முதல் 200 வரிகள்.
سی نما تقدیم میکند
ما باید برنامه رو از همون اولش مرور کنیم.
- بیاین در مورد این شغل حرف بزنیم. - اوه،صحبت در مورد شغل!
یکی از 5 نوع صحبت مورد علاقه ی منه درکنار صحبت با بالش،دخترا،صحبت واقعی و صحبت های تِد.
چرا بارونی پوشیدی؟
اوه،چون هر سطحی تو خونه ی شما چسبندهس.
دفعه ی قبل که اینجا بودم،دیدم یه مداد شمعی آب شده رو ژاکتم هست.
خیلی خُب،من فردا با گریزل کنفرانس خبری دارم.
از الان تا اون موقع کلی کارِ برنامه ریزی شده دارم.
به نظر باید بیخیال پُخت پای و مراسم پرتاب کدوتنبل بشیم.
اوه،واقعا باید بیخیال اون بشیم؟
من عاشق اینم که پرواز اون کدوتنبل هارو تو آسمون ببینم.
من یه جورایی فرودشونو دوست دارم.
منم همینطور.
باشه،منو ببخشید،ولی من باید برگردم شهر،جایی که اتفاقات میفته.
باشه،این کمپین باید خیلی جدی شروع بشه.
اوضاع قراره واقعا سخت بشه. لِزلی،آماده ای؟
- من لِزلی؟ - آره
خُب،من قبلا خودم داوطلب بودم،پس فکر کنم میتونم از پس همسرِ داوطلب بودن بربیام.
من از تمام مشکلات خبر دارم.
ببین،مشکل همینه.
همسرش بودن،مثل اینه که میدان مین باشی.
اگه دینگ دانگ کنی به پرچم سینه میزنم روت و
یکم والیوم میریزم تو حلقت،
و میندازمت اون طرف جایگاه،جایی که خیلی با صحنه فاصله داری.
عقل کل ها مردم رو میترسونن.
من فکر میکنم داری رای دهنده ها رو دست کم میگیری.
فکر نمیکنم این امکان داشته باشه.
استفان،مواظب باش.
بارونی.
ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید @officialcinama
«تـرجمـه از سینا اِن وی» sina_n_v
میدونم که معمولا از موسسات متنفری.
ولی این یکی رو فکر کنم دوست داشته باشی.
ما مردمی که نمیدونن چیکار کنن رو میبریم،
و بعد اونارو میذاریم سر شغل های باحال در سراسر دنیا.
و من چند ماه دیگه شروع میکنم.
خُب،من فکر میکردم بری سراغ شغل های باوقار تر مثل سنگبری و یا الوار بُری.
ولی از کار دولتی خارج شدی،
و این یعنی قدم گذاشتن تو راه درست.
این قطعا همون شغلی هست که میخواستم ...
ولی به این معنی هست که باید بریم واشینگتون.
خُب،
پس خوش به حالت.
اگه میخوای بری،فکر کنم بهتره اون کلید یدکی خونه ی منو برگردونی.
همونی که وقتی سالها پیش دستیارم بودی برای مواقع ضروری بهت داده بودم.
باشه.
صحبت خوبی بود.
این محله برای سالها رها شده بود.
ولی الان،به لطف دفتر های مرکزی گریزل
این منطقه بزودی تبدیل به قطب ابداعات برای دهه های آینده میشه.
آقای وایِت.
کمپین انتخاباتی شما یه برنامه منتشر کرده،
و به نظر میرسه همسرتون داره بیخیال مراسم"پای مِری" میشه.
میشه توضیح بدید؟
"پای مِری" یه سنت در بخش جنوبی ایندیانا هستش،
که همسران داوطلبان کنگره در مسابقه ی پخت پای به مصاف هم میرن.
برنده ی آخرین مسابقه، کیکِ میوه ایِ خامه ایِ جون هارتول بود.
بازنده ی مسابقه ی آخر،همه ی زنان بودن.
لِزلی به اولین همسرِ داوطلبی تبدیل میشه که تو "پای مِری" شرکت نمیکنه.
چه نوع بیانیه ای واسه بیخیال شدن این مسابقه منتشر میکنید؟
من هیچ بیانیه ای نمیدم.
ما فقط روی مسائل بزرگتر تمرکز داریم.
مثل همین پروژه ی 150 میلیون دلاری احیای اینجا.
ببخشید،من باید رد بشم،ببخشید،معذرت میخوام.
مایک پترسون هستم.
لِزلی تو کاملا شفاف اعلام کردی که خونه داری مهم نیست.
تا حالا واسه بچه هات غذا درست کردی؟
و اصلا کی الان داره ازشون مراقبت میکنه،
در حالی که هیشکی جز خدا نمیدونه کجا رفتی؟
در مورد چی حرف میزنی؟ من اینجا جلوت ایستادم.
