The Great

The Great

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 1

வெளியீட்டு விவரம்

The Great S01E06 1080p HULU WEBRip DDP5 1 x264-MIXED
The Great S01E06 720p HULU WEBRip DDP5 1 x264-MIXED
The Great S01E06 1080p WEB H264-TRUMP
The Great S01E06 720p WEB H264-TRUMP
The Great S01E06 1080p WEB H264-OATH
The Great S01E06 720p WEB H264-OATH
The Great S01E06 HULU WEBRip x264-ION10
கருத்துரை வழங்கியவர் iredprincess
🔴 30nama | iredprincess 🔴

குறிச்சொற்கள்

web
720p
720
webrip
x264
BRip
1080
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2020-05-20
பதிவிறக்கங்கள்: 51
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

‫هنوزم هست

‫مسخره‌ام میکنه

‫بی‌عرضگیم رو به خاطرم میاره

‫یعنی، حقیقت اینه که...

‫من از اداره یه کشور چی میدونم آخه؟

‫درمونده و آشفته‌ام

‫احتمالا فقط یه دخترِ مایوس ‫با یه دهن گشادِ پُر از

‫حرفای پرمعنیَم که برای عمل کردن ‫دیگران الهام بخشه

‫اما روی خودم این تاثیر رو نمیذاره

‫درواقع...

‫ای کاش میتونستم با لئو توی یه جایی دراز بکشم،

‫به خورشید خیره بشیم و بخندیم

‫انقدر بده؟

‫تو خیلی خرسِ گستاخی هستی

‫- کجا داریم میریم؟ ‫- صبر کن تا ببینی

‫امیدوارم که همچنان باشه

‫ببین

‫ببین

‫یه پرنده‌ست

‫میتونم ساعت‌ها تماشاش کنم

‫چرا باید بخوای اینکار رو بکنی؟

‫خب من تغییر کردم گریگور

‫وقتیکه داشتم میمردم یه اتفاقی برام افتاد

‫در هر صورت هنوزم باورم نمیشه که یکی سعی ‫کرد منو بکشه. کی حاضره همچین کاری بکنه؟

‫حقیقتا که غیرقابل‌فهمـه

‫یه کسی به هم ریخته، اما...

‫با وجود اینکه توی تخت من دراز کشیده بودم ‫و میدونستم این منم که دارم میمیرم

‫اما این منی نبود که میخواستم باشه

‫این چقدر دیگه عجیبه؟

‫- قربان! ‫- اینا کی‌ان؟

‫چشنده‌ی غذای جدیدم لیزاوتا ‫و ایشونم تارتار نیکـه

‫لعنتی قاتلـه. یه مجموعه‌ای از تموم نای‌های ‫مقتولینـش داره

‫توشون حفره ایجاد میکنه و ‫مثل فلوت باهاشون آهنگ میزنه

‫- صدای قشنگیم داره درواقع ‫- که اینطور

‫توت‌ها سمی‌ان قربان

‫خب محض اطمینان امتحانشون کن

‫منم اینطور فکر میکنم امپراطور ‫باب شده که...

‫نیک. وظیفه‌ی تو؟ ‫کشتن آدماییِ که قصد کشتنِ من رو دارن

‫وظیفه ایشون؟ چشیدنِ غذا. هوم؟

‫غذاست. بچش

‫اما من که میدونم سمی‌ان...

‫همه‌چیز مفرح‌تره گریگور ‫همه‌چیز

‫بیا برگردیم ‫میخوام که با دربار صحبت کنم

‫ ‫مترجم: iredprincess

‫صبح همگی بخیر

‫کل دربار رو جمع کنید ‫میخوام یه چیزی بگم

‫خدای من

‫واقعا؟

‫یا خدا

‫خدای من

‫هرکسی که دستی توی سوپ برش ‫داشت رو کشت

‫کشاورزی که چغندر رو پرورش داد، ‫مردی که به اینجا آوردشون،

‫آشپزی که پختش و خدمتکاری که سروشون کرد

‫و نگهبانانی که با سوپ راه رفتن

‫باورم نمیشه که آشپزش لویی رو کشته

‫لویی رو دوست داره

‫خدایا

‫خدای من

‫همه‌چیز مرتبه؟ ‫بهت مشکوک شده؟

‫نه، فقط میخواست که یه ‫پرنده‌ای رو بهم نشون بده

‫- یه پرنده؟ ‫- بعله

‫خیله‌خب، بنظر میاد همه هستن

‫مشخصه که هفته پیش برای همه ‫وحشتناک بوده

‫اما من زنده موندم

‫هورا!

