The Marlow Murder Club

The Marlow Murder Club

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 3

வெளியீட்டு விவரம்

the marlow murder club s03e03 720p web h264-skyfire
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 3 قسمت 3 The Marlow Murder Club 2024 زیرنویس فارسی سریال

குறிச்சொற்கள்

webdl
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2026-03-18
பதிவிறக்கங்கள்: 26
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 193 வரிகள்.

تو دیگه مردی

و دقیقاً به خاطر همینه که انتخاب نشد

برای نمایشی که سال دوم از «شبح» اجرا کردیم

حرکات دست‌هاش خوب بود، اما اون دهانِ باز؟

هی

خیلی سریع رسیدی

اوه، بی‌خیال بابا

مظنون اصلی‌مون دقیقاً همونه

من توی این کار واقعاً افتضاحم

خیلی بی‌صدا بودی، اصلاً متوجه نیومدنت نشدم

همیشه کار، کارِ همین آدم‌های ساکته

خب، بسیار خب. فکر کنم وقت داشته باشیم یه دور دیگه هم بازی کنیم

اوه، خدا نکنه یه وقت برنامه تفریحیِ تنظیم‌شده‌مون به هم بخوره

فردی. زود باش! فردی

مثل قبل

آره

یه عدد انتخاب کنین، آماده قایم شدن بشین. هر کی جوکر رو بیاره

اون می‌شه قاتل ما

اووووه

بدشانسی آوردی

انگار تو قربانیِ بخت‌برگشته‌ی منی

همیشه می‌دونستم تو آدم توداری هستی

اذیت نکن دیگه، درست بازی کن

نه، من روی زمین نمی‌خوابم

باشه، همون‌جا بمون

بیست ثانیه صبر کن و بعد فریاد بزن

هر چی شما بگین، خانم استارلینگ

یک، دو

بهتر نیست راه بیفتی؟ زمان داره می‌گذره... سه، چهار

چراغ‌ها روشن

جس، فکر کردم تویی؟ اون بالا

قطعاً صدا از طبقه بالا اومد

نه

نه

ایده دیگه‌ای ندارین؟

اینجا کسی نیست

تو که اینجایی رایان. پس باید دنبال فردی بگردیم

یونا: بریم اون ضدحال رو پیدا کنیم

کسی کتابخونه رو چک کرده؟ نه

پایین چطور؟ شاید توی آشپزخونه باشه؟

اول بریم سراغ کتابخونه. جای معرکه‌ای برای قتله

شاید کارِ سرهنگ خردل بوده

با سرنیزه‌ی جنگ بوئر

اینجا هم نیست

نه، اینجاست

فردی؟

یونا، نه

اوه خدای من

من باز می‌کنم

خیلی زود رسیدن

همیشه وقتی کسی

وقتی اتفاقی مثل این می‌افته، همین‌طوره

همین‌جا نشسته بود

و فقط داشت ما رو می‌خندوند

و حالا اون فقط

همه توی اتاق نشیمن هستن

فردی

اون بالا توی کتابخونه‌ست

یه چاقو هست، و اون

مشکلی نیست، از اینجا به بعد رو ما بر عهده می‌گیریم

فقط... شوکه شدیم

تیم پزشکی قانونی هر لحظه ممکنه برسه

اما می‌خوام اون صحنه جرم نوارکشی و محصور بشه

بعدش شروع می‌کنیم به گرفتن اظهارات شاهدها

گروهبان. - اطاعت، قربان

خب، می‌دونم که می‌خوای به جودیت و سوزی زنگ بزنی

اما واقعاً فکر می‌کنم اول باید یه ذهنیتی پیدا کنیم از

اوه، چه خوب. اومدین

بکس. حالت خوبه؟

چی شده، بکس؟

اینجا واقعاً ترسناکه

ترسیدی؟

خب، جایی مثل اینجا صددرصد باید جن‌زده باشه

اگه واقعاً روحی وجود داشت، اون‌وقت به دردسر می‌افتادی

فقط چون تا حالا یکی‌شون رو ندیدی

واقعاً داری بهم می‌گی که به این چیزها باور داری؟

من دید بازی دارم

اون یه پادکست گوش می‌ده

ببین، خودت هم گفتی که بعضی از اون داستان‌ها عجیب بودن

خب

عجب روحِ خبیثیه

بفرمایید

ممنون

جودیت: بیا

این کمک می‌کنه

ممنونم

داشتیم بازیِ «قتل در تاریکی» رو انجام می‌دادیم

و من توی بازی قاتل بودم

و فردی رو توی کتابخونه پیدا کردم

اون طبق قرارمون بیست ثانیه بعد فریاد زد

و من فکر کردم این هم بخشی از بازیه

اما انگار واقعی بوده، چون وقتی رفتیم پیداش کنیم

قربان

صحنه جرم رو ایمن کردیم

ممنونم. با اجازه

از اینکه اومدین ممنونم. متأسفم، می‌دونم دیره

با کالین صحبت کردم. بهش گفتم چی شده

پیشنهاد داد که بیاد، ولی فکر نکنم بهش اجازه بدن

اوه، بکس

نگران نباش، ما می‌فهمیم کی این کار رو کرده

قطعاً

ممنونم

اوه، امروز جمعه‌ست. سوزی، مگه امشب قرار نداشتی؟

واقعاً؟ الان؟

قرار؟ بله، حتماً

خب، آره. قرار داشتم ولی دیگه خونه بودم

