முதல் 198 வரிகள்.
آره، خودشه! اینجاست
سلام بچهها، مثل همیشه از دیدنتون خوشحالم
جسیکا! همین الان دیدیم که وینس هاوکینز رسید
بازی توی یه فیلم دیگه با دوستپسر سابقت چهحسی داره؟
دوستپسر سابق، کلمهی کلیدی «سابق»ـه
فیلم خیلی خوبی میشه
خداحافظ بچهها
جسیکا! یکی دیگه
جس، زود باش، یکی دیگه، یکی دیگه، یکی دیگه
بذار ببینیم! بذار ببینیم! یالا
جسیکا، دربارهی وینس چی میتونی بهمون بگی؟
اون توئه؟ شایعات پیشنهاد ازدواج حقیقت داره؟
جس، بیخیال! یه مصاحبهی اختصاصی چطوره؟
یکی دیگه! یکی دیگه! یالا، لطفاً از روی شونه نگاه کن
جس، وای، فوقالعادهای، فوقالعاده
معرکهای، جسیکا
هی جس! نظرت چیه؟
روزالی، اون چیه؟
یه درخت کریسمسه
آره، قشنگه. ولی چرا تو خونهی منه؟
چون کریسمس نزدیکه و همه به یه درخت احتیاج دارن
ما ده روز آینده رو توی «آیووا» هستیم
داریم یه فیلم کریسمسی ضبط میکنیم
قراره از این درختا زیاد ببینم
باشه... خب، همبازیت برای جلسه منتظرته
باربارا هم همین الان پیام داد، تا دو دقیقهی دیگه میرسه
یه کارگردانی که دیر میکنه... عالیه
خیلی خب، بیاین شروع کنیم
تا بتونم راه بیفتم و وسایلم رو جمع کنم
من منتظر باربارا میمونم
تو و مامان دارین کجا میرین؟
کروز رودخانهای توی اروپا؟ پس کریسمس چی؟
ای بابا، بابا، به سوفی و زوئی چی بگیم؟
به من و سوفی چی بگین؟
مامان و بابا بیخیال کریسمس شدن
تا برن سفر کروز
باحاله! بدش به من
خیلی خب، بیا اینم زوئی
بابا... آره، ما خیلی خوشحالیم
آره، حتی مَت هم خوشحاله. مگه نه داداش بزرگه؟
من که نه... آخ! آخ، تمومش کن
آره بابا، خیلی خوشحالم. دیدی؟
نه بابا، نگران اقامتگاه نباش
واسه همینم بود که کسبوکار رو سپردی به ما
تا تو و مامان بتونین دور دنیا بگردین و خوش بگذرونین
بگیرشون
جسیکا (پشت بلندگو): عقب بایستید
هی سوفی
جسیکا (پشت بلندگو): برای نبرد آماده بشید
سوفی... سلام. چی داری میبینی؟
«ماجراهای اَسترلایت، قسمت سوم... شعلههای اسمید!»
همونیه که دربارهی اژدهاست؟
بابا، واقعاً دربارهی اژدها نیست
دربارهی دختری به اسم هلنا اَسترلایته که دنیا رو نجات میده
اون کیه؟
اون جسیکا مکالیسه
اون معروفترین و زیباترین بازیگر کل دنیاست
و قراره همینجا، توی اقامتگاه ما بمونه
خیلی باحال نیست؟
آره، باحاله. ولی میشه اینو برام خاموش کنی؟
باید باهات حرف بزنم
بابا! دخترم
ممنون
خب، مامانبزرگ و بابابزرگ امسال برای کریسمس نمیآن
ولی اونا از دست میدن
میدونم، صبح کریسمس، کادوها با لباسخواب و همهچیز
نه! اونا جسیکا رو از دست میدن
اون بالا درخت قشنگیه. مال کیه؟
منظورت چیه مال کیه؟ مال منه
آره جون خودت، از کی تا حالا درخت میخری؟
از وقتی که... دلم... خواست
اوه، باشه
کی به درخت احتیاج داره
وقتی که دوباره برای کریسمس داره میره فیجی با
با بهترین دوستم؟
وینس، من و تو بههم زدیم
امسال «جیل» جای تو میآد
ای وای
ولی خوشبهحال جیل
یعنی معنیش اینه که باید همهچیز رو
توی محل فیلمبرداری کاملاً حرفهای نگه داریم؟
این اولین باریه که دارم یه فیلم تهیه میکنم
اولین کار بزرگم بعد از سریال اَسترلایته
و نمیتونم بذارم هیچچیزی خرابش کنه
جسیکای همیشگی. یعنی چی؟
یعنی همیشه برای همهی جزئیات برنامه داری
نه ندارم! / چرا داری
اوه، ببخشید جنابِ «هر چه پیش آید خوش آید»
میدونی، اگه این یه فیلم بود، الان وقتش بود همدیگه رو ببوسیم؟
دوربینی میبینی؟
من میبینم... بنگ
فقط یه بوسهی کوچیک روی گونه، به نشانهی صلح
تبلیغ خیلی خوبی برای فیلم میشه
وینس
این توی اینستاگرام عالی میشه
اصلاً خندهدار نیست. شوخی نمیکنم، همین الان پاکش کن
اوه، بیخیال. همین الان
باشه، باشه، دارم پاکش
پاکش کن
پاکش نمیکنم
اون چی بود؟ برای مامان و بابا خوشحال باش
براشون خوشحالم
آخ! میشه دست از نیشگون گرفتن برداری؟