باشه،سخت نگیر،بیا احساساتی نشیم.
باشه،ما باید بریم.
خوب،همتونو تو آدرس خودم ملاقات میکنیم. از همتون ممنونم که اومدید.
دیگه مخالف کدوم سننت ها هستی لِزلی؟ بیسبال؟بغل کردن بچه هات؟
اون مدل مو هزینهش چقدر شده؟
بهت هیچ ربطی نداره،و ممنون که توجه کردی.
میز من همیشه درست همینجا بود.
- چقدر پوله؟ - پول نیست.
بهت که گفتم کلید ران ـه. سال ها قبل اینجا قایمش کردم.
اوه،صبر کن.
نه،کلید نیست،یه بلیط سینما و 4 تا دندون هست.
"اگه دنبال کلید ران میگردی،من قایمش کردم و تو هیچوقت پیداش نمیکنی"
"از صمیم قلب،آپریل"
- خُب،کجا گذاشتیش؟ - نمیدونم،8 سال پیش بود.
اوه خدای من،کلید خونه ی ران تو یه ساختمون دولتی گم شده.
- بدترین کابوسه. - گوش کن عزیزم.
تنها کاری که باید بکنیم اینه که یه سگ تربیت کنیم تا کلید ران رو بوی بکشه و پیدا کنه.
باشه
تنها چیزی که نیاز داریم کلید ران هستش که بتونه بوش کنه.
پس کلید ران رو بده به من،و من میرسونمت به کلید.
"نه،اشتباه میکنی" با مایک پَتِرسون.
به برنامه ی من خوش اومدید، مهمون من جون هارتوِل هستش.
همسر نماینده ی کنگره،پائول هارتوِل.
جون،ما همه میدونیم که همسر بِن وایت منظورش چیه.
با بیخیال شدن "پای مِری"اون میگه زنایی که خانوادشونو دوست دارن احمق اند.
خُب،مایک ما همه انتخابات محدودی داریم.
خانوم نوپ تصمیم گرفته که همشو داشته باشه.
من انتخاب کردم که خانوادم رو در الویت قرار بدم.
خُب،من فقط حدس میزنم،ولی فکر میکنی کارهای لِزلی نوپ
به این معنی هستش که از خانوادش متنفره؟
خُب،فقط سه ساعت طول کشید تا حرف جِن درست از آب دربیاد.
من رسما مایه ی حواس پرتی ام. من قراره تو "پای مِری" شرکت کنم.
اینا همشون چرت و پرته،تموم میشه میره.
و پای مِری هم چیز احمقانه و کهنه ای هست.
ولی هرچی بیشتر در این مورد حرف میزنن
کمتر قراره در مورد برنامه ی اقتصادیت صحبت کنن.
در ضمن،من کارم تو درست کردن پای خوبه، پس میبرم،و بعدش میتونم
کتاب آشپزیِ خودم در مورد حقوق زنان رو ترویج بدم.
"رمز و راز زنانه"
همه چی روبه راهه.
من یه جای امن گذاشتمش،
و بعدش واسه اینکه ازش حفاظت کنم، اونو جابه جا کردم و نمیدونم کجا گذاشتمش.
درک میکنم.
عصبانی نشو ران.
.اون خیلی عالی مخفیش کرده
و یه سِری سرنخ به جا گذاشته.
این یه معمایِ سخت با سرنخ های کمه، و منم عاشق معما هستم.
یه یادداشتِ به درد نخور،اینا هم به نظر دندون انسان ـه،و این چیه؟
"توایلایت:ماه نو"
یه فیلم ـه،ولی تا حالا ندیدمش.
در مورد گرگینه ها و خون آشام های احمق و از این جور چیزاس.
دانا از اونجور چیزا خوشش میاد.
شرط میبندم اون بهتر میدونه باید چیکار کنیم.
بلاخره یه شکار که ارزش وقتم رو داره.
پیش به جلو.
باشه.
غذا داده شد،بچه ها به تخت خوابشون برده شدن،کتاب خونده شد،
یه مشکل بدون هیچ دلیلی پیش اومد،بچه ها دوباره به تخت خوابشون برده شدن
یکیشون مدت کوتاهی اومد بیرون، بعدش دوباره برگشتن به تختشون.
همشون خوابیدن.
باشه،من هر چیزی رو که برای درست کردن پای نیاز داری رو اینجا آوردم.
من همچنین خامه ی اضافی هم گرفتم.
یکی واسه پخت و پز و یکی واسه اینکه مستقیم بره دهن.
اوه،تو منو خیلی خوب میشناسی.
ممکنه یکی از بچه ها باشه.
