முதல் 200 வரிகள்.
بازیخورده
ساعت ۶:۲۰ صبح بیدارباشه
بعد از آمار صبحگاهی، میرید صبحانه
زندانیایی که جلسه دادگاه دارن، آماده حرکت بشن
بقیه هم میرن سر کارای مشخص شدهشون
تمرینات، هم صبح داریم هم بعدازظهر
ساعت ۵:۳۰ بعدازظهر، سلولها قفل میشن
بعدش آمار عصرگاهی و شام
ساعت ۹ شب، خاموشی
یادتون باشه، آب گرم هفتهای یه بار وصل میشه
اگه خوشرفتار باشین و قوانین رو رعایت کنین
درجه یک میشید
و یه کاپشن گرم برای زمستون بهتون میدن
شاید حتی بعداً بهتون عفو مشروط هم بدن
اگه قراره مدتی اینجا باشین
بهتون پیشنهاد میکنم به کارایی که کردین فکر کنین
نفر بعدی
وقتی بالاخره اون روز برسه
که دوباره لباس شخصی بپوشین
امیدوارم اون موقع آدم دیگهای شده باشین
بازیخورده
وکیل کیم سانگراک
من وکیل تسخیریم
یه وکیل معروف یا گردنکلفت نیستم
فرصتی شد پروندهتون رو بررسی کنم
یه چیزی توجهم رو جلب کرد
از همون اول، همه مظنونای دیگه رو کنار گذاشتن
همه چیز خیلی حساب شده بود
تقریباً انگار که داشتن
از روی سناریو پیش میرفتن
من... اِم...
من قبلاً چو نایونگ رو ندیده بودم
قسم میخورم که دروغ نمیگم
با این حال
هیچکس حرفمو باور نمیکنه
من با دادستان موافق نیستم
برای همین میخواستم باهاتون حرف بزنم
لطفاً
قربان، خواهش میکنم کمکم کنید. التماستون میکنم
من حقیقت رو میگم. قسم میخورم، من حتی دستم بهش نخورد!
هوم...
فکر کن. چیزی هست
که بتونه حرفای تو رو در مورد اتفاقات تأیید کنه؟
وقت زیادی برای فکر کردن داشتی
اِ... اِ...
اشکالی نداره
سعی کن با دقت بهش فکر کنی
حتی کوچکترین جزئیاتش
باشه، هر جزئیاتی...
حالا که فکر میکنم، یه چیزی هست که خیلی عجیب بود
و واقعاً نگرانکننده بود
چی بود؟ خب...
تو طول دادگاه
من واقعاً تو شوک بودم برای همین هیچی نگفتم
گفتن یه دستبند تو صحنه پیدا کردن، درسته؟
عکس مدرک شماره ۲
اونو یه نفر دیگه جا گذاشته
نمیدونم کی، ولی مال من نیست
یعنی، من اصلاً تا حالا اونجا نرفته بودم، پس امکان نداره مال من باشه
دستبند من...
دستبند من...
اون شب تو اتاق تهجین افتاد
درس بخون. من سر راه رفتم اونجا
یه چرت کوتاه اونجا زدم
بعدش هم مستقیم رفتم سر کارم برای تحویل سفارشات
مطمئنی؟
آره
مطمئنم
پس باید به این موضوع رسیدگی کنیم
فکر میکنید حالا، با این مدرک،
بالاخره قبول میکنن من این کارو نکردم؟
و اینکه من قاتل نیستم؟
حتماً میتونیم یه مسیر جدید برای تحقیق باز کنیم
حالا آدرس جایی که برادرت مونده رو به من بده
من پیگیری میکنم
آه، و فقط برای احتیاط،
به هیچکس نگو که داریم دوباره پروندهت رو بررسی میکنیم
فهمیدی؟ خب.
ممنون از شما، قربان
واقعاً ازتون متشکرم
آه!
صبر کن، صبر کن. افسر!
افسر! لطفاً صبر کن! برو تو!
برو تو، پسرک پررو!
گفتم گورتو گم کن برو تو!
یالا، حرومزاده! بیا تو!
برو تو! زانو بزن، عوضی!
بشین پایین!
چند سال گرفتی؟
مشکلی هست؟
هِی، هِی، هِی. کجا فکر کردی میری؟ بیا اینجا!
بشین سر جات و خفه شو. آخ!
کجا داری فرار میکنی؟
قصد داری خودتو تو اتاقت حبس کنی یا چی؟
حالا خوب گوش کن
اگه مجبورم کنی دوباره حرفامو تکرار کنم،
اون دستت رو قطع میکنم
و باهاش فوتبال بازی میکنم
آه!