‫هورا

‫اما مشخصه که یه نفر نمیخواسته ‫که من زنده بمونم،

‫و احساس رضایت نداشته ‫و این ناراحتم میکنه

‫من میخوام که دوست داشتنی‌ترین حاکم ‫تاریخ روسیه باشم

‫خوشحال میشم اگه مشکلاتتون ‫با من رو باهام درمیون بذارید

‫همین حالا هرکسی که با من ‫مشکلی داره پاپیش بذاره

‫آماده‌ی اصلاح شدنم، پس...

‫نگران جسدها نباشید

‫با این قتل‌ها دیگه جریان تمومه

‫در آخر به خدمتکاری ناراضی یا آشپز شک دارم

‫من دسر کلافوتی لوئیس رو بیرحمانه ‫انتقاد کردم اما خب حق داشتم

‫میوه‌ی کاراملی میوه‌ی سوخته نیست

‫بااینحال، امروز روزی جدیده

‫پرنده‌ای رو دیدم که...

‫گریگور

‫پرنده‌ای شگفت انگیز

‫پس امروز روز جدیدیه. من آدم جدیدی هستم

‫بانشاط. احیا شده. هورا!

‫هورا!

‫به افتخار خودم کیک درست کردم

‫کیکی برای آغازی جدید ‫با عسل و انجیر تازه

‫- هورا! ‫- هورا!

‫روز خوبی داشته باشید

‫لیزاوتا کدوم گوریه؟

‫- این جسدها ترسناکن ‫- بطرز عجیبی خویشتن داری کردم

‫اما اگه بخوایم ادامه بدیم، به ‫افرادی نیاز داریم که حاضرن مبارزه کنن

‫منظورم اینه که ببین الان چیکار کرده ‫ما اینطوری نیستیم

‫قبوله. میدونی شاید بهتره ‫از نو شروع کنیم

‫فقط دوباره فکر کنیم و دوباره ‫گروه بندی کنیم

‫ولمنتاف، برگشته به جبهه،

‫اما فکر میکنم که باید برم پیداش کنم و ‫باهاش حرف بزنم

‫حدس میزنم که میتونه برنده بشه

‫منم باید به جبهه برم

‫- تو؟ ‫- یکمی پیشنهاد ترسناکیه،

‫اما همونطور که اغلب میگفتی ‫باید شجاع باشیم

‫من حرفای زیادی میزنم ‫قطعا همینطوره

‫بله

‫اینو ببین

‫این شراب دام پرینگنونـه که اخیرا توی ‫فرانسه ابداع شده

‫میگن شهدِ بهشتیه که راهب‌ها درستش کردن

‫شامپاینی که تا نداره

‫همینطوریشم باحاله

‫نمیخوام بخورم

‫اما باید بخوری. باید چیزی که الان ‫دیدیم رو پشت سر بذاریم

‫حیاتیـه

‫اگه ملکه میشدم چی؟

‫اگه میمُرد، فکر میکنی ‫چه اتفاقی میفتاد؟

‫- بر سر ما؟ ‫- بر سر روسیه

‫فکر میکنی خوب بودم؟

‫من فکر میکنم که مثل الانت استثنائی میشدی

‫معلوم شد که استثنائی نیستم ‫کسی نیستم که خودم میخوام

‫ما همیشه به خوبی و قابلیت و ‫ذکاوتی که خودمون میخوایم نیستیم

‫آدما همینطوری هستن که ‫خودشون رو ناقص میبینن

‫چونکه افکارمون با واقعیت قابل لمس نیست،

‫درحالیکه بدن و روحمون باید ‫با دنیا برخورد کنه،

‫و دنیا معادله‌ی چه کسی ‫بودنِ ما رو متعادل میکنه

‫متاسفانه شاید حق با تو باشه

‫کجاییم؟

‫توی آپارتمانم

‫با کی؟

‫با همدیگه

‫این...

