முதல் 200 வரிகள்.
آنچه در ویل ترنت گذشت
اسم من ویل ترنته
متاسفم، این یه کم واسم سخته
به اسپانیایی. من مادرم رو نمیشناسم
اما اون اهل پورتوریکو هست
آنتونیو. عمو آنتونیو
تو دقیقاً شبیه مادرت هستی
بذار ببرمت پورتوریکو. چی؟
داری بهتر میشی
اون رو نمیدونم ولی دوست دارم جایی که تو از اونجا اومدی رو ببینم
یه بخشی از وجود تو هم مال اینجاست
اگه هست، من هنوز حسش نمیکنم
پسرم، تو خیلی به خودت سخت میگیری. تو خاص هستی
کاتالینا
خاوی، چی شد؟
خاوی، کاتالینا حالش خوبه؟
دیدی؟ آره
و اونجا
آره. همینطور
آره
اون مثل خونوادهمون بود
مادرش داغون شده. کاتالینا تنها بچهاش بود
واقعاً متاسفم
آماندا، ایشون راموس دلگادو و همسرش ایزابلا هستن
اون وابسته فرهنگی کلمبیاست. اسپانسر ویزای کاتالینا بود
هوم. آماندا واگنر، معاون مدیریت "جیبیآی". تسلیت میگم
ممنون. وحشتناکه. خیلی جوون بود
دلیلی هست که شک کنیم قتلی اتفاق افتاده؟ پزشک قانونیمون همراه با همکارم اینجاست
من میرم یه سری بهشون بزنم
برای تایید به تست سمشناسی نیاز داریم
اوضاع چطوره؟
اون زوج کلهگنده بوگوتایی منتظر خبرن
سم. سمه
از کجا میدونی؟ لبهاش کبود شده
تکنسین اورژانس گفت موقع پیدا کردنش هم کبود بودن، سیانوز مرکزی
نوک انگشتها هم کبود شده
پس اکسیژن بهش نمیرسیده. لیست بلندبالایی از سموم این اثر رو دارن
چند لحظه قبل از اینکه بیفته کف زمین، داشت میرقصید
اثرش سریع بوده. این لیست رو کوتاهتر میکنه
نه جای تزریق هست، نه اثری از چیزی. کوتاهتر هم شد
اگه با نوشیدنی یا غذا مخلوط شده باشه
هر کسی توی این اتاق میتونسته یواشکی به خوردش بده
این مردم میخوان برن خونهشون
خب، یه خبر بد براشون دارم. باید با تکتک آدمهای اینجا حرف بزنیم
نصف این آدمها تبعه خارجی هستن که انگلیسی بلد نیستن
و توی این ساعت هم نمیتونیم مترجم بکشونیم اینجا
من دو سال اسپانیایی خوندم. ردیفش میکنم
اسمت چیه و چیزی دیدی؟
هی رفیق، کجایی هستی؟
آتلانتا، اما مادرم اهل پورتوریکوئه
اگه پورتوریکویی هستی، چرا اسپانیایی حرف زدنت این شکلیه؟
و جدی چرا انگلیسی حرف زدنت هم یه جوریه؟
کاتالینا رقصنده بااستعدادی بود
تمام زندگیش پیش روش بود
همیشه آدمهایی پیدا میشن که به استعدادی مثل مال اون حسودی کنن
اون بینظیر بود
چی گفت؟
کاتالینا، اوم، رقصش خوب بود
راموس. انگلیسی حرف بزن عزیزم
آه
پوزش میخوام. فکر میکردم شما پورتوریکویی هستید
خب، منم همین فکرو میکردم
باورم نمیشه که رفته. کاتالینا شریک رقص من بود
خاوی، میدونم سخته ولی ازت میخوام بهمون بگی
هرچی از آخرین ساعتهای زندگی کاتالینا یادت هست
تقریباً تمام شب رو با هم بودیم
داشتیم آخرین رقص گروهی رو برای مراسم اختتامیه تمرین میکردیم