پس چند سال گرفتی؟
من... من ابدیم.
وای، بدجور گند زدی، نه؟
واسه چی؟
چرا؟ خجالت میکشی؟
خجالت میکشی بگی به یه دختر تجاوز کردی؟
تیکه تیکهش کردی
و جسدشو انداختی تو رودخونه؟
من نکردم.
من این کارو نکردم.
هی، گمشو بیرون!
کافیه زر زدن. بریم!
بازم میبینمت.
هی
شنیدم تازه با رئیس آشنا شدی.
حسابی به فنا رفتی حالا.
شنیدم به یکی تجاوز کردی، درسته؟
خوشت اومد؟
آره. خوشت اومد؟
میخوای یه چیزی بهت بدم که ازش لذت ببری؟
داری از این لذت میبری، ها؟
هی، لعنتی چرا جوابمو نمیدی؟
چی؟ نمیتونی حرف بزنی؟
نگام کن تا بکشمت، آشغال کوچولو!
این عوضیها همیشه میان اینجا
و هیچ احترام و ادبی نسبت به بزرگتراشون ندارن.
جدی، این حرومزاده. اه.
وکیل کیم سانگراک
اونه. ۳۱۵۸
کیم جینهون
آخ
بهتره زود بهم پس بدی.
وگرنه سودش همینطور بیشتر میشه.
حالا بخور!
آه
میخوای با قاشق بهت غذا بدم؟
آره!
هی، برو کنار. هی.
بسه! دیگه نگاش نکن.
اون یارو شوخی نداره.
لعنتی، صورتت حسابی داغون شده.
اون یارو یئو داکسوئه.
اون اینجا رئیسه. بیرون هم عملیات داره.
وقتی اومد اینجا، ابد خورده بود.
ولی اون عوضی پولدارِ کثیف بود.
و حکمشو به ۱۲ سال کم کرد.
هی، هی، بیا اینجا.
یئو داکسو یه خواهر کوچیک داشت.
ولی بعدش یه عوضی بهش دستدرازی کرد و کشتش.
د... دستدرازی؟
بهش دستدرازی کرد؟
چی هستی؟ یه جور خشکمقدس؟
دستدرازی کرد، میدونی؟
واسه همین اینجایی، نه؟
یئو داکسو... معروفه به اینکه آدما رو تیکه تیکه میکنه
که واسه اونجور چیزا میان اینجا.
تا وقتی از اینجا برن، جهنمه.
من کمکت میکنم، باشه؟
نگران نباش. بیا، یه کم غذا بخور.
بفرما. سیبزمینی دوست داری؟
بعد از غذا بیشتر بهت میگم، باشه؟
هی، اشکالی نداره.
اشکالی نداره. اشکالی نداره. فقط حرف میزنیم. آره. اشکالی نداره.
ما فقط میخوایم حرف بزنیم. اینجا چیکار میکنیم؟
نگران نباش. فقط یئو داکسوئه.
هی، نگران نباش. همه چی خوبه.
حیف که طرف بدش افتادی.
نه. نه، نه.
بالاخره.
هی، ثابت وایسا!
ووو!
خیلی وقت بود.
بیاید پدرشو دربیاریم.
بس کنید! این کارو نکنید!
دار زدن
گواهی فوت پارک تهجین
وقتی رسیدم اونجا
دیگه خیلی دیر شده بود.
همه چی خیلی طاقتفرساست.
با من درس بخونید هدف ۵ ساعت
ویدئو قابل پخش نیست
متاسفم که نتونستم کاری کنم.
پرونده قتل چو نا یونگ
دارم میام.
هی، تو.
چیکار میکنی؟
ها؟
اینجا چیکار میکنی، ها؟
کجا میری، ها؟
هی، صبر کن.
هی! صبر کن!
تهجونگ
واقعاً خیلی چیزا یاد گرفتی.
از این که مامانو دنبال میکردی. هوم؟
وقتی جوونتر بودیم، با هم یاد گرفتیم این کارو انجام بدیم.
با این حال گیاهام همیشه اینقدر زود از بین میرن؟
هویا لیساهام همین الانش هم مردن.
خب، به خاطر اینه که تو عجولی، تهجین.
فکر میکنی؟ آره.
اگه همینجوری قبل از اینکه برگاشون خشک بشه، آبشون بدی...
خب معلومه که از بین میرن.
No comments yet. Be the first to leave one.