هستم، خیلی هم براشون خوشحالم. واقعاً میگم
تو کلاً با تغییرات میونهی خوبی نداری
اصلاً هم اینطور نیست
به خاطر فیلمه؟
نه
ملانی؟
میدونم این وقت از سال زمان موردعلاقهش بود
من با تغییر مشکلی ندارم... تا وقتی که چیزی واقعاً نیاز به تغییر داشته باشه
اوه، زود باش، باید بریم
شهردار که نباید برای جلسهی شورای شهر خودش دیر برسه
خب، ما این اقامتگاه کوچیک و بامزه رو پیدا کردیم
همونجاییه که فیلمبرداری میکنیم. آره
و اون یه فندقشکنه. اه، اونم یه آبنبات عصاییه
باربارا اومد. اونم بابانوئله
تِرِور، برام مهم نیست که اون داره لاکپشتت رو مسخره میکنه
لاکپشتت هم براش مهم نیست. نه، اون
دوستت دارم. خداحافظ. ببخشید
نگرانی نداره
بچههات با رفتن تو به محل فیلمبرداری چطور کنار میآن؟
اوه، اون دیگه مشکل شوهرمه
مطمئنم اونجا یه بلبشویی میشه واسه خودش
ولی مشکل من ده روز فیلمبرداری توی فضای بازه
اون هم توی ماه دسامبر در آیووا
درسته
صبر کن، توی یادداشت سفر نوشته که تو فردا میرسی
آره، شخصیت من توی همین منطقه بزرگ شده
فقط میخوام یه حسی از اینجا بگیرم
من نیازی ندارم حسی از اینجا بگیرم
من نقش یه صاحب مسافرخونه رو بازی میکنم، آپولو که نمیخوام هوا کنم
میدونم، چون قبلاً نقش یه دانشمند موشکی رو بازی کردم که دنیا رو نجات داد
آره، بازی کردم
خب، دیگه کی توی این فیلمه؟
وینس هاوکینز، ستارهی فیلمهای اکشن
بابا، تو باید اینو بدونی
باید بدونم... ولی نمیتونم پیگیر همهی این چیزا باشم
سرم با بزرگ کردن یه دختر، ادارهی اقامتگاه و شهردار بودن شلوغه
اونا دارن توی اقامتگاه ما میمونن
باید همهچیز رو دربارهشون بدونی
من دربارهی هیچکدوم از مسافرامون همهچیز رو نمیدونم
بابا، اگه جلوی ستارههای سینما منو سکهی یه پول کنی
نگران نباش، سوفی
حواسم هست که کار احمقانهای نکنه
خب، توی این فیلمی که دارن اینجا ضبط میکنن
خبری از اژدها هم هست؟
اصلاً بیخیال
باید تا بیست و سوم کارمون تموم بشه
فکر کنم خونوادهم متوجه بشن
اگه شبِ کریسمس خونه نباشم
راستی، کریسمس پیش خونوادهت چی؟
روزالی، من دارم جیل رو میبرم فیجی
اون تازه از دوستپسرش جدا شده
باشه، فقط پرسیدم
مطمئنم خونوادهت خیلی دوست دارن تو رو ببینن
منم خیلی دوست دارم اونا رو ببینم
ولی من با خودم کلی حاشیه و دردسر میآرم
از قبل بهشون گفتم که نمیتونم بیام
هی، اوم، با شهر مشکلی نداریم؟
یکی میگفت شهردار زیاد راضی نیست
آره، اونا این مراسمهای کریسمس رو دارن
و نمیخواد ما سد راهشون بشیم
ولی ما دقیقاً به خاطر همین چیزا میخوایم توی این شهر فیلمبرداری کنیم
آره، فکر میکردم هیجانزده بشن
به تبلیغاتش فکر کن. مگه نه؟
ما اون تبلیغات رو نمیخوایم. ما نمیخوایم
آقای شهردار
پیت، من تو رو از بدو تولدم میشناسم. لطفاً مَت صدام کن
آقای شهردار
این موضوع قبلاً توسط شورای شهر تصمیمگیری شده
من فقط باید
روشن کردن چراغای درخت، مسابقهی آدمبرفی
سورتمهسواری... اینا سنتهای مان
وظیفهی ماست که از اینا محافظت کنیم
باشه، چی مهمتره؟
اینکه هالیوود بیاد اینجا و کل شهر رو بگیره
و ستارههای سینما و اینا، یا خونوادهی ما؟
من ستارههای سینما رو میخوام
ختم جلسه! بیاین بریم چراغای درخت رو روشن کنیم
آره
اگه گند بزنم چی؟
اگه همیشه فقط همون دختر خوشگلی بمونم که
توی فیلمای اَسترلایت بازی کرده؟
هی! تو خیلی فراتر از یه دختر خوشگلی
تو جسیکا مکالیسی، کشندهی اژدهاها
این یکی رو هم از پا دربیار
گروه کر «هوماستد»، حضار محترم
خیلی ممنون. مثل همیشه عالی بود
آمادهای؟ آره؟
بیاین تعطیلات هوماستد رو شروع کنیم
با روشن کردن چراغای درخت
افتخار این کار رو امسال کسی نداره جز دخترم
سوفی لارسن
خب، فکر میکنی اون مهربون باشه؟ کی؟
اوه... جسیکا مکالیس؟
آره
آه... آره، نمیدونم
No comments yet. Be the first to leave one.