این وقت شب؟
رقص واقعی توی مهمونیهای بعد از مراسم شروع میشه
رقصندهها میان تا خستگی در کنن
کاتالینا عاشق کلکل کردن بود. کلاً جسور بود
دیدی چیزی بخوره یا بنوشه؟
نه
وقتی میرقصید دوست نداشت چیزی بخوره یا بنوشه
تعجب میکنم چندتای دیگه از اینها داریم
هوم
پس نمیخوای چیزی بگی؟ هوم؟
چی؟
واقعاً؟ متوجه هیچ تغییری توی من نشدی؟
چی، موهاتو کوتاه کردی یا چی؟
اوه! کتشلوار. کتشلوار. از قهوهای-سبز رسیدی به
به سبز-قهوهای. بله. بله. زمین تا آسمون فرقشه، نه؟
اوه، آره. آره. حالا که دقت میکنم، خیلی گشاده
ولی یه جوری انگار زیادی بزرگه. انگار یه کم زمان لازم دارم تا هضمش کنم
هضمش سخته. هوم
کنایه زدی. هوم. خب
ظرافت و دقت به جزئیات هیچوقت نقطه قوت تو نبوده
هوم. ببخشید؟
مامور ویژه ترنت
اوه. از قهوهای-مایلبه-سبز رفتی به سبز-مایلبه-قهوهای؟
خوشم اومد. چشمهات رو خیلی نشون میده
بونبون شیفون
ممنون که متوجه شدی، بونبون
کارم همینه دیگه
و سالسا هم میرقصی
اوه، خب، من مجری مراسمم ولی بله، معلومه که سالسا میرقصم
و این مردم هم باید دیگه دست از کشته شدن دور و بر من بردارن
روحیه حساس، شیرین و جذابِ مجرد من دیگه تحملش رو نداره
درباره کاتالینا چی میتونی بهمون بگی؟ میشناختیش؟
میشناختمش؟ من کشتهمُردهش بودم
اخلاقش، پوستش، سینههاش
هر شب مینشستم آرایش کردنش رو تماشا میکردم
مثل یه آیین مذهبی مقدس بود
نزدیکترین چیزی بود که تا حالا به یه تجربه معنوی داشتم
چقدر خوب میشناختیش؟
اصلاً
ولی از تصوری که ازش داشتم خوشم میاومد
میتونی بهمون نشون بدی کجا آرایش میکرد؟
البته
میزش اینجا بود، طفلک
خدا بیامرزدش
در باز مونده بود، نه دوربینی بود نه امنیتی
یعنی رقصندهها، نوازندهها و حتی طرفدارها هم به اینجا دسترسی داشتن
مامور ویژه، چرا من تازه الان دارم میفهمم که تو پورتوریکویی هستی؟
نمیدونم بونبون. به نظرم ربطی به موضوع نداشت
پورتوریکویی بودن همیشه به موضوع ربط داره
اوه! بذارش زمین. اینجا صحنه جرمه
تو از کجا فهمیدی من پورتوریکوییام؟
اوه، اون بیرون همه دارن دربارهاش حرف میزنن
خیلی ازت خوششون نمیاد، جناب مامور. هوم
خب، کدوم طرفت پورتوریکوئیه؟
مادرم
اوه، پس بابات آلمانیه
چی؟ نه
پس این رگه آلمانی از کجا اومده؟ آلمانیای در کار نیست
به نظر میاد یه ذره آلمانی باشی
شاید چون خیلی خشکی، میدونی
ولی واسه همینه که انقدر خوب با هم کنار میایم عزیزم
چون تو این شکلی هستی و منم این شکلی. میبینی؟
خیلی خب، برگردیم سر پرونده
خاوی گفت کاتالینا قبل از رقص دوست نداشت چیزی بخوره یا بنوشه
پس اگه سم خورده نشده
این لوازم آرایش با بقیه فرق داره
شاید از طریق پوستش جذب شده
نه
