முதல் 200 வரிகள்.
اولش وقتی معاملهای برای تبدیل شدن
به یک جاسوس مخفی در ،دسته موتورسواری کردم
.برای محافظت از خودم بود
،ولی بعد از سه سال ،به زندان انداختن خلاف کارها
.تبدیل به ماموریت شخصیم شد
به عنوان شانسی برای اصلاح .خطاهای گذشتهام بهش نگاه میکردم
.ولی بهای سنگینی دادم
.من "چارلز فالکو"ـم، و این داستان منه
"این برنامه بر اساس دانستههای "چارلز فالکو از حوادث بین سال های 2003 تا 2006 زمانی که
به یکی از بدنام ترین دستههای موتورسواری .نفوذ کرده بود، ساخته شده است
،نام، مکان ها و جزئیات کلیدی داستان .برای حفاظت از افراد درگیر ماجرا، تغییر کرده
،قبل از اینکه جلوتر بریم
.بذار یه چیزی رو روشن کنیم
."تلفظ میشه "وَگُز" نه "وِگُز
"از کلمه اسپانیایی "وَگاباند .به معنی ولگرد گرفته شده ست
،"دسته موتور سواری "وگو ها «الاف ها»
5برابر بزرگتر از "فرشتههای جهنمی" کالیفرنیا
.و به همون اندازه وحشیتر هستن
.عمقش کافیه
درگیر همه جور جرائم سازمان یافته هستند
،پس برای تلاش برای سرپوش گذاشتن رو چیزها
.پلیسها یک خبرچین توی دسته قرار دادن
.ولی اوضاع مثل نقشه پیش نرفت
یه دلیل برای به خطر افتادن وجود داره که همهی
:خبرچینها باهاش مواجهند .خطر لو رفتن
خب آه...کدوم یکی از شما آقایون میخواد این افتخار نصیبش بشه؟
.بذار من انجامش بدم. لطفا
"مهمون من باش "پراسپکت «.کسی که توی دوره آزمایشیـه»
خفه شو خبرچین
.توی چشمام نگاه کن
یه مرد واقعی میبینی؟
.خوبه، چون آخرین چیزیه که میبینی
.لعنت بهش
.خیلی خب... پرش کن
.خب در اون موقع یه خبرچین رو از دست دادن
.و به یک جدیدش نیاز داشتن
قسمت اول: نفوذ مـحــمــد :متــرجـم M0hammad2020
چرا من؟
فکر کنم این تاوانی بود که .برای خطاهای گذشتهام باید میدادم
مشکل من؟
.در نگاه به جلو خیلی خوبم
.توی سال 2003 فکر کردم که زندگیم رو ساختم
.خونه بزرگ، سه تا ماشین، زن زیبا
در ماه 100هزار دلار
.از طریق تولید و فروش شیشه در میارم
.ولی میدونید چی میشه
اگه ازشون خوشت بیاد .دیگه نمیتونی متوقفش کنی
.اثر شیشه تا چند ساعت میمونه
و بار اول باعث میشه .احساس هوشیاری کنی
روی پیامرسانهای عصبی مغز اثر میذاره که باعث آزاد شدن
دوپامین میشه. و دوپامین تماما .مرتبط با لذتــه
.و منم عاشق احساس لذتم
.آره
...بیا بیرون هرجا که هستی .میدونم اونجایی
.اونجایی. دیدمت
،ولی قبل از اینکه بفهمی
.میگیرتت
میبینی؟ میبینی؟ میبینی؟ .با شیشههای دودی
.میبینمت
،و هرچی بیشتر ادامه بدی
.کوچکتر میشی
،فراموش میکنی
.مثل این حقیقت که همسرت ولت کرده
.و دوستهات همه رفتن
.اوه چه کار بیهودهای
.تکون نخور! تکون نخور
.دستها بالا
!تکون بخوری مردی
آسم داری اونوقت شیشه میکشی؟
.اون موقع، فقط میخواستم زندان نرم
.اسم میخواستن. بهشون میگفتم
.ولی شگفت زده نشدن
،تا وقتی که همکارم .برنارد" رو بهشون تحویل دادم"
.آدم مهمی بود، برام زمان خرید
،تا 6ماه بعد باید هر چند روز
.توی ظرف آزمایش میشاشیدم
بعد از سال ها پاک بودم
.حتی استروید رو هم ترک کردم
،با نگاه به گذشته .اون دستگیر شدن احتمالا زندگیم رو نجات داد
چه خبر رئیس؟
!دستها بالا
به همکاری و کمک برای دستگیری .نواد فروشهای میانرده ادامه میدادم
داشتم میفهمیدم که .شانسی برای اصلاح دارم
.ولی من خبرچینم، میدونستم دووم نداره
همین موقع بود که تماسی از طرف
،"بخش جرائم سازمان یافتنه "سن برنادینو .سامانتا کایلز" داشتم"
خب به نظر خوب نمیاد
میدونی داری حداقل به 20سال نگاه میکنی؟
.شاید بتونم کمکت کنم
تا حالا اسم "وگوها" رو شنیدی؟
.دسته موتورسواری؟ البته
.توی این قسمت ها مشکلات بزرگتری هستن
،خرید و فروش دارو، قتل .تجاوز، اخاذی
.میخواهیم یه پرونده بر علیهشون بسازیم
و؟
