Insidious: Chapter 2

Insidious: Chapter 2

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

வெளியீட்டு விவரம்

Insidious Chapter 2 2013 1080p MA WEB-DL DDP5 1 H264-HHWEB
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian Insidious: Chapter 2 2013 زیرنویس فارسی فیلم

குறிச்சொற்கள்

webdl
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2026-03-17
பதிவிறக்கங்கள்: 16
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 194 வரிகள்.

سلام. من اِلیز هستم. شما باید لورین باشید

بله. از دیدنتون خوشحالم. ببخشید که اینقدر دیره

شغل روزانه‌م باعث شده رسیدگی به پسرم بیفته برای شب

نگرانش نباشید

توی حرفه‌ی من، معمولاً وقتی هوا تاریک می‌شه اتفاقات شروع می‌شن

بفرمایید. ممنون

سلام، کارل! (نفسش بند می‌آید)

الیز ممنون که اومدی

نمی‌دونستم جز زنگ زدن به تو چیکار باید بکنم

اوه، درک می‌کنم

یه مشکل بزرگ داشتی و با خودت فکر کردی

بهتره مشکل منم بشه. درسته؟

اه، اه... (خنده‌ی کوتاه)

دارم شوخی می‌کنم

می‌دونی که همیشه از کمک کردن خوشحال می‌شم، کارل

قهوه میل دارید یا چای؟

نه، ممنون

اگه مشکلی نیست، دوست دارم همین الان شروع کنیم

کارل پشت تلفن بهم گفت

که پسرتون تحت تأثیر قرار گرفته، درسته؟

بله، درسته

پسرم، جاش

یه چیزی دنبالشه

نشونش بده

من با تمام بررسی‌های معمول شروع کردم

تست‌های سلامت روان، پرونده‌های پزشکی

همه چیز نرماله

بعدش عکس‌ها رو دیدم

اولین بار حدود شش هفته پیش متوجهش شدیم

فکر کردم مشکل از دوربین باشه

بعدش معلوم شد موضوع فراتر از این حرفاست

کارل: من با پسره مصاحبه کردم

هیچی بهم نمی‌گه. می‌ترسه

منم می‌ترسم

یه چیزی توی این خونه هست. حسش می‌کنم

نمی‌خواد من اینجا باشم

می‌تونم ببینمش؟

سلام جاش. من الیز هستم

خیلی دوست دارم چندتا سوال ساده ازت بپرسم

اینجا زندگی کردن رو دوست داری؟

آره، فکر کنم

توی این محله بچه‌های هم‌سن و سالت زیاد هستن؟

چندتایی هستن. یه بچه همسایه بغلیه

حتماً خوش می‌گذره

چیزی هست که توی این خونه زندگی کردن رو دوست نداشته باشی؟

بعضی وقتا خواب‌های بد می‌بینم

توی خواب‌هات چه اتفاقی می‌افته؟

جاش، می‌خوام یه کاری رو باهات امتحان کنم

و قول می‌دم که دردی نداشته باشه

فقط می‌خوام آروم باشی

به صدای تیک‌تیک گوش بده

روش تمرکز کن

بقیه‌ی صداها رو از ذهنت بیرون کن

حس کن که داری خواب‌آلودتر می‌شی

جاش، الان ما توی خواب تو هستیم

دور و برت رو نگاه کن

چی می‌بینی؟

خودم رو می‌بینم

که روی تخت خوابیدم

توی اتاق خوابتی؟

نه

یه جای تاریکم

اینجا همیشه تاریکه

تنهایی؟

نه

اون اینجاست

الیز: "اون" کیه؟

جاش: می‌گه که دوستمه

هر شب بهم سر می‌زنه

همین الان کجاست؟

همین‌جا توی این خونه پیش ماست؟

می‌خوام باهاش حرف بزنم

خب، جاش می‌خوایم یه بازی کوچیک بکنیم

اسمش "گرم یا سرد" هست

من توی خونه راه می‌رم

و تو بهم بگو دارم گرم می‌شم یا سرد

سرده

گرمه

گرم‌تر شد

سردتر شد

داره گرم می‌شه

داغ‌تر

خیلی داغه

لطفاً از اونجا بیا بیرون

تو کی هستی؟

چی می‌خوای؟

(نفسش بند می‌آید)

