون قديمي ها
خب ، ميخواستي چي به من نشون بدي ؟
، خب ، همونجور كه گفتم
من گردنبند بازدارنده را برگردوندم و سيستمهاشون را داغون كردم
اما توي اون شلوغيها ، اين را ديدم
قالب اصلي ؟ - . بله -
هر چي كه هست ، سناتور كلي توي اون دخالت داره
. خيلي بده
. كاش موافق بودم
، هنك نتونست چيزي از توش دربياره
اميدوار بودم تو بتوني چيزي بفهمي
.نه ، نميتونم
... متاسفانه ، تاريخي كه اينجا از آينده ذكر شده
مربوط به روزنامه هاي قديمي و كتابهاي خسارت ديده است ....
... فكر كنم بايد به كارخانه تراسك برگردي
. و هر چي ميتوني پيدا كني ...
منم اينجا بيشتر سعي ميكنم
اينكارو ميكنم ، فقط اونجا مواظب خودت باش ، جونم
. كاش تو اينجا بودي ، هنك
. تو هميشه از تحقيقات لذت ميبردي
دستگيري جهش يافته در حال انجام است
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
جديدترين زيرنويس ها را از اينجا دانلود کنيد @subforu
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
دستگيري جهش يافته در حال انجام است
. جهش يافته دستگير شد
هشدار . منبع انرژي ناشناخته شناسائي ميشود
منبع انرژي ناشناس بدست آمد
برگشت به امکانات 2-3-6.
. نه
. دستگاه نخاعي
... اينجاست
. صنايع تراسك
... خب ، اومديم كه اينجا عكس بگيريم ، لوگان
يا واقعا يك نقشه داري ؟ ...
بوي خوبي نمياد
با شناختي كه از تو دارم ، منظورت متلك بود
. من فقط دارم دو مدل بو تشخيص ميدم
. بايد 12 نفري بوده باشند
هنوزم ميخواهي بري داخل ، درسته ؟
باعث نشو از آوردنت پشيمون بشم ، فورگ
تو فقط واسه تجزيه تحليل اينجائي ، گرفتي ؟
آره ، مطمئن باش ، البته ، گرفتم
اما ما هنوزم ميخواهيم بريم تو ، درسته ؟
آينده ميتونه ساده تر از اين باشه
... جهش يافته ها
با من مواجه بشيد و آماده گردنبند مهاري خودتون بشيد ...
. نه
! از من دور شو
اون يك تلكينتيكه تسلط بر انرژي جنبشي ببريدش به برج
! گفتم با من مواجه شو ، جهش يافته
. ديگه كافيه ،سرهنگ موس
. گردنبند مهاري شما حالا فعاله
. ممنونم سرهنگ موس . ميتونيد بريد سراغ كار خودتون
چطور اون كار را كردي ، پيرمرد ؟
. اون گردنبند تو را فعال نكرد
. سلام ، سارا
... اينكارو نكرد ، چون من ازش خواستم
. به سادگي
اسم منو از كجا ميدوني ؟
مامورها كجا گرفتنت ، لم يزرع ؟
كجا قايم شده بودي ؟ قدرت تو چيه ؟
اون يك تلپاته ، والا چطور ميتونست اسم تو را بدونه ؟
. غيرممكنه . هيچ تلپاتي باقي نمونده
. مامورين همه اونها را از بين بردند
. سلام پروفسور .اسم من بيشاپه اسقف
وولورين خيلي چيزها در مورد تو به من گفته بود
چي ميگي ؟ تو وولورين را ميشناسي؟
او كسي بود كه ما را جمع كرد و به ما آموخت كه مبارزه كنيم
. ما مردان ايكس او هستيم
. من بايد اون را ببينم اون كجاست ؟
... چند سال پيش ، اون ما را از حمله يك نگهبان نجات داد
. اما اسير شد ...
اون آخرين باري بود كه او را ديديم
... ما براش يك سنگ قبر در موسسه گذاشتيم
. كنار بقيه ...
وولورين اسير شد ؟
باورش سخته ؟
. تقريبا غيرممكنه
. اما روزگار عجيبيه
من هدف از وجود اين مكان را نميفهمم
چرا اصلا نگهبانها ، جهش يافته ها را زنده نگه داشتند ؟
. اونها به ما نياز دارند . فقط نميدونيم چرا
جهش يافته ها يكي يكي درون اين برج قرار ميگيرند
. اونها هيچوقت بيرون نميان
اصلا تلاش نكردند فرار كنند ؟
. خب ، دوست من ، واسه همين ما اينجائيم
ما مردان ايكس را اينجا نگه ميداريم
سپيده دم ، ما هرجهش يافته تنهائي را از اينجا خارج ميكنيم
يك ريسك كامل ، اينكه به خودمون اجازه بديم دستگير بشيم
من نميخوام انسان ايكسي باشم كه خودمو در امنيت حفظ كرده
، و بعلاوه . شانس با ما ياره
. هي - . سلام -
! تا-دا
. اينجوري خيلي آسون بود
حق با توئه ، لوگان بيا از راه سختش بريم
. بعد از شما
، خب ، بايد بگم ، لوگان
... وقتي ماجراي ماجراجوئي جذابت را تعريف كردي ...
. تصور آدمهاي بيشتري را داشتم ..
. تراسك خونه را تميز كرده
، فراست ، مغز نگهبانها را بررسي كن ... ببين چي
. اينكارو كردم
. اونها حتي نميدونستند اين ساختمون خاليه
... در اولين مبارزه ام ، من
اصلا هيچكار نكردم
. آه ، نگران نباش . ماموريتهاي ديگه اي وجود داره
، ميدوني ، دفعه ديگه مطمئن ميشم تو هم يكاري بكني
. يا هر كاري كه ازت برمياد بكني
اميدوارم تو شانس بيشتري از ما داشته باشي ، جونم
. خب ، بگذار روشن كنم
No comments yet. Be the first to leave one.