سلام لِزلی، الیس یارکتین هستم از موسسه ی زنان ایندیانا.
اوه خدای من،الیس لطفا بیا تو.
صبر کن،اومدی بهم جایزه ی زنِ سال رو بدی؟
من یه سخنرانی حاضر کردم، دوست داری ببینیش؟
نه لِزلی،ما خیلی خوشحال شدیم
وقتی فهمیدیم اون مسابقه ی احمقانه ی درست کردن پای رو بیخیال میشی
ولی بهمون خبر رسید که تصمیم گرفتی شرکت کنی.
آره،موافقم که احمقانهس، ولی این به خاطر خودم نیست.
بخاطر بن ـه،و اون کارهای خیلی بیشتری نسبت به هارتول واسه زنان خواهد کرد.
خُب،میدونی،یه نبرد رو شکست بخور ولی جنگ اصلی رو برنده شو،روالش اینطوریه. (کنایه از اینکه در نهایت برنده شو)
ببین،پای مِری سنت عقب افتاده ای و زن ازستیزانه ای هست،و اگه شرکت کنی
چاره ای نداریم جز این که در اون رویداد بر علیه تو و بن تظاهرات کنیم.
امیدوارم از پای خوشت بیاد ...
رو صورتت.
استعاری گفتم. ما متمدنانه عمل میکنیم.
هیچ حامیِ بزرگتری از نوپ در مورد مسائل برابریِ جنسیتی وجود نداره.
و همسرم بِن،
یه قهرمان پیشرو در مورد حقوق زنان هست.
عزیزم،فِر آمادهس.
زود باش،وقت پخت و پزه ـه.
بابایی پای میخواد.
سلام،بِن وایِت هستم.
ما یه سِری سرنخ کوچیک داریم.
یکیشون این بلیط ـه.
این فیلم رو در مورد خون آشام ها و اینجور چیزا دیدی؟
"ماه نو"؟ آرهدیدمش،همراه آپریل.
اون،اونقدر تحت تاثیر قرص های مسکن بخاطر کشیدن دندون های عقلش بود که
من قانعش کردم باهام بیاد فیلم رو ببینه.
دندون ها،مال تو هستن.
تو خیلی تحت تاثیر اونا بودی.
موقع فیلم تو مدام داد زدی،"تیمِ ولتمورت"، اونا هم مارو انداختن بیرون.
من عصبانی بودم.
تو فقط یبار تو عمرت میتونی فیلم توایلایت رو 7 بار ببینی.
چیزی در مورد کلید به یاد داری،
یا اینکه آپریل کار غیر معمولی بکنه؟
اون قبل از رفتنش کنار یه جایگاه واکس زنی ایستاد
تا اونجا یه چیزی واسه اندی به جا بذاره.
اون بدجوری روش کراش داشت.
اوه،عزیزم،رو من کراش داشتی؟
خجالت آوره.
- ما ازدواج کردیم - فرقی نداره
به طرف جایگاه واکس زنی.
- بس کن،بس کن. - دنبالم بیا
گَری،داری چه غلطی میکنی؟
اوه خدای من،خُب،حلقه ی عروسیم افتاد پشت این شبکه ی آهنی.
بعدش سعی کردم درش بیارم،
کلیدام هم افتاد اون پایین، پس دیگه نمیتونم برم.
لعنت بهش،منو برمیگردونه به گذشته.
- اشکالی نداره که بشینم نگاه کنم؟ - اوه،نه اصلا،خوشحال میشم یکی باشه.
این موسسه ی زنان اصلا شوخی نداره.
که واسه همین دوسشون دارم، ولی الان طرف دیگه هستم.
اوه خدای من،بِن،من بهشون 100 دلار بابت تعهد سالانه دادم.
میدونی با اون پول چندتا تابلو بر علیه من میتونن بخرن؟
تو هم نمیری مسابقه ی پای،کاملا مشخصه.
اونوقت برمیگردیم سر جای اولمون.
بعدش مثل این میمونه که دارم میگم بهتر از زنایی هستم که آشپزی میکنن.
باید چیکار کنیم؟ طلاق بگیریم؟
خُب،نظرت در این مورد چیه؟
چی میشه اگه من تو مسابقه ثبت نام کنم؟ من پای میپزنم،و به جای زنِ خودم عمل میکنم.
اوه،اون ممکنه جواب بده، از جنجال ها دور میشیم.
دوباره تمرکز کمپین رو میذاریم رو مسائل کاندید شُدنت.
و بعدش باعث زیر و رو شدن سنت قدیمی میشیم.
دقیقا،ولی از همه مهمتر
ما این ایده که پای دقیقا چی هست رو تغییر میدیم.
No comments yet. Be the first to leave one.