முதல் 200 வரிகள்.
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
ملکه نفرين شدگان
... براي هر خون آشام زماني پيش مياد
که ايده جاودانگي به لحظه اي غيرقابل تحمل تبديل بشه ...
زندگي و تغذيه در سايه ... فقط با گروه خودت
, در انزوا ، فاسدت ميکنه ... . وجود تو خالي
.... جاودانگي ايده خوبي به نظر ميرسه
.تا زماني که بفهمي داري به سمت تنهائي ميري ...
... پس به اميد محو شدن صداهائي که ميشنوي , ميخوابي
. و يکجور مرگ اتفاق ميفته ...
اما در حيني که من دراز کشيده بودم , صداها ... همونجوري که ترکشون کرده بودم , باقي نمونده بود
... چيزي در حال تغيير بود
... بهتر ميشد
اون چيز ارزشمند , همانند خدائي که تازه متولد شده و پرستش ميشه , قيام کرده بود
. روزها و شبها , اونها هرگز تنها نبودند
. من ميخواستم يکي از اونها بشم
اينکه اين غذا بود يا بقيه 100 سال , مطمئن نيستم
اما به يکباره . احساسي بهتر از هميشه داشتم
... حس هاي من خيلي زياد شده بود
... آنها مستقيما مرا ،بسوي رستاخيز راهنمائي ميکردند ...
. نواختن در خانه قديمي من ...
. مسيح
... صداي تو
تو کدوم خري هستي ؟
سوالي که انگيزه قوي اي در من ايجاد ميکنه
. من خون آشام لستات هستم
. چيزي که از دهانم بيرون پريد
, با يک جمله . من به همه چيز نژاد خودم خيانت کردم
. به قوانين رازهايمان خيانت کردم
خون آشام ؟
. بامزه بود - . واقعا -
. خنده دار
... هرچي که هستيد
. خيلي زيبائيد ...
.... دستهات - به سردي مرگه ؟ -
ميخواهي ما را بکشي ؟ - . نه -
, هر چيزي که تا بحال آرزوش را داشتيد . ميخواهم براتون عملي کنم
. امروز , روز شانستونه
. اعتراف ميکنم , يک حرکت جسورانه بود
اما از اون لحظه اونها دوستهاي من شده بودند , بچه هاي من , گروه من
. به دنيا , يک خداي جديد داده شده بود . من
من بيشتر از اونم
ميبيني که در ورطه گسترده اي سقوط ميکنم
انباشته شده از خاطرات گذشته
سرانجام متوجه ميشم
محو شدنش را ميشنوم , نميتونم ازش صحبت کنم
يا غير از اون , ميتوني قبر منو بکني
تو هميشه اونها را از پيدا کردن ناله ها ميترسوني
دستمو بگير زنده باش
ميبيني که نميتونم ترکت کنم
چون من تنها نيستم
ما در ميان غذاها و تجاوزها قدم ميزنيم
بايد از همه مخفي بشيم ؟
ميبيني که نميتونم ترکت کنم
چون من تنها نيستم
ما در ميان غذاها و تجاوزها قدم ميزنيم
بايد از همه مخفي بشيم ؟
از همه.
بسيار خوب , ميشه توجه کنيد ؟ . بسيارخوب , سوالها , يکي يکي
. باشه , شما - خب , چرا اينجا در لندن ؟ -
. ما هرجائي که قولشو داديم ميريم , مثل خودتون
چطور موسيقي خودتون را خلاصه ميکنيد ؟ - . سکس ، خون و راک اند رول -
. بسيار خوب , ببخشيد
. وقتشه
... وقتشه معرفي کنم
. خون آشام لستات ...
.عصر بخير
ببخشيد که دير کردم , داشتم سعي ميکردم صبحانه ام را گير بندازم
بسيارخوب , ميشه کوتاهش کنيم ؟ . يکي يکي
. باشه , شما
ممکنه اشتباه کنم , اما چيزي که من ... از خون آشامها به ياد داشتم اين بود که
. اونها هويت خودشون را مخفي نگه ميدارند ...
بله . اما چرا بايد در اين دوران مخفيش کنم ؟
. من قرنها در سايه ها پنهان بودم
. وقتشه خودمو با دنيا به اشتراک بگذارم
ميتوني خودتو اثبات کني ؟ميدوني ,ميشه يک نمايش از قدرت خودت بهمون نشون بدي
اگه بخواهي , ميتونم امشب يک نمايش خصوصي توي هتلت برات بگذارم
اولين و تنها کنسرت شما تا چند روز ديگه در کوچه مرگ برگزار ميشه
چرا فقط يکي ؟ - . من دوست ندارم خودمو تکرار کنم -
... شايعاتي در مورد معناي پنهان در اشعار شما وجود داره
که اسرار خون آشامها را برملا ميکنه , آيا اينطوره ؟ ...
