முதல் 200 வரிகள்.
سلام بچهها. خوشحالیم که پیامتون رسید
جالبه بدونید پیامتون زنده تو کل زمین پخش شد
اونم تو ساعت پربیننده. تو مجلههای تخصصی هم نقدهای خوبی گرفتید
تاخیر زمانی این پیامها داره هی بیشتر میشه
از این تاخیر ده ساله فهمیدیم که حدوداً
هجده پارسک فاصله دارید
بیشتر بهمون خبر بدید، باشه؟
متاسفیم که شنیدیم تو سفینه نشت رادیواکتیو داشتید
و واقعاً از شنیدن خبر مرگ فرمانده پاول ناراحت شدیم
اینجا تو زمین یک هفته عزای عمومی بود
پرچمها نیمهافراشته بودن
همهمون هواتون رو داریم بچهها
درباره درخواستتون برای زره محافظ رادیواکتیو
باید بگم که متأسفانه با این درخواست موافقت نشد
بدم میآد وقتی اون بالا دارید انقدر عالی کار میکنید، خبر بد بهتون بدم
ولی فکر کنم خودتون شرایط رو درک کنید
توی کنگره یه سری تعدیل بودجه داشتیم و الان
با توجه به فاصله، اصلاً از پس هزینهاش برنمیآیم که
یه شاتل باربری اونجا براتون بفرستیم
ولی میدونم... شما بچهها یه جوری سر میکنید
به کار خوبتون ادامه بدید، دلاورا
چی گفتی پینبک؟
چی گفتی باز؟ هنوز صدات رو ندارم
گفتم دارم سعی میکنم با تالبی تماس بگیرم
این اینترکامِ لعنتی یه مرگیش شده
یه تخمین قطرِ لحظه آخری لازم دارم
تالبی، تالبی، دولیتل هستم
صدام رو داری؟ تالبی؟ تالبی، صدام میاد؟
تالبییی
آره، دولیتل. چیه؟
یه تخمین قطر میخوام
باشه دولیتل، تا یه دقیقهی دیگه بهت میدم
یه عدد GHF برای اصلاح جاذبه میخوام
چکش میکنم
انحراف A رو مثبتِ یک دارم
پینبک... بله، دولیتل
عدد GHF تو منفی پونزدهه، دولیتل
بله
یه عدد از کامپیوتر برای علامتِ اطمینان میخوام
یه ثانیه صبر کن
بویلر، میتونی ارقام رانش رو برام ردیف کنی؟
نود و هفت میلیون، منهای هشت، اصلاحشده برای جرم بحرانی
اینجا که درسته
عدد رانش کاهش یافته رو هفت هزار دارم
من اونو با افزایش کوانتومیِ هفت میخونم
پینبک، عدد کامپیوتر نُه پنج هفت هفته
وقتشه حرف بزنیم
سیستمهای محفظه بمب آمادهست
قفل اطمینان رو فعال کن
قفل اطمینان فعال شد
اِم
گروهبان پینبک خطاب به بمب شماره ۱۹. صدام رو داری بمب؟
بمب شماره ۱۹ به گروهبان پینبک، صداتون رو دارم. ادامه بدید
خب بمب، حدوداً شصت ثانیه تا رهاسازی مونده
فقط میخواستم بدونم اوضاع روبراهه یا نه
سپر انرژی پلاتینیوم ایریدیومت رو چک کردی؟
عملکرد سپر انرژی مثبته. عالیه
بیا زمان انفجار رو هماهنگ کنیم. اِم
احتمالاً نمیدونی کِی قراره منفجر بشی، نه؟
انفجار تا شش دقیقه و بیست ثانیهی دیگه
خیله خب، اینجا هم همین رو نشون میده
مسلح شو بمب
مسلح شدم
خب پس، همه چی به نظر خوب میاد
تا سی و پنج ثانیهی دیگه رهایت میکنیم
موفق باشی. - ممنون
سکانس اولیه رو شروع کن
خیلی خب. علامت بزن در
۱۰-۹-۸-۷
۶-۵-۴-۳-۲-۱
رهاسازی
سکانس هایپردرایو شروع شد. بزن بریم پینبک