فکر میکنی بتونی داخلشون نفوذ کنی؟
میخوای وارد دسته موتور سواری شم؟
توام میخوای زندان نری، درسته؟
،ببین خانم من دلالهای مواد رو میشناسم خب؟
هیچی درباره موتورسوارها نمیدونم
.نیازی نیست بدونی
اینجوری بهش نگاه کن از خیلی از جهات
.تو بهترین گزینهای
بیشتر خبرچینها باید .زندگی قبلیشون رو کامل عوض کنن
ولی تو توی "ولی" بزرگ شدی درسته؟
.خیابونها رو میشناسی
.دلالها رو میشناسی
،و با توجه به سابقهات .مطمئنم میتونی یه کاریش کنی
...خب چی واسه این کار پول میگیرم؟ یا
.اینجوری نیست
اینکه چجوری عمل کنی .به خودت بستگی داره
تمام چیزی که ما میخواهیم اینه که واسمون مدرک جمع کنی
و در عوض ما .به کاهش محکومیتت فکر میکنیم
بهش فکر میکنی؟
.قول نمیدم
اگه نتونم مدرکی پیدا کنم چی؟
.اون موقع گمون کنم میری زندان
خب این دسته موتور سواری کجاست؟
"بخش "سن برنادینو 80کیلومتری شرق لس آنجلس
"بخش "سن برنادینو
.زادگاه زندگی موتورسوار های آمریکایی
فرشته های جهنمی، مغولها، یاغیها
رد لاستیکهای همشون .توی جادههای صحرا هست
."و همینطور "وگوها
.تا الان تحقیقاتم رو درباره دسته تموم کردم
.در سال 1965 شکل گرفتند
.و به 47 شعبه تقسیم شدن
،شعبهای که من سعی در نفوذ دارم
.یکی از بدنام ترین هاست
،مسئله اینه که چطور بهشون نزدیک شد؟
.من حتی شبیه موتور سوارها هم نیستم
میدونی من فقط یه دزد بودم. خب؟
.داستانم رو تمرین کردم
سعی کردم به همهی سوال هایی .که میپرسن فکر کنم
.تمرکز کن
.یه "وگو" جونم رو نجات داد
چی من رو تبدیل به کسی میکرد که بخوان جذب کنن؟
.یک "وگو" جونم رو نجات داد
فقط میخوام براشون .آبجو بخرم و تشکر کنم
همونجور که میگن .اعضای کلوپ موتورسواری قانون شکنند
.وگوها" به شدت وحشی هستن"
.و هیچجا خطرناک تر از بار محلی نیست
."کلوپ "رَت کچر
،همونجور که به طرف در میرفتم
.ازدحام آدرنالین رو حس کردم
.مثل اولین باری که معامله کردم
ولی این، شبیه هیچ جور .معاملهای که کردم نبود
همین جور که داخل کلوپ میرفتم
،اولین چیزی که فهمیدم غیر از بوی ترشیدگی آبجو
و شاش، کشمکش بود
.انگار شمارش معکوس تا مبارزه بعدی بود
،زمانی جشن اصلی شروع میشه
.که کف زمین پر خون باشه
عذر میخوام، میتونم یه آبجو بگیرم؟
دنبال چیزی میگردی؟
این سوال اصلیـه؟
.بستگی داره به اینکه دنبال چی میگردی
.فقط یه جای دوستانه برای آبجو خوردن
.خب اونجا در 32 کیلومتری غرب اینجاست
میدونی که کجایی، درسته؟
.البته
مشکلیه؟
اون شخص اونجارو میبینی؟
.شوهرم "کید"ـه
"معاون محلی "وگوها
در تعجبه که توی بار اونها چکار داری میکنی؟
ممکنه بخوای این رو به عنوان .یه درخواست محترمانه برای رفتن بدونی
.آره ممکنه
.یا ممکنه بخوام ملاقاتش کنم
.خب حالا نوبت منه
چیزی که الان باید بگم رو .هزار بار تمرین کردم
.حالا وقت نمایشه
میشناسمت؟
.فقط میخواستم برات یه آبجو بخرم
اوه آره؟
میخوای بهم بگی چرا؟
.خب داستانش مفصّله
نسخه خلاصه نداره؟
.البته
میخوام از یه "وگو" تشکر کنم
واسه چی؟
.خب اون نسخه طولانیه
خب چرا نمیشینی .و سعی کنی وقتم رو تلف نکنی
.باشه
.خب ... در اواسط دههی 90، توی وگاس بودم
.دزدی میکردم. پول نداشتم
و این، باعث شد احمقانه ترین کار
.زندگیم رو بکنم
توی این هتل اقامت دارم که یه گردهمایی بزرگ
.جواهرات وجود داشت صندلی و غرفه همراه با
هزاران هزار دلار ارزش طلا و نقره و الماس ها
،و آخر هر روز فقط وسایلشون رو جمع میکنن
.و تا اتاقشون میبرن
و منم فکر میکردم باید به آسونی آبنبات
گرفتن از بچه باشه درسته؟
پس این زوج پیر رو دنبال کردم
.و تا آسانسور تعقیبشون کردم
.فکر همه چی رو کرده بودم
،به زور میفرستمشون توی اتاق
وسایلشون رو برمیدارم .تفنگ رو میگیرم به طرفشون
No comments yet. Be the first to leave one.