முதல் 200 வரிகள்.
معمای قتل, خیلی سریع
طی پنج دقیقه توی مسیر شماره پنج مشخص میشه
هالووین مبارک , همگی
- سلام - تهدید یا خوراکی
- لباس باحالیه, مریلین - اینجا یه دیوونه خونست
- بفرمایین - آره
کلی مهمونیای خصوصی قطاری اینجا هست
یکی از همین روزها,من قصد دارم مهمونی خصوصی تو رو امتحان کنم
خیلی خوش میگذره, و خیلیا میان
اما بهتره زود عمل کنی, چون خیلی زود جا پٌر میشه
میتونم ببینمش
وای , چقدر جالبه؟
اینو ببین
میدونم, درسته؟
میگه که این قطار توی صده ی 1900 ساخته شده
وای
میدونی, من خیلی دوست دارم برم به یکی از این مهمونیای توی قطار
خیلی گرونه
همه ی مسافرهاش لباسهای قدیمی میپوشن
و یه بازی معمایی انجام میدن
اوه, بنظر جالبه
و شبش پٌر میشه از قتل,شادی و خشونت
که شامل پیش غذا, شام کباب و نوشیدنی هم میشه
نوشیدنی؟
اونا مشروب الکلی هم دارن؟
ببینین, این همون چیزیه که دارم دربارش حرف میزنم, بچه ها
یه قطار سواری کوچولو و با کلاس
یه نوشیدنی بده مرد
یه نوشیدنی بده؟
آره, نوشیدنی بده
یه نوشیدنی بده یه نوشیدنی بده
یه نوشیدنی... اوه
لباس عالی ایه شما هم تو قطار هستین؟
هالووین مبارک
ما نیستیم
هی, لیزا
میام
از لباست خوشم میاد
ممنونم
واقعا عالیه
خب, تو خیلی شیرین هستی و واسه شما هم همینطوره
- خودت درستش کردی؟ - ابیگیل
درواقع , آره خودم درستش کردم
میدونی, چشم خیلی تیزی داری
لطفا اونو ببخشین, اون معمولا خیلی سوال میپرسه
نه, مشکلی نیست, عیبی نداره
فکر میکنی چقدر باید منتظر بمونیم؟
نمیدونم
10, 15, 20 دقیقه؟
- نمیدونم - من حس میکنم تا ابد طول بکشه
اونا برن پس بعدش ما هم میریم
میدونی, بازیگرها همیشه اولین نفر هستن
...آره, خب , فقط حسش یجورایی
نباید طول بکشه
عصرتون بخیر خانوما و آقایون و اینکه خوش اومدین
ما الان در حال مسافر گیری برای "معمای قتل اکسپرس" هستیم
- آره - خوش اومدین
لطفا, از این سمت - بالاخره شد
از این سمت, خانم مواظب پله ها باشین
- ممنونم - خیلی خوشحالم که تونستین بهمون ملحق بشین
خیلی دوست داشتنی بنظر میای
- عصر بخیر قربان - عصر بخیر قربان
لوتر
بله؟
چطور بنظر میرسه؟
سر وقت آماده ایم, یا اینکه شما بچه ها قبل رفتن مون باید یه چرتی بزنین؟
- همه آماده ان - منتظر توییم
خیله خب, همگی بار و بندیل رو جمع کنین پنج دقیقه دیگه حرکت میکنیم
خوش اومدین به جمع ما
لطفا بیاین داخل جای نشستن خودتون رو پیدا کنین
بزودی حرکت میکنیم
سعی کنید راحت باشید
خیلی خوشحالیم که پیش ما هستین
این خیلی قشنگه
عالیه, ها؟
عصر بخیر
عصر بخیر
میدونی, باید بگم که
این یه رنگ فوقالعاده ایی هستش که پوشیدی
شرکت من همیشه اینو میفروشه
- جدی؟ - بله ,کاملا
صد در صد مطابق رنگ شما نیست
اما میتونم ببینم که دنبال چه چیزی بودی
من میتونم یه نمونه رایگان برات بگیرم که با خودت ببری خونه
ترکیب باحالیه به هرحال, من یوجین هستم
...من فقط
خیله خب
تا حالا قبل از این تو یکی از اینا بودی؟
تو قطار؟ آره
خب, منظورم هر قطاری نیست تو قطار مرگ بودی؟
میتونی لطفا اینجوری صداش نکنی؟
آنتونیا دوست نداره که قطار مرگ صداش کنم
اون نمیخواست بیاد
- نمیخواست؟ - نه
والدین من نتونستن بیان واسه همین ما از اون خواستیم که بیاد
اون خیلی از این بابت خوشحال نیست