چی شد؟

دیدم چی اذیتش می‌کنه و اون یه دوست نیست

اون یه انگله. تا حالا چنین موجود بدذاتی رو حس نکرده بودم

می‌خواد جای اون باشه

خانم لمبرت

فکر کنم پسرتون یه توانایی خاص داره، یه موهبت

وقتی شب‌ها می‌خوابه، می‌تونه به جاهایی بره و چیزهایی ببینه

چیزهایی که هیچ آدم زنده‌ای نباید ببینه

فقط حالا یکی از مرده‌ها هم اونو دیده

وای خدای من

خب، می‌تونید جلوش رو بگیرید؟

می‌تونم موهبتش رو ازش بگیرم

تا خاطره‌ی این توانایی رو توی ذهنش سرکوب کنم

چطوری باید این کار رو بکنیم؟

نشونت می‌دم

هر کاری لازمه بکنید. کاری کنید فراموش کنه

رنای: یه روز صبح دالتون اصلاً بیدار نمی‌شد

پیش بهترین دکترهایی که می‌شناختیم بردیمش

اما هیچ‌کدوم نمی‌دونستن مشکل چیه

در نهایت فقط آوردیمش خونه

در حالی که هنوز توی کما بود

بعدش اتفاقاتی توی خونه شروع شد

چیزهای غیرقابل توضیح

اینقدر ترسیده بودم که اسباب‌کشی کردیم

اما اون اتفاقات ادامه داشتن

سندال: و شما معتقدید که نوعی نیروی ماوراءالطبیعه در کار بوده؟

کی از خدمات

اِلیز رینیرِ فقید استفاده کردید؟

وقتی دیگه هیچ جای دیگه‌ای برای رفتن نداشتیم

خانم لمبرت، توی اظهارات شما اومده که

دیشب حدوداً ساعت ۱۰ شب

الیز شوهرتون رو هیپنوتیزم کرده

اون این کار رو به عنوان بخشی از مراسمی انجام داد که

معتقد بود بهش اجازه می‌ده

"ضمیر ناخودآگاهش رو به یک..." آه

متاسفم، نمی‌تونم دست‌خط خودم رو بخونم

"...به قلمرو ارواح بفرسته تا بتونه پسرتون رو پیدا کنه

"و اون رو به هوش بیاره."

خب، واقعاً فکر می‌کردید این کار کمکی می‌کنه؟

مجبور بودم. هر کاری که کرد جواب داد

دالتون بیدار شد

و بعد از اینکه پسرتون بیدار شد چه اتفاقی افتاد؟

رنای: جاش

جاش، کجایی؟

جاش

جاش: رنای

من همین‌جام. (نفسش بند می‌آید)

چی؟ رنای

اوه، نه، نه، نه

الیز! الیز

مامان، دالتون رو از اینجا ببر بیرون! زنگ بزن آمبولانس

نه، نه، نه. الیز

اوه، نه

نه، نه

چی؟

چرا اینطوری نگام می‌کنی؟

فکر می‌کنی من این کار رو کردم؟

حرفش رو باور کردی؟

اون شوهرمه. منظورم این نبود

بله، باورش کردم. شوهر من آدم کشتن بلد نیست

این عکسیه که الیز چند ثانیه قبل از کشته شدنش گرفته

می‌تونی بهم بگی این کیه توی عکس؟

توی خونه‌ی ما کلی اتفاقات عجیب می‌افتاد

من روح دیدم، خیلی زیاد

داری بهم می‌گی این عکسِ یه روحه؟

گوش کنید خانم لمبرت، من به روح و این چیزا علاقه ندارم

من به آدم‌های زنده‌ای علاقه دارم که اون‌ها رو به وجود میارن

روی گردن الیز آثاری هست

که توسط دست انسان ایجاد شده

اگه پزشکی قانونی اون آثار رو با دست‌های شوهرت تطبیق داد، بهت خبر می‌دم

لورین: جسیکا، ما اومدیم خونه

جسیکا: سلام بچه‌ها

بابا! ببین چی درست کردم. سلام

چی؟ یه تلفن لیوانیه

ببین؟ گوشت رو می‌ذاری این تو، منم دهنم رو می‌ذارم اون تو

تو یه نابغه‌ای. واقعاً عالیه. ممنون که مراقبشون بودی

لورین: از طرف من به مامانت سلام برسون. حتماً

اوه. مامان من می‌گیرمش

لورین: من می‌رم بالا تخت‌ها رو مرتب کنم

گریه‌ی کالی

جاش: بسیار خب. (در باز می‌شود)

وقت خوابه پسرا

چقدر قراره اینجا بمونیم؟

یه مدت خونه‌ی مامان‌بزرگ می‌مونیم

تا وقتی که پلیس توی خونه‌ی خودمون کارش تموم بشه

می‌دونید، این خونه مدت زیادیه که توی خانواده‌ی ماست

و شما

می‌تونید توی اتاق قدیمی بابایی بمونید

اینجا چیز بدی دیدی؟

نه

شما هم نمی‌بینید، باشه؟

باشه

شب بخیر

چی؟

فقط خوشحالم که بیداری

شب بخیر پسرا

فاستر: شب بخیر

هی، دالتون

چی؟

ببین چی درست کردم

حتماً باید ببینم؟

آره

این مسخره‌ست

بیخیال، واقعاً کار می‌کنه. می‌خوام یه چیزی ازت بپرسم، باشه؟

باشه، قبول. نخ باید سفت باشه

برو عقب‌تر. باشه

خب، نظرت در مورد این چیه؟

More Farsi Persian subtitles for Insidious: Chapter 2

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left