آمادهی میدانهای نیرو باشید
ستوان دولیتل، همین الان ترکید
قربان، سیاره منفجر شد
ستوان؟
توجه. توجه
کامپیوتر سفینه خطاب به کل پرسنل. قفل اطمینان رو باز کنید
سکانس هایپردرایو الان تموم شد
سیاره هدف نابود شد. قفل اطمینان باز شد
این بخش الان برای استعمار آمادهست
شما آخرین سیارهی ناپایدار این منظومه رو نابود کردید
تبریک میگم رفقا، یه بمبگذاری موفقیتآمیز دیگه
حالا چی؟
بویلر، الان چی برامون داری؟
هوم... چیز زیادی نه. تو این بخش اصلاً خبری نیست
خب، یه چیزی برام پیدا کن، برام مهم نیست کجاست
خب، احتمال ۹۵ درصد حیات هوشمند میبینم
توی بخش سحابی سر اسب
این اراجیف رو تحویلم نده
میدونم احتمالش کمه... ولی همهاش دنبال نخودسیاه گشتنه
یادتونه وقتی فرمانده پاول اون
احتمال بالای ۹۹ درصد حیات هوشمند رو تو ابر ماژلانی پیدا کرد؟
خب، من... احتمالش هست که... یادتونه چی پیدا کردیم؟
یه سبزیِ لعنتیِ بیمغز که شبیه یه بادکنکِ شُل و وِل بود
چهارده سال نوری رفتیم برای یه سبزی که فقط صدا در میآورد
و وقتی بهش دست میزدی چُس میداد. یادتونه؟
خیله خب، پس
از این مزخرفاتِ حیات هوشمند بهم نگو
یه چیزی پیدا کن که بتونم منفجرش کنم
ستاره جدید
هی، حدس بزن چی شده؟ یه ستاره جدید روی مانیتور دارم
کدوم؟
یکی دیگه که ناشناختهست. یه کوتولهی قرمز. توی نقشهها نیست
سیارهای هم داره؟
آره، اینجا نوشته هشتتا
هیچکدومشون به درد میخورن؟
نه. همهشون پایدارن
اسمش رو چی میخوای بذاری؟
چی؟ همون ستاره جدیده
اسمش رو چی میخوای بذاری؟
کی اهمیت میده. اذیتم نکن
فرمانده پاول حتماً براش اسم میذاشت
فرمانده پاول مرده
دولیتل، یه چیز مشتی پیدا کردم. یه سیارهی ناپایدار
درصد احتمال وجود یه سیاره ناپایدار توی ۸۵
سحابی پرده که احتمالاً از مدارش خارج میشه و میخوره به یه ستاره
میخوای منفجرش کنی؟
خیلی خوبه بویلر. همونیه که دنبالش بودم
مسیر رو به سمت سحابی پرده تعیین کن
پینبک، دفترچهی نقشهها رو بنداز اینور
بویلر، یه کم آهنگ بذار اینجا
حتماً
میلیونها خورشید میدرخشن
اما من فقط یکی رو میبینم
وقتی فکر میکنم از یادت بردم
میبینم تازه اول راهم
سالها تندتر از روزها میگذرن، نوری که گرمایی نداره
چقدر دلم واسه آسمونِ کویر تنگ شده، واسه لمسِ خنکِ دستات تو شب
توی بنسونِ آریزونا، بادِ گرم لای موهات میپیچید
جسمم توی کهکشان پرواز میکنه، اما قلبم پر میکشه که اونجا باشه
بنسونِ آریزونا، همون ستارهها توی آسمونن
اما اون موقع که با هم تماشاشون میکردیم، انگار مهربونتر بودن
توی بنسونِ آریزونا، بادِ گرم لای موهات میپیچید
جسمم توی کهکشان پرواز میکنه، اما قلبم پر میکشه که اونجا باشه
بنسونِ آریزونا، همون ستارهها توی آسمونن
اما اون موقع که با هم تماشاشون میکردیم، انگار مهربونتر بودن