مرگ با کانتور کردن؟ باید این رو بفرستیم آزمایشگاه
مگه شماها آزمایشگاه لوازم آرایش بدن دارین؟
در این فاصله، گروگانها رو آزاد کنیم؟
اینها گروگان نیستن، شاهدن
و نه، هنوز نمیتونیم بذاریم برن
هولا. سلام. این... این روشنه؟ اوم
اوه
چطوری باید... کسی میدونه چطوری باید با این کار کرد؟ اوم
اوه. ای وای
روشنه. خب
چه خبره؟
فقط یه لحظه. آهان. دیدین؟
اوه. صدام رو میشنوین؟
ببخشید. خیلی نزدیک بود
ممنون از همهتون برای
هی، داداش، فقط انگلیسی حرف بزن
هی، میتونیم بریم یا نه؟
نه دقیقاً
هنوز چند تا مصاحبه مونده و منتظر جواب آزمایشها هم هستیم
خیلی سریع تموم میشه. فقط چند ساعت دیگه
من تمرین دارم
ولی داریم ساندویچ میگیریم. چه جور ساندویچی؟
راستش، نمیدونم. احتمالاً تن ماهی
مطمئنم گزینه گیاهی هم هست. اوه، و ژامبون بوقلمون
خدای من. میخوام برم خونه
آهان
شب طولانیای بود؟
دیشب دوستهای مکس پیشش بودن
پنج تا پسر. یه دستشویی
شبیه شکنجهست
ای بابا، هلر
مرد حسابی، یه زنگی به خودت آویزون کن
اون همایش علوم جناییِ پاییز گذشته رو یادت هست؟
به یه استاد گفتم که کلاس جرمشناسیش
میتونه روی یکی از پروندههای مختومهمون کار کنه
اونا توی اتاق مطبوعات مستقر شدن و آمادهان یافتههاشون رو به هر دوی شما ارائه بدن
ابداً. فرانکلین چی؟ یافته؟ نه. نه. فرانکلین چی شد؟
اون نیست. مریض شده. مهربون باش
چند سالشونه؟ همسن دانشجوها هستن؟
نه. نه، نه، نه. من نمیدونم چطوری باید با اونا حرف بزنم
هی. اون یه حرف اشتباهی میزنه، خودت که میدونی میزنه
میرن به منابع انسانی شکایتم رو میکنن. اینو میخوای؟
هر جسدی
که باد کرده باشه یا حیوونها تیکهپارهاش کرده باشن
چیزی که تا ابد توی ذهنم بمونه. خواهش میکنم، هلر؟
خوش بگذره
بورلی راتلج، ۶۳ ساله، زندگیش رو وقف خدمت کرده بود
آوریل ۲۰۰۳ توی کارگاه نجاریش با ضربات چاقو کشته شد
توی بلوکِ بورلی یه مرکز بازپروری بود
اون موقع پلیس مستقیماً رفت سراغ اونجا
منطقیه. یه خونه پر از مجرم
آره، با این تفاوت که اشتباه میکردن
میشه این صداهای افکتی رو تمومش کنین؟
این تونی هالیسه
اون بعد از گذروندن چهار سال حبس توی اون مرکز زندگی میکرد
به خاطر کشتن دوستپسرش، آندره مککوی
ادعای دفاع شخصی کرد و جرمش به قتل شبهعمد کاهش پیدا کرد
بیش از یک بار توی کارگاه نجاری بورلی دیده شده بود
پلیسها رسماً فکر میکردن کار اونه، مظنون ردیف اول، پرونده مختومه
اما "دیانای" اصلاً مطابقت نداشت
بعد از اون، هیچی، پرونده راکد موند
خب. بعدش؟
پس ما توی متن بازجوییها و یادداشتهای تونی تحقیق کردیم
توی مصاحبهاش به مردی توی یه ماشین "کاتلاس" زرد اشاره میکنه که تعقیبش میکرده
شب قتل، توی محلهی بورلی