خوشحال می‌شیم جزئیات بیشتری بشنویم

با الهام گرفتن از رابطه شکوفای تو

با اون پروفسورِ خوب... - فقط یه دوستیِ ساده‌ست

آره، هر چی تو بگی... فکر کردم بد نیست دوباره شانسم رو امتحان کنم

و می‌دونی، حدود بیست ثانیه همه‌چی داشت خیلی خوب پیش می‌رفت

تا اینکه اون احمق ازم خواست کفش‌هام رو دربیارم

قبل از اینکه سوارِ ماشین جگوارش بشم

اوه! نه بابا، اون آدمِ من نبود

بکس؟

می‌شه یه لحظه بیای این طرف، لطفاً؟

نه. این‌ها همه قفلن. اصلاً تکون نمی‌خورن

پس قاتلِ ما حتماً از راهرو اومده

پشتِ قربانی به در بوده

دم‌دست‌ترین و راحت‌ترین سلاح رو برداشته

و از پشت به آقای تاچر-هیوز ضربه زده

قبل از اینکه حتی فرصت کنه بچرخه

مسلماً در ساعات آینده سوالات زیادی ازتون داریم

در ساعات پیشِ رو

با توجه به مسافتی که اکثرتون طی کردین

ازتون می‌خوام که لطفاً امشب رو توی همین خونه بمونین

تا بتونیم با تک‌تک‌تون صحبت کنیم... رایان: اینجا بمونیم؟

همون‌جایی که فردی مُرد؟

اگه برین خونه

این روند خیلی طولانی‌تر و پیچیده‌تر می‌شه

اگه نمی‌خواید اینجا بمونید

می‌تونین با من به اداره پلیس بیاین

هر کمکی از دست‌مون بربیاد انجام می‌دیم

امنیت داره؟

ما تمام خونه رو کامل گشتیم

هیچ‌کس دیگه‌ای اینجا نیست

و اطمینان می‌دیم که مامورها در طول شب کنار شما باشن

می‌خوام با هر کدوم‌تون به‌صورت انفرادی صحبت کنم

اما قبل از اینکه شروع کنیم

آیا امشب کسی وارد خونه شده یا از اینجا خارج شده؟

فقط ما شش نفر بودیم

آره، از وقتی زمان شام برگشتیم

فقط شما شش نفر؟

فکر نمی‌کنین کارِ یکی از ما باشه؟

این غیرممکنه

ببخشید بکس، ولی باید کارتِ شناسایی‌ت رو پس بگیرم

تو خیلی به این پرونده نزدیکی

فردی هیچ‌وقت کاری کرده بود که منجر به همچین اتفاقی بشه؟

منظورم اینه که طبق شنیده‌های من، فردی همیشه در مرکز ماجراهای دراماتیک بود

ولی آدم جذابی بود

همیشه قسر در می‌رفت

یه زمانی یکی از دوست‌دخترهای اسکار رو از چنگش درآورده بود

و فردی و رایان همیشه یه رقابتِ عجیبی با هم داشتن

فکر کنم هر دو خودشون رو رهبرِ رسمی گروه می‌دونستن

ولی از دوران دانشگاه تا الان زمانِ خیلی طولانیه برای کینه به دل داشتن، نه؟

آدما می‌تونن فوق‌العاده کوته‌فکر باشن. نباید فراموش کنیم که

جنگ تروآ در واقع به این خاطر شروع شد که

پاریس، هلن رو از منلائوس دزدید

بکس، می‌خوایم شروع کنیم به گرفتنِ اظهارات

خیلی خوب می‌شد اگه می‌تونستی بهمون

یه پیش‌زمینه‌ای در مورد همه بدی

اوه، حتماً. هر کمکی از دستم بربیاد

ممنونم خانم‌ها

اوه، ما هم می‌ریم یه گشتی این اطراف بزنیم

مگه نه سوزی؟ - آره

می‌دانم هنوز آنجایی

داریم می‌ریم. ببخشید

خب، در مورد رایان... رایان هیل، ممکنه اسمش رو شنیده باشی

اون بنیاد «نوکِ تپه» رو اداره می‌کنه

توی دانشگاه یه جورایی نقشِ پدرِ گروه رو داشت

آره، ولی به خودش نگیا

از این حرف متنفره

دوست داره خودش رو آدمِ بلندپروازی بدونه

هرچند توی درس و مشقش خیلی مشکل داشت

ولی همون باعث شد انگیزه‌اش بیشتر بشه

و از اون موقع تا حالا حسابی از جون مایه گذاشته

با ماری صحبت کردی؟

همسرش؟

اگه لازم باشه شماره‌اش رو دارم

نگران نباش، ما حواس‌مان به این چیزها هست

تا جایی که فهمیدم، تو و فردی صمیمی بودین؟

قطعاً. ما مدام به هم پیام می‌دادیم

هر وقت وقت می‌کردیم با هم شام می‌خوردیم

اون ساقدوشِ عروسی من بود

زود تمومش می‌کنیم

فقط می‌خوایم یه تصویری از زمان‌بندیِ اتفاقات امروز داشته باشیم

بکس: یونا ویور

اون برنامه‌ریزی کرد و اینجا رو پیدا کرد

ایده جمع شدنِ دوباره‌مون پیشنهادِ اون بود

حدس می‌زنم حدود یک ساعت اینجا بودیم

اتاق‌هامون رو انتخاب کردیم

بعد برای پیاده‌روی از توی جنگل رفتیم

به رستورانِ «کشاورز خوشحال» برای ناهار

The Marlow Murder Club subtitles in other languages

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left