حالا سالها دارن از هم جدامون میکنن
من جوونم و تو حالا دیگه پیری
اما هنوز توی قلبمی، و خاطراتت هیچوقت سرد نمیشن
خوابِ زمانها و جاهایی رو میبینم که خیلی وقت پیش جاشون گذاشتم
جایی که آخرین روزهامون رو گذروندیم، همهاش به فکرِ بنسونم
توی بنسونِ آریزونا، بادِ گرم لای موهات میپیچید
جسمم توی کهکشان پرواز میکنه، اما قلبم پر میکشه که اونجا باشه
بنسونِ آریزونا، همون ستارهها توی آسمونن
اما اون موقع که با هم تماشاشون میکردیم، انگار مهربونتر بودن
۱۹۴۳ گزارش روزانهی سفینه، ورودی شماره
۹۹۰ دارک استار با سرعت نور در حال عبور از بخش تتا
در راه سحابی پرده برای نابودی سیاره ناپایدار
زمان تقریبی رسیدن، ۱۷ ساعت دیگه است
سیستمهای سفینه همچنان دارن داغون میشن
آره
اتصال کوتاهی که توی پانل صندلی عقب بود و باعث مرگ فرمانده پاول شد
هنوز خرابه
بخشِ... انبار
چون کنارِ صندلی فرمانده پاول نشسته
این موضوع همچنان پینبک رو اذیت میکنه
۹ آهان راستی، انبار شماره
هفتهی پیش خودبهخود منفجر شد و کل موجودی
دستمال توالتِ سفینه رو نابود کرد
همین
تالبی
اینم از صبحانهات
میدونی تالبی، واقعاً باید بیای با ما غذا بخوری
خیلی وقتت رو اینجا میگذرونی
من اینجا رو دوست دارم
باید خیلی تنها باشی که انقدر اینجا میمونی
از وقتی فرمانده پاول مُرده، دوست ندارم برم پایین
اون پایین خیلی احساس خفگی میکنم
ولی خب باید بیشتر بیای پایین، منظورم اینه که
میدونی، باید بقیه جاهای سفینه رو هم ببینی
ببین دولیتل، من از اینجا میتونم چیزها رو تماشا کنم
عاشق تماشا کردنم، فقط به سیارهها زل میزنم
به شهابسنگها، خوشههای گازی و سیارکها
بعداً برای این کارها کلی وقت داری
منظورم اینه که، اینجوری بهش نگاه کن
ما الان بیست ساله که توی فضا هستیم، درسته؟
و فقط سه سال پیر شدیم
پس بعداً کلی وقت برای زل زدن به اطراف داری
میدونی دولیتل، اگه بریم به سحابی پرده
شاید واقعاً یه چیز عجیب و غریب و زیبا پیدا کنیم
سیارکِ ققنوس
قاعدتاً الان باید از اونجا رد بشن
سیارک ققنوس؟ تا حالا اسمش رو نشنیدم
اونا مجموعهای از سیارکها هستن که دور جهان میچرخن
هر ۱۲.۳ تریلیون سال، یکبار
سیارک ققنوس
اونطور که من شنیدم دولیتل، اونا میدرخشن
با تمام رنگهای رنگینکمان میدرخشن
هیشکی نمیدونه چرا
فقط همینطور که توی جهان غوطه میخورن، میدرخشن
سیارک ققنوس
میدونی من به چی فکر میکنم، تالبی؟
خندهداره، من
خب من خیلی اینجا میشینم، میدونی، کلی وقت برای خودم دارم
نمیتونم با بقیه حرف بزنم
اما تو وقتایی که برای خودم دارم، میتونم به خونه فکر کنم
به خونه تو مَلیبو
من قبلاً خیلی موجسواری میکردم، تالبی. موجسوارِ ماهری بودم
موجهای ملیبو و زوما توی بهار فوقالعادهان تالبی
No comments yet. Be the first to leave one.