முதல் 200 வரிகள்.
...آنچه گذشت
الان کل برق شبکه رو قطع کردی؟
بله خانم. میخوای ترافیک درست کنم؟
.آره - آره؟ -
...فقط امیدوارم اگه به اندازه کافی این طرفا بمونم
.یه روزی "ویل" منو ببخشه و بذاره برگردم
.مشکل همینه. هیچوقت دست از ترسیدن برنمیداری
...چیزی که یه مامور رو خوب میکنه
...توانایی کنار زدن ترس و تموم کردن کاره
.وقتی همه چیز در خطره
.و میدونم که از پسش برمیای
لیپاجا لاتویا
.زیادی سریعه! زیادی سریعه
.بارها و بارها داری این کلمه رو تکرار میکنی
!آره، چونکه زیادی سریع ـه
.صبح بخیر. تازه دارم بیدار میشم
...هی میدونی منم دوست داشتم مسابقه بدم
اما اون ماشینهای رالی ...برای آدمایی ساخته شدن
.که قدشون زیر 5 فوته
.من 5 فوت و 8 اینچم. که بالاتر از حد نرماله
.به خیاب خودت 5 فوت و هشت اینچی
!مراقب جاده باش
.باشه، بچهها تمرکز کنین
...الکسی یوگین"، تروریست بیولوژیکی که دنبالشین"
.تنها برای این چیزا مسکو رو ترک میکنه
.توی ماشین جلویی شماست
...بچهها میدونم که تو ماموریتیم
.اما فکر کنم واقعا بتونم مسابقه رو ببرم
اجازه بردن میدین؟ - .نه، متاسفم -
"انگار "الکسی .یه تیم امنیتی تو خط پایان داره
.باید اونو از مسیر خارج کنی
.چه باحال
!چه کار کنه؟
استندیش"، خودت گفتی" .که تجربه عملیاتی بیشتری میخوای
.زود باش، اینم از این
.حرفمو پس میگیرم
.باشه، محکم بشین .دوستمون با خبر شد
.از جاده خارج شد
...ببین اگه قراره تو این ماشین کوفتی بمیریم
.بهتره اون عوضی رو گم نکنی
.چه پسری
.خیلی بهت افتخار میکنم - جدی؟ -
.آره
!الان فرصت داری. ازش استفاده کن
.بکوب بهش - .باشه، آره -
.بزن بریم. زود باش
.بزن بریم
.باشه
.انتخاب جالبی بود
.الکسی" بذار دستاتو ببینم"
!دستا بالا
استندیش" داری چه کار میکنی؟"
.فکر کنم زخمی شده
.لطفا کمک کنین
!به مورد نزدیک نشو
..."استندیش" - ..."استندیش" -
.پام شکسته
!استندیش"، نه! فکر کن"
.آروم باشین! معلومه که پاش شکسته
.اشتباه از من بود
:مترجمین « Highbury » « illusion امیرعلی »
ببین اگه میخوای از دست .کسی عصبانی باشی از اون باش
!اون کسی ـه که به مورد شلیک کرد
.آره تا جونتو نجات بدم
ببین "جی" فکر کنم همگی یکم .از بهونههایی که میاری خسته شدیم
...من
.ممنون که جونمو نجات دادی
.مامانمم ازت تشکر میکنه
.باشه. باید بریم ماموریتمونو از "ری" بگیریم
.انگار که تو هم باید بیای
بیخیال مرد، تو دردسر افتادم؟
.فکر کنم "الکسی" زخمی شده .فقط میخواستم کمک کنم
...هی ببین طبیعی ـه که دلت برای یه انسان دیگه بسوزه
.اونم وقتی درد دارن
.باید یه جامعهستیز باشی که دلت نسوزه
.الان نوبت تو ـه
...اگه من اونجا بودم
..."بعد از شلیک کردن به "الکسی
.به تو شلیک میکردم - .بفرما -
.پس منو به خاطر یه اشتباه میکشتی
نه، به پات شلیک میکردم .تا بهت یه درسی داده باشم
.باشه - وای، فقط پا؟ -
.داری از خودت رشد شخصیتی نشون میدی
."بهت افتخار میکنم "فرانکی
.دارم سعی میکنم
ری" همه چیز مرتبه؟"
آره. من خوبم. چرا؟
.اوه
...این آخر هفته از خواهرزادهم مراقبت میکنم
.و دوست داره با لباس بازی کنه
دایی "ری" میشه بعدا رژ لب بهت بزنم؟
.من جوابشو میدم. بله
!آخ جون
.خودتو مسخره کن. با رژ لب خیلیم خوشگل میشم
واقعا؟
.خب، هدف جدید تیم "کیم یانگ سان" ـه
یه مهندس اعجوبه در .موسسه تکنیکال بخارست ـه
...سالها صرف مطالعه روی فناوری ماگلف کرده
.که میدانهای پیشران الکترومغناطیسی رو مهار میکنه
میشه لطفا به انگلیسی روان بگی "ری"؟
.از آهنربا برای حرکت دادن یه چیزایی استفاده میکنن
