The Mummy

The Mummy

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

வெளியீட்டு விவரம்

The Mummy 1999 2160p UHD BluRay DTS-HD MA 7 1 HDR x265-CtrlHD
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian The Mummy 1999 زیرنویس فارسی فیلم

குறிச்சொற்கள்

bluray
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2025-12-25
பதிவிறக்கங்கள்: 106
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

تبس، شهر زندگان

جواهری بر تاج فرعون، ستی اول

خانه‌ی ایمهوتپ، کاهن اعظم فرعون

نگهبان مردگان

زادگاه آنک‌سوت‌آمون، سوگلی فرعون

هیچ مرد دیگه‌ای اجازه‌ی لمس کردنش رو نداشت

اما اون‌ها برای عشق‌شون حاضر بودن جون‌شون رو به خطر بندازن

برای زنده کردنِ دوباره‌ی آنک‌سوت‌آمون

ایمهوتپ و کاهنانش وارد سردابه‌ش شدن و جسدش رو دزدیدن

اون‌ها با عجله به دل صحرا زدن

در حالی که جنازه‌ی آنک‌سوت‌آمون همراهشون بود

به سمت هاموناپترا، شهر مردگان

مدفن باستانیِ پسرانِ فرعون‌ها

و آرامگاهِ ثروت‌های مصر

ایمهوتپ به خاطر عشقش، خشم خدایان رو به جون خرید

با رفتن به اعماق شهر

جایی که کتاب سیاه مردگان رو از جایگاه مقدسش برداشت

روح آنک‌سوت‌آمون به دنیای تاریکِ زیرین فرستاده شده بود

اعضای حیاتی بدنش رو درآورده و توی پنج خمره‌ی مقدس کانوپیک گذاشته بودن

روح آنک‌سوت‌آمون از دنیای مردگان برگشته بود

اما محافظان فرعون، ایمهوتپ رو تعقیب کردن و جلوش رو گرفتن

قبل از اینکه مراسم کامل بشه

کاهنان ایمهوتپ محکوم شدن که زنده زنده مومیایی بشن

و اما ایمهوتپ، اون محکوم شد به تحملِ «هوم‌دای»