خب, تو چی؟
قبلا تو قطار مرگ بودی؟
نه, اما دوست من توی اینکاره
واسه همین من اینجام
اوه, کدومه؟
دختر جلویی که موهاش تیره ست؟
آره, خودشه ...تو چجوری
سرخ آب سفید آب زیاد, خط چشم پر رنگ
- یوجین اویلین
خب, اونی که بازی میکنه کیه؟
میدونی, من نمیدونم
من فقط میشناسمش اسم شخصیتش "دیزی" هستش
اون میخوست که یه راز بمونه
من تعجب میکنم که اگه کاره اونه
نمیدونم
من شک دارم, اما این قسمتش سرگرم کنندست
میدونی, کشف کردنش
بنظرم تو قبلا توی یکی از اینا بودی آره؟
آره توی چهارده تاشون. اینی پونزدهمی هستش
پانزدهمی؟
من در عرض پنج دقیقه میتونم آدم بده رو پیدا کنم
باور کن, من به ندرت اشتباه میکنم
تو از دیدن همه ی اینا خسته نمیشی؟
اصلا
من تو پنج سال گذشته توی ساحل شرقی بودم
تو کار فروش لوازم آرایشی
بگذریم, من همه ی نمایش های اینجا تا ایالت مین رو دیدم
و همه ی اونا یکمی فرق میکنه
واقعا؟
آره, شرکت من با تئاترهای زیادی کار میکنه
این کار همراه میشه با, عمده فروشی, حسابهای جدید
و مسائلی مثل این
به هرحال, آدما واسه اینجور چیزا بلیط میخرن
و منم جوگیر شدم
قطار معمای مرگ
ببخشید, همگی لطفا واسه عکس گرفتن جمع بشین
اوه, عکس, حتما
...تو فکر میکنی اگه من؟
- اوه, کاملا, حتما - ممنونم
رو به دوربین
واقعیه؟
البته که هست لبخند
خیله خب, خوبه
بنظر خوبه ...بزن بریم با شماره, سه, دو, یک
- چجوریه؟ - همه چی با من خوبه
لوتر میگه که آماده رفتنیم
همه ی بازیگرها, خدمه و مسافرهای قطار؟
مسافرها تکمیل شدن
به گمونم خوبه که بریم
هی, سواری خوبی داشته باشی اونطرف میبینمت
میبینمت
اون همش واسه توئه,لوتر
همه سوار شن همه سوار شن
این صندلی جای کسیه؟
اوه, نه
میتونم بشینم؟
- البته - ممنون
- حالت چوره؟ - خوبم, ممنون
بنظر یکم استرس داری؟
- یکمی اولین بارمه
اوه, خب, من فکر میکنم جات امنه
فکر نمیکنم واقعی باشه
امیدوار نیستم من واسش پول دادم
آه
- توماس هال - اویلین هاید
- خوشحالم باهات آشنا شدم - همینطور
اینا ابیگیل و آنتونیا هستن
سلام سلام
میدونی, نتونستم کمکی کنم اما شنیدم که
تو یه دوستی توی نمایش داری
آره دارم
اما هیچ کاری انجام ندادی؟
نه, اما زمانی که دوستم بلیط رو خرید
نتونستم بگم نه
و تو؟
برادرم, اون پارسال اومد و خواست که منم بیام
اما نتونستم, واسه همین تصمیم گرفتم امسال امتحانش کنم
- و برادرت؟ - هوووم؟
خب, برادرت چی؟
اوه, متاسفانه اون امسال نمیتونست که بیاد
واسه همین من تنها اومدم
متاسفم
نه, عیبی نداره, این اتفاقها میوفته تو برو
میتونیم؟
هرچیزی که میبینی دوست داری؟
بستگی به چیزایی داره که واسه فروشه
سیگار, سیگار برگ, آبنبات
اوه, من آبنبات دوست دارم
از هر فرصتی که بتونم, آه سفارش از روی منو؟
من از شنیدن اون چیزی که موجوده میترسم
یه مرغ بهارنارنج پرتقالی برای شما
کباب دنده,نیمه خام
ممنونم
- بنظر خوبه - بهتر از اون چیزیه که انتظار داشتم
این یکی از بهترین وعده های غذاییه که
توی اینجور چیزا داشتم
همه چی روبراهه؟
آره,نه متاسفم ...فکر کردم من
چی؟
هیچی
مطمئنی؟
فکر کردم که روی بشقابم سوسک دیدم
مطمئنم که اون توی فهرست نبود
نگران نباش, فکر کنم مشکلی برات پیش نمیاد
No comments yet. Be the first to leave one.