خب چرا از اول همینو نگفتی؟
...خب، میگفتم اگه فهمیده بودم
.اما نفهمیدم پس نتونستم
...به هر حال "یانگ" ادعا میکنه داره روی
.یه سیستم ریلی بسیار پرسرعت جدید کار میکنه
آره، من تو ام.آی.تی .روی پیشرانش ماگلف مطالعه کردم
.این فناوری کاربرد نظامی داری
!زدی به هدف
...ارتش کشورش میخواد از تحقیقش استفاده کنه
.تا موشکهای دوربرد بسازه
.مطمئن نیستیم که "یانگ" میدونه یا نه
...اینکه تمام متفقین از جمله آمریکا رو
.در برد موشکی یه دیکتاتور قرار میده
.توزان قدرت رو بهم میزنه
.دیدی؟ این بار خوب توضیحش دادم
...باشه، یه سوال دیگه
چرا من اینجام؟
...خب باید اطلاعات "یانگ" رو پس بگیریم
.قبل از اینکه به دست آدمای بد بیافته
.و متقاعدش کنیم که خرابش کنه
...پس
!تیم باید برگرده دانشگاه
.هی
...و تو با پوشش هماتاقی جدید "یانگ" میری
.که یعنی تو دوست من، ماموریت رو دوش تو ـه
.چی؟! فکر خیلی بدی ـه
.هی، بیا یکم ازش حمایت کنیم
.ری"، اصلا فکر خوبی نیست"
.صدای هر دوتونو میشنوم
.انگار منم با شما تو یه اتاقم
.میدونیم - صبر کن، چرا من؟ -
.خب برای یه چیز، مثل خرخونها حرف میزنی
...خب شما دو تا میتونین
در مورد پیشران ماگلف و از این چیزا حرف بزنین، باشه؟
و بنابراین، ببین ...تو تنها آدمی در این تیم هستی
.که میتونه از پس یه دانشجو بربیاد
.من هنوزم از پس دانشجوی فارغالتحصیل برمیام
جدی میگه؟
باشه، همین دیگه "ری"؟ چیز دیگهای هست؟
.نه
.اینم از پوششتون
."خوب گفتی "ویل - .موفق باشی -
...بیخیال. صورت بچگانهای دارم. میتونم
.خیلی عالی بود
.بیا تو رو شاهزاده کنیم
.اوه پسر
.برنامه درسیـتو برات ایمیل کردم
.در بیشتر کلاسهای "یانگ" هستی
.ویل" و من به عنوان استاد تو دانشگاهیم"
خیلی دوست دارم .که داریم برمیگردیم دانشگاه
.خب، شادترین دوران زندگیم بود
...شماها اگه فکر میکنین الان باحالم
.هیچکس فکر نمیکنه الان باحالی
.به نظرم خیلی هم باحالی
."ممنون "استندیش
.اما ممکنه اشتباه بگم
.بهتر هوای دو طرف رو داشته باشم
دسترسی پیدا کردن ...به تحقیق "یانگ" کار سختی ـه
اما اینکه راضیش کنی خرابش کنه .خیلی سختتر از این حرفاست
.خب نمیدونم به کی وفاداره
.حتی نمیدونیم اصلا علاقهای داره یا نه
.باید خیلی سریع به "یانگ" نزدیک بشی
.شما دو تا نقاط مشترک زیاد دارین
.هر دو حسابی خرخونین
کاری کن بهت اعتما کنه، ازش .در مورد زندگی خصوصیش بپرس
بهت برنخوره "فرانکی" اما تو میخوای بهم بگی چطوری با یکی دوست بشم؟
.منظورش اینه که تو هیچوقت با کسی دوست نشدی
.همین تازگی با یکی دوست داشتم
.اسمشو بگو
."کیس"
کیس" کی؟"
."ریچاردز"
.نه، اونکه گیتاریست اول گروه رولینگ استونزه
.باشه. میرم وسایلمو جمع کنم
...هی قبل از اینکه بری
یه چیزی هست که باید .تو پروند میبود و نیست
.اینکه چقدر من بهت باور دارم
.اوه، خدایا
.زود باش. بیا بغلم
.واقعا به نظرم باحالی
.میدونم. همه میدونن
برو حسابشونو برس، ها؟
این مزخرفات احساسی و بغل کردن دیگه واسه چی بود؟
!داری کاری میکنی نرم بشه
دارم فقط اعتماد به نفسشو زیاد میکنم باشه؟
.چندین مامور تازهکار رو آموزش دادم
همهـشون باید بدونن .که یکی هست ازشون حمایت کنه
.نه، نیازی نیست
.به عشق سخت نیاز دارن
...باید بدونن اگه اشتباه کردن
میلیونها نفر میمیرن .و همهش گردن اونا میافته
.بهتره با بچهها کار کنی
واقعا؟
.نه
.باشه
...در دانشگاه من
.دکتر "ویجی پاریک" میشم
از دانشگاه برکلی مهمان هستم .و روی اخترفیزیک تحقیق میکنم
.مال خودمو دوست دارم
No comments yet. Be the first to leave one.