بدترینِ تمام نفرین‌های باستانی

اون‌قدر وحشتناک که قبلاً هرگز روی کسی اجرا نشده بود

قرار بود تا ابد توی تابوتش حبس بمونه

و تا ابد یه مرده‌ی متحرک باقی بمونه

مُغ‌ها هرگز اجازه نمی‌دادن که آزاد بشه

چون اگه برمی‌خاست، مثل یه بیماری متحرک و بلایی برای بشریت می‌شد

یه گوشت‌خوارِ ناپاک با قدرتی باستانی

با تسلط بر شن‌ها و شکوهِ شکست‌ناپذیری

سه هزار سال تمام، آدم‌ها و ارتش‌ها سر این سرزمین جنگیدن

بدون اینکه بدونن چه اهریمنی زیرش نهفته‌ست

و سه هزار سال تمام، ما، مُغ‌ها

نوادگان محافظان مقدس فرعون، نگهبانی دادیم

همین الان ارتقا گرفتی

ثابت بمونین

تو این یکی با منی، مگه نه؟

قدرت تو به منم قدرت می‌ده

ثابت بمونین

صبر کن! منتظر من بمون

ثابت بمونین

شلیک

فرار کن بنی! فرار کن

برو تو! برو تو

هی! اون در رو نبند

اون در رو نبند

تو خواهی مُرد. تو خواهی مُرد

سنگ‌های مقدس

مجسمه‌سازی و زیباشناسی

سقراط، سِت جلد اول، جلد دوم

و جلد سوم

و

تحتمس؟ تو اینجا چیکار می‌کنی؟

ت... ت... ت... ت

ت

می‌ذارمت سر جایی که بهش تعلق داری

کمک

اوپس

چی... چطور

اوه، اینو ببین

ای پسران فرعون‌ها

بهم قورباغه بده! مگس! ملخ

هر چیزی غیر از تو

در مقایسه با تو، اون بلاهای دیگه لذت‌بخش بودن

خیلی خیلی معذرت می‌خوام. اتفاقی بود

دختر جون، وقتی رامسس سوریه رو با خاک یکسان کرد، اون اتفاقی بود

تو یه فاجعه‌ای

کتابخونه‌مو ببین

چرا دارم تحملت می‌کنم؟

خب، شما تحملم می‌کنین چون من می‌تونم

می‌تونم به زبان مصری باستان بخونم و بنویسم

و می‌تونم... می‌تونم خط‌های هیروگلیف و هیراتیک رو رمزگشایی کنم

و خب، من تنها کسی تا شعاع هزار مایلی هستم

که می‌دونه چطوری این کتابخونه رو درست کدگذاری و فهرست‌بندی کنه، واسه همینه

من تحملت می‌کنم چون پدر و مادرت بهترین حامیان ما بودن

واسه همینه

خدا رحمتشون کنه

حالا دیگه برام مهم نیست چطوری انجامش می‌دی

مهم نیست چقدر طول می‌کنه

این اوضاعِ قاراشمیش رو مرتب کن

سلام؟

عبدل؟

محمد؟

باب؟

تو اصلاً به مرده‌ها احترام نمی‌ذاری؟

البته که می‌ذارم. اما بعضی وقت‌ها ترجیح می‌دم منم بهشون ملحق شم

خب، کاش این کار رو قبل از اینکه کار منم مثل مال خودت به گند بکشی انجام بدی

حالا برو بیرون. خواهر کوچولوی عزیز و شیرینم

اینو بدون که

دقیقاً در همین لحظه، کار من تو اوجشه

تو اوج؟ ها! جاناتان، خواهش می‌کنم، اصلاً حوصله‌تو ندارم

همین الان یه خرده گند زدم به کتابخونه

و محقق‌های بمبریج دوباره درخواستم رو رد کردن

می‌گن تجربه‌ی میدانیِ کافی ندارم

تو همیشه منو داری، خواهر گلم

در ضمن، یه چیزی دارم که حالت رو خوب کنه

اوه، نه، جاناتان، یه خرت‌وپرتِ بی‌ارزشِ دیگه نه

اگه بخوام یه تیکه آشغال دیگه رو ببرم پیش موزه‌دار تا سعی کنم

برات بفروشمش

اینو از کجا آوردی؟

توی یه حفاری تو تبس

تو کل زندگیم هرگز چیزی پیدا نکردم، اِوی

لطفاً بهم بگو که یه چیزی پیدا کردم

جاناتان. بله؟

فکر کنم واقعاً یه چیزی پیدا کردی

اون قابِ کتیبه‌مانند رو اونجا می‌بینی؟

این مهر رسمی سلطنتیِ ستیِ اوله، مطمئنم

شاید. دو تا سوال

ستیِ اول دیگه کدوم گوری بود و آیا پولدار بود؟

اون دومین فرعون از دودمان نوزدهم بود

می‌گن ثروتمندترین فرعون بین همه‌شون بوده

خوبه. از این خوشم اومد

خیلی ازش خوشم اومد. من همین الان قدمت نقشه رو تخمین زدم

تقریباً سه هزار سال قدمت داره

و اگه به خط هیراتیکِ درست همین‌جا نگاه کنی... خب، اینجا نوشته هاموناپترا

خدای من، مسخره نشو

ما محقق هستیم، نه شکارچی گنج

هاموناپترا یه افسانه‌ست که قصه‌گوهای عربِ قدیم تعریف می‌کردن

تا توریست‌های یونانی و رومی رو سرگرم کنن

تمام اون اراجیف درباره‌ی اینکه یه مومیایی با نفرینش از شهر محافظت می‌کنه رو می‌دونم