‫چیه؟

‫زینگ، معرکه

‫بینی رو میسوزونه

‫توی این دنیا،

‫بین این دیوارها، ما خوشحالیم

‫همه‌چیز داریم

‫این تنها کاریِ که الان میتونیم بکنیم

‫به خوبی میتونیم انجامش بدیم

‫خاک بر سرم

‫یه لحظه

‫- از دستم عصبانی هستی ‫- عصبانی بیدار شدم،

‫با بوی گند توی دماغم

‫مثل همیشه یه روز دیگه‌ست

‫منم با احساس ناخوشی بیدار شدم با...

‫ترسوییت، کاهلیت،

‫- ناتوانی توی دیدن... ‫- خودم میتونم کلماتم رو پیدا کنم ماریال

‫و من خدمتکار توئم

‫وظیفمه هرچیزی که نیازه رو ‫برات فراهم کنم

‫چای، حموم...

‫کلمات، شجاعت، نمیتونم اینکار رو بکنم

‫اما شاید یکم خاویار با شامپاین ‫بتونم بیارم خدمتت

‫قبل از اینکه کل بعد از ظهر ‫رو با رومیو حال کنی

‫متاسفم

‫همه‌چیز رو مثل بچه‌های دو ساله ‫مدیریت کردم

‫بیشتر از اون چیزی که فکر ‫میکردم محدودم

‫تو میخوای تسلیم بشی. میتونم ببینمش

‫فکر میکنم لحظه‌ای استراحت خوبه

‫برای فکر کردن دوباره و از سر گیری و...

‫خب من ارلو رو فرستادم که ‫به دیدن ولمنتاف بره

‫پس مشخصا من...

‫همچنان مصمم هستم

‫وای دختر!

‫دوست کوچولوی عزیزم

‫برای سفرت

‫- دیر کردی ‫- سلام

‫مُرده‌ای نه؟

‫- بشین ‫- موذی کوچولو

‫ریدم دهنت

‫هیچوقت ازش خوشم نمیومد

‫در هر صورت ممنون

‫خودت کشتیش؟

‫البته. خونوادمه

‫نمیذاشتم غریبه انجامش بده

‫خب یه چندسالی اضافه دادی بهش

‫اگه به من بود، همون موقعی که مادرش رو ‫کشتیم، این رو هم میکشتم

‫تو واقعا بچه دوست داری

‫درسته، دوست دارم

‫چه بد که بچه خودت مُرده ‫اسمش چی بود؟

‫چه احساسی داری؟

‫احساس عالی دارم

‫اینجا بودنم یکم عجبیه

‫خواب‌های پریشونی درمورد خدا ‫و کلاغ دیدم

‫بعد خواب مامان رو دیدم که ‫من رو گاز میگرفت

‫فقط یکبار انجامش داد ‫و خیلی کوچیک بود

‫بزرگش نکن عزیزم

‫فکر اینکه ممکنه بمیری وحشتناک بود

‫دلت برام تنگ میشد؟

‫البته

‫و عواقبش

‫کاترین بیچاره کاملا سردرگم شده بود

‫خب اون که فقط یه زنه ‫ذهنی ضعیف و سینه‌هایی بزرگ داره

‫- سختگیرانه قضاوتش نکن ‫- مردم شکنندگیش رو دیدن

‫برای یه لحظه فکر کردم که ‫باید بکشیمش،

‫و اینکه من باید اینکار رو بکنم ‫و برای چنین کاری سرم شلوغه

‫به بچه دار شدن علاقمند شدم

‫دوست داری سکس کنی ‫توی خونمون هست

‫و عزیزم تو باید با زنت سکس کنی

‫ما به یه وارث نیاز داریم. ترجیحا مذکر

‫دارم سعی میکنم

More Farsi Persian subtitles for The Great

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left