شايد تلاش کنم چند تا دوست قديمي را احيا کنم , بهشون شجاعت بيرون اومدن بدم
اين خون آشامها از اينکه اسرارشون را برملا ميکنيد , عصباني نميشن ؟
. فکر ميکنم بشن , بله
چيزي نداريد که به بقيه خون آشامها بگيد ؟
. راستش را بخواهيد , دارم
. بيرون بيائيد , بيرون بيائيد ، از هر کجا که هستيد
. همه شما را در کوچه مرگ خواهم ديد
گلاستونبوري , غرب انگلستان
من شنيدم لستات دخترها رو توي انبار خودش زنداني ميکنه , اين خيلي باحاله
. اونها بهت غذا و کابل و علف ميدن
. لطفا
اما بايد بذاري هرموقع خواست , گردنت را بمکه
. همچين بدم نيست - . بدتر ميشه -
. حالا ببين - . از اين طرف , دخترها -
خب , اينجا خونه لستاته ؟
اين هفته بله , ما خيلي نقل مکان ميکنيم
چرا ؟
... چي بگم ؟ اين يارو
. رئيس , من شما را نديدم - نه , نميتونستي , ميتونستي ؟ -
آه , اين دخترهائي بودند که خواسته بوديد
. بله
ميخواهيد بعدا برشون گردونم خونه ؟
. نه , ممنونم , راجر
. خودم ميتونم مراقبشون باشم
يکم ميخواهي ؟
منو ميخواهي ؟
گرسنه اي ؟
واسه چيز ديگه هم گرسنه نيستي ؟
. يالا
نميخواهي يکم خوش بگذروني ؟ - . اينکارو نکن -
تو حساسي ؟
. من خيلي حساسم
... بيائيد بيرون , بيائيد بيرون
.از هر کجا که هستيد...
. جس
. جس
... يک صدا
... از ميان روياهام ...
. منو فراميخونه ...
همون رويائي که از وقتي 6 سالم بود , داشتم
. من خانواده خودم را داشتم
راستش روياي عجيبي نيست
. هر يتيمي اون رو ميبينه
. متاسفم , اما بايد بري
چرا نميشه پيشت بمونم ؟ . خواهش ميکنم , خاله ماهارت
. نميخواهم بري , اما بايد بري
. خاله , تو داري خونريزي ميکني
. تو بايد تنها بموني
. وقتي چيزها غيرطبيعي ميشد , ميفهميدم - . اين زندگي مال تو نيست -
, فقط ميدونستم بخشي از اونها بودم . و جداافتاده بودم
من بد بودم ؟
کار اشتباهي کرده بودم ؟
. من هميشه مراقبتم
. من ميخواهم هميشه پيشت بمونم
. تو نميتوني
وقتي کنترلم را از دست بدم
درون بدنم فرو ميريزه
من سرنا آلتشول از اخبار هستمMTV
CD خون آشام راکر لستات , با يک جديد برگشته , ترک بازگشت
... اگر چه از نيواورلئان اومده
... اما ادعا ميکنه يک اشراف زاده فرانسوي قرن 18مه...
. کسي که براي 100 سال در خواب بوده ...
.اينجا نگاهي به ويدئوي جديد از اولين آلبومش ميکنيم , نجات دهنده
زندگيت را به طلسم من بسپار
... به دستان درياسالار
عطش درون من , چيزي که هستم را ميسازد
هميشه مرا صدا ميزند
بخاطر خون انسانها
تالاماسکا مرکز استوديوي فرا طبيعي لندن
مثل همه , منهم فکر ميکردم لستات داره شوخي ميکنه
يک ستاره راک با يک حيله . تا اينکه يکي از اشعارش توجه منو به خودش جلب کرد
. به راهروي انتهاي مايل سقوط کن "
" زندگيت را به حلقه هاي دستان درياسالار بسپار "
. اونجا بود که زنگوله زنگ زد
. من يک اجاره نامه قديمي در لندن را دنبال کردم
به نظر ميرسه در اواخر سال 1600 , يک ... ميخانه در انتهاي مايل وجود داشته
. که بهش دستان درياسالار ميگفتند ...
... شهرت اون بخاطر سروکار داشتن با جادوي سياه بوده
و گزارشهائي از انسانهائي که ناپديد ميشدند ...
اين جائيه که شما ميتونيد دستان درياسالار را , در لندن قديمي پيدا کنيد
... بخشي از لندن که بيشتر تبديل به انبار
گوشت , گياه و ... يک باشگاه خصوصي در همون مکان شده
. من فکر ميکنم اين يک ميثاق خون آشاميه منظور گردهمائيه
و لستات داره ما را به اونجا راهنمائي ميکنه
کي اين عکس را گرفته ؟ - . من گرفتم -
. تو هنوز يک شاگرد هستي . نميتوني وارد ميدان بشي
. تالاماسکا يک کد داشت
ميدونم ." قلمروي تاريک را مشاهده کن ." اما جزئي از اون نباش
خب , اين 12 قرنه که داره برگزار ميشه
, ما ثبت ميکنيم و مشاهده ميکنيم . اما هرگز دخالت نميکنيم
. من مجبور بودم اينو خودم ببينم
ديويد از اين خبر داره ؟
جس ؟
.سلام، ديويد
... داشتم توضيح ميدادم - چرا منو توي دفترم ملاقات نميکني ؟ -
. اين يک ميثاق واقعيه . وسط لندن
بهمين دليل بايد اول به من ميگفتي
.. گوش کن , جس
. ما در مورد لستات ميدونيم ...
کاري که اون انجام ميده بي سابقه است
پس چرا اينکارو ميکنه ؟
تو کنجکاو نيستي ؟ فکر نميکني بايد کشفش کنيم ؟
. بگذار چيزي نشونت بدم
چي ميبيني ؟
.اواسط 1500 . فلورانس
اين يکي ؟
. اين همون مرده - . بله -
... تمام نمونه هاي مختلف نقاشي
. معتبر هستند ...
هر کدام از اين نقاشيها , سبک زمان خودشون را دارند
. اسمش " ماريوس "ه
. من سالهاست تعقيبش ميکنم
. وسواس کوچک من
نزديکترين جائيکه به سرچشمه خون آشام نزديک شديم
قدمت خود ماريوس , به 400 سال قبل ميلاد مسيح برميگرده
. پس اون از لستات بزرگتره
. اون لستات را ساخته
از کجا ميدوني ؟
No comments yet. Be the first to leave one.