اما تحقیقاتم باعث شده باور کنم

که خود شهر ممکنه واقعاً وجود داشته باشه

داریم درباره‌ی *اون* هاموناپترا حرف می‌زنیم؟

بله. شهر مردگان

جایی که می‌گن اولین فرعون‌ها ثروت مصر رو اونجا پنهان کردن

آره، آره، توی یه اتاق گنج بزرگِ زیرزمینی

هه! بی‌خیال بابا. همه این داستان رو بلدن

کل اون گورستان طوری طراحی شده بود که غرق بشه

به دستور فرعون، توی شن‌ها فرو بره

با یه حرکتِ کلید، کل اون مکان

زیر تپه‌های شنی ناپدید می‌شد

و گنج رو هم با خودش می‌برد

همون‌طور که آمریکایی‌ها می‌گن، همه‌ش قصه‌ی پریان و مهمله

اوه، ای وای! اونو ببین

سوزوندیش! همون قسمتی که مربوط به شهر گمشده بود رو سوزوندی

مطمئنم این‌طوری بهتره

آدم‌های زیادی عمرشون رو در تعقیبِ احمقانه‌ی هاموناپترا تلف کردن

هیچ‌کس تا حالا پیداش نکرده

بیشترشون هم هرگز برنگشتن

بفرمایین، بفرمایین! پا بذارین روی آستانه

به زندان قاهره، خانه‌ی محقر من خوش اومدین

تو به من گفتی اونو توی یه حفاری تو تبس پیدا کردی

آره، خب اشتباه کرده بودم. - تو به من دروغ گفتی

من به همه دروغ می‌گم. مگه تو چه ویژگیِ خاصی داری؟

من خواهرتم. - این فقط باعث می‌شه زودباورتر باشی

تو اونو از یه مست توی بازارچه‌ی محلی دزدیدی

در واقع جیبش رو زدم، برای همین فکر نمی‌کنم خیلی

این‌قدر مسخره‌بازی درنیار. این مَرده دقیقاً واسه چی زندانیه؟

این رو نمی‌دونستم

اما وقتی شنیدم دارین می‌آین، خودم ازش پرسیدم

و اون چی گفت؟

گفت فقط دنبال خوش‌گذرونی بوده

این همون کسیه که ازش دزدی کردی؟ - آره، دقیقاً

خب پس چطوره بریم یه لقمه ناهار پیدا کنیم و

تو کی هستی؟

و این "دُخیه" کیه؟ - "دُخی"؟

من فقط یه جورایی یه مبلغِ محلی‌ام که دارم کلام حق رو گسترش می‌دم

اما این خواهرم، اِوی هست. از دیدارتون خوشبختم

اوه، خب. انگار همچین بدم نیست. - ببخشید؟

الان برمی‌گردم

درباره‌ی اون جعبه ازش بپرس. ما پیدا کردیم

سلام. ببخشید

ما هردومون جعبه‌ی معمای شما رو پیدا کردیم

و اومدیم درباره‌ش ازتون بپرسیم

نه. نه

نه. شما اومدین از من درباره‌ی هاموناپترا بپرسین

از کجا می‌دونی اون جعبه به هاموناپترا مربوط می‌شه؟

چون وقتی پیداش کردم، همون‌جا بودم. من اونجا بودم

اما از کجا بدونیم این‌ها یه مشت اراجیف نیست؟

من تو رو می‌شناسم؟ - نه، نه

فقط صورتم از اون مدل‌هاست که به نظر آشنا می‌آد

تو واقعاً توی هاموناپترا بودی؟

آره، اونجا بودم. - قسم می‌خوری؟

هر روزِ لعنتی. - منظورم اون نبود

می‌دونم. من اونجا بودم. قصر ستی. شهر مردگان

می‌تونی بهم بگی چطوری برم اونجا؟

منظورم مکان دقیقشه

می‌خوای بدونی؟ - خب، بله

واقعاً می‌خوای بدونی؟ - بله

پس منو از این خراب‌شده بیارین بیرون

انجامش بده خانوم

دارن کجا می‌برنش؟ - که دارش بزنن

ظاهراً خیلی بهش خوش گذشته

صد پوند بهت می‌دم تا جون این مرد رو نجات بدی

خانوم، من خودم صد پوند می‌دم فقط برای اینکه دار خوردنش رو ببینم

دویست پوند. - ادامه بدین

سیصد پوند

آخرین خواسته‌ت چیه، خوک؟

آره. طناب رو شل کن و بذار برم

البته که نمی‌ذاریم بره

پانصد پوند

و دیگه چی؟ من مرد خیلی تنهائی‌ام

نه

گردنش نشکست

اوه، واقعاً متاسفم. حالا باید خفه شدنش رو تماشا کنیم

اون جای هاموناپترا رو بلده

داری دروغ می‌گی. - من هرگز دروغ نمی‌گم

داری بهم می‌گی این پسرِ خوکِ کثیفِ بی‌خدا

More Farsi Persian subtitles for The Mummy

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left